تبليغاتX
محبان فاروق
نظری که میدهید باید با منطق باشد وگر نه بی ادبی در این وبلاگ جایی ندارد

نخستین حادثه مهمی که بعد از وفات رسول الله (ص) برای حضرت صدیق اکبر(رض) اتفاق افتاد.

روزیکه رسول الله (ص) وفات یافته به ملأ اعلا شتافت وقوع این فاجعه عظیم بحدی بر مسلمین شدید بوده آنها را دگرگون ساخت که گویی صاعقه ایی از آسمان بر سر انها فرود امده انها را در وضع غیر عادی و در حالی شبیه بذهول و از خود بی خبری قرار داد تا انجا که حتی از ایات قران که همیشه تلاوت میکردند غافل شدند که میفرماید انبیاءالله بشرند و انها هم مانند سائر افراد بشر حیات و موت دارند و مخصوصا قران بان حضرت خطاب کرده میفرماید( انک میت و انهم میتون ) یعنی همانا توای محمد(ص)خواهی مرد و انها نیز خواهند مرد و ایه دیگر قران باز در این باره میفرماید ( و ما محمد الا رسول الله  قد خلت من قبله الرسل ) بعنی نیست محمد(ص)جز رسولی که پیش از او هم رسولانی بدنیا امده اند و از دنیا رفته اند .

اصحاب گرامی رسول الله (ص) قبلا از این دو آیه و ابات دیگر قران اطلاع داشته و همیشه تلاوت می کردند ولی اینک در وضعی قرار گرفتند که نمی توانستند موت انحضرت را تحمل کنند . و از خود سوال میکرند ایا براستی محمد(ص)وفات یافته است اگر درست باشد پس چه میشود و چه باید کرد اینده مسلمین چه خواهد شد ؟ حتی سیدنا عمر (رض) که بقوت قلب و قدرت روحی شهرت تاریخی دارد وفات انحضرت را باور نداشت و قبضه شمشیر برهنه را بدست گرفته مردم را در مسجد میگفت مبادا از کسی بشنوم که بگوید محمد(ص)وفات یافته! حضرت عثمان (رض) داماد پیغمبر در گوشه ای از مسجد نشسته بود و گریه میکرد. خلاصه وضعی پیش امده بود که مردم صحابه بزرگ رسول الله (ص) پریشان شده بودن و کسی نبود که انها را به حقیقت حادثه واقف و آگاه ساخته انها را براه رشد و صواب راهنمایی نموده تا زا این وضع برون ایند جز حضرت صدیق اکبر(رض) . بلی حضرت صدیق اکبر(رض) از وقوع این مصیبت جانگداز ابتدا به مسجد وارد میشود و چون میبیند مردم اشفته وار در هم ریخته سر از پا نمیشناسند و در وضع غیر عادی قرار گرفته اند انها را بحال خود گذاشته از مسجد خارج و فورا بخانه رسول الله (ص) که متصل به مسجد بود داخل میشود  و پوشاک را از چهره مقدس رسول الله (ص) کمی به کنار میزند و دهان بر چهره مبارک رسول الله (ص) گذارده انرا میبوسد و می بوید و گریه کنان میگوید فداک امی و ابی یا رسول الله (ص) ما اطیبک حیا و میتا یعنی پدر و مادرم فدایت باد ای رسول الله (ص) چه پاکیزه و چه خوشبویی چه در حیاتت و چه در مماتت.

سپس چهره مبارکش را مجدداَ می پوشاند و به مسجد آمده بر روی منبر رسول الله نشسته مردم را به آرامش و نشستن و شنیدن خطبه دعوت نموده پس از ذکر مقدمه خطبه میگوید همانا در آن هنگام که محمد(ص)زنده بود خدا در قران خبر داد که او خواهد مرد و چنین نیز فرمود همانا تو خواهی مرد و آنها نیز خواهند مرد و نیز فرمود نیست محمد(ص)جز رسولی که پیش از او رسولانی بدنیا آمده اند و از دنیا رفته اند ایا پس هر گاه او هم مانند آنها بمیرد یا کشته شود شما بعقب برگشته به دین باطل خود باز میگردید ؟ اگاه باشد هر کس بعقب خود برگردد هیچ زیانی به خدا نمی رساند و خدا به برد باران زود پاداش میدهد همانا خدای عز و جل به محمد(ص)عمر داد و او را در این جهان باقی گذاشت تا آنگاه که دین خدا را بپا داشت و اوامر خدا و رسالتی که خدا باو تفویض فرموده بود بمردم تبلیغ فرمود و با دشمنان دین خدا به جنگ و جهاد پرداخت اکنون خدا او را پس از انجام این تکلیف و پس از این موفقیت به نزد خود فرا خواند و شما را بر این راه و روشن روشن بجای گذاشت آگاه باشید هر کس محمد(ص)را می پرستید پس بداند که محمد(ص)وفات یافت و هر کس خدا را می پرستد بداند که خدا زنده و هرگز نخواهد مرد. پس بیایید دین خود را بخوبی نگهدارید و بر خدای خود توکل و اعتماد کنید زیرا گرچه محمد(ص)وفات یافته دین خدا بر جا است و کلام خدا باقی است و خدا یاری دهنده دین خود و تقویت کننده دین مداران می باشد و همانا کتاب خدا در بین شما است و این کتاب روشنایی و شفا دهنده است و خدا محمد(ص)را با همین کتاب راهنمایی فرمود  و در این کتاب بیان شده است آنچه را که خدا حلال فرموده و آنچه را که حرام دانسته است .

این بود مختصری که صدیق اکبر (رض) در مسجد رسول الله (ص) و بر منبر رسول الله مناسبت وفات رسول الله خواند و چنانکه ملاحظه میشود با این خطبه بمردم حیران و سرگدان تذکر داد و تحقق وفات یافت رسول الله (ص) را به انها اعلام نمود و مردم را متوجه ساخت که گر چه رسول الله (ص) وفات یافته ولی دین خدا و کتاب خدا باقی است و به انها فهماند که مفبود حقیقی خدا است نه محمد. پس اگز محمد از دنیا رفته خدا همیشه باقی است و نخواهد مرد پس باید او را پرستید و اوامرش را اطاعت کرد و نیز به آنها تذکر داد که رسول الله(ص) از طرف خدا رسالتی داشت و انجام داده بپایان رسانید و دین خدا را بطور کمال تبلیغ فرمود و کتاب خدا را بنحو کامل در بین آنها و در دست آنها بجای گذاشت و پس از اینکه رسالتش را اداء و وظیفه اش را انجام داد بسوی پروردگارش شتافت هم چنین آنها را به بقاء دین خدا و دوام کتاب خدا و حسن آینده مسلمین نوید داده مطمئن ساخت و دشمنان اسلام را تهدید به شمشیر نموده انها را از هر گونه سوء قصدی بر حذر داشت و مردم فهمیدند که براستی رسول خدا(ص) وفات یافته است و همه مردم آیه ((وما محمد الا رسول الله ...)) را که صدیق اکبر (رض) در خطبه خواند و انها در این حالت دردناک و غم انگیز از آن غفلت کرده بودند با صدایی بین آهسته و بلند تلاوت نمودند. و همه آنها به خود آمدند که گرچه رسول خدا از میان آنها رفته ولی کتاب خدا که راهنمای او بود و او امت را با تعالیم همین کتاب ارشاد و رهبری میفرمود کماکان در بین مسلمین بجای گذاشته باقی و احکام خدا از حلال و حرام در این کتاب بیان شده پس دیگر از این بابت سرگردان و گمراه نخواهند شد. حقاَ خطبه صدیق اکبر (رض) مانند باران رحمتی بود که در حین طوفان خطرناکی بر مسلمین بارید و این طوفان وحشتناک را فرو نشاند و به آنها استرواح خاطر و آرامش قلبی بخشد.

بله اینچنین است اثرات و جواذب روحی رجال عظیم جهان که امتی را مجذوب کلمات عمیق پر ارج خود مینمایند و راه آینده را برای ملت حیران و سرگردان روشن مینمایند و آنها را از خطریکه در کنار آن قرار گرفته اند رهانیده نجات میدهند.

براستی اگر متانت و قدرت روحی صدیق اکبر (رض) در این هنگام بکار نمی افتاد معلوم نبود اثرات افکار آشفته مردم سرگردان و بلا تکلیف بکجا میرسد . و وضع  ناهموارشان که دشمنان در داخل مدینه و اطراف آن در انتظار چنین فرصتی بودند تا به نفع خود بهره بگیرند چه میشد، خدا به صدیق اکبر (رض) بهترین پاداش دهد .

+ افزوده شده شنبه 1388/04/06ساعت 10:21 به همت حمید  | 

تواضع و فروتنی حضرت صدیق اکبر(رض)

حضرت صدیق اکبر(رض) با آنکه خلیفه و فرمانروای مسلمین بود مع الوصف وضع ظاهری او نشان نمیداد که او فرمانروای جهان اسلام است و در بین جماعتی که حضور داشت از حیث لباس و محل نشستن حتی در مجلس خلافت هیچگونه امتیازی بر دیگران نداشت لهذا هر گاه تازه واردی می آمد که قبلا َ او را ندیده بود و نمی شناخت میگفت: السلام علیکم یا خلیفة رسول الله (ص) و ایکم الخلیفة (یعنی سلام بر تو ای خلیفه رسول خدا و کدامیک از شما خلیفه است)

چنین به نظر می رسد که این حسن صفت را از رسول الله (ص) اکتساب کرده است زیرا انحضرت (ص) چنین بود و هر گاه کسی وارد میشد که قبلا شرف حضور نداشته آنحضرت را نمیشناخت سلام میکرد و میگفت : السلام علیک یا رسول الله (ص) و ایکم رسول الله (ص) (یعنی سلام بر تو ای رسول خدا و کدامیک از شما رسول خدا است)

مسعودی در تاریخ خود بنام مروج الذهب درباره تواضع حضرت صدیق اکبر(رض) می گوید :او بی اعتناء ترین مردم نسبت به دنیا بود و بیش از همه کس فروتن بود و در اخلاق و رفتارش با مردم بسیار متواضع و مهربان بود . از طعام لذیذ و لباس گرانبها بیزار بود . لباسش در عهد خلافتش ردائی و عبائی بود. پیشوایان و قبائل و اشراف عرب و پادشاهان خطه یمن بر او وارد شدند درحالیکه لباس های فاخر و زیبا و زربفت وشنلهای ملیله دوزی طلائی پوشیده و تاجهای مرصع و زرین با نگینهای پر بها بر سر نهاده بودند.

چون ان ها دیدند که حضرت صدیق اکبر(رض) با آنکه خلیفه مسلمین است و عظمت و جلال خلافت دارد و در مقامی خیلی برتر از انها میباشد مع الوصف فروتن و از ظاهر سازی و خودنمائی بیزار است و نظری به زر و زیور دنیا ندارد و مانند سایر مردم عادی لباس ساده میپوشد لهذا آنجا بخود امده باو اقتداء نموده براه او رفتند و آنچه را که پوشیده بودند ازتن بدر آورده لباس ساده پوشیدند . یکی از این پادشاهان ذوالکلاع پادشاه حمیر یمن بود که با جلال و سلطنت بمدینه آمد و علاوه بر خودش و قوم و اطرافیانش هزار غلام همراه داشت. او با همان لباس گران بها و تاج زرین بنزد ابوبکر آمد ولی چون او را با لباس ساده دید از لباس پادشاهی برون امد و مانند حضرت صدیق اکبر(رض) لباس ساده پوشید . گویا بعضی از همراهانش او را در این باب سرزنش می کنند آیا میدانید در جواب انها چه گفت ؟ جواب داد مگی میخواهید اکنون که مسلمان شده ام باز هم مانند زمان کفرم پادشاه متکبر و خود خواه باشم ؟ خیر چنین نخواهم بود، بخدا فسم هرگز نمیشود.  بلی پادشاهان و زعماء قبائل که نزد حضرت صدیق اکبر(رض) می آمدند با آنکه قبلا متکبر بودند متواضع می گشتند و پس از اینکه قبلا خودخواه بودند فروتن میشدند. بدرستی که شخصیت بزرگی وکرامت کامل انسانی در نهاد ابوبکر نهفته شده و مقام و جلال خلافت و فرمان روائی نه تنها تغییری در اخلاقش نداد بلکه او را متواضعتر از ماقبل خلافت نمود.

همین تواضع توأم با جلال خلافتش بود که سلاطین عرب و زعماء قبائل که بحضورش میامدند تحت تأثیر قرار گرفتند و آنها نیز به پیروی از او ماند او شده از جبروت و تکبر بیزار و فروتن گردیدند و لباس کبر از تن بدر آورده زندگی عادی و ساده اختیار نمودند.

 

+ افزوده شده چهارشنبه 1388/03/06ساعت 9:27 به همت حمید  | 

فضائل حضرت ابوبکر

1.شرف رفاقت و دوستی با رسول الله (ص):

حضرت صدیق اکبر چه قبل و چه بعد از اینکه رسول الله(ص) به رسالت مبعوث شود همیشه رفیق مخلص رسول الله(ص) بود.

2.سبقت در اسلام:

حضرت صدیق اکبر(رض) اولین کسی بود که از گروه مردان آزادیکه برسالت رسول الله (ص) ایمان آورد.

3.وظیفه تبلیغ دین خدا:

حضرت صدیق اکبر(رض) اولین کسی بود که د آغاز ظهور اسلام در مرکز شرک به تبلیغ دین خدا پرداخت و حتی عده ای از اشراف مکه ((من جمله عثمان بن عفان و زبیر بن العوام و سعد بن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف( ثروتمند مشهور قریش ) و طلحه بن عبیدالله و ابوعبیده بن الجراح ( فرمانده امین جبهه شام) و ارقم بن ابی ارقم( که خانه خود را واقع در نزدیک صفا مرکز سری دعوت مسلمین قرار داد وآنجا محل اجتماعات و مشاوره و مکان عبادت مسلمین بود) و...  )) در اثر تبلیغ و دعوت او مشرف به اسلام شدند.

پس حضرت صدیق اکبر(رض) اولین پرچم دار اسلام بود زیرا قبل از اینکه او مسلمان شود دین اسلام منحصر در خانه رسول الله (ص) بود و مسلمین عبارت بودند از :رسول الله (ص) و سیدتنا خدیجه همسر انحضرت و دختران گرامی آنحضرت و علی بن ابی طالب (رض) که اهل ان خانه بودند و همینکه ابوبکر مسلمان شد عنوان مبلغ اول دین اسلام بعد از حضرت رسول الله (ص) را به خود اختصاص داد و عملا به تبلیغ دین اسلام پرداخت و بتوفیق پروردگار در کار خود بخوبی موفق گردید.و دین اسلام بوسیله ابوبکر از خانه رسول الله (ص) بخارج راه یافت .

4.ابوبکر تنها کسی است که در سفر تاریخی هجرت افتخار مصاحبت و همراه بودن با رسول الله (ص) را داشت .

 در کتب احادیث روایت شده است که پس از اینکه رسول الله (ص) بمسلمین اجازه داد به مدینه هجرت کنند حضرت صدیق اکبر(رض) نیز تصمیمی گرفت هجرت نموده به مدینه رود و از رسول الله (ص) اجازه خواست . ایا می دانید رسول الله (ص) به او چه جوابی داد ؟فرمود))لاتعجل لعل الله ان یجعل لک رفیقاَ)) یعنی در هجرت شتاب نکن امید است خداوند برایت در این سفر رفیقی قرار دهد . ایا می دانید ان رفیقی که خدا برای حضرت صدیق اکبر(رض) در این سفر برگزید چه کسی بود؟ ان شخص سرور کائنات حضرت رسول الله (ص) بود.

5. ابوبکر تنها کسی بود که در تاریخ اسلام عنوان خلیفه را به خود گرفت و مردم او را خلیفه رسول الله (ص) میخواندند و خلفای بعد از او را امیر المومنین می خواندند.

6.رفعت وشرف خانوادگی:

ابوبکر از خانواده ای شریف و رفیع بود زیرا رسول الله (ص) دخترش عائشه صدیقه را به همسری اختیار فرمود. واضح است که هیچ احدی به هیچ وجه حاضرنمی شود از خانواده نامطلوبی همسر اختیار کند یاز از فامیل خود به شخص نادرستی زن دهد پس مسلم است خانواده حضرت صدیق اکبر(رض) شریف و در سطح بس عالی بود که سید المرسلین بر آن صحه گذاشت از این خانواده همسر اختیار فرمود.

قران کریم نیز این مطلب را تایید فرموده و در قضیه سیدتنا عائشه طبق ایه 26 سوره نور می فرماید: ﴿والطیبات للطیبین والطیبون للطیبات﴾ یعنی زنان پاکیزه و پاکدامن بای مردان نیکو و پاکدامن و بالعکس مردان پاک و نیکو برای زنان پاک و با عفت.

پس با توجه به این آیه مقدسه ام المومنین عائشه زنی طاهره و طیبه و از خانواده عزت و شرف بوده که مفتخر شده به همسری کسی مشرف شود که پاکیزه ترین افراد بشر و طاهرترین خلق خدا بود و آن کس سید الانبیاء و خاتم المرسلین محمد مصطفی (ص) یود.

7.حضرت ابوبکر(رض) تنها کسی بود که خودش و پدرش و پسر و نوه اش هر چهار نفر چشمشان بدیدار رسول الله (ص) منور شده و از اصحاب رسول الله (ص) می باشند.

8. حضرت صدیق اکبر(رض) تنها کسی است که رسول الله (ص) او را به امارت حج مسلمین که یکی از ارکان مهم اسلام است مفتخر نمود.

9. ابوبکر تنها کسی است که رسول الله (ص) در نماز جماعت به او اقتداء نمود و با او نماز فریضه خود را اداء نمود.     

در کتب سیر و احادیث صحیحه روایت شده که چون رسول الله (ص) بیمار و در خانه بستری بود و نتوانست برای امامت نماز به مسجد تشریف ببرد ابوبکر بدستور موکد رسول الله (ص) نیابتا امامت نماز جماعت مسلمین را به عهده گرفت و در انجام فرائض پنجگانه پیش نماز مسلمین گردید و صبح روز دوشنبه که آخرین روز حیات رسول الله (ص) بود و حضرت صدیق اکبر(رض) در محراب رسول الله (ص) ایستاده امام جماعت بود سیدنا رسول الله (ص) در حالی که سر مبارک را با دستمالی بسته بود به مسجد تشریف فرما میشود مسلمین با دیدن رسول الله (ص) بحدی مسرور و خوشحال میشوند که در محوطه مسجد اثر میکند و حضرت صدیق اکبر(رض) که جلو صفوف مسلمین در محراب ایستاده تا نماز بگذارند میفهمد که آنحضرت تشریف اورده است لهذا می خواهد که از محراب خارج شود تا جای خود را به ان حضرت بسپارد ولی انحضرت دست مبارکش را روی شانه حضرت صدیق اکبر(رض) می گذارد و می فرماید در جایت باش و نماز بخوان و خود انحضرت نیز به حضرت صدیق اکبر(رض) اقتداء میکند و در حال نشستن نماز فریضه خود را با جماعت اداء می کند.

راستی اگر برای حضرت صدیق اکبر(رض) فرضاَ هیچگونه مزیت و فضیلتی نبود همین شرف و کرامت بس همین افتخار و فضیلت بس که رسولی از مرسلین و ان هم اشرف المرسلین و خاتم النبیین در اداء نماز فریضه که رکن مهمی از ارکان دین اسلام است به او اقتداء میکند .

حقا از بین اولین و اخرین از زمان ادم ابوالبشر تا عصر نورانی محمد سید المرسلین (ص) هیچ احدی به چنین افتخار عظیمی نائل نگردیده است و قرعه این کرامت بی مانند فقط به نام حضرت صدیق اکبر(رض) از گردونه بخت آزمایی روحانی بیرون آمده است.

+ افزوده شده سه شنبه 1388/02/29ساعت 13:31 به همت حمید  | 
 

فتح عراق و شام در زمان خلافت صدیق اکبر(رض)

بعد از اینکه اخبار پیروزیهای مثنی در دلتای دجله و فرات به حضرت ابوبکر (رض) رسید صلاح در این دید که او را کمک کند تا به فتوحاتش ادامه دهد. لذا به خالد دستور داد که بقیه سپاهان را جمع اوری نموده و به سوی او روانه شود. حضرت ابوبکر (رض) به فرماندهان خود در عراق دستور داد که با اعراب عراق که تحت استعمار و استثمار شدید ایرانیهای اتش پرست قرار داشتند بد رفتاری نشود. خالد بعد از کشتن هرمز و گرفتن پادگان حفیر در مرز عراق و عربستان در جنگ های مذار و ولجه نیز ایرانیها را شکست می دهد،سپس به الیس رفته با مردم انجا صلح میکند و برایشان شرط میکند که در جنگ بعنوان چشمان تیز بین مسلمانان عمل کنند و یار و راهنمای انها گردند. سپس به سوی حیره رفته در سال 12 هجری انجا را با صلح تصرف میکند . بعد با مردم عین التمرو دومة الجندل نیز صلح کرده و از انجا بدستور حضرت ابوبکر (رض) به سوی شام برای کمک به مسلمانان در جنگ برموک اعزام می شود. خالد در این خط سیر عراق را به موازات رود فرات فتح می کند.

فتح شام

بدنبال تحرکات رومیها حضرت ابوبکر (رض) سپاهیانی را بفرماندهی برخی از فرماندهان مشهور به سوی روم گسیل کرد .حضرت ابوبکر (رض) به انها دستور داده بود تا در صورت بوجود امدن اوضاع نامساعد همه انها زیر فرمان حضرت ابوعبیده جراح درایند.

هرقل امپراطور روم سپاهیان عظیمی برای سرکوبی مسلمانان گسیل داشت ، او دویست و چهل سپاهی جنگ دیده تحت فرماندهی برادرش تذارق فرمانده پیروزمند جنگ با ایران که بیت المقدس را از ایرانیها گرفته بود به سوی یرموک فرستاد.رومیها در تجلگه رود یرموک که دو طرفش را کوههای صعب العبور فرا گرفته بود و روبرویشان رودخانه یرموک بود موضع گرفته و منتظ مسلمانان می مانند . عمرو بن عاص فرمانده شجاع وقتیکه موقعیت رومیها را می بیند می گوید ای مردم مژده بدهید ! قسم به خدا روم محاصره شده و کم اتفاق می افتد که محصوری عاقبت به خیر باشد.

این دو سپاه دو ماه در مقابل یکدیگر صف ارایی می کنند و هیچکدام جرأت حمله به دیگری را پیدا نمی کند . در این بین حضرت ابوبکر (رض) خالد بن ولید (رض) شمشیر خدا را از عراق به انجا اعزام می کند. خالد بعد از رسیدن به یرموک طی یک ماه مطالعه در احوال جبهه فرماندهان مسلمان را به جلسه ای دعوت کرده بعد از بحث بسیار به انها پیشنهاد میکند که برای رسیدن به پیروزی انها مجبورند یک فرماندهی متحد داشته باشند و خود او روز اول به این سمت برگزیده میشود . به این ترتیب بعد از سه ماه که دو سپاه روبروی یکدیگر صف ارایی کرده بودند جتنگ اغاز شد. عکرمه پسر ابوجهل در راس دسته خود وقتیکه جلو خیمه خالد بود تسلیم شدن چرچه فرمانده رومی به همراه سپاهش را دیده و خرسند شد. ولی هنگامی که هجوم فیلق رومی و عقب نشینی مسلمانان را از مقابل انها دید خون در عروقش به جوش امد در روی رومیان فریاد کشید: من که با رسول خدا(رض) در هر مکان جهاد کرده ام امروز از پیش شما فرار بکنم! سپس برگشت و به یارانش گفت : که با من بیعت مرگ می کند؟ ضرار بن ازور و حارث بن هشام با چهار صد نفر از بزرگان مسلمانان و سواران ورزیده که در بین انها عمرو بن عکرمه فرزندش بود با او بیعت کردند و این چهار صد نفر به یکباره بر فیلق رومی حمله بردند و روم را مظطرب ساختند . حمله چرچه و سپاهش نیز بر لشکریان اظطراب رومیها را بیشتر کرد زیرا انان یقین کردند که هم وطنانشان به انان خیانت کرده اند . سپاهیان روم می جنگیدند و از مرگ هراسی نداشتند در مقابل عکرمه و یارانش حتی به اندازه یک مورچه عقب نشینی نکردند چرا که انان روح خود را تقدیم خداوند کرده بودند ، به همین سبب تنور جنگ را از اول تا اخر گرم نگاه داشتند . چون افتاب غروب کرد قوای روم رو به سستی نهاد، خالد دید که سواران انها راه فرار می جویند به مردانش دستور داد راه را بر انها باز کنند ، سواران روم چون دیدند راه نجات انها باز است فرار کردند و در شهرها متفرق شدند ، در این هنگام خالد با سواران و پیادگان خود بر پیادگان روم تاختند پشت سر رومیها خندق واقوصه بود فشار مسلمانان بر انها زیاد شد و انان باز می گشتند و دسته دسته در ان خندق سرنگون می شدند ، به این ترتیب در این بین صد تا صد و بیست هزار رومی کشته شدند و تعداد شهدای مسلمانان سه هزار نفر بود. عکرمه وقتی سینه اش جراحت برداشت بعضی به او گفتند بر خود ارفاق نموده با احتیاط بجنگ ، ولی او جواب داد من و پدرم از دشمنان سر سخت رسول خدا (ص) بودیم و بخاطر لات و عزی فداکاری نموده و باوی جنگیدیم اکنون چگونه می توانم خویشتن را از خدا و رسولش دریغ دارم؟ بخدا هرگز. چون صبح شد قومش و پسرش را که بشدت زخمی بودند به نزد خالد در کاخ تذارق بردند ، خالد سر عکرمه را بر زانویش و سر پسرش را بر ساق پایش گذاشت ، صورتهایشان را پاک و در گلویشان اب می ریخت تا هر دو شهید شدند.

اهمیت جنگ یرموک

اگر مسلمین در این جنگ شکست می خوردند بدون شک همه انها کشته می شدند زیرا انها در سرزمین روم می جنگیدند و تا مدینه فاصله بسیار زیاد داشتند ، در نتیجه مدینه نیز خطر حمله انتقامی روم قرار می گرفت و از طرف دیگر ایران نیز در انتظار این چنین فرصتی بود تا اعراب را از عراق بیرون بریزد. اگر روم شکست می خورد حبیثیت چندین قرن حکومت انها بعلت شکست از اعراب که هیچگاه در نظر انها دارای ارزشی نبودند شدیداً لکه دار می شد. این جنگ در حقیقت همانند جنگ نهاوند یا فتح الفتوح با ایران بود زیرا بعد از ان روم دیگر قدرت بسیج سپاهی به ان عظمت را نداشت و در نتیجه سوریه _لبنان _فلسطین و سرانجام مصر طی چند سال بعد به تصرف مسلمین در امد. به این ترتیب در اوایل حکومت حضرت ابوبکر (رض) که ابرهای تیره و تار اسمان مدینه را پوشانده بود او با شخصیت بی نظیرش توانست نه تنها عربستان را وحدتی دوباره بخشید،بلکه قسمت های وسیعی از عراق و شامات را نیز از دو استعمار زمانه ایران و روم به چنگ اورد و حکومت اسلامی را به بزرگترین قدرت زمانه تبدیل کرد.

 

+ افزوده شده سه شنبه 1387/08/21ساعت 17:7 به همت حمید  | 

اهل رده وسیاست حضرت صدیق (رض) درباره ان ها

اهل رده که پس از وفات رسول اکرم (ص)به این نام مشهور شدند عبارت اند ازگروه های پنج گانه زیر که حضرت ابوبکر (رض)انها را بعد از دعوت باه اطاعت اسلامی با ان ها جنگید و ان ها را مطیع نمود:

1.انهاییکه در حیات رسول الله(ص) در کیش خود بوده مسلمان نشدندو دشمن مسلمانان بودند.

2.انهاییکه بظاهر مسلمان شده بودند ولی باطنا ً دل بدین باطل خود بسته و در حیات رسول خدا(ص) به منافقین مشهور بودند.

3.انهاییکه پس از صلح حدیبیه که بین رسول خدا و قریش برای متارکه جنگ منعقد شد با ان حضرت هم پیمان و مطیع حکومت اسلامی شدند ولی ظاهراً و باطناً در دین خود باقی ماندند.

4.انانکه پس از فتح مکه و خیبر و انتشار غزوه تبوک نظر به صلاح حال خود مسلمان شده بودند.

5.مانعین زکات که در حیات پیامبر(ص)مسلمان شده بودندو فکر می کردند زکات مانند خراج است وبعد از وفات پیامبر (ص)نباید این خراج را بپردازند.

علاوه بر این ها حضرت ابوبکر (رض)با دسته دیگری نیز جنگید که مدعیان دروغین نبوت بودند انها چهار نفر به نام های ذیل بودند:

1.مسیلمه کذاب که در حیات پیامبر ادعای نبوت کرده بود از اهالی یمامه بود وچهل هزار نیروی جنگی داشت،او در جنگ با خالدبن ولیدبدست وحشی ،قاتل حمزه سید الشهداء به قتل رسید.جنگ یمامه بزرگترین جنگ اهل رده با ارتش اسلام بود که طی ان بیشتر از بیست هزار نفر از اهل رده هلاک ، هزارو دویست تن از مسلمانان که هفتاد تن انها حافظ کل قران بودند شهید شدند.

2.طلیحه بن خویلد اسدی رئیس قبیله بنی اسد بود،بعد از شکست خوردن از خالد متواری می شود.در زمان حضرت عمربن خظاب(رض)بدنبال مسلمان شدن قبیله اش او نیز اسلام م اورد و در جنگ نهاوند با رشادت بی نظیری که از خود به یادگار می گذارد به صف شهیدان اسلام می پیوندد.

3.سجاح دختر حارث با مسیلمه کذاب ازدواج کرد و بعد از کشته شدن همسرش به الجزیره فرار کرد در ایام حکومت معاویه که مسلمان شده بوند به بصره امد ودر انجا وفات یافت.

4.اسود عنسی در یمن ادعای نبوت کرد قبل از وفات رسول خدا(ص) کشته شد وخبر مرگ او بعد از وفات پیامبر به مدینه رسید.

 
حضرت ابوبکر (رض) برای سرکوبی اهل رده یازده لشکر بشرح زیر اعزام کرد:

1.لشکری به پرچمداری خالد بن ولید برای جنگ با طلحه بن خویلد و بعد از فراغت از کار او به سوی مالک بن نویره رفته و در صورت مقاومت با او بجنگد.خالدبنحوی شایسته از عهده انجام این دو کار برامد و سپس بدستور حضرت ابوبکر (رض)برای جنگ با مسیلمه کذاب که قدرتمند ترین مرتد ها با چهل هزار مرد جنگی بود رفت و باشکست دادن او بزرگترین فتنه را در یمامه نابود کرد.

2.لشکر عکرمه پسر ابوجهل برای جنگ با مسیلمه کذاب

3.لشکر مهاجربن ابی امیه جنگ با قبیله اسود عنسی کذاب که وظیفه او کمک به ابنای یمن و رفتن به سوی قبیله کنده رود در حضر موت بود .

4.لشکر خالد بن سعید ین عاص برگشته از یمن بسوی حمقتین شام برای جهاد با قبائل عرب ساکنین مرز عرب و شام.

5.لشکر عمرو بن عاص بای مقابله با جماعت قضاعه و ودیعه و حارث

6.لشکر محدیفه بن محصن برای مقابله با مرتدین عمان

7.لشکر عرجفه بن هرثمه برای جهاد با قبایل مهره عمان

8.لشکر شرحبیل بن حسنه به دنبال عکرمه بن ابو جهل برای کمک به او در جنگ یمامه

9.لشکر طریفه بن حاجز برای نبرد با طایفه بنی سلیم و ان گروه از مردم هوازن که متحد ان ها بودند.

10.لشکر سویه بن مقرن برای کار زار با شورشیان تهامه در یمن

11.لشکر علاء بن  حضرمی برای پیکار با مرتدین بحرین

قبل از هجوم نظامی ،حضرت ابوبکر(رض) هجوم صلحی را شروع کرده بود. وبا فرستادن نامه به اهل رده همه ان ها را به بازگشت به دین اسلام فرا خوانده بود ،و به ان ها گوشزد کرده بود که عدم بازگشت انها نتایج وخیمی را دامنگیرشان خواهد ساخت. همچنین طبق دستور حضرت ابوبکر (رض) که در این نامه امده بود هرگاه مسلمانان اذان می گفتند و حاضران نیز در پاسخ انان به گفتن اذان می پرداختند، با انان کاری نداشتند ،در غیر این صورت از انان می پرسیدند بر چه دینی هستید اگر امتناع میکردند با انها می جنگیدند. به این ترتیب با سرکوبی اهل رده شبه جزیره عربستان به امنیت و ارامش رسید و از هر گونه فساد سیاسی پاک شد.

بنیان قدرتی در ان مستحکم شد که در عرض چند سال دو ابر قدرتی که در طغیان اهل رده و رساندن تجهیزات جنگی بر علیه مدینه کوچکترین تردیدی به خود راه نداده بودند اینک نه تنها به ارزوی خود نرسیده بلکه باید بزودی بهای این تجاوزات خود را پرداخت می کردند.

                      اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

                              اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده شنبه 1387/08/11ساعت 18:45 به همت حمید  | 

حضرت ابوبکر صدیق(رض) واعزام سپاه اسامه

بعد از وفات رسول خدا (ص)تنها مثلث مکه و مدینه و طائف به اسلام وفادار ماند و بعقیه شبه جزیره عربستان را ارتداد فرا گرفت ،در همان حال حضرت ابوبکر (رض)سپاه اسامه را طبق دستور ان حضرت به سوی روم روان کرد که بسیاری از صحابه مخالفت کردند. انان از خلیفه خواستند که برای جلوگیری از حمله مرتدان به مدینه سپاه را روانه نکند .حضرت ابوبکر (رض)گفت که بخدایی که جان ابوبکر به فرمان اوست اگر بیم ان باشد که درندگان مرا بربایند ،گروه اسامه را چنان که پیامبر (ص)فرموده است روان می کنم و اگر در دهکده ها کسی جز من نماند انرا می فرستم.

دستورات حضرت صدیق (رض) به سپاه اسامه

موقع خداحافظی با سپاه ،حضرت ابوبکر (رض)در میان سپاهیان ایستاد وچنین گفت:ای مردم ده سفارش میکنم ان ها را به یاد داشته باشید ،خیانت نکنید،ظلم نکنید،مثله نکنید،بچه های کوچک و مردان مسن و زنان را نکشید، گوسفند و گاو و شتر را جز برای خوردن نکشید. عن قریب شما از کنار اقوامی می گذرید که خود را وقف صومعه ها نموده اند و از امور دیگران فارغ نموده اند ،کاری به انان و انچه برای ان خود را وقف کرده اند نداشته باشید،عن قریب شما به قومی خواهید رسید که برای شما ظرف های پر از خوراکیهای رنگارنگ می اوند اگر چیزی از ان خوردید نام خدا را بر ان ذکر کنیدبا اقوامی روبرو می شوید که وسط سرهایشان را تراشیده و اطراف ان را مانند دستار باقی گذاشته اند ، انان را با ضربت خفیف شمشیر بتر سانید، با نام خدا کارها را شروع کنید ،خداوند شما را از نیزه و طاعون حفظ کند.

سپس به اسامه گفت : انچه را که رسول خدا دستور داد انجام بده. اول به قضاعه بعد آبل برو. در هیچیک از اوامر رسول خدا(ص) شتاب مکن و اگر صلاح بدانی با نبردن عمر به من کمک کنی این کار را بکن،اسامه اجازه داد.که عمر سپاه را ترک کند وباحضرت ابوبکر (رض) باز گردد.

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/08/09ساعت 16:52 به همت حمید  | 

موقعت منحصر به فرد حضرت ابوبکر صدیق(رض)در وفات پیامبر (ص)

ابوبکر (رض)بعد از ادای نماز صبح که امام جماعت بود و پیامبر (ص)به ایشان اقتدا نمودند.چون حال رسول خدا خوب بود به خانه اش در سنح باز می گردد.به محض شایع شدن وفات پیامبر (ص)کسی به دنبال حضرت ابوبکر (رض)رفته او را از ان فاجعه با خبر میکند ُحضرت ابوبکر (رض)به خانه بانو مادر عایشه (رض)باز گشته جنازه رسول اکرم (ص)را در حالی که پوشانده شده بود زیارت میکند.

حجاب از روی چهره مبارکش بر میدارد صورت مبارکش را بوسیده می گوید جانم به فدایت چقدر خوشبو هستی .سپس به میان مردم می رود و ایه ۱۴۴از سوره ال عمران را تلاوت میکند ُانگاه میفرماید:

ای مردم کسانی که محمد را پرستش می کردند بدانند که او مرده است و کسانیکه خدا را می پرستیدند بدانند که خداوند همیشه زنده است و نمی میرد.

قدرت روحی حضرت صدیق بزرگوار در ان حساسترین زمان باعث فشرده شدن صفوف مسلمانان شدُاگر نه خدا می داند که ضعف و زبونی که داشت دامن مسلمانان را می گرفت چه نتایج وخیمی ییار می اورد.

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir                  بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده دوشنبه 1387/08/06ساعت 8:21 به همت حمید  | 
 

حضرت ابوبكر (رض) در پرتو آيات قران

۱. «الا تنصروه فقد نصره الله اذا اخرجه الذين كفروا ثاني اثنين اذهما في الغار اذ يقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا»{توبه – 40 صفوة التفاسيرج 2 ص 536 ، الطبري 10 و 136} خداوند متعال او را در اين آيه ستوده است ، چون او هنگام هجرت در غار ثور همراه رسول خدا(ص) بوده است.
2. « و سيجنبها الاتقي الذي يوتي ماله يتزكي »{ليل / 17 صفوة التفاسيرج 3ص 570 ، تفسير كابلي ج6 ص 503} مفسرن بر اين اتفاق دارند كه اين آيه در شان حضرت ابوبكر (رض) نازل شده است ، زماني كه ايشان تمام اموال خود را در راه خدا صرف كرده و پشت سرهم هفت نفر برده را كه به علت اسلامشان مورد آزار و اذيت كفار قرار گرفته بودند خريد و آزاد كرد، خداوند در اين آيه حضرت ابوبكر (رض) را اتقي يعني بزرگترين متقي معرفي كرده و در آيه اي ديگر آورده است « ان اكرمكم عند الله اتقكم » از نطبيق دو آيه اين طور برمي آيد كه حضرت ابوبكر (رض) از تمام صحابه افضل تر است.
3. « لقد رضي الله عن المومنين اذبيا يعونك تحت الشجرة »{فتح / 18} اين آيه در مورد صلح حديبيه نازل شده كه خداوند رضايت خود را از كساني كه با پيامبر تا آخرين قطره خون خود بيعت كردند اعلان نموده (كه يكي از آنها حضرت ابوبكر (رض) هستند) بديهي است كه علم الهي محدود به زمان و مكان نيست، او عالم به ماكان و مايكون است و با توجه به علم خويش اگر از كسي اعلان رضايت كند رضايت او ابدي خواهد بود، بنابراين خداوند تعالي الي الابد از حضرت ابوبكر (رض) راضي و خشنود است

4. « و لا ياتل اولوالفضل منكم و السعة ان يوتوا اولي القربي »{ صفوة التفاسيرج ج2 ص 323 – تفسير كابلي ج 4 ص 929 – الفوز الكبير في اصول التفسير ص 84} يعني كساني كه از شما داراي وسعت و فضل هستند از دادن به نزديكان و خويشاوندان انكار سرباز نزند. اين آيه هم به اتفاق مفسرين درباره ي حضرت ابوبكر (رض) نازل شده است . زماني كه به حضرت عايشه (رض) تهمت زده شد و نوزده آيه از قرآن به تبرئه او نازل گشت . حضرت ابوبكر (رض) از انفاق به مسطح كه شريك تهمت و از اقربا حضرت ابوبكر (رض) بود دست كشيد ، حال آنكه پيش از اين واقعه با وي حسن سلوك داشت و بعد از نزول آيه حضرت ابوبكر (رض) انفاق را دوباره شروع كرد.
5. « يا ايها الذين امنو من يرتد منكم عن دينه فسوف ياتي الله بقوم يحبهم و يحبونه اذلة علي المومنين اعزة علي الكافرين »{مائده / 54 – صفوة التفاسيرج ج 1 و كتاب سيرة مصطفي } اين آيه دلالت بر ايمان حضرت ابوبكر (رض) و قيام عليه مرتدين بعد از پيامبر دارد . كساني كه ادعاي پيامبري كردند و مانعين زكات كه حضرت ابوبكر (رض) بر عليه آنها قيام كرد و آنها را نابود كرد . و گفته خداوند كه فرمود : « فسوف ياتي الله ... » در مقابلشان مي اورد ، پس خداوند بلافاصله قومي را عليه آنها حركت مي دهد كه آرم و نشانه آنها اين است كه خداوند آنها را دوست دارد و آنها خداوند را دوست دارند . بر مومنان فروتن و در مقابل كفار سر سخت هستند و مصداق اين گفته خداوند همانا حضرت ابوبكر (رض) بوده است.
6. «اتقتلون رجلا ان يقول ربي الله »{مومن / 28} اگر چه اين آيه در مورد مردي از بني اسرائيل است اما اين آيه در مورد حضرت ابوبكر (رض) صادق مي آيد . زماني كه مشركين پيامبر را مي زندند و حضرت ابوبكر (رض) آمدند و گفتند : «اتقتلون رجلا ان يقول ربي الله » مشركين با شنيدن اين آيه به جان حضرت ابوبكر (رض) افتادند و او را زدند تا بيهوش شد.

 

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/07/25ساعت 18:14 به همت ستایش  | 

خدمات حضرت ابوبکر صدیق در حیات پیامبر (ص)

حضرت ابوبکر دارای درخشانترین کارنامه در حیات رسول خدا(ص)است و این امر او را بزرگترین شخصیت اسلام بعد از نبی اکرم (ص)می گرداند.بزرگترین خدمات ان والا مقام به ترتیب زیر می باشند

                                           


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده سه شنبه 1387/07/23ساعت 11:40 به همت حمید  | 

حضرت ابوبکر صدیق(رض)در دوران جاهلیت

در دوران جاهلیت قبیله تیم عهده دار جمع اوری مالیات و غرامت بود که ان را برای مستحقین جمع اوری می کردند از قبیل شتر و اموال دیگر ،این غرامت مشهور به باشتاق بود و به عنوان امانت در دست همین قبیله بود تا اگر حادثه ای پیش بیاید که موجب غرامت باشد از ان محل پرداخت گردد وحضرت ابوبکر صدیق(رض)عهده دار این سمت بود. ان حضرت هیچ گاه مشروبات الکلی مصرف نکرد وهمچنین به علت عالم بودن اکثر بزرگان قریش درباره مسائل مهم با او مشورت می کردند و به رایش عمل مینمودند . در زمان جاهلیت حضرت ابوبکر جزو حنیف ها ،یعنی کسانی که به وحدانیت خداوند ایمان داشتند و از بت پرستی بدور بودند به شمار می رفت.

اسلام اوردن حضرت ابوبکر صدیق (رض)

اقدام حضرت ابوبکر نه تنها در اسلام شگفت انگیز است ،بلکه آشکار کردن ان بسی شگفت انگیز تر است،زیرا او تاجر بود ومعمولا تاجر با انچه مخالف عقاید و اراء عامه باشد بخاطر منفعت شخصی آنرا رد می کنند ،ولی صدیق در این کار به قدری خود را والا ساخته که حق را فقط بخاطر حقیقت بزرگ  می دارد وبا توجه به حق به بالا تر از منافع زندگی مادی نایل می شود. در دعوت به حق وتایید ان چیزی می یابد که مقام و متاع دنیوی را هر چند بزرگ باشد در نظر او حقیر می سازد،این حالت مصداق حضرت ابوبکر بود،از روزی که به محمد (ص)ایمان اورد تا وفات ان حضرت و وفات خود او ،خدا می داند که حضرت رسول اکرم در اولین دعوت خود با ایمان اوردن یکی از شریفترین مردان قریشی چه حالی پیدا می کند و چه قدر دلگرم امر خطیر نبوت میشود .

ایمانیکه حتی شخص پیامبر نیز از ان تعجب میکند :هر کسی را که به اسلام دعوت کردم تامل کرد مگر ابوبکر .

به اتفاق مورخین در بین مردان حضرت ابوبکر (رض)در بین زنان حضت خدیجه (رض)و دربین کودکان علی و در بین بردگان زید بی حارثه پسر خوانده پیامبر(ص)اولین اشخاصی بودند که بدین اسلام و دعوت محمدی ایمان اوردند

+ افزوده شده جمعه 1387/07/19ساعت 6:36 به همت حمید  | 

  بعد از پیامبر:بهتر آن است که گفته شود بعد از انبیاء برترین کس ابوبکر صدیق است

 زیرا که ابوبکر برتر از انبیاء نیست.

صدیق:صیغه ی مبالغه در صدق است، یعنی بسیار راستگو

اطلاعاتی درباره ی حضرت ابوبكر صديق(رضي الله عنه)

نام .......................................عبدالله

كنيه.......................................ابوبكر

لقب.......................................صديق و عتيق

تولد......................................سال دوم عام الفيل

 نام همسران .........................قتيله ، ام رومان ، اسماء ، حبيبه

نام پدر..................................عثمان

كنيه پدر...............................ابوقحافه

 نام مادر..............................سلمي

كنيه مادر  ..........................ام الخير

خلافت .............................. سال يازده هجري

 مدت خلافت........................ دوسال و سه ماه و بيست روز

نام فرزندان پسر................... عبدالله ، عبدالرحمن ، محمد

نام فرزندان دختر...................اسماء ، عايشه ، ام كلثوم

وفات ................................ در شب سه شنبه 22جمادي الاخر سال 13 هجري

محل دفن............................. در كنار پيامبر و در حجره ي حضرت عايشه (رضي الله عنها)

مشخصات ظاهري  ............... رنگش سفيد، جسمش لاغر، رخسارهايش كم گوشت، پيشانيش بلند،

مويش سفيد بود. بمويهايشان رنگ خضاب و نيل ميزدند.

مشخصات رفتاري   ............... بي نهايت نرم دل و بي حد بردبار بودند ،

 در رفاقت آنحضرت (صلي الله عليه واله وسلم) از همه سابق و فائق بودند.

 نكته:ام كلثوم به وقت وفات ابوبكرصديق(رضي الله عنه) درشكم حبيبه بود.

برای دیدن دلائل افضلیت ایشان به ادامه ی مطلب بروید

برای برادران و خواهران اهل تشیع پیشنهاد میکنم حتما یک سری بزنند

ضرر نمی کنند

امیدوارم متقاعد شوند.


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده جمعه 1387/06/22ساعت 16:44 به همت ستایش  | 
 
onLoad and onUnload Example