تبليغاتX
محبان فاروق - نخستین حادثه مهمی که بعد از وفات رسول الله (ص) برای حضرت صدیق اکبر(رض) اتفاق افتاد.
نظری که میدهید باید با منطق باشد وگر نه بی ادبی در این وبلاگ جایی ندارد

نخستین حادثه مهمی که بعد از وفات رسول الله (ص) برای حضرت صدیق اکبر(رض) اتفاق افتاد.

روزیکه رسول الله (ص) وفات یافته به ملأ اعلا شتافت وقوع این فاجعه عظیم بحدی بر مسلمین شدید بوده آنها را دگرگون ساخت که گویی صاعقه ایی از آسمان بر سر انها فرود امده انها را در وضع غیر عادی و در حالی شبیه بذهول و از خود بی خبری قرار داد تا انجا که حتی از ایات قران که همیشه تلاوت میکردند غافل شدند که میفرماید انبیاءالله بشرند و انها هم مانند سائر افراد بشر حیات و موت دارند و مخصوصا قران بان حضرت خطاب کرده میفرماید( انک میت و انهم میتون ) یعنی همانا توای محمد(ص)خواهی مرد و انها نیز خواهند مرد و ایه دیگر قران باز در این باره میفرماید ( و ما محمد الا رسول الله  قد خلت من قبله الرسل ) بعنی نیست محمد(ص)جز رسولی که پیش از او هم رسولانی بدنیا امده اند و از دنیا رفته اند .

اصحاب گرامی رسول الله (ص) قبلا از این دو آیه و ابات دیگر قران اطلاع داشته و همیشه تلاوت می کردند ولی اینک در وضعی قرار گرفتند که نمی توانستند موت انحضرت را تحمل کنند . و از خود سوال میکرند ایا براستی محمد(ص)وفات یافته است اگر درست باشد پس چه میشود و چه باید کرد اینده مسلمین چه خواهد شد ؟ حتی سیدنا عمر (رض) که بقوت قلب و قدرت روحی شهرت تاریخی دارد وفات انحضرت را باور نداشت و قبضه شمشیر برهنه را بدست گرفته مردم را در مسجد میگفت مبادا از کسی بشنوم که بگوید محمد(ص)وفات یافته! حضرت عثمان (رض) داماد پیغمبر در گوشه ای از مسجد نشسته بود و گریه میکرد. خلاصه وضعی پیش امده بود که مردم صحابه بزرگ رسول الله (ص) پریشان شده بودن و کسی نبود که انها را به حقیقت حادثه واقف و آگاه ساخته انها را براه رشد و صواب راهنمایی نموده تا زا این وضع برون ایند جز حضرت صدیق اکبر(رض) . بلی حضرت صدیق اکبر(رض) از وقوع این مصیبت جانگداز ابتدا به مسجد وارد میشود و چون میبیند مردم اشفته وار در هم ریخته سر از پا نمیشناسند و در وضع غیر عادی قرار گرفته اند انها را بحال خود گذاشته از مسجد خارج و فورا بخانه رسول الله (ص) که متصل به مسجد بود داخل میشود  و پوشاک را از چهره مقدس رسول الله (ص) کمی به کنار میزند و دهان بر چهره مبارک رسول الله (ص) گذارده انرا میبوسد و می بوید و گریه کنان میگوید فداک امی و ابی یا رسول الله (ص) ما اطیبک حیا و میتا یعنی پدر و مادرم فدایت باد ای رسول الله (ص) چه پاکیزه و چه خوشبویی چه در حیاتت و چه در مماتت.

سپس چهره مبارکش را مجدداَ می پوشاند و به مسجد آمده بر روی منبر رسول الله نشسته مردم را به آرامش و نشستن و شنیدن خطبه دعوت نموده پس از ذکر مقدمه خطبه میگوید همانا در آن هنگام که محمد(ص)زنده بود خدا در قران خبر داد که او خواهد مرد و چنین نیز فرمود همانا تو خواهی مرد و آنها نیز خواهند مرد و نیز فرمود نیست محمد(ص)جز رسولی که پیش از او رسولانی بدنیا آمده اند و از دنیا رفته اند ایا پس هر گاه او هم مانند آنها بمیرد یا کشته شود شما بعقب برگشته به دین باطل خود باز میگردید ؟ اگاه باشد هر کس بعقب خود برگردد هیچ زیانی به خدا نمی رساند و خدا به برد باران زود پاداش میدهد همانا خدای عز و جل به محمد(ص)عمر داد و او را در این جهان باقی گذاشت تا آنگاه که دین خدا را بپا داشت و اوامر خدا و رسالتی که خدا باو تفویض فرموده بود بمردم تبلیغ فرمود و با دشمنان دین خدا به جنگ و جهاد پرداخت اکنون خدا او را پس از انجام این تکلیف و پس از این موفقیت به نزد خود فرا خواند و شما را بر این راه و روشن روشن بجای گذاشت آگاه باشید هر کس محمد(ص)را می پرستید پس بداند که محمد(ص)وفات یافت و هر کس خدا را می پرستد بداند که خدا زنده و هرگز نخواهد مرد. پس بیایید دین خود را بخوبی نگهدارید و بر خدای خود توکل و اعتماد کنید زیرا گرچه محمد(ص)وفات یافته دین خدا بر جا است و کلام خدا باقی است و خدا یاری دهنده دین خود و تقویت کننده دین مداران می باشد و همانا کتاب خدا در بین شما است و این کتاب روشنایی و شفا دهنده است و خدا محمد(ص)را با همین کتاب راهنمایی فرمود  و در این کتاب بیان شده است آنچه را که خدا حلال فرموده و آنچه را که حرام دانسته است .

این بود مختصری که صدیق اکبر (رض) در مسجد رسول الله (ص) و بر منبر رسول الله مناسبت وفات رسول الله خواند و چنانکه ملاحظه میشود با این خطبه بمردم حیران و سرگدان تذکر داد و تحقق وفات یافت رسول الله (ص) را به انها اعلام نمود و مردم را متوجه ساخت که گر چه رسول الله (ص) وفات یافته ولی دین خدا و کتاب خدا باقی است و به انها فهماند که مفبود حقیقی خدا است نه محمد. پس اگز محمد از دنیا رفته خدا همیشه باقی است و نخواهد مرد پس باید او را پرستید و اوامرش را اطاعت کرد و نیز به آنها تذکر داد که رسول الله(ص) از طرف خدا رسالتی داشت و انجام داده بپایان رسانید و دین خدا را بطور کمال تبلیغ فرمود و کتاب خدا را بنحو کامل در بین آنها و در دست آنها بجای گذاشت و پس از اینکه رسالتش را اداء و وظیفه اش را انجام داد بسوی پروردگارش شتافت هم چنین آنها را به بقاء دین خدا و دوام کتاب خدا و حسن آینده مسلمین نوید داده مطمئن ساخت و دشمنان اسلام را تهدید به شمشیر نموده انها را از هر گونه سوء قصدی بر حذر داشت و مردم فهمیدند که براستی رسول خدا(ص) وفات یافته است و همه مردم آیه ((وما محمد الا رسول الله ...)) را که صدیق اکبر (رض) در خطبه خواند و انها در این حالت دردناک و غم انگیز از آن غفلت کرده بودند با صدایی بین آهسته و بلند تلاوت نمودند. و همه آنها به خود آمدند که گرچه رسول خدا از میان آنها رفته ولی کتاب خدا که راهنمای او بود و او امت را با تعالیم همین کتاب ارشاد و رهبری میفرمود کماکان در بین مسلمین بجای گذاشته باقی و احکام خدا از حلال و حرام در این کتاب بیان شده پس دیگر از این بابت سرگردان و گمراه نخواهند شد. حقاَ خطبه صدیق اکبر (رض) مانند باران رحمتی بود که در حین طوفان خطرناکی بر مسلمین بارید و این طوفان وحشتناک را فرو نشاند و به آنها استرواح خاطر و آرامش قلبی بخشد.

بله اینچنین است اثرات و جواذب روحی رجال عظیم جهان که امتی را مجذوب کلمات عمیق پر ارج خود مینمایند و راه آینده را برای ملت حیران و سرگردان روشن مینمایند و آنها را از خطریکه در کنار آن قرار گرفته اند رهانیده نجات میدهند.

براستی اگر متانت و قدرت روحی صدیق اکبر (رض) در این هنگام بکار نمی افتاد معلوم نبود اثرات افکار آشفته مردم سرگردان و بلا تکلیف بکجا میرسد . و وضع  ناهموارشان که دشمنان در داخل مدینه و اطراف آن در انتظار چنین فرصتی بودند تا به نفع خود بهره بگیرند چه میشد، خدا به صدیق اکبر (رض) بهترین پاداش دهد .

+ افزوده شده شنبه 1388/04/06ساعت 10:21 به همت حمید  | 
 
onLoad and onUnload Example