تبليغاتX
محبان فاروق
نظری که میدهید باید با منطق باشد وگر نه بی ادبی در این وبلاگ جایی ندارد

                                                         میان غیب وشهادت

خداوند(ج)درهرچیزخاصیتی جدایی ناپذیر نهاده است ،و مردم در ابادی زمین چاره ای ندارند جز آشنایی با ویژگی های هر عنصر و به کار گرفتن ان تا حد توان.

تمدن امروز در کشف بسیاری از خصوصیت های عالم ماده و استفاده از ان در بخش های مختلف،موفقیت چشم گیری داشته است ؛(و پی بردن به این خواص به مردم و به پیمانه تجربه ومعرفتشان موکول گردیده است.)

هر گاه حقایق به ثبوت رسیده صفات ممکنی را برای برخی اشیاءآشکار ساخته است ،انسان مسلمان باید به این حقایق احترام بگذاردوحق ندارد به اسم اسلام چیزی از ان کاسته یا بر ان بیفزاید وشرعا نمی تواند به نام توکل بر خدا به ان جاهل بماند،یا خصوصیاتی را از نزد خود به نام ارتباط با خدا بر ان اضافه کند ،چرا که توکل با قانون اسباب ومسببات ناسازگار نیست وکاری به نیروهای نهفته در عناصر مختلف ندارد،خداوند(ج)خود فرموده است:«پروردگار ما همان کسی است که به هر چیزافرینش سزاوار ان را بخشیده سپس هدایتش کرده است.»

آتش سوزنده است ونادیده گرفتن ان حماقتی است که هیچ دینی نگفته است .ایمان اقتضا دارد که انسان مسلمان به این حقیقت اعتراف کند به این لحاظ که این خاصیت ماده به ودیعت نهاده شده است .چرا که هیچ ذره ای در اسمان ها و زمین نمی توان یافت که وجود و حرکتش را از طبیعت خود گرفته باشد ،بلکه از سوی افریدگار یگانه به ان اعطا شده است.

ایا این ملاحضه واجب با تعطیل قوانین زندگی ربطی دارد؟مسلمانان که به نام توکل این نیروها و اسباب را می خواهند نادیده بگیرند این جهالت را از سوی خود مرتکب می شوند ودامن اسلام از ان بری وپاک است.

این عمل نه دلیل زیادت یقین بلکه دلیل نقصان علم است.

مثلا بت مشتی سنگ است که قابلیت دارد دربنای خانه یا هموار ساختن پیاده رو به کار رود،و جز این نباید خواص دیگری را بدان نسبت داد از ان گونه که بت پرستان به ان اعتقاد دارند.

گاوی که هندوان می پرستند برای استفاده از شیر و گوشت ان خوب است ،ولی تقدس بخشیدن به ان قابل قبول نیست.هم چنین است دیگر عناصری که خداوند(ج)آفریده است.

خواص هیچ یک از انها به حسب اعتقادی که بی خردان در ان باره دارند کاهش و فزونی نمی یابد بلکه در محدوده ای که قدرت برتر ترسیم نموده و علوم صحیح به ما معرفی داشته است ،ثابت خواهد ماند و دین الهی این حقایق را تصدیق و تاکید می کند.

کسی که مهره یا حلقه ای را بر خودش می اویزد ،بدین پندار که مرضی را رفع ،رزقی را فراهم یا اجلی را طولانی تر خواهد ساخت ،وی بی تردید انسان بت پرستی است که تفکر الوده و متعفنش با تفکر گاو پرستان و دیگر بت پرستان هم خوانی دارد. زیرا در زمان معالجه به مواردی دیگر نیاز است که توسط علوم صحیح نشان داده شده است.

از حضرت عبدالله ابن مسعود روایت شده است که بر گردن زنش چیزی را اویزان یافت ،به محض مشاهده ان را کشیده و از هم گسست،وگفت «خانوادۀ عبدالله بی نیاز از آنند که برای خدا بی دلیل شرک اورند.»

امام احمد از عمران بن حصین روایت کرده است که رسول خدا (ص)بر بازوی شخصی حلقه ای از فلز مشاهده کرد و فرمود:«وای بر تو این چیست گفت از واهنه (دفع سستی و کسالت)است. فرمود هان این جز بر سستی ات نمی افزاید،دورش بینداز چرا که اگر در حالی بمیری که این با تو باشد هرگز رستگار نمی شوی.»

برخی از مردم قران را حجابی برای خویش می سازند با این توهم که می تواند تجارتش را از ورشکستگی یا خودش را در رابطه با وظیفه اداری اش از خشم رؤسا در امان نگه دارد.این انحراف بزرگی است و اگر ساده لوحان ان را ایمان به خدا و تعظیم به ان بشمارند ،گرفتار واهمه شده اند.

پیوند مسلمان با قران عظیم این است که در ان بیندیشد و از ان فرمان ببرد.اگر تاجر یا کارمند باشد اولین شرط موفقیتش پیشبرد درست و بی عیب کار است که هیچ انحرافی در ان راه نیابد.چنانچه در این زمینه تقصیری رخ دهد نمی توان با مصحف به جبرانش پرداخت اگر چه ان مصحف کوچک باشد و یا بزرگ باشد.

در قران وسنت ادعیۀ ارزشمندی امده است تا انسان مسلمان در وقت هجوم مشکلات با ان ها به سوی خدا روی اورد؛این دعاها معانی واضح و الفاظ زیبایی دارد که انسان مسلمان همراه با حرارت و امید به خواندن ان ها می پردازد،و خداوند (ج)مشکلش را برطرف و رحمتش را بر وی فرود می اورد.

تنها چیزی که ما قبول داریم و موسس شریعت به ما اموخته است ،این دعاهاست و ان ها جزئی از اسباب و علل عادی نظام هستی است . زیرا که اگر شخصی ناتوان درخواست مناسبی از ذات توانا داشته باشد ،اجابتش نه خلاف مقررات است و نه نشانۀهرج و مرج ،بلکه کمکی است قابل ذکر که سزاوار شکر نیز می باشد.

 

 

+ افزوده شده دوشنبه 1387/06/18ساعت 12:44 به همت حمید  | 
 
onLoad and onUnload Example