کم کم غروب ماه خدا دیده میشود صد حیف از این بساط که برچیده میشود در این رحمت و غفران و مغفرت خوشبخت آنکس است که بخشیده میشود.
سلام به تمامی دوستانی که ما رو همراهی میکنند و وقتشون رو صرف مطالب ما میکنند ازتون به خاطر توجهتون کمال تشکر را دارم و می خواهم که همچنان ما رو همراهی کنید و با نظرات ارزندتون ما رو در هر چه بهتر شدن این وبلاگ یاری کنید .
عیدتون مبارک و نماز روزه هاتون قبول درگاه حق امیدوارم که نماز روزه هاتون به درگاه حضرت حق قبول شده باشه و ارزو دارم که هیچ غمی در دل نداشته باشید و شاد و خوشحال این عید را در یافته باشید /
خدای را شاکریم که بار دیگر بر ما منت نهاد و اینگونه الطاف خود را بر ما افزونی داشت و این توفیق را نصیب نمود تا ماه پربرکت رمضان را دریابیم و به آخر برسانیم نمیدانم چگونه و با چه زبانی تشکر کنم به خاطر این منتی که بر مانهاد و ما را توفیق دریافتن و عبادت در این ماه پر برکت را عطا نمود .
با باری گناه به این رمضان رسیدیم و با شرمساری به مهمانی رب ذوالجلال رفتیم سرافکنده و خجل در زدیم اما او با روی باز از ما پذیرایی کرد وفرمود بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ ... این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی بازآ یا رب نه صد بار بلکه صدها بار توبه شکستیم و از یادت غافل شدیم مگیر که تاب گرفتنت نداریم بنده ایم هر چند که حق بندگی را ادا نکرده ایم اکنون که ما را به مهمانی خود خواندی و بدون اینکه در بزنیم در به روی ماگشوده ای قلم عفو بر دست گیر و بر گناهان مابکش به زیادی گناهان ما منگر که بس شرمساریم به فزونی رحمت خود نظر کن و حال که میزبانی ما را خود به عهده گرفته ای به گونه ای این میهمانی را به اتمام برسان که دیگر سنگینی این بار اذیتمان نکند.
پادشاها جرم ما را در گذار ما گنه کاریم و تو آمرزگار
تو نکو کاری و ما بد کرده ایم جرم بی اندازه بی حد کرده ایم
سال ها در فسق و عصیان گشته ایم آخر از کرده پشیمان گشته ایم
روز و شب اندر معاصی بوده ایم غافل از یوخذ نواصی بوده ایم
بی گنه نگذشته بر ما ساعتی با حضور دل نکرده طاعتی
بر در آمد بنده ای بگریخته آبروی خود به عصیان ریخته
مغفرت داریم امید از لطف تو زانکه خود فرموده ای لا تقنطوا
بهر الطاف تو بی پایان بود نا امید از رحمتت شیطان بود
نفس و شیطان زد کریما راه من رحمتت باشد شفاعت خواه من
چشم دارم کز گنه پاکم کنی پیش از آن کاندر لحد خاکم کنی
اندر آن دم کز بدن جانم بری از جهان با نور ایمانم بری
اگه یه میتونی جواب منو بده سوالای منو پاک نکن......
!.واقعیت سنی اینه که حضرت عمر مشروب خور بوده بعد توبه کرده و شده خلیفه؟؟؟(من نمیخوامش)
2.واقعیت سنی اینه که عمر ... به پیامبر ما گفت این پیر مرد هزیون میگه؟!
3.واقعیت سنی اینه که خلیفه هایش در اغاز بت پرست بودند بعد به خدا ایمان اوردند وبه درجه ای رسیدند که بشوند خلیفه ی مسلمین؟؟؟!!!
4.دقیقا پیروزی حزب الله پیروزی شیعه است میبینیم شما سنی هارو(فلسطین)به دلیل اعتقاد نداشتن به هیچ و پوچ هیچ غلطی نکرده اید.....حزب الله به امام حسین اعتقاد داره.....
5.واقعیت سنی اینه که صدام سنی سگ کثیف و خدا هرچی هم مذهب اونه لعنت کنه هزاران هزار جوون مارو شهید کرد؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
واقعیت سنی اینه من تف میکنم تو این مذهب......
واقعیت سنی اینه که بی سواد تحویل بده؟؟من نمیخوامش.............................................
شخصی این مسایل رو مطرح کرده بود و از من جواب خواسته بود هرچند از سخنانش معلومه که اصلا ارزش این رو نداره که ما بخواهیم جواب اینطور افراد رو بدیم اما من بهش منت میگذارم و مطالبی رو به خدمتش عرض می کنم شاید با خواست خدا سر عقل بیاید.و ذره ای از این کج فهمیش کاسته بشه.
1.واقعیت سنی اینه که حضرت عمر (رض) قبل از اینکه به اسلام مشرف شوند همان ایینی را داشتند که اکثر مردم ان منطقه داشتند حتی حضرت عمر (رض) هنگام مشرف شدن به اسلام به قصد جان حضرت رسول اکرم (ص) بیرون امده بودند تا حضرت را به شهادت برسانند چرا که می پنداشتند حضرت با این کار خود در بین قبیله قریش تفرقه ایجاد کرده است اما وقتی که کمی در مورد اسلام می شنوند و ایات کلام الله مجید به گوش ایشان میرسد و باتوجه به شناختی که از رسول الله (ص) داشتند به حقانیت دین اسلام متوجه شدند و ایمان اوردند و این ناشی از دعای رسول الله (ص)و تاییدالله (ج) بود و این که الله او را خواستند و برای خدمت گرفتن در دین خود قبول کردند و نیازی به خواستن یا نخواستن شما نیست .
در مورد اتهامی که به حضرت عمر فاروق (رض) میزنید این افترایی بیش نیست و ایشان هیچ گاه رسول الله 2.(ص) را هزیان گو نگفته اند و این دروغ و افترایی به منظور کم ارزش جلوه دادن اقدامات حضرت عمر (رض) است اما الله (ج) خود به فاروق ارزش داده اند و هیچ کس نمی تواند از ارزش و اهمیت اسلام اوردن او چشم بپوشد .
3.اسلام اوردن خلفای راشدین و رسیدن ان ها به مقام خلافت چیز بسیار دور از ذهن نیست چرا که هدف از برانگیخته شدن رسول الله (ص) در میان مردم عرب همین بود که انها را از پرستش بت ها باز دارد و از بندگی بت ها به بندگی الله دراورد و این حرف ها موجب می شود که ما حتی به رسالت رسول الله نیز شک کنیم چرا که اگر همه مومن و پاک دامن می بودند دیگر اهمیتی نداشت که برای انها پیغمبری فرستاده شود وحال اینکه همین بت پرستان بودند که الله (ج) در مورد انها می فرماید : ( رضی الله عنهم و رضوا عنه ) الله (ج) در مورد انها اعلام رضایت میکنید و می گوید انها نیز از الله نیز راضی هستند و حال شما بعد از 14 قرن به اسلام انها شک می کنید.
4.پیروزی حزب الله لبنان دلیلی بر حقانیت این مذهب نیست چرا که بعضی اوقات کفار نیز بر مسلمین مسلط می شوند و بر انها پیروز می شوند و این ازمایشی از جانب الله (ج) است که قبله اول مسلمین در دست یهودیان افتاده است حزب الله رو می بینید عراق رو نمی بینید که هم مردان و زنان سنی و هم مردان و زنان شیعه در زیر شکنجه های کفار قرار دارند من این رو ناشی از کج فهمی شما و امثال شما می دانم که ابروی اسلام را با این سخنان و اعمال خود بر باد داده اید .
4.الله (ج) خودش صدام رو به جزای اعمالش خواهد رساند.
5.سنی هم بی سواد تحویل نمی ده بلکه برعکس بزرگترین نخبان و دانشمندان اسلام از همین اهل سنت هستند و به شما توصیه می کنم قبل از این که این چرندیات رو بیان کنید برید یک کم مطالعه داشته باشید من برای مثال تعدادی از بزرگان اهل سنت رو در زمینه شعر و شاعری که از همین سرزمین شیعه یعنی ایران برخواستند به شما معرفی میکنم : 1. سعدی شیرازی 2. حافظ 3. مولانا 4. سنایی غزنویی 5. عطار نیشابوری 6.اقبال لاهوری .... چند تا از همون مشهور هاش رو نام بردم تا نگین ما اصلا این ها رو نمی شناسیم . برید ببینید سر در مجمع جهانی حقوق بشر ابیات همین شاعر ما نوشته شده و در مقابل دیدگان جهانیان قرار گرفته بعدا قضاوت کنید.
با سلام خدمت تمامی عزیزانی که به ما منت میگذارند وبه وبلاگ محبان فاروق سر میزنند
امیدوارم همگی شما در در صحت و سلامتی کامل به سر ببرید با توجه به اینکه این اواخر کلیپ های صوتی و تصویری در وبلاگ برای استفاده شما عزیزان قرار می دهیم به فکر این افتادم که وبلاگ تازه ای رو ویژه کلیپ های صوتی و تصویری قرار دهم اما این امر بستگی به علاقه شما عزیزان نسبت به این کلیپ ها دارد .
لذا از شما درخواست دارم تا با نظرات محترم خود ما را در ایجاد یا عدم ایجاد این وبلاگ یاری نمایید
جزاکم الله
با تشکر :حمید
سلامی گرم خدمت تمام شما سروران که مارا شرمنده کردید و به این وبلاگ سر زدید
یکی از عزیزان نظری داده بودند (بدون ثبت ایمیل یا سایت خودشون )مبنی بر اینکه (اخه احمق از کی تا حالا عطار و فردوسی و فلان و فلان شدن سنی؟) البته یه سری چیز های دیگه هم گفته بودند که من شرمم میاد بگم.
از دست این عزیز ناراحت نمی شم چون ایشان به قدری عقده ای به باراومدند و تعصب بیجا دارند که طاقت شنیدن حق رو که واقعاً تلخ است رو نیاوردند و شخصیت خوشون رو با این حرف های رکیک به ما نمایاندند.
خوب دوست عزیز اگه واقعا فکر می کنید که عطار و فردوسی و... سنی نیستند خوب برید به کتب و اثاری که از این بزرگمردان به جا مانده نگاه بکنید و ببینید که چگونه شما را انگونه که خواسته اند به بار اورده اند و خودتون از دنیا بیخبرید من هم سعی می کنم که اشعاری رو از این عزیزان برای اثبات مطلبم در وبلاگ جای بدم در ضمن مارا از نظرات خودتون بی بهره نگذارید
سلام خدمت شما ... از اینکه به وبلاگ محبان فاروق که وبلاگی است متعلق به خودتون سر زدید ممنونم و از اینکه نظر داده بودید بیشتر ممنونم نظرتون حکایت از یک پیام می کرد پیام بحث و ارتباط از طریق چت نمیدونم که شما تا چه اندازه ای از وقتتون رو صرف چت می کنید اما اجازه بدید تا تجربه خودم رو در مورد چت خدمتتون عرض بکنم . من هم قبلا مثل خیلی از افراد و شاید حتی مثل خودتون ساعت ها وقتم رو صرف گشتن در اتاق های چت و چت کردن با افراد مختلف می کردم اما این اواخر وقتی سی دی های مولانا خیرشاهی را تماشا می کردم در بین یکی از صحبت هاش که در مورد انحرافات اخلاقی وجوانان بود متوجه سخنانی در مورد چت شدم که مولانا به حال ما جوانان چگونه گریه می کردند و می گفتند جوونا به فکر باشید همتون فردای قیامت مسوئلید به این که وقت گرانبهاتون رو جوونیتون رو با اینطور چیز های بیهوده تلف می کنید وقنی این صحبت ها رو از مولانا میشنیدم حالم دگرگون شد به خودم گفتم مولانا این صححبت ها رو بی خود و بی جا که نمیگه چرا من هم به فکر نبا شم و از این کارها دست نکشم به فکر انجام کار خیر هر چند کوچک نباشم این بود که دیگه چت کردن رو رها کردم و به فکر تأسیس یک وبلاگ افتادم و وبلاگ محبان فاروق رو به راه انداختم از شما و تمامی عزیزان میخواهم که دیگه به خودمون بیاییم به حال مسلمانان و اهل سنت در ایران بسوزیم به این که جوان های اهل سنت چگونه در اتش دوری از دین می سوزند و روز به روز این وضع بدتر می شود فرزندان اهل سنت به دلیل کم اگاهی از این مذهب دور می شوند .
جوانان اهل سنت به جای توجه به خود و جامعه اسلام رو به سوی رفتارهای غیر اخلاقی اورده اند رو به بی بند وباری اورده اند به فکر رابطه با جنس مخالف هستند به فکر مال اندوزی و ثروت اند و...
اما به عنوان یک مسلمان و به عنوان یک پیرو سنت پیامبر وظیفه ما چیست؟ وقتی رسول الله (ص)از دنیا رفتند و جهان از وجود پیامبر برای همیشه بی بهره ماند پیامبرانی که از اغاز خلقت همواره برای هدایت بشر امده اند و و با سعی و تلاش و وجود مشقت های فراوان دست از دعوت و تبلیغ باز نمی داشتند حال چه کسی باید این بار سنگین را به دوش بکشدو در این راه مشقت تحمل کند ؟شاید چون ختم نبوت اعلام شده این به علت بی نیازی جامعه از دعوت به طرف الله است ؟یا به خاطر نزدیک شدن به قیامت باید بگذاریم تا جامعه به بی بند و باری کشیده شود وانواع فساد اجتماعی در جامعه رواج پیدا کند تا زمینه برای برپایی قیامت اماده شود؟یا به خودمون بگیم ما که وکیل و وصی مردم نیستسم؟
ادامه دارد...
سلام خدمت تمامی عزیزان از این به بعد می خواهم یک بخش به نام بحث دوستانه ایجاد کنم دوستانی که مایلند تا نظراتشون در وبلاگ و این بخش قرار داده بشه می تونن نظراتشتون رو به طور خصوصی برام ارسال کنند یا به ادرسh_b2858@yahoo.com بفرستند