تبليغاتX
محبان فاروق - توحید
نظری که میدهید باید با منطق باشد وگر نه بی ادبی در این وبلاگ جایی ندارد

اول: توحيد ربوبيت: ايمان آوردن به الله كه خالق و آفريننده همه موجودات است و تنها او مدبر و متصرف در همه چيز و هر كارى است، حال آنكه هيچ شريكى براى او وجود ندارد.

دوم: توحيد الوهيت: ايمان آوردن به الله بدين معنا كه وى تنها معبود بر حق است و هيچ شريكى ندارد، و اين همان مفهوم و معناى (لا إله إلاَّ الله) است، يعنى هيچ معبودى بر حق غير از خداوند يكتا نيست و وجود ندارد، و ديگر اينكه اخلاص داشتن در تمام عبادتها مانند: نماز، روزه، ووو… براى خداوند يكتا واجب است و نبايد هيچ نوع از انواع عبادت را براى غير خدا انجام داد، زيرا اين عمل نادرست و ناجايز است.

سوم: توحيد در اسماء و صفات خداوند يكتا: اين بدان معناست كه بايد به هر آنچه كه در ارتباط با اسماء و صفات الله در قرآن كريم و احاديث صحيح آمده است ايمان آورد، و آنها را براى او چنان اثبات كنيم كه توصيفش لايق به ذات وى ـ عز وجل ـ باشد، بدون آنكه در اين توصيف و اثبات، تحريفى [1]، يا تعطيلى [2] ، يا بيان چگونگى [3] ، و يا تشبيهى [4] راه يابد. همانگونه كه خداوند سبحان در سوره اخلاص می‌فرمايد: ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد﴾.

«(اى پيامبر ما به مردم) بگو: او همان الله است كه يكتا و بى همتا و همانند است، الله از همه موجودات بى نياز می‌باشد بگونه‌ای كه تمامى موجودات هستى به او نيازمند هستند، او فرزندى نزاده، و خودش هم زاييده نشده است (منحصر فرد و يكتا می ‌باشد) و هيچ كس و هيچ چيز همتا و هماورد و همانند او نيست».

و در آيه 11، سوره شورى خداوند خويش را اين چنين معرفى می‌كند: ﴿لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ﴾.

«هيچ چيزى همانند خداوند يكتا نيست، حال آنكه ـ به كردار، رفتار و نيات، بندگان ـ بسيار شنوا و بنيا است».

گروهى از دانشمندان و علماء توحيد را به دو دسته تقسيم كرده‌اند بدينصورت كه توحيد در اسماء و صفات را در توحيد ربوبيت ادغام كرده و هر دو را يكى دانسته‌اند. و اين امر مشكلى را پديد نمی‌آورد زيرا هر قسم كاملاً واضح و روشن می‌باشد.

انواع شرك:

1 ـ شرك اكبر.

2 ـ شرك اصغر.

3 ـ شرك مخفى و پنهانى.

شرك اكبر: شرك اكبر تمام اعمال و كردار نيك انسان را نابود كرده و وى را بصورت جاودان در دوزخ ماندگار می‌سازد. خداوند حكيم در آيه 88 سوره انعام چنين می‌فرمايد: ﴿وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ﴾.

«‌اگر (آنان) به خداوند يكتا شرك بورزند قطعاً‌ هر آنچه انجام می‌دادند از حساب اعمالشان از بين می‌رود و نابود می‌شود»‌.

همچنين در جايى ديگر خداوند حكيم حالت مشركين را چنين توصيف می‌كند: ﴿مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُواْ مَسَاجِدَ الله شَاهِدِينَ عَلَى أَنفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ﴾. (التوبه، آيه 17).

«در شأن و منزلت مشركان نيست كه بخواهند مساجد الله تعمير و آباد سازند، حال آنكه به كفر خويش (با رفتار و گفتارشان) گواهى می‌دهند، آنان يقيناً‌ اعمالشان از بين رفته، و نابود شده و در آتش دوزخ می‌باشند، در حاليكه در آن جاويدان خواهند بود»‌.

هر كس كه در حالت شرك بميرد هرگز گناهانش بخشيده نخواهد شد و براى هميشه بهشت بر وى حرام می‌گردد، زيرا خداوند در آيه 48 سوره نساء چنين می ‌فرمايد: ﴿إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ﴾.

«خداوند (هرگز) نمی ‌بخشد از اينكه به او شرك ورزيده شود، و غير از آن (شرك) گناهان ديگر براى هر كس كه بخواهد می‌بخشايد»‌.

و در بيان ديگر عاقبت مشركان را چنين بيان می‌دارد: ﴿إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ﴾. (المائده، آيه 72).

«به تحقيق هر كس كه با خداوند يكتا (كسى را) شريك بگيرد (شرك آورد) قطعاً و يقيناً خداوند بر او بهشت را حرام می‌گرداند و تنها پناهگاه و جايگاهش آتش سوزان دوزخ است و (اين را بدانيد) كه هيچ يارى دهنده‌ای (در آن حالت) براى ستمكاران (مشركان) وجود نخواهد داشت»‌.

از انواع شرك اكبر می ‌توان موارد زير را نام برد:

در دعاها، مردگان و بتها را خواندن، و از آنان كمك و مدد خواستن، و همچنين براى آنان نذر كردن و قربانى كردن، و امثال اين حالاتِ عبادت كه ويژه خداوند يكتا است.

شرك اصغر: شامل مواردى می ‌شود كه در قرآن كريم و سنت صحيح پيامبر اكرم -صلي الله عليه وسلم- با نص صريح از آنها به شرك ياد شده است، ولى از جنس و نوع شرك اكبر نمی‌باشد مانند: رياء [5] در بعضى از اعمال، كردار و گفتار، سوگند خوردن به غير نام خدا، يا آنكه گفته شود: ما شاء الله وشاء فلان (آنچه خدا بخواهد و فلانى بخواهد)[6].

و امثال اين موارد. زيرا رسول الله -صلي الله عليه وسلم- می‌ فرمايد:

«أخوف ما أخاف عليكم الشرك الأصغر». يعنى: « بيشترين چيزى كه بر شما به خاطر آن می‌ترسم، شرك اصغر است». از ايشان -صلي الله عليه وسلم- درباره آن پرسيده شد، پاسخ دادند: «الرياء»[7]. «عملى يا سخنى يا حالتى را به مردم نشان دادن».‌

همچنين رسول الله -صلي الله عليه وسلم- در ارتباط با سوگند خوردن به غير نام خدا فرموده است: «من حلف بشيء دون الله فقد أشرك» [8]. يعنى: «هر كس به چيزى غير از نام خدا سوگند بخورد يقيناً شرك آورده است» و ايشان -صلي الله عليه وسلم- در جايى ديگر می‌ فرمايند: «من حلف بغير الله فقد كفر أو أشرك»[9].

يعنى: «هر كس به غير از نام خدا به چيزى ديگر سوگند بخورد قطعاً‌ كافر شده است يا آنكه شرك آورده است».‌

رسول الله -صلي الله عليه وسلم- در ارتباط با خواست و اراده خدا و انسانها چنين فرموده است: «لا تقولوا ما شاء الله و شاء فلان، ولكن قولوا: ما شاء الله ثم شاء فلان»[10].

«نگوييد: آنچه خدا خواست و آنچه فلانى خواست، بلكه بگوييد: آنچه خدا خواست سپس فلانى خواست»[11].

اين نوع از شرك، كفر نبوده و سبب جاودانگى انسان در دوزخ نمی‌گردد، بلكه هر آنچه مانع كمال براى رسيدن به توحيد حقيقى و كامل[12] گردد ترك آن واجب می‌ باشد.

شرك مخفى و پنهانى[13]: دليل ما در اينجا سخن رسول الله -صلي الله عليه وسلم- است: «ألا أخبركم بما هو أخوف عليكم عندي من المسيح الدجال؟! قال، قلنا: بلى، فقال: الشرك الخفي: يقوم الرجل يصلي فيزين صلاته، لما يرى من نظر رجل»[14].

«آيا دوست داريد شما را از آنچه كه نزد من خطرش براى شما از مسيح دجال[15] بيشتر است آگاه سازم ؟ اصحاب گفتند: بله، (اى رسول خدا)، ايشان -صلي الله عليه وسلم- فرمود: شرك پنهانى و مخفى، مانند مردى كه قيام می‌كند و نماز می‌خواند و نمازش را آنچنان زيبا خوانده و آرايش می‌ دهد(با خشوع و طمأنينه و … ) كه مردمان به او نگاه كرده و جلب توجه شان را سبب شود.

شايد بتوان شرك را به دو دسته تقسيم كرد، شرك اكبر و شرك اصغر. زيرا شرك مخفى و پنهانى می ‌تواند در هر دو نوع شرك اكبر و شرك اصغر داخل شود. همانگونه كه مثلاً بيمارى نفاق در زمره شرك اكبر داخل می‌ شود، چون شخص منافق عقيده باطلش را رياكارانه پنهان كرده و سعى می ‌نمايد به سبب ترس از جانش يا توطئه‌ای، اسلام را ظاهر و آشكار سازد.

و به همين صورت ديديد كه در حديث محمود بن لييد انصاري و حديث ابوسعيد الخدري، رياء به عنوان شرك اصغر آمده بود.

و الله ولي توفيق

 


 [1] تحريف: يعني: تغير دادن و تبديل كردن كلام از وضعيت و حالت اصليش، و يا بعضي از حروف كلمه را عوض كردن و تغيير دادن معناي آن.

[2]   تعطيل در لغت يعني ترك ساختن و فلج كردن، اما در اينجا يعني، انكار حقيقي اسماء و صفات خداوند، خواه آن انكار جزئي و اندك باشد، مانند عقايد فرقه اشعريه (اشاعره)، و خواه آن انكار كلي باشد مانند فرقه جهميه

[3]   بيان چگونگي صفات خداوند، مانند آنكه شخص بگويد: استواي خداوند بر عرش چنين و چنان است.

[4]   تشبيه بدان معنا است كه صفتي يا صفاتي از خداوند يكتا را به صفات مخلوقش تشبيه كنيم. مانند اينكه شخص بگويد: دست خداوند مانند دست انسان است.

[5]   رياء = تظاهر به نيكوكاري و پاكدامني را رياء می‌‌گويند (بگونه‌ای كه در معرض ديد مردم قرارگيرد).

[6]   لازم است شخص بگويد: «آنچه خدا بخواهد و سپس فلاني بخواهد»‌.

[7]  اين حديث را امام أحمد، الطبراني والبيهقي با إسناد حسن از محمود بن لبيد انصاري -رضي الله عنه- روايت كرده‌اند. همچنين آن را امام طبراني با إسناد حسن از محمود بن لبيد و از رافع بن خديج و سپس از رسول الله -صلي الله عليه وسلم- روايت كرده است.

[8]   اين حديث را امام احمد با إسناد صحيح از عمر بن الخطاب -رضي الله عنه- روايت كرده است، و امام أبوداود و ترمذي آن را با إسناد صحيح از عبدالله بن عمر –رضي الله عنهما- و سپس از رسول الله -صلي الله عليه وسلم- روايت كرده ‌اند.

[9]   اين حديث را امام أبوداود و ترمذي با إسناد صحيح از عبدالله بن عمر –رضي الله عنهما- و سپس از رسول الله -صلي الله عليه وسلم- روايت كرده ‌اند.

[10]   اين حديث را امام أبوداود با إسناد صحيح از حذيفه بن اليمان -رضي الله عنه- روايت كرده است.

[11]   زيرا «ثم» در لغت عربي به معناي تعقيب می ‌باشد يعني دنبال كردن چيزي.

[12]  هر چيز بي عيب را كمال و حد كمال گويند.

[13]   پنهاني: پوشيده و غير آشكار و ناپديد.

[14]   أحمد حديث 11252، واللفظ لابن ماجه حديث 4204، الحاكم في مستدرك 4/329، و ديگران.

[15]   دروغگوي بزرگي كه خود را مسيح می ‌نامد و در اواخر عمر زمين براي آزمايش مسلمانان می ‌آيد و هر كس كه به او ايمان نياورد با ابتلاءات سختي مواجه می‌ شود.

+ افزوده شده سه شنبه 1388/03/19ساعت 16:40 به همت محمدامین  | 
 
onLoad and onUnload Example