تبليغاتX
محبان فاروق
نظری که میدهید باید با منطق باشد وگر نه بی ادبی در این وبلاگ جایی ندارد

کم کم غروب ماه خدا دیده میشود صد حیف از این بساط که برچیده میشود در این رحمت و غفران و مغفرت خوشبخت آنکس است که بخشیده میشود.

سلام به تمامی دوستانی که ما رو همراهی میکنند و وقتشون رو صرف مطالب ما میکنند ازتون به خاطر توجهتون کمال تشکر را دارم و می خواهم که همچنان ما رو همراهی کنید و با نظرات ارزندتون ما رو در هر چه بهتر شدن این وبلاگ یاری کنید .

عیدتون مبارک و نماز روزه هاتون قبول درگاه حق امیدوارم که نماز روزه هاتون به درگاه حضرت حق قبول شده باشه و ارزو دارم که هیچ غمی در دل نداشته باشید و شاد و خوشحال این عید را در یافته باشید /

 

خدای را شاکریم که بار دیگر بر ما منت نهاد و اینگونه الطاف خود را بر ما افزونی داشت و این توفیق را نصیب نمود تا ماه پربرکت رمضان را دریابیم و به آخر برسانیم نمیدانم چگونه و با چه زبانی تشکر کنم به خاطر این منتی که بر مانهاد و ما را توفیق دریافتن و عبادت در این ماه پر برکت را عطا نمود .

 

با باری گناه به این رمضان رسیدیم و با شرمساری به مهمانی رب ذوالجلال رفتیم سرافکنده و خجل در زدیم اما او با روی باز از ما پذیرایی کرد وفرمود بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ  ... این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی بازآ یا رب نه صد بار بلکه صدها بار توبه شکستیم و از یادت غافل شدیم مگیر که تاب گرفتنت نداریم بنده ایم هر چند که حق بندگی را ادا نکرده ایم اکنون که ما را به مهمانی خود خواندی و بدون اینکه در بزنیم در به روی ماگشوده ای قلم عفو بر دست گیر و بر گناهان مابکش به زیادی گناهان ما منگر که بس شرمساریم به فزونی رحمت خود نظر کن و حال که میزبانی ما را خود به عهده گرفته ای به گونه ای این میهمانی را به اتمام برسان که دیگر سنگینی این بار اذیتمان نکند.

پادشاها جرم ما را در گذار ما گنه کاریم و تو آمرزگار

تو نکو کاری و ما بد کرده ایم جرم بی اندازه بی حد کرده ایم

سال ها در فسق و عصیان گشته ایم آخر از کرده پشیمان گشته ایم

روز و شب اندر معاصی بوده ایم غافل از یوخذ نواصی بوده ایم

بی گنه نگذشته بر ما ساعتی با حضور دل نکرده طاعتی

بر در آمد بنده ای بگریخته آبروی خود به عصیان ریخته

مغفرت داریم امید از لطف تو زانکه خود فرموده ای لا تقنطوا

بهر الطاف تو بی پایان بود نا امید از رحمتت شیطان بود

نفس و شیطان زد کریما راه من رحمتت باشد شفاعت خواه من

چشم دارم کز گنه پاکم کنی پیش از آن کاندر لحد خاکم کنی

اندر آن دم کز بدن جانم بری از جهان با نور ایمانم بری

+ افزوده شده یکشنبه 1388/06/29ساعت 18:59 به همت حمید  | 

داستان پیر چنگی در عهد حضرت عمر (رض) از زبان مولانا

آن شنیدستی که در عهد عمر                                 بود چنگی مطربی با کَرو فَر

بلبل از آواز او بی خودشدی                                     یک طرف ز آواز خوبش صد شدی

مجلس و مجمع دَمَش اراستی                                 وز نوای او قیامت خاستی

همچو اسرافیل که آوازش به فن                                مردگان را جان درآرد در بدن

خداوند می فرماید در کارهای نیک بر یکدیگر پیشی بگیرید آنگاه هر کجا که باشید خداوند به شما می رسد ،نمی فرماید با اعمال نیک به من برسید بلکه می فرماید با چنین اعمالی من به شما می رسم شاه یا گدا بودن تاجر یا کارگر بودن شما هم هیچ تفاوتی برای خدا ندارد انجام کارهای نیک یعنی فروختن هنر و همه توانایی که دارید به خداوند ،کافی است به نام او و برای او باشد حتی اگر به ظاهر به بی مقداری یک لبخند هم باشد ، پاداش بی حسابش به شما خواهد رسید. این نکته ای بود که مطرب چیره دست داستان مولانا از آن غافل بود و تمامی هنرش را به ثروت و سکه های طلای بزرگان و ثروتمندان شهر می فروخت و هر چه در توان داشت در جهت رضایت مشتریان چند روزه اش به سر انگشتان هنر مند خود می ریخت و هر روز به آوازی دل انگیز تر ،غوغایی تازه به پا میکرد مولانا می فرماید:

مطربی کز وی جهان شد پر طرب                                          رسته از آوازش خیالات عجب

از نوایش مرغ دل پرّان شدی                                                وز صدایش هوش جان حیران شدی

اما غافل از اینکه روزگار پیری بی رحمانه در پیش است. که نه به جمال ماهرویان رحم می کند و نه به انگشت نغمه پردازان و نه به حنجره آواز خوانان .

چون برآمد روزگار و پیر شد               بازِ جانش از عجز پشّه گیر شد

گشت آواز لطیف جانفزاش                زشت و نزد کس نیرزیدی به لاش

آن ندای رشک زهره آمده                 همچو آواز خر پیری شده


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده پنجشنبه 1388/06/05ساعت 19:6 به همت حمید  | 
 

سلام به تمامی دوستان

از اینکه به ما منت میگذارید و از ما یاد میکنید کمال تشکر را دارم

کتابی که دوست عزیزمون محمد امین در وبلاگ با نام تلنگر گذاشته بودن

رو واستون به صورت جاوا در آوردم تا بتونید در گوشی هاتون نصب کنید و همراه خودتون داشته باشد

امیدوارم کمال استفاده رو ببرید

                          دانلود از :                                                              محبان فاروق

+ افزوده شده یکشنبه 1388/06/01ساعت 19:24 به همت حمید  | 
 

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق ان شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود

بوسه ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر اه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی درد من لیلاست انم میزنی

خسته ام زین عشق دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و این لیلای تو من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگ پنهان و پیدایت منم

سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد گفتم عاقل شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم

 

+ افزوده شده یکشنبه 1388/06/01ساعت 10:42 به همت حمید  | 

 

 خدا کنه همیشه همینطوری باشه و مدام خبرهای خوش به گوش ما برسه که ما رو شاد بکنه بازهم همانند سال های قبل حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان اقدام به برگزاری مراسم ختم صحیح بخاری کرده و از تمامی کسانی که این خبر به گوش اون ها میرسه دعوت کردن تا در این مراسم شرکت کنند من هم به نوبه خودم این خبر رو در وبلاگ برای اگاهی بیشتر از زمان و مکان این مراسم قرار دادم این مراسم در یکم و دوم مرداد در مسجد مکی واقع در شهر زاهدان برگزار میشه و در اون علما و سخنوران بزرگ به ایراد سخنرانی میپردازند و در باره مسائل  و مشکلات مسلمانان به گفت و گو میپردازند اما سال قبل این مراسم با یک سری محدودیت هایی روبرو شد که امیدورام امسال اون محدودیت ها از بین رفته باشه به امید روزی که پرچم اسلام در سر تاسر جهان و در تمامی شهر ها برافراشته شود

+ افزوده شده جمعه 1388/04/26ساعت 22:59 به همت حمید  | 

دلت را خانه من کن مصفا کردنش بامن      

                                      به ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را      

                                       بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من

اگر درها به رویت بسته شد دل بد مکن بازآ      

                                       در این خانه دق الباب کن وا کردنش با من

به من گو حاجت خود را اجابت میکنم آنرا       

                                       طلب کن انچرا خواهی مهیا کردنش با من

چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن 

                                        غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من 

به قران ایه رحمت فراوان است ای انسان     

                                        بخوان این ایه را تفسیر کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را  

                                       بیاور نیک و بد را جمع و منها کردنش بامن

اگر عمر گنه کردی مشو نومید از رحمت        

                                       تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من

 

+ افزوده شده پنجشنبه 1388/04/25ساعت 10:24 به همت حمید  | 

معمولا واسه خبر خوش مژدگونی میخواهند اما من بدون مژدگونی به تمامی کسانی که خبر دارند و ندارند میگم که به فضل خدا حوزه علمیه گالیکش موفق به چاپ فصلنامه شد و اولین شماره اش رو هم با نام فصلنامه صدیقین منتشر کرد و این برای ما و تمامی اهل سنت شادی بس زیادی را به همراه داشت واقعا به همه شما دوستان تبریک میگم امیدوارم که بتونیم باز هم در مسیر پیشرفت و ترقی و افزایش علم عموم مفید و موثر واقع بشیم در ضمن از تمامی عزیزانی که مطلب یا مقاله ای دارند دعوت میشود تا مقالات خودشون را در اختیار حوزه قرار بدهند تا در اولین فرصت با نام خودشون در فصلنامه چاپ بشه .

+ افزوده شده دوشنبه 1388/04/15ساعت 21:0 به همت حمید  | 

نخستین حادثه مهمی که بعد از وفات رسول الله (ص) برای حضرت صدیق اکبر(رض) اتفاق افتاد.

روزیکه رسول الله (ص) وفات یافته به ملأ اعلا شتافت وقوع این فاجعه عظیم بحدی بر مسلمین شدید بوده آنها را دگرگون ساخت که گویی صاعقه ایی از آسمان بر سر انها فرود امده انها را در وضع غیر عادی و در حالی شبیه بذهول و از خود بی خبری قرار داد تا انجا که حتی از ایات قران که همیشه تلاوت میکردند غافل شدند که میفرماید انبیاءالله بشرند و انها هم مانند سائر افراد بشر حیات و موت دارند و مخصوصا قران بان حضرت خطاب کرده میفرماید( انک میت و انهم میتون ) یعنی همانا توای محمد(ص)خواهی مرد و انها نیز خواهند مرد و ایه دیگر قران باز در این باره میفرماید ( و ما محمد الا رسول الله  قد خلت من قبله الرسل ) بعنی نیست محمد(ص)جز رسولی که پیش از او هم رسولانی بدنیا امده اند و از دنیا رفته اند .

اصحاب گرامی رسول الله (ص) قبلا از این دو آیه و ابات دیگر قران اطلاع داشته و همیشه تلاوت می کردند ولی اینک در وضعی قرار گرفتند که نمی توانستند موت انحضرت را تحمل کنند . و از خود سوال میکرند ایا براستی محمد(ص)وفات یافته است اگر درست باشد پس چه میشود و چه باید کرد اینده مسلمین چه خواهد شد ؟ حتی سیدنا عمر (رض) که بقوت قلب و قدرت روحی شهرت تاریخی دارد وفات انحضرت را باور نداشت و قبضه شمشیر برهنه را بدست گرفته مردم را در مسجد میگفت مبادا از کسی بشنوم که بگوید محمد(ص)وفات یافته! حضرت عثمان (رض) داماد پیغمبر در گوشه ای از مسجد نشسته بود و گریه میکرد. خلاصه وضعی پیش امده بود که مردم صحابه بزرگ رسول الله (ص) پریشان شده بودن و کسی نبود که انها را به حقیقت حادثه واقف و آگاه ساخته انها را براه رشد و صواب راهنمایی نموده تا زا این وضع برون ایند جز حضرت صدیق اکبر(رض) . بلی حضرت صدیق اکبر(رض) از وقوع این مصیبت جانگداز ابتدا به مسجد وارد میشود و چون میبیند مردم اشفته وار در هم ریخته سر از پا نمیشناسند و در وضع غیر عادی قرار گرفته اند انها را بحال خود گذاشته از مسجد خارج و فورا بخانه رسول الله (ص) که متصل به مسجد بود داخل میشود  و پوشاک را از چهره مقدس رسول الله (ص) کمی به کنار میزند و دهان بر چهره مبارک رسول الله (ص) گذارده انرا میبوسد و می بوید و گریه کنان میگوید فداک امی و ابی یا رسول الله (ص) ما اطیبک حیا و میتا یعنی پدر و مادرم فدایت باد ای رسول الله (ص) چه پاکیزه و چه خوشبویی چه در حیاتت و چه در مماتت.

سپس چهره مبارکش را مجدداَ می پوشاند و به مسجد آمده بر روی منبر رسول الله نشسته مردم را به آرامش و نشستن و شنیدن خطبه دعوت نموده پس از ذکر مقدمه خطبه میگوید همانا در آن هنگام که محمد(ص)زنده بود خدا در قران خبر داد که او خواهد مرد و چنین نیز فرمود همانا تو خواهی مرد و آنها نیز خواهند مرد و نیز فرمود نیست محمد(ص)جز رسولی که پیش از او رسولانی بدنیا آمده اند و از دنیا رفته اند ایا پس هر گاه او هم مانند آنها بمیرد یا کشته شود شما بعقب برگشته به دین باطل خود باز میگردید ؟ اگاه باشد هر کس بعقب خود برگردد هیچ زیانی به خدا نمی رساند و خدا به برد باران زود پاداش میدهد همانا خدای عز و جل به محمد(ص)عمر داد و او را در این جهان باقی گذاشت تا آنگاه که دین خدا را بپا داشت و اوامر خدا و رسالتی که خدا باو تفویض فرموده بود بمردم تبلیغ فرمود و با دشمنان دین خدا به جنگ و جهاد پرداخت اکنون خدا او را پس از انجام این تکلیف و پس از این موفقیت به نزد خود فرا خواند و شما را بر این راه و روشن روشن بجای گذاشت آگاه باشید هر کس محمد(ص)را می پرستید پس بداند که محمد(ص)وفات یافت و هر کس خدا را می پرستد بداند که خدا زنده و هرگز نخواهد مرد. پس بیایید دین خود را بخوبی نگهدارید و بر خدای خود توکل و اعتماد کنید زیرا گرچه محمد(ص)وفات یافته دین خدا بر جا است و کلام خدا باقی است و خدا یاری دهنده دین خود و تقویت کننده دین مداران می باشد و همانا کتاب خدا در بین شما است و این کتاب روشنایی و شفا دهنده است و خدا محمد(ص)را با همین کتاب راهنمایی فرمود  و در این کتاب بیان شده است آنچه را که خدا حلال فرموده و آنچه را که حرام دانسته است .

این بود مختصری که صدیق اکبر (رض) در مسجد رسول الله (ص) و بر منبر رسول الله مناسبت وفات رسول الله خواند و چنانکه ملاحظه میشود با این خطبه بمردم حیران و سرگدان تذکر داد و تحقق وفات یافت رسول الله (ص) را به انها اعلام نمود و مردم را متوجه ساخت که گر چه رسول الله (ص) وفات یافته ولی دین خدا و کتاب خدا باقی است و به انها فهماند که مفبود حقیقی خدا است نه محمد. پس اگز محمد از دنیا رفته خدا همیشه باقی است و نخواهد مرد پس باید او را پرستید و اوامرش را اطاعت کرد و نیز به آنها تذکر داد که رسول الله(ص) از طرف خدا رسالتی داشت و انجام داده بپایان رسانید و دین خدا را بطور کمال تبلیغ فرمود و کتاب خدا را بنحو کامل در بین آنها و در دست آنها بجای گذاشت و پس از اینکه رسالتش را اداء و وظیفه اش را انجام داد بسوی پروردگارش شتافت هم چنین آنها را به بقاء دین خدا و دوام کتاب خدا و حسن آینده مسلمین نوید داده مطمئن ساخت و دشمنان اسلام را تهدید به شمشیر نموده انها را از هر گونه سوء قصدی بر حذر داشت و مردم فهمیدند که براستی رسول خدا(ص) وفات یافته است و همه مردم آیه ((وما محمد الا رسول الله ...)) را که صدیق اکبر (رض) در خطبه خواند و انها در این حالت دردناک و غم انگیز از آن غفلت کرده بودند با صدایی بین آهسته و بلند تلاوت نمودند. و همه آنها به خود آمدند که گرچه رسول خدا از میان آنها رفته ولی کتاب خدا که راهنمای او بود و او امت را با تعالیم همین کتاب ارشاد و رهبری میفرمود کماکان در بین مسلمین بجای گذاشته باقی و احکام خدا از حلال و حرام در این کتاب بیان شده پس دیگر از این بابت سرگردان و گمراه نخواهند شد. حقاَ خطبه صدیق اکبر (رض) مانند باران رحمتی بود که در حین طوفان خطرناکی بر مسلمین بارید و این طوفان وحشتناک را فرو نشاند و به آنها استرواح خاطر و آرامش قلبی بخشد.

بله اینچنین است اثرات و جواذب روحی رجال عظیم جهان که امتی را مجذوب کلمات عمیق پر ارج خود مینمایند و راه آینده را برای ملت حیران و سرگردان روشن مینمایند و آنها را از خطریکه در کنار آن قرار گرفته اند رهانیده نجات میدهند.

براستی اگر متانت و قدرت روحی صدیق اکبر (رض) در این هنگام بکار نمی افتاد معلوم نبود اثرات افکار آشفته مردم سرگردان و بلا تکلیف بکجا میرسد . و وضع  ناهموارشان که دشمنان در داخل مدینه و اطراف آن در انتظار چنین فرصتی بودند تا به نفع خود بهره بگیرند چه میشد، خدا به صدیق اکبر (رض) بهترین پاداش دهد .

+ افزوده شده شنبه 1388/04/06ساعت 10:21 به همت حمید  | 
 

سلام به تمامی عزیزانی که مدام به مامنت میگذارند و به این وبلاگ سر میزنند

امروز اومدم یک مژده بهتون بدم

وبلاگ محبان فاروق ۲ برای دانلود کتاب های اهل سنت هم تاسیس شد

عزیزان از این به بعد میتونند برای دانلود کتاب های اهل سنت به این وبلاگ مراجعه کنند

امیدوارم بتونم به شما عزیزان خدمت کنم

در ضمن از تمامی عزیزانی که میتونند ما رو در بروز رسانی  مجموعه وبلاگ های محبان فاروق کمک کنند تقاضای همکاری می شود

http://www.sonnibook.blogfa.com/

+ افزوده شده یکشنبه 1388/03/17ساعت 9:8 به همت حمید  | 
 

شيخ القرآن حضرت مولانا محمد حسين گرگيج(ح)امام جمعه محترم آزادشهر ومدير حوزه علميه اهل سنت فاروقيه گاليكش استان گلستان طي سخنراني نماز جمعه مورخ 8/3/88 بعد از حمد وثناي الله و درود فرستادن بر محمد و آل و اصحاب پاكش سخنان خود را با ذكر فضيلت اصحاب گرانقدر رسول الله (ص)آغاز كرده و در ادامه به تلاوت آياتي از قرآن مجيد كه در شان اين بزرگواران نازل شده است پرداختند.ايشان بزرگترين رمز موفقيت اصحاب رسول را در جنگها و فتوحات مختلف عشق به الله،خداترسي و محبتي كه به رسول الله داشته اند دانست وفرمودند طبق آيات اللهي اين بزرگواران در بين خود مهربان و بامحبت بوده ودر ومقابل با دشمنان و كفار سخت گير بوده اند.در ادامه سخنراني ايشان به وحدت،شفقت و تعاملي كه بين حضرت علي(رض)واهل بيت رسول با اصحاب رسول الله بخصوص خلفاي راشدين بوده اشاره كرده وفرمودند:اگر ما كتب تاريخ را مشاهده كنيم در مي يابيم كه اين عزيزان چه تعامل و همكاري و محبتي با هم داشته اند.حقيقتا اين مسئله براي ما بسيار سنگين است كه برخي افراد اهل سنت را خلاف محبت اهل بيت رسول الله نشان مي دهند زيرا اين انصاف نيست.اگر شما تشهد نماز مذاهب چهارگانه اهل سنت را مطالعه كنيد مي فهميد كه ما بعد از تشهد درود بر محمد و آل محمد را برخود لازم مي دانيم،وآل بيت رسول الله را بسيار بزرگتر و وسيع تر ازآنچه شما فكر مي كنيد مي دانيم.در كتاب نهج البلاغه اگر شما نگاه كنيد در چندين خطبه مي بينيم كه حضرت علي مشاور اول حضرت عمر بوده اند.چنانچه در خطبه146صفحه 442از ترجمه نهج البلاغه و ديگر جاها اين مهم به خوبي مشاهده مي شود من به شما توصيه مي كنم اين خطبه و ديگر خطبه هاي مربوط را با دقت مطالعه كنيد(سپس جناب مولانا به ذكر برخي از اين جملات در خطبه هاي مختلف آمده و دليل بر تعامل حضرت علي وحضرت عمر (رضي الله عنهما)دارد،پرداختند.ايشان به نام فرزندان حضرت علي كه در حادثه كربلا حضور داشته و برخي شهيد هم شده و نامشان ابوبكر،عمر و عثمان بوده اشاره كردند و قضيه ازدواج حضرت عمر و ام گلثوم دختر حضرت علي و حضرت فاطمه را نيز مطرح كرده و فرمودند:اين محبت حضرت علي بوده كه نام فرزندان خود را به نام خلفاي راشدين نام گذاري كرده و اين محبت حضرت علي بوده كه دختر خود را با وجود اختلاف سني به عقد حضرت عمر در آورده كه حاصل ازدواجشان يك پسر به نام زيد و يك دختر به نام رقيه بوده است. در ادامه ايشان در مورد عقيده برادران شيعه در مورد اينكه رحلت حضرت فاطمه را شهادت دانسته ابراز تاسف كرده و فرمودند:مقام حضرت فاطمه از اينكه ما ايشان را شهيد بناميم بالاتر است چنانچه خداوند در قرآن و در آيه 69 سوره نسا در درجه بندي كه افراد مي كند صديقين را بالاتر از شهدا اعلام مي كند و البته كه ما حضرت فاطمه را صديقه كبري وسيدة النسا الجنة مي دانيم همانطور كه حضرات حسن و حسن را سيد جوانان بهشت مي دانيم.اگر كتب تاريخ را بنگريد مي بينيد كه حضرت حسن و حسين در زمان حضرت عمر در لشكر اسلام تا سمنان امروزي پيشروي كردند و جزو سربازان حضرت عمر بوده اند.در حالي كه خداوند در سوره هودآيه 113 مي فرمايد: (وَلاَ تَرْکَنُوا إِلَي الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمْ النَّارُ )شما ميل نكنيد به سمت كساني كه ظلم مي كنند كه آتش جهنم شما را در بر ميگيرد.و زماني كه خداوند چنين هشداري مي دهد آيا اگر حضرت ابوبكر و حضرت عمر انسانهاي ظالم و باطل مي بودند حضرت علي وفرزندانش با آنها همكاري مي كردند؟آيا امروز ما حاضريم با بوش و امثال بوش كه انسانهاي ظالمي هستند همكاري كنيم يا نام او را بر فرزندان خود بگذاريم.برخي مي گويند كه همكاري و.. حضرت علي با آنها به خاطر مصلحت بوده اما زماني كه پيامبر اندكي به سمت مشركين ميل كرده و مصلحت مي كند خداوند در سوره اسرا در آيات 74الي75 به ايشان مي فرمايند:( وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدتَّ تَرْکَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلاً   ﴿ 74 ﴾ إِذاً لَأَذَقْنَاکَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ(75))) و اگر ما تو را ثابت قدم نمى ساختیم ،نزدیک بود اندکى به آنان تمایل کنى. اگر چنین مى کردى ، ما دو برابر مجازات ( مشرکان ) در زندگى دنیا، و دو برابر ( مجازات آنها) را بعد از مرگ ، به تو مى چشاندیم.

ما اتحاد و اتفاق مسلمين را مي خواهيم و امروز براي مسلمين اتحاد از آب و نان و پوشاك واجب تر است.انسان ميتواند سردي و گرمي و تشنگي و گرسنگي را تحمل كند اما اينكه به جان همديگر بيفتيم تحمل شدني نيست. هنگامي كه انسان زندگي حضرت علي را مطالعه مي كند در مي يابد كه حضرت چه فرد با ايمان و شجاعي بوده است .ايشان با ذكر مثالي به عنوان اينكه اگر كسي به ناموس مان اهانتي را مرتكب شود تا زماني كه فرد اهانت كننده را مورد بازخواست قرار دهيم آرام و قرار نخواهيم داشت فرمدند :چطور ميشود زن حضرت علي را در جلوي چشمانش كتك كاري كنند،بزنند و به شهادت برسانند و ايشان هيچ نگويد در حالي كه ما حضرت علي را اسدالله مي دانيم.آيا چيزي را كه نعوذبالله باطل باشد را حضرت علي 25 سال تحمل مي كند و گيريم كه تحمل كند اما همكاري كردن ايشان با آن بزرگوار چه در حالي كه همكاري با ظلم و باطل خلاف آيات الهي است. در امروزي كه امت اسلام به اتحاد نياز دارد مطرح كردن اينكه كه حضرت زهرا را شهيد كرده اند به صلاح جامعه اسلامي نيست اگر حضرت زهرا شهيد شده است و اين موضوع صحت دارد چه كسي ايشان را شهيد كرده است ،بايد او را معرفي كنيم اين خود سبب اختلاف مي شود.

مولانا محمد حسين گرگيج از حادثه بمب گذاري پنجشنبه شب زاهدان نيز ابراز تاسف كرده و فرمودند :قطعا كساني كه اين جنايت را مرتكب شدند و كساني كه مساجد برادران شيعه حمله مي كنند مطمئنا از دشمنان اسلام بوده و نه سني و نه شيعه هستند. ما كسانيكه افراد بيگناه را به قتل مي رسانند دشمن همه مسلمين مي دانيم كه مي خواهند در ميان مسلمانان تفرقه انداخته و از آب گل آلود ماهي بگريند در ادامه سخنان جناب مولانا محمد حسين گرگيج اين حادثه تروريستي را محكوم كرده و اعلام كردند كه اين طور نشود كه اين مسائل سبب اختلاف و در گيري شود . ايشان به حوادث و بمب گذاري هاي قبلي نيز اشاره كرد و فرمودند:در برخي حوادث قبلي انگشت اتهام به سمت اهل سنت نشانه رفت كه خوشبختانه خلاف آن ثابت شد.به نظر بنده هيچ وقت يك سني كه معتقد به الله و رسول الله و معتقد به قيامت و آخرت باشد دست به چنين جناياتي نمي زند.و كساني كه چنين جناياتي را مرتكب مي شوند،ما آنها را محكوم مي كنيم و مي گوييم كه آنها از انسانيت خارج شده و هيچ كس چه علماي اهل سنت و چه علماي شيعه آنها را تاييد نمي كنند .در آخر شيخ القرآن مولانا محمد حسين گرگيج مردم را به حضور و شركت در انتخابات دعوت كردند.

+ افزوده شده شنبه 1388/03/16ساعت 18:38 به همت حمید  | 

تواضع و فروتنی حضرت صدیق اکبر(رض)

حضرت صدیق اکبر(رض) با آنکه خلیفه و فرمانروای مسلمین بود مع الوصف وضع ظاهری او نشان نمیداد که او فرمانروای جهان اسلام است و در بین جماعتی که حضور داشت از حیث لباس و محل نشستن حتی در مجلس خلافت هیچگونه امتیازی بر دیگران نداشت لهذا هر گاه تازه واردی می آمد که قبلا َ او را ندیده بود و نمی شناخت میگفت: السلام علیکم یا خلیفة رسول الله (ص) و ایکم الخلیفة (یعنی سلام بر تو ای خلیفه رسول خدا و کدامیک از شما خلیفه است)

چنین به نظر می رسد که این حسن صفت را از رسول الله (ص) اکتساب کرده است زیرا انحضرت (ص) چنین بود و هر گاه کسی وارد میشد که قبلا شرف حضور نداشته آنحضرت را نمیشناخت سلام میکرد و میگفت : السلام علیک یا رسول الله (ص) و ایکم رسول الله (ص) (یعنی سلام بر تو ای رسول خدا و کدامیک از شما رسول خدا است)

مسعودی در تاریخ خود بنام مروج الذهب درباره تواضع حضرت صدیق اکبر(رض) می گوید :او بی اعتناء ترین مردم نسبت به دنیا بود و بیش از همه کس فروتن بود و در اخلاق و رفتارش با مردم بسیار متواضع و مهربان بود . از طعام لذیذ و لباس گرانبها بیزار بود . لباسش در عهد خلافتش ردائی و عبائی بود. پیشوایان و قبائل و اشراف عرب و پادشاهان خطه یمن بر او وارد شدند درحالیکه لباس های فاخر و زیبا و زربفت وشنلهای ملیله دوزی طلائی پوشیده و تاجهای مرصع و زرین با نگینهای پر بها بر سر نهاده بودند.

چون ان ها دیدند که حضرت صدیق اکبر(رض) با آنکه خلیفه مسلمین است و عظمت و جلال خلافت دارد و در مقامی خیلی برتر از انها میباشد مع الوصف فروتن و از ظاهر سازی و خودنمائی بیزار است و نظری به زر و زیور دنیا ندارد و مانند سایر مردم عادی لباس ساده میپوشد لهذا آنجا بخود امده باو اقتداء نموده براه او رفتند و آنچه را که پوشیده بودند ازتن بدر آورده لباس ساده پوشیدند . یکی از این پادشاهان ذوالکلاع پادشاه حمیر یمن بود که با جلال و سلطنت بمدینه آمد و علاوه بر خودش و قوم و اطرافیانش هزار غلام همراه داشت. او با همان لباس گران بها و تاج زرین بنزد ابوبکر آمد ولی چون او را با لباس ساده دید از لباس پادشاهی برون امد و مانند حضرت صدیق اکبر(رض) لباس ساده پوشید . گویا بعضی از همراهانش او را در این باب سرزنش می کنند آیا میدانید در جواب انها چه گفت ؟ جواب داد مگی میخواهید اکنون که مسلمان شده ام باز هم مانند زمان کفرم پادشاه متکبر و خود خواه باشم ؟ خیر چنین نخواهم بود، بخدا فسم هرگز نمیشود.  بلی پادشاهان و زعماء قبائل که نزد حضرت صدیق اکبر(رض) می آمدند با آنکه قبلا متکبر بودند متواضع می گشتند و پس از اینکه قبلا خودخواه بودند فروتن میشدند. بدرستی که شخصیت بزرگی وکرامت کامل انسانی در نهاد ابوبکر نهفته شده و مقام و جلال خلافت و فرمان روائی نه تنها تغییری در اخلاقش نداد بلکه او را متواضعتر از ماقبل خلافت نمود.

همین تواضع توأم با جلال خلافتش بود که سلاطین عرب و زعماء قبائل که بحضورش میامدند تحت تأثیر قرار گرفتند و آنها نیز به پیروی از او ماند او شده از جبروت و تکبر بیزار و فروتن گردیدند و لباس کبر از تن بدر آورده زندگی عادی و ساده اختیار نمودند.

 

+ افزوده شده چهارشنبه 1388/03/06ساعت 9:27 به همت حمید  | 

فضائل حضرت ابوبکر

1.شرف رفاقت و دوستی با رسول الله (ص):

حضرت صدیق اکبر چه قبل و چه بعد از اینکه رسول الله(ص) به رسالت مبعوث شود همیشه رفیق مخلص رسول الله(ص) بود.

2.سبقت در اسلام:

حضرت صدیق اکبر(رض) اولین کسی بود که از گروه مردان آزادیکه برسالت رسول الله (ص) ایمان آورد.

3.وظیفه تبلیغ دین خدا:

حضرت صدیق اکبر(رض) اولین کسی بود که د آغاز ظهور اسلام در مرکز شرک به تبلیغ دین خدا پرداخت و حتی عده ای از اشراف مکه ((من جمله عثمان بن عفان و زبیر بن العوام و سعد بن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف( ثروتمند مشهور قریش ) و طلحه بن عبیدالله و ابوعبیده بن الجراح ( فرمانده امین جبهه شام) و ارقم بن ابی ارقم( که خانه خود را واقع در نزدیک صفا مرکز سری دعوت مسلمین قرار داد وآنجا محل اجتماعات و مشاوره و مکان عبادت مسلمین بود) و...  )) در اثر تبلیغ و دعوت او مشرف به اسلام شدند.

پس حضرت صدیق اکبر(رض) اولین پرچم دار اسلام بود زیرا قبل از اینکه او مسلمان شود دین اسلام منحصر در خانه رسول الله (ص) بود و مسلمین عبارت بودند از :رسول الله (ص) و سیدتنا خدیجه همسر انحضرت و دختران گرامی آنحضرت و علی بن ابی طالب (رض) که اهل ان خانه بودند و همینکه ابوبکر مسلمان شد عنوان مبلغ اول دین اسلام بعد از حضرت رسول الله (ص) را به خود اختصاص داد و عملا به تبلیغ دین اسلام پرداخت و بتوفیق پروردگار در کار خود بخوبی موفق گردید.و دین اسلام بوسیله ابوبکر از خانه رسول الله (ص) بخارج راه یافت .

4.ابوبکر تنها کسی است که در سفر تاریخی هجرت افتخار مصاحبت و همراه بودن با رسول الله (ص) را داشت .

 در کتب احادیث روایت شده است که پس از اینکه رسول الله (ص) بمسلمین اجازه داد به مدینه هجرت کنند حضرت صدیق اکبر(رض) نیز تصمیمی گرفت هجرت نموده به مدینه رود و از رسول الله (ص) اجازه خواست . ایا می دانید رسول الله (ص) به او چه جوابی داد ؟فرمود))لاتعجل لعل الله ان یجعل لک رفیقاَ)) یعنی در هجرت شتاب نکن امید است خداوند برایت در این سفر رفیقی قرار دهد . ایا می دانید ان رفیقی که خدا برای حضرت صدیق اکبر(رض) در این سفر برگزید چه کسی بود؟ ان شخص سرور کائنات حضرت رسول الله (ص) بود.

5. ابوبکر تنها کسی بود که در تاریخ اسلام عنوان خلیفه را به خود گرفت و مردم او را خلیفه رسول الله (ص) میخواندند و خلفای بعد از او را امیر المومنین می خواندند.

6.رفعت وشرف خانوادگی:

ابوبکر از خانواده ای شریف و رفیع بود زیرا رسول الله (ص) دخترش عائشه صدیقه را به همسری اختیار فرمود. واضح است که هیچ احدی به هیچ وجه حاضرنمی شود از خانواده نامطلوبی همسر اختیار کند یاز از فامیل خود به شخص نادرستی زن دهد پس مسلم است خانواده حضرت صدیق اکبر(رض) شریف و در سطح بس عالی بود که سید المرسلین بر آن صحه گذاشت از این خانواده همسر اختیار فرمود.

قران کریم نیز این مطلب را تایید فرموده و در قضیه سیدتنا عائشه طبق ایه 26 سوره نور می فرماید: ﴿والطیبات للطیبین والطیبون للطیبات﴾ یعنی زنان پاکیزه و پاکدامن بای مردان نیکو و پاکدامن و بالعکس مردان پاک و نیکو برای زنان پاک و با عفت.

پس با توجه به این آیه مقدسه ام المومنین عائشه زنی طاهره و طیبه و از خانواده عزت و شرف بوده که مفتخر شده به همسری کسی مشرف شود که پاکیزه ترین افراد بشر و طاهرترین خلق خدا بود و آن کس سید الانبیاء و خاتم المرسلین محمد مصطفی (ص) یود.

7.حضرت ابوبکر(رض) تنها کسی بود که خودش و پدرش و پسر و نوه اش هر چهار نفر چشمشان بدیدار رسول الله (ص) منور شده و از اصحاب رسول الله (ص) می باشند.

8. حضرت صدیق اکبر(رض) تنها کسی است که رسول الله (ص) او را به امارت حج مسلمین که یکی از ارکان مهم اسلام است مفتخر نمود.

9. ابوبکر تنها کسی است که رسول الله (ص) در نماز جماعت به او اقتداء نمود و با او نماز فریضه خود را اداء نمود.     

در کتب سیر و احادیث صحیحه روایت شده که چون رسول الله (ص) بیمار و در خانه بستری بود و نتوانست برای امامت نماز به مسجد تشریف ببرد ابوبکر بدستور موکد رسول الله (ص) نیابتا امامت نماز جماعت مسلمین را به عهده گرفت و در انجام فرائض پنجگانه پیش نماز مسلمین گردید و صبح روز دوشنبه که آخرین روز حیات رسول الله (ص) بود و حضرت صدیق اکبر(رض) در محراب رسول الله (ص) ایستاده امام جماعت بود سیدنا رسول الله (ص) در حالی که سر مبارک را با دستمالی بسته بود به مسجد تشریف فرما میشود مسلمین با دیدن رسول الله (ص) بحدی مسرور و خوشحال میشوند که در محوطه مسجد اثر میکند و حضرت صدیق اکبر(رض) که جلو صفوف مسلمین در محراب ایستاده تا نماز بگذارند میفهمد که آنحضرت تشریف اورده است لهذا می خواهد که از محراب خارج شود تا جای خود را به ان حضرت بسپارد ولی انحضرت دست مبارکش را روی شانه حضرت صدیق اکبر(رض) می گذارد و می فرماید در جایت باش و نماز بخوان و خود انحضرت نیز به حضرت صدیق اکبر(رض) اقتداء میکند و در حال نشستن نماز فریضه خود را با جماعت اداء می کند.

راستی اگر برای حضرت صدیق اکبر(رض) فرضاَ هیچگونه مزیت و فضیلتی نبود همین شرف و کرامت بس همین افتخار و فضیلت بس که رسولی از مرسلین و ان هم اشرف المرسلین و خاتم النبیین در اداء نماز فریضه که رکن مهمی از ارکان دین اسلام است به او اقتداء میکند .

حقا از بین اولین و اخرین از زمان ادم ابوالبشر تا عصر نورانی محمد سید المرسلین (ص) هیچ احدی به چنین افتخار عظیمی نائل نگردیده است و قرعه این کرامت بی مانند فقط به نام حضرت صدیق اکبر(رض) از گردونه بخت آزمایی روحانی بیرون آمده است.

+ افزوده شده سه شنبه 1388/02/29ساعت 13:31 به همت حمید  | 

بي حجابا كه به صد عشوه ورنگ آمده اي

مگر   از عفت  و  آزرم   به  تنگ   آمده  اي

چه  بدي   ديدي   زآيات  خداوند  رحيم

كه  تو  با  مذهب اسلام  به  جنگ آمده اي

اين گناه علني ازتو  مسلمان زشت  است

تو خوش كه چنين شوخ و قشنگ آمده اي

حكم مستوري تو خواهرم حكم خداست

تا  نگويي  كه   بسرسام و  جفنگ  آمده اي

عصمت  و  دين     همه   دادي   بر   باد

كه   بي چادر  و   با   دامن   تنگ   آمده اي

دل بدرياي  هوسها زده اي  غافل از انكه

طعمه اي  هستي  و  در  كام نهنگ آمده اي

تو چنان صيدي و صياد هوس   درپي  تو

از  چه  در  معركه   تير  و خدنگ  آمده اي

چون كه بوده است حجابت سپر تير نگاه

پس چرا بي سپر اي غافل به جنگ  آمده اي

توگلي هستي وگلچين هوس كرده كمين

شيشه اي هستي ودر معرض سنگ آمده اي

بوَد تقوي  تو  زين  معركه ها  پاي  گريز

از خطر چون  بگريزي  تو كه لنگ  آمده اي

رهبرت عشق ووفا بود وكنون نفس وهواست

نوش  بودي تو  چرا  زهر و شرنگ  آمده اي

برد  گستاخي  شهوت  همه  شيريني عشق

اي  غزال  از  چه تو  با  خوي پلنگ آمده اي

اي زن به تو از فاطمه اينگونه خطاب است

ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است

+ افزوده شده دوشنبه 1388/02/28ساعت 15:31 به همت حمید  | 

ای عزیزان بخت با من یار بودی کاشکی

خلقتم در وقت ان سالار بودی کاشکی

قد گل،رفتار گل،رخسار گل، گفتار گل

دمبدم خرّم بر آن گلزار بودی کاشکی

دست بسته ایستاده چون غلام در گهش

هم غلام وچاکر دربار بودی کاشکی

صبح و شام و گاه و بیگاه بانگ اذان بلال

سمع گوشم سوی ان گفتار بودی کاشکی

چون ابابکر و عمر،عثمان،علی یاران او

دوستداران نبی هر چهار بودی کاشکی

نیمشب چون با ابوبکر رفتی اندر غار ثور

همچو کلبی پاسبان غار بودی کاشکی

دین اسلام شد قوی از درّه عدل عمر

محتسب در کوچه وبازار بودی کاشکی

جامع قرآن ذوالنورین،عثمان غنی

هم کنار ان غنی مالدار بودی کاشکی

چون علی با ذوالفقار و قنبر و دلدل سوار

در رکاب حیدر کرّار بودی کاشکی

ظالمان در کربلا در قتل اولاد رسول

من در آن صحرا شهید زار بودی کاشکی

+ افزوده شده دوشنبه 1388/02/28ساعت 15:8 به همت حمید  | 

 

بنا به گزارش خبرنگار سنی نیوز در استان گلستان چند روز یست که بازرسان حکومتی جمهوری ولایت فقیه با سرزنی به حوزه های علمیه اهل سنت گلستان اقدام به دادن حقوق به صورت حضوری به طلاب این مدارس کرده اند.

این در حالیست که قبلا حقوق ناچیزی که حکومت به طلاب اهل سنت در این استان میداده است از طریق بانک واریز میگردید  ولی این بار بر خلاف گذشته به صورت نقدی و حضوری به طلبه ها پول داده می شود. این گزارش می افزاید: طی برنامه ریزی که از قبل صورت گرفته…

این گزارش می افزاید: طی برنامه ریزی که از قبل صورت گرفته است مسئولین حکومتی به بهانه پرداخت شهریه هر روز به چند حوزه سر میزنند.

نکته قابل تامل این که مزدوران جمهوری اسلامی به همراه شهریه طلبه ها، کتابهای  شیعی  را با خود آورده در این مدارس توزیع می کنند  تا در این مدارس تدریس  شود!!

جالبتر اینکه چند تن از علمای ریا کار  ترکمن صحرا با تدریس این کتاب ها در حوزهای علمیه موافقت کرده اند و این بازرسان نیز تاکید کردند که این کتابهای شیعی باید در حوزه های علمیه اهل سنت تدريس شود؟!!!

قابل ذکر است این شهریه تنها در استان گلستان و برخی از مدارس خراسان به طلاب داده می شود ولی در دیگر استانهای کشور هیچ گونه حقوقی از جانب حکومت به طلاب اهل سنت تعلق نمی گیرد و فقط طلاب اهل تشیع از مزایای مالی دولت برخوردارند

+ افزوده شده چهارشنبه 1388/02/16ساعت 11:37 به همت حمید  | 
امر المومنین عمر فاروق(رضی الله عنه دومین جانشین پیامبر(صلی علیه و سلم)

1- ايشان 30 سال پيش از بعثت

حضرت رسول اکرم (صلی الله عليه وسلم) متولد شد

  2-روزی که ايمان آوردند تعداد مسلمانان نفر 39بود

3- عمر فاروق رضی الله عنه پدر ام المؤمنين حفصه همسر رسول

 اکرم صلی الله عليه وسلم می باشد.


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده سه شنبه 1388/01/25ساعت 10:51 به همت حمید  | 

نامه عمرخطاب به یزدگرد سوم شاهنشاه ایران

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده چهارشنبه 1387/12/21ساعت 10:56 به همت حمید  | 
انسان و نسیان

دوش در خوابی بدیدم نور ایمان را

نشسته رو به قبله،روی سنگی

در چمنزاری به عرض آسمان

عطر خوشبویش فضا را مملو از بوی خدا

می کرد

سکوت دشت گیرا بود و تنها سکوت دشت و

صحرا حرف می زد

قدمهایم بلرزید،آمدم نزدیک ونزدیک

تا رسیدم نزد آن الگوی ایمان

سلامی دادمش گفتم :سلام الله علیک


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده چهارشنبه 1387/12/21ساعت 10:52 به همت حمید  | 
 

نقش محوری حضرت عثمان در صلح حدیبیه

در سال ششم هجرت که به سال حدیبیه نیز مشهور است، پیامبر (ص) همراه اصحابش به قصد طواف مکه از مدینه حرکت نمودند . قریش در جائی به نام حدیبیه که جزء حریم شهر مکه است از ورود انها به شهر مکه جلوگیری کرد ند. لذا حضرت پیامبر (ص) توقف کرده و صلاح دید که یک نفر از مسلمین را به نمایندگی به طرف قریش بفرستد تا با انها مذاکره کند و اجازه بگیرد تا حضرت رسول خدا (ص) و مسلمانان برای طواف وارد مکه شوند. حضرت عثمان (رض) بخاطر محبوبیتش در بین قریش انتخاب شد. علی رغم اینکه ممکن بود که در این سفر کشته شود . او این پیشنهاد را قبول کرد و به مکه رفته با سران قریش وارد مذاکره شد در نتیتجه سر انجام انها را به عقد قرار داد صلح با رسول خدا (ص) متقاعد کرد . این قرار داد که صلحی 10 ساله را برای مسلمین به ارمغان اورد فتح المبین ( به تعبیر قران مجید ) نامیده شد ، سر اغاز پیشرفت های سریع مسلمین بود . چون بازگشت حضرت عثمان (رض) از مکه به درازا کشید شایع می شود که قریش او را کشته اند. به همین خاطر مسلمین به هیجان امده به محل استراحت حضرت پیامبر (ص) در زیر سایه درخت سحر رفته و ضمن بیعت مجدد با ان حضرت عزم راسخ خود را برای حمله به شهر مکه و تصرف ان نشان می دهند که این واقعه به نام بیعت رضوان معروف است . در این بیعت رسول خدا (ص) دست راست خود را بنام حضرت عثمان (رض) در دست چپش گذاشته و فرمود این بیعت عثمان است، و این افتخار بزرگی است  برای حضرت عثمان (رض) و ادب ان بزرگوار که وقتی قریش به او پیشنهاد کردند به تنهایی می تواند کعبه را طواف کند ، فرمود بدون رسول خدا (ص) این کاررا نخواهم کرد.

 

+ افزوده شده جمعه 1387/09/29ساعت 17:51 به همت حمید  | 

 

سنی نیوز:شيعيان  مي‌گويند: حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم در آخرين سال عمر با برکت خويش به سفر حج رفتند و در بازگشت، کاروان عظيم همراه خود را در محلي بنام غدير خم متوقف کردند و سپس در جمع آنها اعلان فرمودند که الله جل جلاله علي را بعد از من رهبر شما تعيين فرموده‌است و علي جانشين من است.

شيعيان مي‌گويند: پس از اين اعلان مردم به علي (رضي الله عنه) تبريک گفتند.  به روايت اهل تشيع ۷۰ روز بعد از اين حادثه، حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم دار فاني را وداع گفته و به جهان باقي شتافتند. و اصحاب او بلا فاصله حکم را تغيير دادند و علي را کنار زدند و ابوبکر را بر کرسي خلافت نشاندند، و به اين نيز بسنده نکردند و به خانه علي هجوم برده و در خانه را سوزانده و وارد خانه شدند و به گردن علي ريسمان انداختند و او را کشان کشان به مسجد بردند و در اين گيرو‌دار پهلوي فاطمه شکست و عمر يا غلام عمر فاطمه را که پشت در گير کرده بود با فشار دادن در له کرد تا آنجا که حضرت فاطمه سقط حمل نمود و جنين شيشماهه‌اش مرده به دنيا آمد!

به روايت اهل تشيع عمر و يارانش همچنان علي را کشان کشان به داخل مسجد بردند و هر چي سعي کردند علي دست مشت کرده خود را باز نکرد و به همين اکتفا کردند که دست علي به دست ابوبکر بخورد و بيعت انجام گيرد!

پس از اين واقعه به روايت شيعه حضرت علي ۲۵ سال سکوت کرد تا مردم او را خليفه کردند.

 

اما اهل سنت مي‌گويند: نه خير، اين داستان از پايه دروغ است. نه حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم در غدير خم علي را جانشين خود کرده، نه کسي ايشان را مجبور به بيعت کرده، نه به خانه فاطمه حمله شده، نه پهلوي فاطمه شکسته  شده است. همه اين حرفها دروغ و داستاني خياليست پايه و اساس و ريشه ندارد.

 

براى اينكه اين قضيه خلافى براى برادران وخواهران مسلمان ما بيشتر آشكار شود كتابخانه عقيده تصميم گرفت به مناسبت سالروز واقعۀ غدیر خم  کتابهایی را که دربارۀ این واقعه نوشته شده معرفی نماید تا باشد که با مطالعه آن عاقلان و خردمندان بخود آیند و جاهلان و  کینه دلان در غیض و بغض و کینه خود بمیرند.

 منبع:كتابخانه عقيده

http://www.aqeedeh.com

برای دریاقت کتابها بر روی اسم کتاب فشار دهید:

عقيده امامت و حديث غدير

راهي ديگر براى کشف حقيقت (ماجراي غدير خم و فاطمه رضي الله عنها)

غدير خم

خلافت و امامت

خلافت و امامت ۲

حـديـث‌ غـديـر، مولاي‌ مؤمنان‌ و ما اهل‌ سنّت‌

خلافت و انتخاب

چرا نام حضرت علي رضي الله عنه در قرآن نيست؟

اي شيعيان جهان بيدار شويد

+ افزوده شده چهارشنبه 1387/09/27ساعت 14:47 به همت حمید  | 

 

سنی نیوز:سایت های خبری شیعی در گزارش روز جمعه مورخه ۲۲آذرماه با درج خبری ساختی ونسبت دادن ان به طلاب اهل سنت سعی در  طفره رفتن علمایشان ازمناظره با دکترملازاده را داشتند.این سایت ها با درج نامه ای دروغین در خبرهایشان افزودند:“تعدادی از طلاب علوم اسلامی اهل سنت با ارسال نامه ای انزجار خود را از اعلام امادگی یک طلبه فراری برای مناظره با ایت الله مکارم شیرازی اعلام کردند ” .
طی تماسی که پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت “سنی نیوز”با حوزه های علمیه اهل سنت شمال ،جنوب،شرق،وغرب کشور داشت طلاب اهل سنت از وجود چنین نامه ای اظهار بی اطلاعی کردند واین نامه را ساخته ی خود سایت های خبری شیعی عنوان کردند .اینان با ار سال ایمیل های فراوان به دفتر «سنی نیوز» حمایت همه جانبه ی خود را از عالم بزگوار اهل سنت جناب دکتر مولانا اعلام نمودند .
لازم به ذکر است:این دانشمند محبوب اهل سنت جناب” دکتر عبدالرحیم ملازاده”  قبلا با مناظراتی که در شبکه اسلامی المستقله  داشتند پاسخ دندان شکنی به دکتر تیجانی و هم کیشانش داده بودند. در اوایل این برنامه دکتر ملازاده به تنهایی با علمای شیعه مناظره می کرد که هر شب  يكى از علماء آنان پا به فرار می گذاشت تا اینکه بعد از حدود يك هفته برادران ديگرى به او ملحق شدند 

 هم اکنون ترس سراسر وجود رجز خوانان را فرا گرفته است .آناني كه با سوء استفاده از ضعف و ترس برخي علماي داخل مرزهاي ايران، هم آورد مي طلبيدند و امروز با هم آورد طلبي اين مجاهد نستوه اهل سنت ايران در لندن مواجه شده اند  و شديدا ميخ كوب شده اند!


دكتر مولانا ملازاده تحصيل كرده ي تحصيلكرده مدينه و دمشق و لبنان، برادر جناب مولانا عبدالعزيز رهبرمذهبي فقيد بلوچستان مي باشند. همچنين عالم مجاهد شهيد عبدالملك ملازاده نيز برادر زاده ي دكتر شيخ عبدالرحيم بودند كه در پاكستان به دست كوردلان بي دين به شهادت رسيدند.

و اكنون نوبت مجاهد بازمانده ي اين خاندان مقاوم است كه پشت دشمنان را به لرزه در آورده و همان سه ساعت برنامه زنده ایشان است که هر شب در شبكه ي رنگارنگ، بسياري از همزبانان ما را به خود آورده و اسلام واقعي را در پيش چشم ايشان نمودار ساخته است))


(و كاش اين طلبه هاي «غير معلوم الحال» نيز خود را مي نمايانيدند كه از كجا هستند.(شايد قم!!) مانند قضيه ي حسنك وزير كه دو نفر را براي شهادت قرمطي بودنش  ايستانيده بودند كه از طرف خليفه ي بغداد آمده اند؟؟؟؟؟)

+ افزوده شده چهارشنبه 1387/09/27ساعت 14:45 به همت حمید  | 
 

ماموستا فاتح کریکار آمادگی کامل خود را برای مناظره با مکارم شیرازی اعلام نمود



دوربـــيين نـــيــوز: در پی دعوت آیت الله مکارم شیرازی یکی از آیات عظام شیعی ، از علمای اهل سنت(که ازآنان باعنوان وهابی یادشده است) برای شرکت دریک مناظره رسانه ای،ماموستا "نجم الدین فرج" ملقب به ماموستا "فاتح کریکار" از علمای برجسته جهان اسلام و موسس جنبش انصار الاسلام، آمادگی کامل خود را جهت مناظره با علمای شیعه اعلام نمود، بنا بر اعلام مدیریت سایت دوربین مبنی بر دریافت نامه های مکرر از طرف مسلمانان اهل سنت برای شرکت ماموستا فاتح کریکار در این مناظره، یکی از خبرنگاران دوربین طی دیداری مستقیم که با ماموستا فاتح کریکار در کشور نروژ داشته اند، ایشان آمادگی خود را جهت این مناظره در هر جایی و یا با هر رسانه ای که مکارم شیرازی قبول کند و یا در مورد هر موضوعی که مکارم شیرازی بخواهد اعلام نموده است.
این خبر در حالی اعلام می شود که چند تن دیگر از علمای اهل سنت نیز آمادگی خود را برای مناظره با مکارم شیرازی اعلام نموده بودند، اما سایت های خبری شیعی در گزارش روز جمعه مورخه ۲۲آذرماه با درج خبری ساختگی ونسبت دادن آن به طلاب اهل سنت سعی در طفره رفتن علمایشان ازمناظره با علمای اهل سنت داشتند.اما این بار ماموستا فاتح کریکار یکی از بزرگ ترین و محبوب ترین علمای اهل سنت و مجاهد دین اسلام این آمادگی را برای مناظره اعلام نموده است.



استاد فاتح کریکار که از محبوبیت خاصی بین اهل سنت بخصوص اهل سنت ایران و کردستان برخوردار است بیش از 30 کتاب در موضوعات گوناگون تألیف نموده، و بیش از 600 نوار کاست سخنرانی در زمینه های مختلف دینی و سیاسی دارد و ایشان در سن 30 سالگی استاد یکی از دانشگاههای عراق و دانشگاه اسلامی پاکستان که زیر نظر الازهر مصر اداره می شد بود. هم اکنون استاد فاتح کریکار که در نروژ به سر می برد در شبکه های مختلف تلویزیونی بخصوص کانالهای پر طرفدار عرب زبان همچون الجزیره وحتی شبکه های اروپایی نیز به ایراد سخن و اعلام موضع خویش در مورد مسائل دینی و روز دنیا می پردازد. علاوه براین ایشان در چند مجله و روزنامه ی مشهور نروز و اروپایی همچون VGمقالات و نوشته های خود را منتشر می نماید.
لازم به ذکر است که استاد فاتح کریکاردر سال2001 توسط جمهوری اسلامی ایران دستگیر و برای دادگاهی به هلند تسلیم گردید هم اکنون ایشان در کشور نروژ در تبیعد به سر می برند.

این مطالب از سایت دوربین نقل شده است .

علاوه بر این دیگر علمای اهل سنت با شرایط خاص اعلام امادگی به مباحثه با مکارم شیرازی را نموده اند اما طبق پیامی که دریافت کردیم گویا مکارم شیرازی از سخن خود پشیمان شده اند و دیگر از این موضوع سخن به میان نیاورده اند.

+ افزوده شده چهارشنبه 1387/09/27ساعت 14:8 به همت حمید  | 
 

بارالاها انان را که به نزد بیت خود فرا خوانده ای حجشان را قبول بفرما و انان  که توفیق نزدیکی به حرمین شریفین را نداشته اند حج مقبول نسیب بفرما

دعا كنيد خداوند اين سفر عظيم را نصيب همه ما بگرداند(آمين)

+ افزوده شده دوشنبه 1387/09/25ساعت 20:44 به همت حمید  | 

اگه یه میتونی جواب منو بده سوالای منو پاک نکن......
!.واقعیت سنی اینه که حضرت عمر مشروب خور بوده بعد توبه کرده و شده خلیفه؟؟؟(من نمیخوامش)
2.واقعیت سنی اینه که عمر ... به پیامبر ما گفت این پیر مرد هزیون میگه؟!
3.واقعیت سنی اینه که خلیفه هایش در اغاز بت پرست بودند بعد به خدا ایمان اوردند وبه درجه ای رسیدند که بشوند خلیفه ی مسلمین؟؟؟!!!
4.دقیقا پیروزی حزب الله پیروزی شیعه است میبینیم شما سنی هارو(فلسطین)به دلیل اعتقاد نداشتن به هیچ و پوچ هیچ غلطی نکرده اید.....حزب الله به امام حسین اعتقاد داره.....
5.واقعیت سنی اینه که صدام سنی سگ کثیف و خدا هرچی هم مذهب اونه لعنت کنه هزاران هزار جوون مارو شهید کرد؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
واقعیت سنی اینه من تف میکنم تو این مذهب......

واقعیت سنی اینه که بی سواد تحویل بده؟؟من نمیخوامش.............................................

شخصی این مسایل رو مطرح کرده بود و از من جواب خواسته بود  هرچند از سخنانش معلومه که اصلا ارزش این رو نداره که ما بخواهیم جواب اینطور افراد رو بدیم اما من بهش منت میگذارم و مطالبی رو به خدمتش عرض می کنم شاید  با خواست خدا سر عقل بیاید.و ذره ای از این کج فهمیش کاسته بشه.

1.واقعیت سنی اینه که حضرت عمر (رض) قبل از اینکه به اسلام مشرف شوند همان ایینی را داشتند که اکثر مردم ان منطقه داشتند حتی حضرت عمر (رض) هنگام مشرف شدن به اسلام به قصد جان حضرت رسول اکرم (ص) بیرون امده بودند تا حضرت را به شهادت برسانند چرا که می پنداشتند حضرت با این کار خود در بین قبیله قریش تفرقه ایجاد کرده است اما وقتی که کمی در مورد اسلام می شنوند و ایات کلام الله مجید به گوش ایشان میرسد و باتوجه به شناختی که از رسول الله (ص) داشتند به حقانیت دین اسلام متوجه شدند و ایمان اوردند و این ناشی از دعای رسول الله (ص)و تاییدالله (ج) بود و این که الله او را خواستند و برای خدمت گرفتن در دین خود قبول کردند و نیازی به خواستن یا نخواستن شما نیست .

در مورد اتهامی که به حضرت عمر فاروق (رض) میزنید این افترایی بیش نیست و ایشان هیچ گاه رسول الله 2.(ص) را هزیان گو نگفته اند و این دروغ و افترایی به منظور کم ارزش جلوه دادن اقدامات حضرت عمر (رض) است اما الله (ج) خود به فاروق ارزش داده اند و هیچ کس نمی تواند از ارزش و اهمیت اسلام اوردن او چشم بپوشد .

 

3.اسلام اوردن خلفای راشدین و رسیدن ان ها به مقام خلافت چیز بسیار دور از ذهن نیست چرا که هدف از برانگیخته شدن رسول الله (ص) در میان مردم عرب همین بود که انها را از پرستش بت ها باز دارد و از بندگی بت ها به بندگی الله دراورد و این حرف ها موجب می شود که ما حتی به رسالت رسول الله نیز شک کنیم چرا که اگر همه مومن و پاک دامن می بودند دیگر اهمیتی نداشت که برای انها پیغمبری فرستاده شود وحال اینکه همین بت پرستان بودند که الله (ج) در مورد انها می فرماید : ( رضی الله عنهم و رضوا عنه ) الله (ج) در مورد انها اعلام رضایت میکنید و می گوید انها نیز از الله نیز راضی هستند و حال شما بعد از 14 قرن به اسلام انها شک می کنید.

4.پیروزی حزب الله لبنان دلیلی بر حقانیت این مذهب نیست چرا که بعضی اوقات کفار نیز بر مسلمین مسلط می شوند و بر انها پیروز می شوند و این ازمایشی از جانب الله (ج) است که قبله اول مسلمین در دست یهودیان افتاده است حزب الله رو می بینید عراق رو نمی بینید که هم مردان و زنان سنی و هم مردان و زنان شیعه در زیر شکنجه های کفار قرار دارند من این رو ناشی از کج فهمی شما و امثال شما می دانم  که ابروی اسلام را با این سخنان و اعمال خود بر باد داده اید .

4.الله (ج) خودش صدام رو به جزای اعمالش خواهد رساند.

5.سنی هم بی سواد تحویل نمی ده بلکه برعکس بزرگترین نخبان  و دانشمندان اسلام از همین اهل سنت هستند و به شما توصیه می کنم قبل از این که  این چرندیات رو بیان کنید برید یک کم مطالعه داشته باشید من برای مثال تعدادی از بزرگان اهل سنت رو در زمینه شعر و شاعری که از همین سرزمین شیعه یعنی ایران برخواستند به شما معرفی میکنم : 1. سعدی شیرازی 2. حافظ 3. مولانا 4. سنایی غزنویی 5. عطار نیشابوری 6.اقبال لاهوری .... چند تا از همون مشهور هاش رو نام بردم تا نگین ما اصلا این ها رو نمی شناسیم  . برید ببینید سر در مجمع جهانی حقوق بشر ابیات همین شاعر ما نوشته شده و در مقابل دیدگان جهانیان قرار گرفته بعدا قضاوت کنید.

 

+ افزوده شده دوشنبه 1387/09/25ساعت 20:23 به همت حمید  | 

اسلام حضرت عثمان (رض)

حضرت عثمان (رض) از سابقین اولین مهاجرین است که در سال اول بعثت پیامبر (ص) ایمان اورده است. او با پشت پا زدن به تجارت و منفعت عظیم خود با مشرکین ، مخلصانه دعوت اسلامی را پذیرا شد.
حضرت عثمان (رض) ایمان خود را اینچنین بیان کرده است: در اغاز بعثت رسول خدا (ص) از خاله ام سعدی درباره رسول خدا (ص) چیزی شنیدم که مرا سخت تحت تتأثیر قرار داد چون قبلاً هر گاه با امر مهمی روبرو می شدم نزد حضرت ابوبکر صدیق (رض) رفته با او در میان می گذاشتم .حضرت ابوبکر (رض) گفت تو مرد دانائی و تشخیص حق از باطل برای تو امر مشکلی نیست، این بتهایی را که قوم ما می پرستند چیست؟ ایا نه اینکه از سنگ ساخته شده و نه چیزی را می شنوند ؟ گفتم بلی بخدا این بتها چنین اند که می گویی. انگاه حضرت ابوبکر (رض) گفت بخدا انچه خاله ات درباره رسالت محمد (ص) گفته است راست است. محمد (ص) رسول خدا (ج) است . خداوند او را به رسالت به سوی بندگانش فرستاده تا انها را به راه راست رهبری کند. ایا می خواهی نزد او بروی این مطالب را از خودش بشنوی؟ گفتم بلی ، چیزی از گفتگوی ما نگذشته بود که دیدم رسول خدا(ص) از برابر ما می گذرد و حضرت علی (رض) همراهش می باشد. حضرت ابوبکر (رض) از جایش برخاسته بسوی او شتافت و اهسته چیزی به او عرض کرد. سپس هر دو با هم نزدم امدند. همه با هم نشستیم ، انگاه پیامبر (ص) فرمود ای عثمان فرمان خدا را که ترا به بهشت می رساند اجابت کن ، من پیامبر خدا به سوی تو و همه بندگانش هستم . همینکه فرمایش او را شنیدم بحدی در قلبم نشست که نتوانستم خود را از قبولش باز دارم و عرض کردم شهادت می دهم که خدایی نیست جز الله و اینکه محمد رسول خدا است.

حضرت عثمان (رض) یکی از نویسندگان وحی الهی بود ، و بخاطر بخشش فراوان مال خود در راه نشر اسلام و دیگر خدماتش ، پیامبر (ص) دختر گرامی خود رقیه را بعقد او در اورد، بعد از فوت حضرت رقیه پیامبر خدا چون غم شدید و افسوس حضرت عثمان (رض) را بقطع نسب و وصلتکاری خود مشاهده کرد دختر دیگر خود ام کلثوم را به عقدش در می اورد و بعد از فوت ام کلثوم باز پیامبر عظیم الشأن می فرماید اگر دختر دیگری می داشتم حتماً انرا به عثمان می دادم ، زیرا امانت و پاکی قلب و پرهیزگاری و تقوی را در وجود حضرت عثمان (رض) مشاهده کرده بود .

 

+ افزوده شده دوشنبه 1387/09/25ساعت 18:7 به همت حمید  | 
 

حضرت عثمان بنی عفان (رض) نسب و خانواده

حضرت عثمان پسر عفان (رض) پسر ابی العاص پسر امیه پسر عبدالشمس پسر عبدالمناف است که عبد مناف جد چهارم حضرت عثمان (رض) و جد دوم رسول اکرم (ص) بود. اسم مادرش اروی دختر کریز قریشی می باشد. جد چهارم اروی نیز عبد مناف بود. حضرت عثمان (رض) هم از طرف پدر و هم از طرف مادر از خویشاوندان رسول الله می باشد.

حضرت عثمان (رض) 9 پسر و 7 دختر داشت . دارای کنیه های ابوعمر ، ابوعبدالله و ابولیل ولی بیشتر به ابوعمر معروف بود. زنان مشهور حضرت عثمان(رض) عبارت بودند از : رقیه و ام کلثوم از دختران رسول اکرم (ص) که  ام کلثوم بعد از وفات حضرت رقیه از طرف پیامبر (ص) به حضرت عثمان (رض) داده شد . و حضرت عثمان(رض) بخاطر عقد دو دختر پیامبر (ص) بخ ذوالنورین ملقب شد . نائله زن دیگر حضرت عثمان (رض) که مسیحی بود و بعد ها اسلام اورد تا اخرین لحظات زندگی ان بزرگوار در پهلویش بود در جریان شهادت حضرت عثمان(رض) انگشتان دستش به خاطر دفاع از شوهرش قطع شد. حضرت عثمان (رض) متولد سال 575 میلادی و 5 سال از پیامبر (ص) کوچکتر بود . حضرت عثمان (رض) جمعاَ 7 زن گرفت و 16 فرزند پسر و دختر داشت(9 پسر و 7 دختر ).

حضرت عثمان (رض) در دوران جاهلیت :

حضرت مردی تاجر بود . بیشتر تجارتش در جزیرة العرب صورت می گرفت. از خصوصیات بارز او در دوران جاهلیت این بود که هیچگاه می خواری نکرد و هرگز به اعمال خلاف عفت روی نیاورد. میهمان نوازی و جوانمردی از صفات منحصر به فرد او بود. چون حضرت عثمان (رض) در محیط کارش در مکه با کمال صداقت و امانت با مردم محبت و حسن اخلاق داشت ، در بین مردم بحدی محبوبیت پیدا کرده بود که مادران اطفال در حین بازی و رقص دادن فرزندان نوزادشان این سرود را می گفتند: احبک الرحمن حب قریش عثمان: ای فرزندم خدا تو را به ان اندازه دوست بدارد که قریش عثمان را دوست میدارند. به خاطر  این محبوبیت حضرت عثمان(رض) در بین قریش بود که پیامبر او را بنمایندگی بسوی قریش فرستاد، تا اجازه انها را برای طواف بیت الله الحرام از طرف مسلمین کسب کند.

 

+ افزوده شده شنبه 1387/09/23ساعت 16:24 به همت حمید  | 
 

الهی!

بیاموز تا سرِّ دین بدانیم،بیفروز تا در تاریکی نمانیم.تلقین کن تا آداب شرع بدانیم..

تونواز که دیگران ندانند..تو بسازکه دیگران نتوانند..همه راازخودپرستی رهایی  

ده ، همه رابخود آشنایی ده،همه را ازمکر شیطان نگاهدار، همه را ازآفت نفس

 آگاه دار...

الهی!

ما که به توزنده ایم هرگزکی میریم؟..ما که به تو شادانیم هرگزکی اندوهگین شویم؟

ما که به توعزیزیم هرگز چون ذلیل شویم..تو آن مایی وماآن تو..سزاوارربوبیتی  

و همه بر خوان تو..دست این همه گدا بردامان تو..کی بسر آید این وعده دیدار؟

                      به حقک و حرمتک یا عزیز و یا غفار

الهی!         

   بنده جرم کرد...خسته دل و آلوده دامن شد...

             منادی کَرَم تو آواز داد که نصیب معیوبان با من شد...

                           رحمت سبقت گرفت و فضل و کرمت ضامن شد...

الهی!

                    از من اشکی و آهی...و از تو نگاهی

     ای عاشق دل سوخته اندوه مدار......روزی به مراد عاشقان گردد کار

الهی!

ای آرنـده غـم پشیمـانی در دلهـای آشنایـان و ای افکننـده سـوز در دل تائبـان...ای

پذیرنده گناهـکاران و معترفـان..کسی بازنیآمد تا باز نیاوردی وکسی راه نیـافت تا

دست نگرفتی..دستگیر،که چون تو دستگیری نیست..دریاب،که جز تو پناه نیست

و پرسش ما را جز تو جواب نیست و درد ما را جز تو دوا نیست...

                   و از این غم ، جز تو ما را راحت نیست...

الهی!

                   جامه مصلحان پوشیدیم و مصلح نبودیم...تو بر ما عفو کن...

            آنچه فرمودی نکردیم و از کرده خود به دردیم..

ما بیچارگان را ازخرمن سوختگان نگردان...

دریغا!

که روزگار بر باد دادیم و شکر نعمت ولی نعمت نگزاردیم..دریغا که قدرعمر

خویشتن نشناختیم واز کار دنیا به اطاعت مولا نپرداختیم...

       دریـغا کـه عـمر عـزیـز بـسر آمـد و روزگـار بگـذشـت...

 

  روزی که مرا وصل تو درچنگ آید......از حـال بهشتیـان مـرا ننـگ آیـد

+ افزوده شده یکشنبه 1387/09/17ساعت 19:55 به همت حمید  | 

 

 

جبار لا یزال خداوند اکبر است

دارای چرخ انجم و دارای کشور است

پروردگار بنده نواز است و بی نیاز

هم بی نیازو بی زن و فرزند و مادر است

ستار عیب پوش خداوند مهربان

دائم ،قدیم و قادر و قدوس و داور است

بعد از ثنای ایزد مدح رسول گوی

کان صدر بدر عالم و سالار محشر است

ان پیشوای ستوده و ان رهنمای دین

بی شک به روز جنت و فردوس یاور است

فخرم به ان رسول که نامش محمد است

بیشک شفیع روز جزا به محشر ز احمر است

ششصد هزار نور بدان روح مصطفی

هفتصد هزار فضل بر ان قد سرور است

یاران مصطفی دو امیرند و دو کبیر

هر یک بجای خویش چه زیبا منور است

بوبکر جان ما است ، عمر دیدگان ما است

عثمان شه یقین ، علی شیر صفدر است

بوبکر همچو ماه عمر چون ستارگان

عثمان چو پیش صبح ، علی روح انور است

بوبکر یار غار و عمر میر دره دار

عثمان چو شهسوار ، علی فتح خیبر است

بوبکر زنجبیل ، عمر جوی سلسبیل

عثمان چو جوی شیر، علی شهد شکّر است

بوبکر همچو کعبه و عمر چون طواف ان

عثمان چو اب زمزم و علی حج اکبر است

بوبکر چون درخت ، عمر شاخ ان درخت

عثمان چو برگ سبز ،علی میوه بر سراست

بوبکر چون بهشت ، عمر تخم عدل کشت

عثمان قدح بدست ، علی حوض کوثر است

بوبکر با وفا عمّر با سخا

عثمان با حیا، علی گنج گوهر است

زینهار دل مبند سنایی در این جهان

دل بر خدا ببند کا خلّاق داور است

+ افزوده شده یکشنبه 1387/09/17ساعت 17:46 به همت حمید  | 

پیامبر فرمود:
(ايتوني بدواة و قرطاس أكتب لكم كتاباً لن تضلّوا بعدي أبدا)يعني:«دوات و كاغذ براي من بياوريد تا چيزي براي شما بنويسم كه هرگز پس از من گمراه نشويد».
آنگاه گويند چون عمر بن الخطاب(رض) گفت: (حسبنا كتاب الله)يعني:«كتاب خدا براي ما كافي است». و پيامبر(ص) از نوشتن صرف نظر كرد. در حاليكه بنظر اماميه رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم قصد داشت دربارة خلافت علي(رض) چيزي بنويسد:
پاسخ اينكه: اولاً رسول خدا (ص) امّي بود و خط نمي نوشت ولي در اين روايت آمده:
)اكتب لكم)يعني تا براي شما بنويسم، و اگر مقصود آن بود كه بگويم ديگران براي شما
بنويسند، ميفرمود:)املي عليكم( يعني براي شما املا كنم.)
ثانياً بر طبق اين روايت پيامبر(ص) -معاذ الله-پاية گمراهي را تا ابد در ميان امتش نهاد زيرا فرمود: بنويسم و هرگز ننوشت! يا اينكه قرآن مجيد فرمود:( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإسلام دِيناً) (المائدة:3) يعني:«امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم»،
ثانياً اگر اين امر به دستور خدا بود، چگونه ميشود گفت كه پيامبر(ص) دستور خدا(ج) را به خاطر مخالفت عمر(رض) ترك كرد؟!
چهارم بنابر آنكه حديث كاملاً صحيح و بدون اشكال باشد بهر صورت رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم چيزي ننوشت و جانشين تعيين نكرد، پس فرقة اماميه چرا بر سر كاري كه انجام نشده با امّت اسلاميه به مخالفت بر خاسته و به سايرين نسبت گمراهي و ضلالت ميدهند؟!
پنجم از كجا ميدانند كه پيامبر اكرم (ص) در صورتي كه نامه أي مينوشت، 12- امام از خاندانش را براي امامت تعيين ميفرمود مگر ايشان علم غيب دارند و از ما في الضمير رسول الله(ص) آگاهند؟!
ششم اگر آقايان به صحيح بخاري اعتماد دارند پس چرا اين حديث را كه پيامبر(ص) با ابوبكر(رض) و عمر(رض) و عثمان(رض) به بالاي كوه احد رفتند و رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم
اشاره بكوه فرمودند:(فليس عليك الا نبي و صديق و شهيدان)يعني:« بر بالاي تو جز پيامبر و صديق راست كردار و راست گفتار و دو شهيدءكساني كه در راه خدا(ج) بقتل مي رسند.) كسي ديگر نيست».
صحيح بخاري، جزء الخامس، كتاب الفضائل صفحة 19› نمي پذيرند؟!!
ميگوئيد دربارة علي(رض) روايات بسياري داريم كه بايد از آنها تبعيّت كنيم. گوئيم: دربارة ابوبكر(رض) و عمر(رض) نيز روايات بسيار آمده مبني بر اينكه بايد آن دو را تبعيّت كرد، و اين روايات قابل جمع اند و منافات با هم ندارند مثل آنچه از رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم مروي است كه فرمودند:
(اقتدوا باللذين من بعدي أبي بكر و عمر) يعني:«پس از من به ابوبكر و عمر اقتدا كنيد ».
يا فرمودند: (إني لا ادري ما بقائي فيكم فاقتدوا باللذين من بعدي، و أشار إل? أبي بكر و عمر)يعني:«من نمي دانم كه چند روز ميان شما ميمانم پس از من به اين دو تن اقتدا كنيد ءو به ابوبكر(رض) و عمر(رض) اشاره فرمودند».
اين حديث را ترمذي در صحيح خود آورده و ديگران نيز به اسناد گوناگون نقل كرده اند.
البته ما فضائل علي(رض) و اهل البيت را انكار نمي كنيم و حتي برتري علي(رض) بر ديگر خلفاy را رد نمي نمائيم. اما موضوع انتخاب آن حضرت از سوي خدا(ج) براي خلافت امري ديگر است كه با آثار موثق خود علي(رض) از طريق شيعية اماميه نمي سازد،تا چه رسد به آثاري كه اهل سنت روايت كرده اند

 

+ افزوده شده شنبه 1387/09/16ساعت 16:33 به همت حمید  | 
 

از اينها گذشته چطور بقول اماميه 77000 تن در غدير خم فهميدند كه علي(رض) از سوي خداوند(ج) بخلافت پيامبر(ص) انتخاب شده ولي همه سكوت كردند و خلافت ابوبكرt را پذيرفتند؟! آن هم پس از گذشت كمتر از دو ماه؟!
آيا مهاجرين اوليّه كه خدا در سورة توبه آية100 وعدة بهشت به ‌آنها داده همه كافر شدند؟! گيرم كه مهاجرين- معاذ الله- مرتد گشتند، و امر خدا(ج) و نصب رسول خدا (ص)را ناديده گرفتند، آيا انصار كه سودي از آن ميان نبردند و خليفه از آنان انتخاب نشد، چرا سكوت كردند و چرا به حكم خدا(ج) و رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم نرفتند و با علي(رض) بيعت ننمودند؟ مگر ايشان نبودند كه پيامبر(ص) را پس از اينكه قومش قصد جان او را نمودند، ياريش دادند؟ مگر اينها آنهمه جانفشاني در راه اسلام نكردند؟ مگر خدا(ج) دربارة ايشان در قرآن نفرمود:
وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ )الأنفال:74

يعني:«كساني كه به مهاجرين مأوي و مسكن دادند و ايشان را ياري كردند حقَاً مؤمن هستند و براي ايشان آمرزش و روزي پسنديده اي در آخرت مقررشده است».
1-آيا اين مؤمنان حقيقي همگي بدون دليل و بدون نفع دنيا و آخرت فرمان خدايU و رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم را مبني بر خلافت علي(رض) را كنار گذاشتند؟! آيا مي توان همة اين دلايل واضح را ناديده انگاشت؟!!(لقد وضح المقال إن استفادوا و لكن أين من ترك العناد)؟!!يعني: براستي گفتار روشن است اگر گوش دهند و استفاده كنند ليكن كجاست آنكه لجاجت و دشمني و تعصب بيجا را ترك كند

+ افزوده شده جمعه 1387/09/15ساعت 15:10 به همت حمید  | 
 

بارها ديده ايم كه علماي اماميه (هداهم الله تعالى الى الحق) به حديث غدير استشهاد مي كنند كه علي(رض) از سوي رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم به خلافت انتخاب شده در حاليكه رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم بمناسبت اختلافي كه عدّه اي با علي(رض) پيدا كرده بودند‹1› در ميان راه نه در مكه و مدينه، از ولايت يعني از محبّت او سخن گفت نه از خلافت او! بدليل اينكه فرمود:(من كنت مولاه فهذا علي مولاه)
سپس قرينه آورده :(اللهم وال من والاه و عاد من عاداه)
يعني:«بار خدايا دوست بدار كسي را كه علي را دوست ميدارد ودشمن بدار كسي را كه علي را دشمن ميدارد».
دوستي و ياري چه ربطي به خلافت دارد؟ مولي بمعناي كسي است كه بايد او را دوست بداريم نه خليفه و وصي.
اساساً از كجا ثابت شده كه مَفعَل بمعناي اَفعَل آمده تا معلوم شود ءمولي( به معناي ءاولي) است؟ مگر در قرآن نداريم:
(فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُم..) (الأحزاب:5)
يعني:«اگر پدران ايشان را نشناختيد آنها را برادران ديني و موالي خويش بدانيد»
مگر در سورة تحريم نيامده:
(فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ) (التحريم:4)
يعني:«خدا مولاي پيامبر است و نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته».
آيا مولي به معني سر پرست آمده و مؤمنان سر پرست پيامبراند؟
شگفتا چرا صحابة رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم كه مخاطب اين كلمات بودند چنين مفهومي را كه اماميه ادّعا دارند از خطبة غدير نفهميدند، ابن عساكر از نوادة علي(رض) يعني حسن مثني نقل كرده كه:
(قيل: ألم يقل رسول الله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم من كنت مولاه فهذا علي مولاه؟ فقال بلى! ولكن والله لم يعن رسول اَلله صَلى الله عَليه و آله وَ سَلّم)
(بذالك الأمارة و السلطان و لو أراد ذالك لأفصح لهم به فإن رسول اَلله صَلى الله عَليه و آله وَ سَلّم كان أفصح المسلمين و لو كان الأمر كما قيل ،لقال رسول اَلله صَلى الله عَليه و آله وَ سَلّم: يا أيها الناس هذا ولي أمركم و القائم عليكم من بعدي فاسمعوا له و أطيعوا، والله لئن كان الله و رسوله اختارا عليّا لهذا الأمر و جعله القائم للمسلمين من بعده، ثم ترك عليّ أمر الله و رسوله لكان عليّ أول من ترك أمر الله و رسوله).
(روايت/الحافظ ابن عساكر في تاريخه عن نفيل بن مرزوق عن الحسن بن الحسن)

يعني:«از حسن مثني فرزند حسن بن علي(رض) پرسيدند: آيا رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم نگفت: من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه؟ پاسخ داد، آري امّا سوگند بخدا قصد پيامبر از اين سخن امارت و سلطنت نبود و اگر مقصودش اين بود با كمال وضوح آنرا ادا مي كرد، زيرا كه رسول اَلله(ص) فصيح ترين افراد نسبت به مسلمانان بود و اگر مرادش خلافت بود، ميفرمود: اي مردم اين علي فرماندار شما و قائم بر امور شما بعد از من است. پس سخن او را بشنويد و از وي اطاعت كنيد. بخدا قسم اگر خدا(ج) و رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم علي(رض) را براي حكومت انتخاب كرده بودند و او را زمامدار مسلمين مينمودند، و سپس علي(رض) فرمان خدا(ج) و رسولe را ترك كرده با خلفا بيعت مينمود در آن صورت نخستين گناهكار و نافرمان از امر خداي متعال و رسول اَلله (ص) او بود
ملاحظه كنيد نوادة خود علي(رض) چگونه قضاوت ميكند، و آنوقت گروهي از علي(رض) و فرزندانش جلو مي افتند، و نامه هاي او را كه خودشان نقل كرده اند به تأويل مي برند و سخنا نش را تحريف مي كنند و به آثار فرزندانش توجّه نمي كنند؟ تا آراى خود را به كرسي بنشانند و نسبت ضلالت به اكثريت مسلمين از صدر اسلام تا كنون بدهند. آيا از پاسخگويي در قيامت نمي ترسند؟

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/09/14ساعت 16:48 به همت حمید  | 
 

در نهج البلاغه نامه ای از علی (رض) بدین صورت گزارش شده است :
(انه بايعني القوم الذين بايعوا أبا بكر و عمر و عثمان علي ما بايعوهم عليه فلم يكن للشاهد أن يختار ولا للغائب أن يرد، و إنما الشورى للمهاجرين والأنصار فان اجتمعوا على رجلٍ و سموه إماما كان ذالك لله رضي فان خرج عن أمرهم خارجٌ بطعنٍ أو بدعه ردّوه إلى ما خرج منه فان أبى قاتلوهُ علي إتباعه غَيرَ سبيل المؤمنين...) ( نامة ششم نهج البلاغه(
يعني:«گروهي كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كردند بهمان طريق با من بيعت كردند، پس كسي كه شاهد بوده نبايد ديگري را اختيار كند و كسي كه غايب بوده نبايد منتخب آنها را رد كند، و جز اين نيست كه شوري از مهاجرين و انصار است، بنابر اين اگر آنها بر مردي اتفاق كردند و او را امام ناميدند اين كار موجب رضاي خداست، پس كسي كه بسبب طعن و بدعت از امر ايشان بيرون رفت او را بر ميگردانند، اگر از برگشت خودداري نمود با او مي جنگند كه غير راه مؤمنان را پيروي كرده است. »
اين نامه علاوه بر نهج البلاغه در يكي از كتب معتبر و قديم شيعه نير ديده ميشود كه آن‹وقعة صفين› تأليف نصر بن مزاحم السفري متوفي 412 هجري قمري است كه اخيراً در ايران تجديد چاپ شده است كه در صفحة 29 آن همين نامه آمده، مفاد نامة مزبور با قرآن كريم نيز مي سازد، كه در سورة شريفة توبه ميفرمايد:
)وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم )التوبة:100
يعني:«و پيشي گيرندگان نخستين از مهاجرين و انصار و كسانيكه بوسيلة نيكوكاري از ايشان پيروي كردند خدا از همة آنان راضي شده و آنها نيز از خدا خشنودند و براي ايشان باغستانهايي مهيّا فرموده كه نهرها از زير درختان آنها روان است و هميشه در آنجا خواهند ماند و اين رستگاري بزرگي است. »
چنانكه ملاحظه ميشود در اين آية كريمه صريحاً به پيشي گيرندگان مهاجر و انصار وعدة بهشت داده است، و نيز در بارة امور آنها فرموده است:
)وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ) الشورى:38
يعني:«وكارشان را بمشورت يكديگرانجام دهند.»

اينك اگر عدّه أي بهشتي بشوري بنشينند و كسي را بعنوان پيشوا تعيين كنند، آيا اين كار مخالفت رضاي خداست؟ يا بقول علي( رض))کانَ ذلكَ للهِ رضي) شگفتا كه فرقة اماميه نه به آنچه خودشان از علي(رض) روايت ميكنند توجّه كافي دارند و نه به آيات صريح قرآن!!
در نهج البلاغه مينويسد، علي(رض) فرمود: )ولله ما كانت لي في الخلافة رغبة ولا في الولاية إربة و لكنكم دعوتموني إليها و حملتموني عليها)(خطبة276)

يعني:«سوگند بخدا من رغبتي به خلافت نداشتم و نيازي بولايت در من نبود شما مرا بسوي خلافت خوانديد و مرا بدان وادار كرديد اگر علي (ع) از سوي خدا (ج) براي خلافت و ولايت تعيين شده بود چرا ميل و رغبت نداشت و از آن روي گردان بود؟ آيا رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم هم به نبوت ورسالت خود بي ميل و بي رغبت بود؟!

 

+ افزوده شده چهارشنبه 1387/09/13ساعت 16:52 به همت حمید  | 
 

در پي دعوت چالش برانگيزآيت الله مکارم شيرازي يکي از آيات عظام شيعي ، از علماي اهل سنت(که ازآنان باعنوان وهابي يادشده است) براي شرکت دريک مناظره رسانه اي،علماي اهل سنت از کشورهاي مختلفي همچون عربستان ، مصر ، مغرب، تونس، کويت ، بحرين ، سوريه ، و اردن ، آمادگي بي قيد و شرط خود را براي شرکت در اين مناظره اعلام کردند.


 

——————————————————————————–

در پي دعوت چالش برانگيزآيت الله مکارم شيرازي يکي از آيات عظام شيعي ، از علماي اهل سنت(که ازآنان باعنوان وهابي يادشده است) براي شرکت دريک مناظره رسانه اي،علماي اهل سنت از کشورهاي مختلفي همچون عربستان ، مصر ، مغرب، تونس، کويت ، بحرين ، سوريه ، و اردن ، آمادگي بي قيد و شرط خود را براي شرکت در اين مناظره اعلام کردند.

 

به گزارش سايت خبري المختصر عده اي از اين علما مناظره احتمالي خود با آيت الله شيرازي را بر شروطي همچون:

 

۱. پخش مستقيم مناظره از طريق يکي از شبکه هاي ماهواره اي (شيعي يا سني) واعلام زمان دقيق مناظره يک ماه قبل از برگزاري آن

۲. مرجع بودن کتاب الله در مناظره ومحورقرار گرفتن زبان عربي در آن

۳. حضور شخص آيت الله شيرازي درمحل مناظره

مشروط اعلام نموده اند.

 

متن کامل خبري که طي ان دعوت آيت الله مکارم شيرازي اعلام شده است به شرح ذيل است

 

آيت الله مکارم شيرازي، وهابيون را به مناظره در رسانه ها دعوت کرد

 

قم-حضرت آيت الله ناصر مکارم شيرازي از مراجع عظام تقليد ، گفت: شيعه براي گفت وگو ومناظره رسانه اي با تمام سطوح فرقه وهابيت آماده است.

 

به گزارش روز چهارشنبه ايرنا ، وي درابتداي درس خارج فقه خود درمسجد اعظم قم ، افزود :

اگر آنان ادعاي حقانيت دارند ما حاضر به گفت وگو ومناظره با آنها در برابر همه رسانه هاي دنيا هستيم.

 

وي ادامه داد: اين گفت وگو بايد درسطح هاي مختلف اعم از مفتي اعظم شما با علماي بلند پايه ما و همچنين پايين ترين مقام علمي شما با پايين ترين مقام علمي شيعه انجام شود.

 

آيت الله مکارم شيرازي همچنين ازاقدام اخير فرقه وهابيت درانتشار کتاب هاي ضد شيعه وتوزيع رايگان آن درميان حجاج بويژه ايرانيان انتقاد کرد وگفت: اينکه وهابيت مدام به اهانت وشبهه افکني عليه شيعه اقدام مي نمايد، تابع هيچ منطق واصولي نيست.

 

وي گفت: اينکه فقط شما با چاپ کتاب هاي موهن عليه شيعه فرصت بيان ادعاي خود را داشته باشيد وشيعيان از اين فرصت محروم باشند، منصفانه نيست.

 

اين مرجع تقليد افزود: آنچه که حقانيت شيعه را در برابر وهابيت آشکارمي سازد وجود کتاب هاي وهابيت درداخل کتابخانه هاي شيعه است درحالي که درکتابخانه هاي وهابيون هيچ نوع کتاب مذهب تشيع وجود ندارد.

 

استاد خارج فقه حوزه خاطرنشان کرد:اقدام وهابيت درفحاشي واهانت به حجاج شيعه در عربستان مانند همان فعاليت هاي تروريستي اعضاي اين فرقه است، اما بااين تفاوت که اين ترور يک ترور فرهنگي است.

 

وي افزود: مکه و مدينه متعلق به همه مسلمانان است و همه مسلمانان که درحج شرکت دارند بايد عقايد خود را مطرح کنند.

 

وي افزود:حجاج شيعه مانند همه حجاج داراي ويزا معتبرازحکومت آل سعود هستند وازنظرقوانين بين المللي هم هيچ جرمي را مرتکب نشده اند و از نظر اسلامي ميهمان خانه خدا هستند،کدام عاقلي درحجاز اين را قبول دارد که با آنان اين گونه برخورد ناشايست شود.

 

]آيت الله مکارم شيرازي افزود: اقدام وهابيت مانند اين است که گروهي ازگردشگران ازممالک بيگانه به عنوان ميهمان به کشورما سفرکنند، اما ما به آنها کتاب هايي بدهيم که درآن به دين و فرهنگ آنان اهانت شده باشد.

 

وي ادامه داد: تمام وهابي ها اين چنين نيستند، فقط گروهي از آنان که به هيچ کدام ازاصول ارزشي اسلام توجه ندارند به عداوت با شيعيان مي پردازند در ميان آنان افراد عاقل هم هست، که با منطق با شيعيان به گفت وگو مي پردازد.

+ افزوده شده سه شنبه 1387/09/12ساعت 7:32 به همت حمید  | 
 

اگر علی (رض) از سوی خدا انتخاب شده بود چرا با ابوبکر (رض)و عمر (رض) بیعت کرد؟ چنانچه در کتب شیعه امامیه بدان تصریح شده است؟
در کتاب غارات ثقفی و مستدرک نهج البلاغه و دیگر کتب امامیه به این مطلب اشاره شده است..
بعنوان نمونه در (الغارات )اثر ابو اسحاق ثقفی متوفی(283هجری) میخوانیم که علی پس از قتل محمد بن ابي بكر نامه اي بياران خود در مصر نوشت، ضمن آن نامه از خلافت ابوبكر(رض) ياد كرده مينويسد: (فمشيت عند ذالك إلي أبي بكر فبايعته) ‹الغارات جزء اول ص 204›
يعني:« در آن هنگام بسوي ابوبكر رفتم و با او بيعت كردم».
و در بارة عمر(رض) مينويسد:(تولى عمر الأمور و كان مرضي السيرة ميمون النقيبة)‹صفحة207›
يعني:«عمر كارهاي خلافت را بعهده گرفت و پسنديده سيرت و فرخنده نفس بود».
(قال الجوهري في الصحاح: فلان ميمون النقيبه، اذا كان مبارك النفس)
اينها مضمون نامه هاي عليu است كه علاوه بر اهل سنّت خود شيعه آنها را نقل كرده و قدماي اماميه بدانها تصريح نموده اند.
آيا علي(رض) با غاصب بيعت ميكند؟ آيا بيعت بخلافت ابوبكر(رض) از سوي كسي كه خداوند متعال او را خليفه كرده است صحيح است؟ آيا علي(رض) از ظالم و غاصب تعريف و تمجيد مينمايد و او را پسنديده سيرت و فرخنده نفس ميشمارد؟! پس چرا از خدا(ج) نمي ترسند و انصاف پيشه نمي كنند؟ در كتاب ‹الصفين› آمده كه عليu دربارة ابوبكر(رض) و عمر(رض) گفت:
(أحسنا السيرة و عدلا في الأمة)‹ص201›يعني:«آن دو رفتار نيكو داشتند و در ميان امّت بعدالت رفتار كردند».
امّا شيعة اماميه ميگويند: آن دو غاصب و ظالم بودند، پهلوي فاطمة زهرا را شكستند!!
اما اگر ادّعاي شيعة اماميه را به قرآن عرضه كنيم مي بينيم قرآن دربارة مهاجرين ميفرمايد:
«اگر به آنها در زمين قدرت دهيم نماز بر پاي ميسازند و زكات ميدهند و امر به معروف و نهي از منكر مينمايند».
ولي شيعه ميگويد چون خدا به ايشان قدرت داد، خلافت عليu را غصب كردند و ظلم نمودند و فاطمه را آزردند! خداي متعال در سورة حج ميفرمايد:
(الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ .........الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُور) (الحج40/41)
آيا ما دست از نامه هاي موثق عليu و آيه هاي قرآن برداريم و ادّعا هاي اين و آن را باور كنيم و در ميان امّت اسلام اختلاف اندازي و فرقه بازي راه بيندازيم؟ مگر خداوند نمي فرمايد:(وَلاَ تَفَرّقوا)«پراكنده نشويد». مگر عليu در نهج البلاغه نگفته است:
(والزموا السواد الأعظم فان يد الله مع الجماعة و إياكم و التفرقة)‹خطبة147›
يعني:«از سواد اعظم و اكثريت مسلمانان جدا نشويد كه دست خدا با جماعت است و از تفرقه بپرهيزيد».
شگفتا آنروز كه مسلمين به در خانة عليu ريختند و خواستند كه با آنحضرت بيعت به خلافت كنند ، فرمود:(دعُوني و التمسوا غيري)‹خطبة 91›
يعني:«مرا رها كنيد و غير مني را براي اينكار بخواهيد».
سر انجام با إصرار زياد راضي شد. آيا اگر خدا او را بخلافت انتخاب كرده بود اين استنكاف براي چه بود و چرا وظيفة خلیفه يي خود را بعهده نمي گرفت

چرا بتصريح كتب شيعه پشت سر خلفا نماز ميخواند؟ چنانچه در ‹وسائل الشيعه› مينويسد:
(قد أنكح رسول اَلله صَلى الله عَليه و آله وَ سَلّم، و صلَّى عليu وراءهم)
يعني:«رسول اَلله صَلي الله عَليه و آله وَ سَلّم با ايشان ‹خلفا› منا كحت نمود (دختر ابوبكر(رض) و عمر(رض) را گرفت و دو دختر خود را به عثمان(رض) داد) و عليu پشت سر آنها نماز خواند».
‹وسائل الشيعه چاپ سنگي كتاب الصلاة ص 526›
چرا عليu بقول اماميه ستمگران و ظالمان و بدعت گذاران را تأييد ميكرد، آيا همة اينها براي تقويت اسلام بود؟!!
وانگهي چرا از‹ 12› امام در قرآن نام و وصفي نيست ولي از أصحاب كهف و ذو القرنين و لقمان و هارون و غيره ......... بتفصيل سخن آمده است؟ آيا كتاب هدايت بايد آنچه را كه قرنها ماية اختلاف امّت ميشود فروگزارد و دربارة گذشتگان سخن بگويد؟ آخر انصاف شما كجا رفت؟

 

+ افزوده شده سه شنبه 1387/09/12ساعت 7:28 به همت حمید  | 
 

تولد جهانی نو و انسانی جدید

به راستی که جهان بعد از بعثت حضرت رسول اکرم(ص) و به یمن تعالیم والای وی چنان تغییر و تحول یافت که در فصل و موهم ، هر چیز تغییر و تحول می یابد. گویی بشریت از یک فصل خشک و پاییزی به فصلی که همه ان گل و بهار و «جنات تجری من تحتها الانهار » بود ، منتقل شد، طبیعت عوض شد، دلها با نور پروردگار درخشش گرفت، توجه به سوی خداوند متعال عام گشت و بشریت با طعم و مزه جدید و بی سابقه ای اشنا گردید.

دلهای پژمرده و سرد و بی حال با حرارت ایمان و نیروی مهر و عطوفت نشاط گرفت عقلها با نور ایمان روشنی و ضیاء یافت. سرمستی تازه ای به انسان ها دست داد. بشریت گروه گروه و دسته دسته برخاست و بیرون امد  تا راه درست را تلاش نماید و به جایگاه رفیع و منزلت اصلی و شایسته خود دست یابد.

در این راستا هیچ ملتی از ملل دنیا و هیچ شهری از شهر های بزرگ باقی نماند، مگر این که وارد میدان رقابت گردید . عرب و عجم ، مصر و شام و ترکستان و ایران و عراق و خراسان و شمال افریقا و اندلس و هند و جزایر شرق هند ، همگی سرمست بادۀ عشق الهی و فیض سماوی و فریفتگان این هدف رفیع و دریوزگان این دروازۀ بلند گشتند.

چنین به نظر می رسد که بشریت برخاسته است و بعد از خواب طولانی و سنگینی که قرن های متمادی در ان بسر برده بود، بیدار شده و چشمانش را باز نموده است و می خواهد گذشته خود را جبران نماید.

بدین گونه هر گوشه جهان و هر نقطه دنیا از وجود داعیان مخلص و ربانی و مجاهدین مصلح و مربیان عارف بالله اباد گردید. مردانی پیدا شدند که به خاطر مخلوق خدا می سوختند و برای خیر انسانیت و نجات ان از خطرهای همه جانبه جان و مال خود را فدا می کردند. دلهای پژمرده و سرد را با شعله های محبت الهی روشن نمودند  و نهرهای علوم و معارف ، چشمه های زلال عرفان و حکمت و ایمان و عطوفت را روان ساختند، و در دل های بشر نسبت به ظلم و بی عدالتی ، تجاوز و کینه توزی، ایجاد تنفر و انزجار نمودند و به ملت های تحت ستم و مورد اهانت و ذلت ،درس مساوات و برابری اموختند . طبقات پایین  وفقرا را که از جامعه و خانواده طرد شده بودند، در اغوش محبت و عطوفت خود جای داده به سینۀ خود چسبانیدند . به راستی که شما اثار و نشانه های این ابرهای رحمت را در هر گوشه جهان می بینید و لمس می کنید. بطوریکه هیچ خانه ای از فیضیشان محروم نمانده است.

باز بنگرید که حجم و کمیت فعالیت ها به جای خود جوهر و کیفیت کارشان چقدر ممتاز و عالی است. بلندی افکارشان را نگاه کنید که چگونه در فضای بی کران، به پرواز در می امدند . به درک و شعور ، روح لطیف و رقیق و قدرت اندیشه و قریحۀ سلیم انها بنگرید که چگونه برای انسانیت دردمند شده ، همچون شمع ذوب می گشتند. جان ها و ارواح شان در اتش غمخواری و شفقت و عطوفت به خلق و نفع و صلاح مخلوق می سوخت و کباب می شد. خود را به منظور دفع بلا و نجات  انسان ها در مخاطره انداخته و ضرر و زیان را در این راستا خیر مقدم می گفتند. حکام و مسئولین امر چگونه در ادارۀ امور احساس مسئولیت می نمودند. شب ها بیدار مانده مرزها را پاسداری می کردند. ملت با انها منسجم و مطیع امرشان بود.

همچنین داستان های عبادت ، زهد و پارسایی و حالت تضرع شان را در دعا مطالعه کنید که چگونه متخلق به مکارم اخلاق بودند و علیه نفس های خود گواه شده خود را مورد محاسبه قرار می دادند. باز مهربانی انها را نسبت به کوچکشان و ضعفا و محبت و نرم دلی شان را با برادران و دوستان و بزرگواری و بخشندگی و عفو و گذشتشان را نسبت به دشمنان مورد مطالعه و بررسی قرار دهید ، می بینید که انها در عالم واقعیت و حقیقت به چنان قله بلند و برجسته صفات بالا رسیده بودند که خیال شعرا و قریحه توانای گویندگان در عالم تصور و خیال بدانجا نمی رسد.

به راستی که اگر انچه در زمینه گفته می شود به حد تواتر و شهرت نمی رسد و با گواهی معتبر مقرون نمی شد ، بسیاری از مردم ان را داستان و افسانه و بافتۀ خیال می پنداشتند.

این انقلاب عظیم الشان و این دوران درخشان و با شکوه قطعاً معجزه ای از معجزات حضرت محمد رسول الله (ص) و ارمغانی ارزنده از ارمغان های بعثت و نسیمی جانفزا از نسیم های رحمت الهی بود که تمام مکان ها و زمان ها را در بر می گرفت.

 

ساقی سرمست ما دیوانه نیست         سرگذشت انبیاء افسانه نیست

انچه در دستور کار انبیاست            جنگ با مکر و فریب و اغنیاست

چیست در انجیل و تورات و زبور    ایه های نور و تسلیم و حضور

جمله ادیان زیک دین بیش نیست       جز الوهیت رهی درپیش نیست

خانقاه و مسجد و دیر و کنشت          هر که را دیدم به دل بت می سرشت

لیک در بتخانه دیدم بی عدد            هر صنم سرگرم ذکر یا صمد

یا صمد یعنی که ما را بشکنید          پیکر ما را در اتش افکنید

گر سبک گردیم در اتش چو دود      می توان تا مبدأ خود پر گشود

 

+ افزوده شده دوشنبه 1387/09/11ساعت 16:49 به همت حمید  | 
 

 

اگر اين روزها سري به سايتهاي دولتي وشيعي وهمچنين مطبوعات زده باشيد ، اين موضوع را به وضوح درخواهيد يافت كه كلمه وهابي، وهابيگري، وهابيت، نمود بيشتري پيدا كرده وتبليغات وسيعي صورت ميگيرد ومقالات مختلفي در مورد آن نوشته مي شود وبه كساني مثل عصام العماد مدارك دكتري مي دهند كه بحثهاي آنچناني راه بياندازند ، حتي از روي اين خيالپردازي ها وهابيت را به شاخه هاي مختلف تقسيم مي كنند واشخاص معروف وعلماي مشهور را به نوعي به اين دسته ها منسوب مي كنند.

آيا تاكنون به اين فكر كرده ايد كه اين تبليغات براي چيست؟

ذيلا به چند دسيسه از دسائس دشمنان اسلام اشاره مي كنم:

۱-   بدليل اينكه اظهار دشمني علني با آحاد اهل سنت براي شيعه گران تمام مي شود بايد دوگانگي در بين آنها ايجاد نمايند ، وهر موقع كه مي خواهند به عقايد اهل سنت اهانت نمايند ، بهانه اي داشته باشند ، وبگويند كه اين توهين به عقايد شما نيست ، توهين به وهابيت است.

۲-   حرمين شريفين بدليل اينكه أم القري ممالك اسلامي ، و سرزمين وحي ميعادگاه مسلمانان دنيا مي باشد، بايد به هر طريقي شده نزد عامه مردم و بويژه جوانان كنجكاو وتشنه حقيقت ، اين مكان مقدس را مبدا تحريف و بدعت جلوه دهند ، تا سدي باشد در برابر هجوم سوالات گوناگون كه چرا؟

-         چرا اين اماكن مقدس در دست اهل سنت است مگر اينها مسلمانند؟

-         چرا ما بايد پشت سر اينها نماز بخوانيم مگر اينها مومن وعادلند؟!

-         چرا اين همه تقيه بكنيم ومگر خون ما رنگين تر از شهيدان دين است؟!

-         اگر اين ها مسلمانند پس عقيده شان چيست؟، چه فرقي با ما دارند؟

-         وچرا هاي بسيار ديگر كه ممكن است اين فرد را به آگاهي برساند.

پس بايد سدي باشد كه اين گوش افراد تشنه حقيقت را در مقابل نداي حق كر كند كه مبادا به طرف اهل سنت عربستان متمايل شويد ، اينها وهابيند ، بزور صاحب حرمين شده اند،  ما چاره اي جز صبر وسكوت نداريم، تا اينكه منجي مان با اسب سفيد بالدارش بيايد وانتقام پدران وشيعيانش را از اينها بگيرد ، پس چاره جز انتظار ودعاي فرج نداريم….!

۳-   بهره برداري ديگر، اينكه وقتي بخواهند علماي رباني ومبلغين اسلامي را از سر راه بردارند ، سريعا به او مارك وهابيت چسبانده و راهي زندان يا ديار باقي نمايند، اگر اعتراضي صورت گيرد مي گويند : او كه ازاهل سنت نبوده و وهابي بوده است، با اين كار مجوزي براي جنايات خود پيدا مي كنند.

۴-    دسيسه چهارم اينكه هر حركت صرفا ً ديني و تبليغي كه از سوي اهل سنت در محل هاي سني نشين صورت ميگيرد وهدف آن دور ساختن جوانان از فسق وفساد  وراهنمايي بسوي دين وشريعت مي باشد، سريعا به وهابيت منسوب وجلوي آن گرفته شود تا اينكه هرگونه تبليغ در مناطق اهل سنت مطرود ومتروك بماند.وجوانانشان يا شيعه وبسيجي شوند يا معتاد وعياش ودزد بار بيايند.

اين خيلي واضح ومبرهن است كه عقايد اهل سنت وجماعت همان چيزي است كه مطابق قرآن وسنت بوده وسلف صالح مبلغ آن بوده اند ومتواتراً تا به امروز  بدست ما رسيده است، وهيچ اسمي روي آن گذاشته نشده است.حنفي ، شافعي، حنبلي ، مالكي اين چهار فقه مبارك نيز در عقيده با هم يكي هستند وهيچ اختلافي باهم ندارند ، واين وحدت بين مذاهب فقهي اهل سنت نيز تشيع را آزار مي دهد وبعضي وقتها كه مأيوس از ترفندهاي ديگر مي شوند مي گويند كه وهابيها پيرو مذهب حنبلي هستند ، شما احناف وشوافع كه حنبلي نيستيد ، انها به بيراهه مي روند ، ما آنها را مي گوييم تا با اين حرفها تخك تفرقه در بين مذاهب حقه اهل سنت وجماعت بيندازند ، ولي علماي هشيار ومردم بيدار ما هيچ گاه با اين دسيسه ها خام نشده وبإذن الله نخواهند شد، (ومكروا ومكر الله والله خير الماكرين)

در مورد عربستان بايد بگويم : اگر دعاي رسول الله ص قبول واقع گرديده كه فرمود( اللهم لاتجعل قبري وثناً ويعبد) دور از انتظار نيست كه خدواند اين سرزمين پاك را هيچ وقت به نا اهلان تسليم ننموده ومشركين بر آن تسلط نداشته اند، الحمدلله . اما بالفرض محال ، حالتي را درنظر بگيريد كه خداي ناكرده اگر عربستان در دست برادران شيعه بود چه وضعيتي پيدا مي كرد، در آنصورت حنما عربستان تاكنون سرپوشيده شده بود وهركجا نگاه مي كردي پر از بقعه وقدمگاه وغيره بود ، بازار نذورات و بدعتهاي ديگر كه بجاي خود،  كه از سومنات هندي ها هم بدتر شده بود، الحمدلله كه چنين نشد .

اما نگراني بنده از وضع اهل سنت ايران است كه اين روز ها علماي ما را با زدن اين برچسب مورد آزار و قتل و حبس قرار مي دهند، هرجا نداي توحيد سر داده مي شود وتبليغي صورت مي گيرد تا بدعتها از زندگي مردم زدوده شده وسنت پاك نبي كريم ص جاي آن را بگيرد سريعا با چسباندن مارك وهابيت اين گونه حركتها را ازبين مي برند و بجاي آن شيعه گري وتبليغ تشيع مي نمايند.

با آرزوي هشياري وآگاهي مردم وخنثي شدن دسائس شوم اين منافقين .

+ افزوده شده یکشنبه 1387/09/10ساعت 18:30 به همت حمید  | 
 

امام جمعه ی اهل سنت زاهدان در واکنش به پخش گزارشی از شبکه استانی استان سیستان وبلوچستان که طی آن با محور قرارگرفتن نشست چندروزپیش مدیران مدارس اهل سنت این استان،به دروغ عنوان شده است که قاطبه علمای اهل سنت ازجمله مولانا عبدالحمید اقدام به پذیرش طرح ساماندهی مدارس نموده اند،چنین ادعایی را به شدت رد کردند.

شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید که درحوزه ی علمیه دارالعلوم زاهدان سخن می گفتند،خاطرنشان کردند:«درنشست روز پنج شنبه مدیران مدارس اهل سنت استان،ما با این پیش شرط که بهیچ وجه بحثی از طرح ساماندهی مدارس به میان نیاید،شرکت کردیم وبرهمین اساس بنده این بحث رادرسخنانم مطرح نکردم اما سلیمانی نماینده ولی فقیه در استان در این باره سخنانی را به زبان آوردند که شاید بر همین اساس در گزارش شبکه ی هامون این ادعا مطرح شده است.»

مولانا عبدالحمید در ادامه افزودند:«ما دراین باره همچنان برموضع قبلی خود استواربوده وهرگز کوتاه نخواهیم آمد چراکه این طرح چیزی نیست که قابل پذیرش باشد.»

این خبر می افزاید:گزارش مزبور که هدف اصلی از پخش آن،مشوش نمودن افکارعمومی وایجاد گسل در صفوف علمای متحد اهل سنت ایران بوده،دیشب از شبکه محلی استان سیستان وبلوچستان روی آنتن رفته است.

+ افزوده شده یکشنبه 1387/09/10ساعت 16:30 به همت حمید  | 
 

6.تعیین اهداف و مقاصد و زمینه های عمل و تلاش

ششمین ارمغان یا ششمین انقلابی که حضرت محمد(ص) در زندگی بشریت به وجود اورد این بود که انسان را به مناسب ترین جایگاه راهنمایی کرد تا نیروهای خود را در ان صرف نماید و او را در فضایی وسیع و بلند صعود داد تا در ان بال و پر گشوده به پرواز دراید .

توضیح این که انسان قبل از بعثت محمدی از هدف حقیقی خود جاهل بود و نمی دانست به کجا می رود و بازگشت او به کجاست؟ و زمینۀ شایسته تر و مناسب تر برای صرف نیروها و موهبتهای او کدام است.؟

او برای خود اهدافی خیالی و مصنوعی در نظر گرفته بود و تمام نیرو و هوشیاری خود را در دایره تنگ و محدودی صرف می کرد.

نزد انسان ان روز، فرد موفق و نمونه کسی بود که بیش از دیگران دارای مال و ثروت ، نفوذ و قدرت باشد و بر بزرگ ترین مجموعه بشری  وگسترده ترین مساحت ارضی حکومت و فرمانروایی کند . در دنیای ان روز میلیون ها نفر وجود داشتند که هدف نهایی شان فقط در بهره گیری و لذت از رنگ های گوناگون و صداهای طرب انگیز و غذاهای لذیذ  و تقلید از صدای بلبل و رنگارنگی طاووس و رفتار حیوانات خلاصه می گردید.

هزاران نفر بودند که فقط به دربار و درباریان و ملوک وابسته بودند و تمام صلاحیت و نبوغ خود را برای تقرب و امرا و تملق پیش اغنیا و کرنش در برابر زوراوران صرف می کردند و با مشغله های بیهوده که نه در بر دارنده ارزش دنیوی و نه ارزش اخروی بود خود را سرگرم می نمودند.

حضرت رسول اکرم (ص) با تعالیم گهربار خود انسان را از وضعیت فوق رهایی بخشید و هدف حقیقی و مطلوب نهایی را پیش روی او قرار داد و در دل انسان این مطلب را راسخ نمود که زمینۀ حقیقی کوشش و جدیت او و مصرف درست موهبتها و نیروها و نگرشهای او این است که معرفت افریدگار اسمان ها و زمین را حاصل نماید و از صفات و قدرت و حکمت او و وسعت بی کران ملکوت اسمان ها و زمین و عظمت ان اگاه شود و بدین ترتیب با تحصیل ایمان ویقین به رضا و خشنودی خداوند متعال نایل گردد.

انسان باید در صدد جستجوی وحدتی باشد که اجزاء پراکنده و احیاناً متناقض را با هم ربط  و پیوند دهد و سرانجام با شکوفا ساختن نیروهای درونی و قوای باطنی اش به درجات قرب و یقین مشرف گردد و با خدمت به انسانیت و ایثار و فداکاری و اخلاق عالیه بجایی برسد که فرشتگان مقرب به انجا نمی رسند . اری همین است سعادت حقیقی و همین است منتهای کمال و معراج قلب و روح انسانی.

 

+ افزوده شده یکشنبه 1387/09/10ساعت 16:14 به همت حمید  | 
 

جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او را دید و جوانی ساده و خوش قلبش یافت، به او گفت پادشاه ، اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده ای از بندگان خدا هستی ، خودش به سراغ تو خواهد.
جوان به امید رسیدن به معشوق ، گوشه گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش مشغول شد. به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت.
روزی گذر پادشاه بر مکان او افتاد ، احوال وی را جویا شد و دانست که جوان ، بنده ای با اخلاص از بندگان خداست. در همان جا از وی خواست که به خواستگاری دخترش بیاید و او را خواستگاری کند. جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد .
همین که پادشاه از آن مکان دور شد ، جوان وسایل خود را جمع کرد و به مکانی نا معلوم رفت. ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب کرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم را بداند. بعد از مدتها جستجو او را یافت. گفت: (( تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آنگونه بی قرار بودی ، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج با دخترش را از تو خواست ، از آن فرار کردی؟ ))
جوان گفت: (( اگر آن بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود ، پادشاهی را به در خانه ام آورد ، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانه خویش نبینم؟ ))
 

+ افزوده شده شنبه 1387/09/09ساعت 16:46 به همت حمید  | 
 

ایا قمه زنی در عزای حضرت حسین صحیح است؟؟؟

 

من که واقعا شرمم میاد یعنی امام حسین گفته این کارها رو به خاطر من انجام بدید یا اینکه راه و روش من و جد من رسول خدا(ص) را دنبال کنید و ایا این است راه و روش رسول خدا (ص) ؟

نگذارید بیگانگان به ما مسلمانان سخنان خود را ثابت کنند و بیایید با این اعمال خودمان سر کلاف را به دست دشمن ندهیم که اگر اینگونه پیش برویم بد سرانجامی هم در این دنیا و هم در اخرت در انتظار ماست.

برای دیدن عکس های قمه زنی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 

          


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده شنبه 1387/09/02ساعت 21:34 به همت حمید  | 

5.جمع نمودن میان دین و دنیا و ایجاد وحدت در میان صفوف متحارب

ادیان قدیم به ویژه مسیحیت زندگی انسانی را بر دو نوع تقسیم کرده بودند ، دینی و دنیوی ، و به طور کلی کرۀ خاکی به دو جبهه ، یکی جبهه (رجال دین ) و دیگری جبهه (رجال دنیا) مجزا شده بود. این دو جبهه نه تنها از یکدیگر جدا بودند، بلکه میان انها شکافی عمیق و پرده ای ضخیم قرار داشت . به همین دلیل پیوسته با هم در حال اختلاف و جنگ بسر می بردند ؛ هر فردی معتقد بود که میان دین و دنیا ، خصوم و عداوت همیشگی است و امکان آشتی و صلح وجود ندارد. بنابراین اگر کسی با یکی تماس برقرار کند، قهراً باید از دیگری قطع تعلق نموده، حتی اعلام جنگ کند، می گفتند: امکان ندارد که انسان در ان واحد سوار دو کشتی بشود ، پس هرگاه کسی بخواهد به رشد اقتصادی و اسایش زندگی برسد چاره ای بجز این نیست که از دار اخرت غافل شده و از افریدگار اسمان ها و زمین اعراض نماید.


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده شنبه 1387/09/02ساعت 21:22 به همت حمید  | 

حضرت سعید بن زید (رض)

حضرت زید بن عمرو بن نفیل پدر سعید یکی از حنیفان مکه بود و با بت پرستی شدیداً مخالف بود او که مورد غضب قریش واقع شده بود ، می گوید : با تلاش و زحمت با یهودیت و نصرانیت اشنا شدم و رموز انها را دریافتم ، اما از انها دوری جستم ، چون در انها چیزی که مایه اطمینان خاطر باشد نیافتم، به جستجوی دین ابراهیم سیر افاق را پیش گرفتم تا از سرزمین شام سر در اوردم ، پیش راهبی رفتم که از علم کتاب توشه ای اندوخته بود و در مورد دین ابراهیم از او نظر خواستم ، و داستان و سرگذشت خود را برایش تعریف کردم به من گفت : برادر مکی می بینم به جستجوی دین ابراهیم امده ای گفتم: بله درست فهمیدی ، من به دنبال انم. انگاه راهب گفت : تو به دنبال ایینی هستی که در حال حاضر وجود ندارد ولی در اینده نزدیک در دیار شما ظهور خواهد کرد، چون خداوند متعال از میان قوم شما یک نفر را مبعوث می کند که دین ابراهیم را تجدید و زنده میکند.  اگر او را یافتی به خدمتش درآی و از او پیروی کن . در راه بازگشت به مکه به دست جمعی از اعراب کشته شد. در لحظاتی که زید نفس اخر را می کشید، به اسمان چشم دوخت و گفت : بار خدایا ! اگر مرا از این خیر و برکت محروم فرمودی ، پسرم سعید را محروم نفرما.

اسلام و خدمات حضرت سعید (رض)

مشیت الهی چنان شد که دعای زید مستجاب بارگاه حق شود. زیرا حضرت سعید ین زید (رض) یکی از اولین مسلمانانی است که به رسول خدا (ص) ایمان اورد. و نه تنها مسلمان شد بلکه همسرش فاطمه دختر خطاب دختر عمویش ( خواهر حضرت عمر بن خطاب ) نیز همراهش به اسلام مشرف شد. این جوان رشید که در چهارده سالگی به دین اسلام مشرف شد ؛ به اندازه ای از قوم خود ازار و اذیت دید که برای برگشتن از دینش کافی بود. اما به عوض اینکه قریش او را از دین اسلام منصرف کند ، حضرت سعید(رض) و همسرش توانستند یکی از سنگینترین و خطرناکترین مردان را از چنگ قریش برهانند. این افتخاری است بزرگ براین ان دو زوج چرا که بعد از اسلام حضرت عمر (رض) همه چیز تغییر یافت و استقامت انها در برابر حضرت عمر (رض) باعث ایمان او شد. حضرت سعید (رض) تمام نیرو و قدرت جوانی خود را در راه اسلام صرف کرد. در کلیه جنگ های پیامبر (ص) شرکت داشت بجز جنگ بدر که به دستور قائد اعظم پیامبر اکرم(ص) به دنبال مأموریتی رفته بود . در بیعت رضوان یکی از بیعت کنندگان بر سر مرگ با رسول خدا بود. در جنگ یرموک قهرمانیها افرید. در خلافت حضرت عمر بن خطاب (رض) حضرت سعید (رض) یکی از اعظای شورای استنباط مرکزی مهاجرین بود حضرت سعید(رض) یکی از اعظای شورای استنباط مرکزی مهاجرین مهاجرین بود حضرت سعید (رض) در سال 51 هجری قمری در سن هفتاد و هشت سالگی دار فانی را وداع گفت . ده پسر و 18 دختر داشت . سعید بن زید و عمر بن خطاب به محضر رسول خدا (ص) رفته از وی می پرسند که زید پدر سعید را چگونه می شناسد. پیامبر (ص) می فرماید: خدایش رحمت کند که به ایین حضرت ابراهیم (ع) در گذشت و من او را دامن کشان در بهشت دیدم .

در بحبوحه ی جنگ بدر چون رسول خدا (ص) زمان حرکت کاروان قریش را از شام دانست، حضرات طلحه بن عبدالله و سعید بن زید (رض) را ده شب پیش از انکه از مدینه حرکت فرماید روانه فرمود تا خبر کاروان را به دست اوردند. ان دو از مدینه بیرون امدند و خود را به منطقه ی حوراء رساندند و همان جا ماندند ان کاروان از مدینه گذشت ، و این خبر پیش از بازگشت طلحه و سعید به پیامبر (ص) رسید که مسلمانان را فرا خواند و به قصد قرو گرفتن کاروان بیرون امد ، کاروان هم از ترس راه ساحلی را پیش گرفت و شب و روز پیوسته از ترس حرکت می کردند ، طلحه و سعید برای خبر دادن به پیامبر (ص) امده اند اتفاقاً همان روزی به مدینه رسیدند که پیامبر (ص) در بدر با قریش رویارویی شده  بودن . ان دو شتابان از مدینه بیرون امدند و در منطقه ی تربان به پیامبر (ص) برخودند که از بدر بر می گشتند ، رسول خدا سهم هر دو انان را از غنایم پرداخت فرمود و با انان مانند اصحاب بدر رفتار کردند.

یحیی بن سعیید اموی از عبیده بن متعب از سالم بن ابو جعد از سعید بن زید نقل می کند: رسول خدا فرموده است : ای کوه حراء پایدار باش که بر تو جز پیامبر و صدیق و شهید نیست . گوید: پیامبر نه تن را نام برد، خودش ، ابوبکر صدیق ، عمر فاروق، عثمان ذی النورین ، علی مرتضی ، طلحه و زبیر ، عبدالرحمن بن عوف ، سعد بن مالک( ابی وقاص) ، و اگر بخواهم نفر دهم را بگویم و مقصودش خودش بود.

هم چنین حجاج بن منمال از حماد بن سلمه از کابی ، از سعید بن زید نقل می کند : پیامبر فرموده اند : ده تن قریش در بهشت اند: ابوبکر و عمر و عثمان و علی و طلحه و زبیر و عبدالرحمن ابن عوف و سعد بن مالک(ابی وقاص) و سعید بن زید و ابو عبیده  جراح.

+ افزوده شده چهارشنبه 1387/08/29ساعت 16:20 به همت حمید  | 

 

 

4.مبارزه با نا امیدی و تشاو م و ایجاد امید ، ارزو ،اعتماد و عزت نفس در وجود انسان

قبل از بعثت حضرت رسول اکرم (ص)اکثر افراد بشر دچار یأس و نا امیدی از رحمت الله و مبتلای سوءظن به فطرت سلیم انسان بودند . در ایجاد چنین جو و طرز تفکر بعضی از ادیان قدیمی شرقی و مسیحیت تحریف شده در اروپا و خاور میانه نقش عمده ای را بازی می کردند. ادیان قدیمی هند به عقیده تناسخ ارواح ایمان داشتند.طبق این عقیده اراده و اختیار انسان هیچ دخالتی در زندگی وی ندارد.

 


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده چهارشنبه 1387/08/29ساعت 15:30 به همت حمید  | 

3.اعلام عزت و سربلندی انسان

ارمغن یا منت سوم بعثت محمدی (ص) اعلام عزت و سربلندی انسان و شرف و بلندی مرتبه انسانیت است.

انسان قبل از بعثت رسول اکرم (ص) در پرتگاه ذلت و زبونی سقوط کرده و هیچ موجودی در روی زمین از او خوارتر و حقیر تر نبود. بعضی از حیوانات و بعضی از درختان چنان مقدس پنداشته می شدند که نسبت به انها اعتقادات و پندارهایی مخصوص وابسته کرده و درباره انها افسانه هایی ساخته بودند پرستش کنندگان شان انها را به مراتب از انسان گرامی تر و باعزت تر و به صیانت و نگهداری شایسته تر می دانستند. حتی به خاطر انها از قتل بی گناهان و ریختن خون ها باکی نداشتند و با کمال بی رحمی و سنگدلی خون و گوشت انسان را برای انها قربان می کردند. متأسفانه ما خودمان هم نمونه ها وشکل هایی از این قساوتها را در بعضی کشور های پیشرفته مانند هند در قرن بیستم مشاهده نموده ایم.

 


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده چهارشنبه 1387/08/29ساعت 15:30 به همت حمید  | 
 

مبدأ و اساس وحدت انسانی و مساوات بشری

دومین ارمغان بزرگ و منت جاویدان و جهانی نبوت محمدی ایجاد اندیشه وحدت بشری است. بشر قبلاً میان قبیله ها ، ملت ها ، طبقات و طوایف محدود تقسیم شده بود . تفاوت طبقات مختلف از یکدیگر مانند تفاوت انسان از حیوان و ازاده از برده و عابد از معبود بود. هیچ گونه اندیشه ای در مورد وحدت و مساوات مطلقاً وجود نداشت ، اما رسول معظم اسلام (ص) بعد از قرن های متمادی و در میان ناریکی های حاکم بر اجتماع ، ندای وحدت را سر داد . که یک ندای انقلابی ، محیر العقول و دگرگون کننده اوضاع بود . ان حضرت صریحاً اعلام فرمود:«ایها الناس ان ربکم واحد و ان اباکم واحد کلکم لادم و ادم من تراب ان اکرمکم عند الله اتقاکم و لیس لعربی علی عجمی فضل الا بالتقوی »

« ای مردم محققاً پروردگار شما یگانه است و پدر شما یکی است ، همگی تان از ادم هستید و ادم از خاک است همانا گرامی ترین نزد الله با تفواترین شما است هیچ فرد عربی بر فرد عجمی فضیلت و برتری ندارد مگر به تقوا و پرهیز گاری »

 


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده چهارشنبه 1387/08/29ساعت 15:29 به همت حمید  | 

جهان نوین در شمار جلوه های بعثت محمدی و از عطایای ان

واقعیتی که نمی توان ان را انکار نمود این است که جهانی که اکنون در ان بسر می بریم و نیز ادوار اینده ان همگی به حساب بعثت محمدی و دعوت عمومی و جاویدان او و تلاش های مثمر ثمرش بشمار می ایند. زیرا این محمد رسول الله (ص) بود که شمشیر مسلط بر گردن بشریت را که نزدیک بود کارش را تمام کند ، برداشت و به ان ارمغان های ارزنده و عطایای جاویدان و هدیه های تازه ای عنایت فرمود. او بود که در کالبد پژمرده بشریت ، روحیه و نشاط ، همت و بلند نگری ، عزت و کرامت و هدف عالی ، به وجود آورد ، و به یمن این عطاهای نبوی و ارمغان های ارزنده ، عهد جدیدی آغاز گشت که بشریت در آن به رفعت  وبزرگی ، فرهنگ و تمدن ، اخلاص و ربانیت و تعهد اخلاقی و اجتماعی یافت.

 


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده چهارشنبه 1387/08/29ساعت 14:21 به همت حمید  | 
 

اسلام اوردن حضرت ابوعبیده جراح(رض)

حضرت عامر (رض) فرزند عبدالله بن جراح فهری شخصیتی است پاکتر و جلاتر از اینه با سیمای درخشان و نورانی ، با تن و جسمی لاغر و نحیف با قامتی بلند و گونه های کم کنیه اش ابوعبیده است. در سال اول بعثت دراثر دعوت حضرت ابوبکر صدیق (رض) به دین اسلام مشرف شد. یک روز بعد از حضرت صدیق اکبر بود که حضرت ابوعبیده مسلمان شد وحضرت ابوبکر (رض) حضرت ابوعبیده و حضرت عبدالرحمن بن عوف و عثمان بن مظعون و ارقم بن ابی ارقم را به حضور رسول اکرم (ص) معرفی کرد. انها دسته جمعی در حضور پیامبر (ص) اسلام اوردند و به این ترتیب انها ستون اساسی کاخ با عظمت و مجلل اسلام شدند.

حضرت ابوعبیده بن جراح (رض) در عهد پیامبر(رض)

حضرت ابوعبیده (رض) تمامی مشکلات و سختیها را در مکه تحمل کرد و بعد از مهاجرت به مدینه در جنگ بدر امتحانی داد که از دایره تصور ادمی خارج است. حضرت ابوعبیده (رض) در جنگ بدر به هر طرف رو میکرد دشمن یا کشته می شد یا میدان را خالی می کرد. در ان حین پدرش عبدالله سر راهش سبز می شود. حضرت ابوعبیده (رض) هر چه میکند که با پدرش روبرو نشود اما انگار پدرش تصمیم خود را گرفته بود یا مرگ یا کشتن فرزند . بالاخره حضرت ابوعبیده (رض) وقتیکه می بیند هیچ راه حلی بجز مبارزه در پیش رو ندارد با یک ضربت شمشیر او را از پای در می اورد . از این رو خداوند کلمه خود را درباره حضرت ابوعبیده و پدرش چنین نازل کرد.

(هرگز افرادی را که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند نخواهی یافت که با دشمنان خدا و پیامبرش دوستی کنند ، حتی ولو ان مخالفان ، پدران و یا فرزندان و یا برادران ویا خویشاوندان انها هم باشند. خداوند در دل ان ها ایمان کاشته است و به روح قدس الهی انها را مؤید و منصور نموده است ، انها را به بهشتی وارد می کند که نهر ها زیر درختانش جاری است در انجا جاویدان خواهند ماند. خداوند از انان راضی و انان از خدا خشنود انها حزب خدا می باشند و بدان که حزب خدا رستگارند.)«مجادله/22»

هیاتی از نصاری نزد پیامبر (ص) امدند و گفتند :یا اباالقاسم یک نفر مورد اعتماد و اطمینان از یارانت را با ما بفرست تا در مورد اختلافات مالی که برایمان پیش امده است در بین ما قضاوت وحکم کند پیامبر (ص) فرمود عصر برگردید ، یک نفر پر قدرت و امین را با شما می فرستم . بعد از نماز ظهرپیامبر (ص) حضرت ابوعبیده (رض) را امین خود در این کار قرار داد.

در جنگ احد حضرت ابوعبیده یکی از ده نفری بود که پیامبر (ص) در میان گرفته و سینه خود را سپر تیر های مشرکان کرده بودند. بعد از پایان جنگ حضرت ابوعبیده با دندان هایش دو دندان شکسته پیامبر را طوری بیرون اورد که دو دندان خودش نیز بر افتادند. حضرت ابوبکر صدیق به همین مناسبت گفته است ابوعبیده برازنده ترین انسانی است که دندان های پیشینش افتاده است.

 

 

+ افزوده شده جمعه 1387/08/24ساعت 13:49 به همت حمید  | 
 

پنج کتاب از شیخ فرید الدین عطار نیشابوری

بــعد از ایـن گوییم نـعت مصطفی                           انکه عالم یافت ازنورش صفا

 

ســـیّد الـکونیـن و خـتم المـرسلین                       اخــــر امـــد بــود فخر اولیـن

 

انــکه امــد نـه فــلـک مــعراج او                            انبیــــــا و اولیـــــــا محتاج او 

   

شـد وجـودش رحمـت لـلــعالمــین                        مسـجد او شد همـه روی زمین

 

صـد هـزاران رحـمت جان افرین                            بروی و بر ال پـاک طـاهرین

     

ان که شـد یـارش ابـوبـکر و عمر                           از سـر انگشت او شق شد قمـر

  

 ان یـکی او را رفیـق غــار شـــد                            وانـدگر لشـکر کـش ابـرار شد      

 

صـاحــبش بـودند عـثمـان و عـلی                           بـهر ان گــشتند در عـالم ولـی

     

ان یـــــکی کــــان حــیا و حلم بود                           وان دگــر بـاب مـدینه علم بود

      

ان رسـول حـق که خیر الناس بود                           عـم پاکـش حمـزه و عبـاس بود

     

هر دم ازما صد درود وصد سلام                            بررسول و ال واصحابش تمام

        

 

 

 

+ افزوده شده چهارشنبه 1387/08/22ساعت 13:25 به همت حمید  | 
 

فتح عراق و شام در زمان خلافت صدیق اکبر(رض)

بعد از اینکه اخبار پیروزیهای مثنی در دلتای دجله و فرات به حضرت ابوبکر (رض) رسید صلاح در این دید که او را کمک کند تا به فتوحاتش ادامه دهد. لذا به خالد دستور داد که بقیه سپاهان را جمع اوری نموده و به سوی او روانه شود. حضرت ابوبکر (رض) به فرماندهان خود در عراق دستور داد که با اعراب عراق که تحت استعمار و استثمار شدید ایرانیهای اتش پرست قرار داشتند بد رفتاری نشود. خالد بعد از کشتن هرمز و گرفتن پادگان حفیر در مرز عراق و عربستان در جنگ های مذار و ولجه نیز ایرانیها را شکست می دهد،سپس به الیس رفته با مردم انجا صلح میکند و برایشان شرط میکند که در جنگ بعنوان چشمان تیز بین مسلمانان عمل کنند و یار و راهنمای انها گردند. سپس به سوی حیره رفته در سال 12 هجری انجا را با صلح تصرف میکند . بعد با مردم عین التمرو دومة الجندل نیز صلح کرده و از انجا بدستور حضرت ابوبکر (رض) به سوی شام برای کمک به مسلمانان در جنگ برموک اعزام می شود. خالد در این خط سیر عراق را به موازات رود فرات فتح می کند.

فتح شام

بدنبال تحرکات رومیها حضرت ابوبکر (رض) سپاهیانی را بفرماندهی برخی از فرماندهان مشهور به سوی روم گسیل کرد .حضرت ابوبکر (رض) به انها دستور داده بود تا در صورت بوجود امدن اوضاع نامساعد همه انها زیر فرمان حضرت ابوعبیده جراح درایند.

هرقل امپراطور روم سپاهیان عظیمی برای سرکوبی مسلمانان گسیل داشت ، او دویست و چهل سپاهی جنگ دیده تحت فرماندهی برادرش تذارق فرمانده پیروزمند جنگ با ایران که بیت المقدس را از ایرانیها گرفته بود به سوی یرموک فرستاد.رومیها در تجلگه رود یرموک که دو طرفش را کوههای صعب العبور فرا گرفته بود و روبرویشان رودخانه یرموک بود موضع گرفته و منتظ مسلمانان می مانند . عمرو بن عاص فرمانده شجاع وقتیکه موقعیت رومیها را می بیند می گوید ای مردم مژده بدهید ! قسم به خدا روم محاصره شده و کم اتفاق می افتد که محصوری عاقبت به خیر باشد.

این دو سپاه دو ماه در مقابل یکدیگر صف ارایی می کنند و هیچکدام جرأت حمله به دیگری را پیدا نمی کند . در این بین حضرت ابوبکر (رض) خالد بن ولید (رض) شمشیر خدا را از عراق به انجا اعزام می کند. خالد بعد از رسیدن به یرموک طی یک ماه مطالعه در احوال جبهه فرماندهان مسلمان را به جلسه ای دعوت کرده بعد از بحث بسیار به انها پیشنهاد میکند که برای رسیدن به پیروزی انها مجبورند یک فرماندهی متحد داشته باشند و خود او روز اول به این سمت برگزیده میشود . به این ترتیب بعد از سه ماه که دو سپاه روبروی یکدیگر صف ارایی کرده بودند جتنگ اغاز شد. عکرمه پسر ابوجهل در راس دسته خود وقتیکه جلو خیمه خالد بود تسلیم شدن چرچه فرمانده رومی به همراه سپاهش را دیده و خرسند شد. ولی هنگامی که هجوم فیلق رومی و عقب نشینی مسلمانان را از مقابل انها دید خون در عروقش به جوش امد در روی رومیان فریاد کشید: من که با رسول خدا(رض) در هر مکان جهاد کرده ام امروز از پیش شما فرار بکنم! سپس برگشت و به یارانش گفت : که با من بیعت مرگ می کند؟ ضرار بن ازور و حارث بن هشام با چهار صد نفر از بزرگان مسلمانان و سواران ورزیده که در بین انها عمرو بن عکرمه فرزندش بود با او بیعت کردند و این چهار صد نفر به یکباره بر فیلق رومی حمله بردند و روم را مظطرب ساختند . حمله چرچه و سپاهش نیز بر لشکریان اظطراب رومیها را بیشتر کرد زیرا انان یقین کردند که هم وطنانشان به انان خیانت کرده اند . سپاهیان روم می جنگیدند و از مرگ هراسی نداشتند در مقابل عکرمه و یارانش حتی به اندازه یک مورچه عقب نشینی نکردند چرا که انان روح خود را تقدیم خداوند کرده بودند ، به همین سبب تنور جنگ را از اول تا اخر گرم نگاه داشتند . چون افتاب غروب کرد قوای روم رو به سستی نهاد، خالد دید که سواران انها راه فرار می جویند به مردانش دستور داد راه را بر انها باز کنند ، سواران روم چون دیدند راه نجات انها باز است فرار کردند و در شهرها متفرق شدند ، در این هنگام خالد با سواران و پیادگان خود بر پیادگان روم تاختند پشت سر رومیها خندق واقوصه بود فشار مسلمانان بر انها زیاد شد و انان باز می گشتند و دسته دسته در ان خندق سرنگون می شدند ، به این ترتیب در این بین صد تا صد و بیست هزار رومی کشته شدند و تعداد شهدای مسلمانان سه هزار نفر بود. عکرمه وقتی سینه اش جراحت برداشت بعضی به او گفتند بر خود ارفاق نموده با احتیاط بجنگ ، ولی او جواب داد من و پدرم از دشمنان سر سخت رسول خدا (ص) بودیم و بخاطر لات و عزی فداکاری نموده و باوی جنگیدیم اکنون چگونه می توانم خویشتن را از خدا و رسولش دریغ دارم؟ بخدا هرگز. چون صبح شد قومش و پسرش را که بشدت زخمی بودند به نزد خالد در کاخ تذارق بردند ، خالد سر عکرمه را بر زانویش و سر پسرش را بر ساق پایش گذاشت ، صورتهایشان را پاک و در گلویشان اب می ریخت تا هر دو شهید شدند.

اهمیت جنگ یرموک

اگر مسلمین در این جنگ شکست می خوردند بدون شک همه انها کشته می شدند زیرا انها در سرزمین روم می جنگیدند و تا مدینه فاصله بسیار زیاد داشتند ، در نتیجه مدینه نیز خطر حمله انتقامی روم قرار می گرفت و از طرف دیگر ایران نیز در انتظار این چنین فرصتی بود تا اعراب را از عراق بیرون بریزد. اگر روم شکست می خورد حبیثیت چندین قرن حکومت انها بعلت شکست از اعراب که هیچگاه در نظر انها دارای ارزشی نبودند شدیداً لکه دار می شد. این جنگ در حقیقت همانند جنگ نهاوند یا فتح الفتوح با ایران بود زیرا بعد از ان روم دیگر قدرت بسیج سپاهی به ان عظمت را نداشت و در نتیجه سوریه _لبنان _فلسطین و سرانجام مصر طی چند سال بعد به تصرف مسلمین در امد. به این ترتیب در اوایل حکومت حضرت ابوبکر (رض) که ابرهای تیره و تار اسمان مدینه را پوشانده بود او با شخصیت بی نظیرش توانست نه تنها عربستان را وحدتی دوباره بخشید،بلکه قسمت های وسیعی از عراق و شامات را نیز از دو استعمار زمانه ایران و روم به چنگ اورد و حکومت اسلامی را به بزرگترین قدرت زمانه تبدیل کرد.

 

+ افزوده شده سه شنبه 1387/08/21ساعت 17:7 به همت حمید  | 
 

بر اساس خبرهای رسیده “شیخ علی دهواری” از علمای اهل سنت و یکی از علمای برجسته ی اهل سنت در بلوچستان ایران دیروز دوشنبه ۲۰ آبان ماه برابر با ۱۰-۱۱-۲۰۰۸ بعد از بازگشت از نماز مغرب حدود ساعت ۸ شب به وقت محلی توسط حکومت جمهوری اسلامی  (اداره اطلاعات استان سيستان و بلوجستان) به ضرب ۹ گلوله نزدیک خانه شان به شهادت رسیدند.

فردا ساعت ۹ صبح نماز جنازه و مراسم تدفین ایشان برگزار خواهد شد.

گفتنی است شیخ علی دهواری مدیر مدرسه علوم دینی شهرستان سراوان و خطیب جمعه و جماعت و مفتی این شهرستان بود وی دارای تالیفات و رسائلی چند در عقیده اسلامی و دعوت است.

 از این فاجعه دردناک و هولناک بر می آید که قتلهای زنجیره ای از سر گرفته شده است قبلا دو نفر از علمای بزرگ اهل سنت و جماعت ایران توسط حکومت ایران اعدام شده بود.

هنوز اطلاعات دقیقی از ابعاد این ترور به دست ما نرسیده است، به محض رسیدن اخبار بیشتر از خبرنگار ما در استان سیستان و بلوچستان به اطلاع شما خواهیم رساند.                                      

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده سه شنبه 1387/08/21ساعت 8:16 به همت حمید  | 

موافقات حضرت عمر(رض)


حضرت عمر (رض)در زمينه اخلاق مردم و نوع برخورد با کفار و با منافقين ،طرح هايي را به پيامبر (ص)پيشنهاد مي کند و تقاضاهايي را به او عرضه ميدارد که بعد از مدتي _کم يا زياد_ پاسخ مثبت ان ها نه در زمين بلکه از اسمان بصورت وحي فرود مي ايد و به موافقات عمر (رض) در بين مردم معروف مي شوند .انچه مورد اتفاق همه دانشمندان اسلامي است به قرار زير مي باشد:


1.دعاي حضرت فاروق(رض) درباره تحريم شراب(خمر):روزي حضرت فاروق(رض) با نهايت تضرع و زاري به بارگاه خداوند التماس و دعا کردو چنين گفت: اللهم بين لنا في الخمر بياناً شافياً خداوندا بيان فرما براي ما مسئله شراب را بطوريکه واضح و تسلي بخش باشد.


بعد از دعاي حضرت فاروق(رض) ايه 90 از سوره مائده نازل شد وطي ان خداوند چنين فرمود:« يا ايها الذين امنوا انما الخمر والميسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون » «اي مومنان همانا شراب و قمار و نشانه هاي معبودان باطل و تيرهاي فال پليدند. پس از اين کارها دوري کنيد شايد رستگار شويد»


2.تاييد راي حضرت عمر (رض) درباره عدم ازادي اسيران بدر بخاطر جلوگيري از جنگ در اينده از طرف قريش بر ضر مسلمانان.


3.تاييد راي حضرت عمر (رض) درباره حجاب: حضرت معتقد بودند که زنها بدون داشتن کاري واجب و بدون حجاب نبايد از خانه خارج شوند و در اين باره تقاضاهايي از پيامبر کرد بعد از مدتي ايات مربوط به حجاب بر پيامبر نازل شد.


4.تاييد پيشنهاد حضرت فاروق(رض) درباره مقام ابراهيم(ع):حضرت عمر(رض)بعد از انکه پيامبر (ص) مقام ابراهيم و هم چنين جاي پاي حضرت ابراهيم را در روي حجر الاسود به انها نشان داد،بي قرار گشت و عرض کرد :اي رسول خدا دلم مي خواهد دو رکعت نفل بطور شکرانه در مقام ابراهيم بجا بياورم،و خداوند راي او را تصديق مي کند.


5.دعاي حضرت فاروق (رض)درباره کسب اجازه ورود به اتاق پدر و مادر: روزي حضرت عمر (رض)در خانه اش استراحت مي کرد که ناگهان غلام پيامبر (ص)وارد خانه اش شد و پيغام داد که پيامبر (ص) ترا خواسته است. حضرت فاروق تمنا کرد که کاش خداوند خادمان را از وارد شدن ناگهاني و بدون اجازه در اوقات مخصوص ممنوع سازد. خداند غلامان و کنيزان و کودکان را در سه وقت مخصوص از وارد شدن بدون اجازه به اتاق پدر و مادر ممنوع کرد1.پيش از نماز فجر2.وقت نيمروز که براي استراحت ،لباس را از تن مي کنند.3.بعد از نماز عشاء


6.تاييد منطق قاطع فاروق در رد افترا به حضرت ام المومنين حضرت عايشه (رض) هنگامي که پيامبر اکرم (ص) از حضرت فاروق (رض) درباره افک مشاوره خواست ،حضرت فاروق (رض) در جواب عرض کرد اي رسول خدا چه کسي عايشه را در نکاحت اورده است، ان حضرت فرمود خداوند، حضرت فاروق (رض) گفت :«هذا بهتان عظيم »اين تهمتي بزرگ است و خداوند نه تنها راي حضرت عمر (رض) را تاييد کرد ،بلکه حتي جمله «هذا بهتان عظيم » را نيز جز وحي قرار داد. وچه منزلتي از اين بالاتر.

+ افزوده شده یکشنبه 1387/08/19ساعت 15:19 به همت حمید  | 

فتح ایران توسط امیرالمؤمنین حضرت عمر بن خطاب

مثنی بن حارثه شیبانی در بستر مرگ حضرت ابوبکر صدیق(رض) به حضور ان بزرگوار رفته و اوضاع ایران را کاملاً برایش شرح می دهد. حضرت ابوبکر (رض) به حضرت عمر( رض) وصیت می کند پس از مرگ من روز را به شب نرسان مگر اینکه مردمان را بیاری مثنی تحریض کنی ،زیرا که هیچ مصیبتی هر قدر هم بزرگ باشد نباید شما را از کار دین و فرمان الهی باز دارد. حضرت عمر(رض) لشکری همراه مثنی ساخته و ابوعبید بن مسعودثقفی را با سپاهیدیگر در دنبال او روانه کرد . در این موقع رستم فرخزاد به سپهسالاری کل قشون ایران منصوب شده بود.

          

                   بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده یکشنبه 1387/08/19ساعت 13:1 به همت حمید  | 

سه فعالیت مهم حضرت عمر (رض) در دوران حیات پیامبر (ص) 

1.اشکار کردن دعوت اسلامی و فرق گذاشتن میان اسلام و بت پرستی

2.هجرت

3.شرکت در جنگ های پیامبر(ص)

 

1.اشکار کردن دعوت اسلامی و فرق گذاشتن میان اسلام و بت پرستی

عمر کرد اسلام را اشکار               بیاراست گیتی چو باغ بهار

حضرت عمر (رض) در سال پنجم یا ششم بعثت بدین اسلام مشرف شد و چون عده مسلمانان در ان هنگام چهل مرد و یازده زن و به قول برخی دیگر چهل وپنج مرد و بیست ویک زن چمعا شصت نفر بودند .جرات نداشتند در مسجد الحرام عبادت کنند و دیگران را به اسلام دعوت نماییند .حضرت عمر (رض) بعد از مسلمان شدن به پیامبر (ص)عرض کرد که یا رسول الله چرا دین خود را پنهان می کنیم و حال انکه ما بر حقیم ؟ پیامبر (ص) میفرماید عده ما کم است و نمی توانیم از خود دفاع کنیم .

حضرت عمر(رض)بعد از این د رخواست به کلیه مجالسی که در دوران جاهلیت رفته بود رفته و ایمان خود را اعلام می کند و دوستان قدیم خود را به اسلام دعوت کرده سپس به نزد پیامبر (ص)میرود و عرض میکند ای رسول خدا قسم به خدا نماند مجلسی که قبلا در حال کفر در ان نشسته بودم مگر اینکه به انجا رفتم و اسلام خود را برای اهل مجلس اظهار و اشکار ساختم .

به همین خاطر پیامبر (ص) با اصرار زیاد حضرت عمر (رض) بین دو صف از مسلمین قرار میگیرد در حالیکه حضرت عمر (رض) در سمت راستش و حضرت حمزه(رض)در سمت چپش بطرف بیت الله الحرام حرکت می نمایند و پس از ان رو به کعبه ایستاده نماز ظهر را می خوانند و مشرکین از هیبت حضرت عمر (رض) مرد بزرگ بنی عدی و از شوکت حضرت حمزه(رض) شجاع بزرگ بنی هاشم جرأت نکردند مانع طوافشان شده یا جلوی نمازشان را بگیرند یا اقلاً اعتراض کنند.

اینجا بود که حضرت عمر (رض) این کلمه تاریخی خود را با صدایی رسا بر زبان اورده گفت:لانعبد الله سراً بعد الیوم  یعنی پس از امروز دیگر هرگز خدا را تنها در پنهانی نمی پرستیم . بعد از این واقعه عظیم که فرق اسلام با بت پرستی کاملا اشکار شد . از انروز به بعد مسلمانان ازادانه در کنار کعبه عبادات و شعائر دینی خود را انجام می دادند و اشکارا دیگران را به دین اسلام دعوت میکردند و کفه ترازو کاملاً به نفع مسلمانان سنگین شد.

2.هجرت

حضرت فاروق (رض) در شرایطی که تنها خودش مسئول کارهای خودش می باشد به منظور هجرت به صحن مسجد الحرام رفته بعد از طواف در مقام ابراهیم (ع) دو رکعت نماز خوانده و بطور علنی راه هجرت را در پیش میگیرد.به دسته هایی که او را نظاره می کنند می گوید من اشکارا از این شهر خارج میشوم و بسوی برادرانم در مدینه هجرت میکنم ،اگر کسی می خواهد فرزندش بی پدر و مادرش در سوگش بنشیند مرا تعقیب کند .حضرت فاروق(رض) بعد از خروج از مسجد الحرام به میعادگاهی می شتابد که قبلاًقرار گذاشته انجا با عیاش بن ربیعه و عشام بن عاصی ملاقات کند و سه نفری طبق قرار قبلی که اگر یکی از انها حاضر نشد دیگران بروند ،راه مدینه راپیش میگیرند و خود را به قبا در 12 کیلومتری مدینه رسانده در انجا منتظر قدوم مبارک پیامبر(ص) می مانند و بعد از رسیدن ان حضرت در دوشنبه 12 ربیع الاول وپنج روز اقامت در قبا و پی ریزی مسجد قبا و برگزاری اولین نماز جمعه در انجا همراه پیامبر (ص) به مدینه میروند .

3.شرکت در جنگ های پیامبر(ص)

حضرت فاروق(رض) در کلیه جنگ های پیامبر (ص) شرکت داشته است. انحضرت همیشه سعی میکرد که حضرت عمر (رض)را از خود جدا نکند تا از جرات و حسن تدبیر او استفاده کند. در جنگ بدر حضرت عمر (رض) فعالانه شرکت کرد. در جنگ احد تاکتیک نظامی حضرت عمر (رض) بود که با دور زدن سپاه مشرکین ان چنان بر سر انان تاخت که دشمن را نه تنها از ادامه جنگ منصرف کرد ،بلکه انان را وادار به فرار کردو خالد بن ولید این اعجوبه نظامی را به قبول شکست تاکتیکیش وادار ساخت.در جنگ حنین نیز حضرت عمر (رض)با رساندن خود به پیامبر (ص) با یک صف فولادین از جهادگران اسلام جنگجویانه هوازن را به شکست کشانید.حضرت فاروق(رض) یکی از صدها صحابی پیامبر اسلام بود که در بیعت مرگ یا بیعت رضوانی با پیامبر اسلام بیعت کرد.این بیعت در پی شایعه بشهادت رسانیدن حضرت عثمان (رض) در جریان مذاکراتی با قریش که به صلح انجامید انجام گرفت، وطی ان صدها صحابی عالیقدر پیامبر(ص) سر جنگیدن تا اخرین نفس برای ازادی بیت الله الحرام از چنگال مشرکین سوگند یاد کردند. حضرت فاروق (رض) کارنامه خود را این چنین خلاصه کرده است.

الف: در خدمت پیامبر خدا شمشیر کشیده ای بودم که تا مرا بغلاف نمی کشید ،واز کاری منع نمی فرمود،بهر نقطه ای نشانم میداد، نشانه می رفتم .

ب:در خدمت پیامبر (ص) برده و غلام و گارد محافظ او بودم.

                   اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

                           اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده یکشنبه 1387/08/12ساعت 15:51 به همت حمید  | 

اهل رده وسیاست حضرت صدیق (رض) درباره ان ها

اهل رده که پس از وفات رسول اکرم (ص)به این نام مشهور شدند عبارت اند ازگروه های پنج گانه زیر که حضرت ابوبکر (رض)انها را بعد از دعوت باه اطاعت اسلامی با ان ها جنگید و ان ها را مطیع نمود:

1.انهاییکه در حیات رسول الله(ص) در کیش خود بوده مسلمان نشدندو دشمن مسلمانان بودند.

2.انهاییکه بظاهر مسلمان شده بودند ولی باطنا ً دل بدین باطل خود بسته و در حیات رسول خدا(ص) به منافقین مشهور بودند.

3.انهاییکه پس از صلح حدیبیه که بین رسول خدا و قریش برای متارکه جنگ منعقد شد با ان حضرت هم پیمان و مطیع حکومت اسلامی شدند ولی ظاهراً و باطناً در دین خود باقی ماندند.

4.انانکه پس از فتح مکه و خیبر و انتشار غزوه تبوک نظر به صلاح حال خود مسلمان شده بودند.

5.مانعین زکات که در حیات پیامبر(ص)مسلمان شده بودندو فکر می کردند زکات مانند خراج است وبعد از وفات پیامبر (ص)نباید این خراج را بپردازند.

علاوه بر این ها حضرت ابوبکر (رض)با دسته دیگری نیز جنگید که مدعیان دروغین نبوت بودند انها چهار نفر به نام های ذیل بودند:

1.مسیلمه کذاب که در حیات پیامبر ادعای نبوت کرده بود از اهالی یمامه بود وچهل هزار نیروی جنگی داشت،او در جنگ با خالدبن ولیدبدست وحشی ،قاتل حمزه سید الشهداء به قتل رسید.جنگ یمامه بزرگترین جنگ اهل رده با ارتش اسلام بود که طی ان بیشتر از بیست هزار نفر از اهل رده هلاک ، هزارو دویست تن از مسلمانان که هفتاد تن انها حافظ کل قران بودند شهید شدند.

2.طلیحه بن خویلد اسدی رئیس قبیله بنی اسد بود،بعد از شکست خوردن از خالد متواری می شود.در زمان حضرت عمربن خظاب(رض)بدنبال مسلمان شدن قبیله اش او نیز اسلام م اورد و در جنگ نهاوند با رشادت بی نظیری که از خود به یادگار می گذارد به صف شهیدان اسلام می پیوندد.

3.سجاح دختر حارث با مسیلمه کذاب ازدواج کرد و بعد از کشته شدن همسرش به الجزیره فرار کرد در ایام حکومت معاویه که مسلمان شده بوند به بصره امد ودر انجا وفات یافت.

4.اسود عنسی در یمن ادعای نبوت کرد قبل از وفات رسول خدا(ص) کشته شد وخبر مرگ او بعد از وفات پیامبر به مدینه رسید.

 
حضرت ابوبکر (رض) برای سرکوبی اهل رده یازده لشکر بشرح زیر اعزام کرد:

1.لشکری به پرچمداری خالد بن ولید برای جنگ با طلحه بن خویلد و بعد از فراغت از کار او به سوی مالک بن نویره رفته و در صورت مقاومت با او بجنگد.خالدبنحوی شایسته از عهده انجام این دو کار برامد و سپس بدستور حضرت ابوبکر (رض)برای جنگ با مسیلمه کذاب که قدرتمند ترین مرتد ها با چهل هزار مرد جنگی بود رفت و باشکست دادن او بزرگترین فتنه را در یمامه نابود کرد.

2.لشکر عکرمه پسر ابوجهل برای جنگ با مسیلمه کذاب

3.لشکر مهاجربن ابی امیه جنگ با قبیله اسود عنسی کذاب که وظیفه او کمک به ابنای یمن و رفتن به سوی قبیله کنده رود در حضر موت بود .

4.لشکر خالد بن سعید ین عاص برگشته از یمن بسوی حمقتین شام برای جهاد با قبائل عرب ساکنین مرز عرب و شام.

5.لشکر عمرو بن عاص بای مقابله با جماعت قضاعه و ودیعه و حارث

6.لشکر محدیفه بن محصن برای مقابله با مرتدین عمان

7.لشکر عرجفه بن هرثمه برای جهاد با قبایل مهره عمان

8.لشکر شرحبیل بن حسنه به دنبال عکرمه بن ابو جهل برای کمک به او در جنگ یمامه

9.لشکر طریفه بن حاجز برای نبرد با طایفه بنی سلیم و ان گروه از مردم هوازن که متحد ان ها بودند.

10.لشکر سویه بن مقرن برای کار زار با شورشیان تهامه در یمن

11.لشکر علاء بن  حضرمی برای پیکار با مرتدین بحرین

قبل از هجوم نظامی ،حضرت ابوبکر(رض) هجوم صلحی را شروع کرده بود. وبا فرستادن نامه به اهل رده همه ان ها را به بازگشت به دین اسلام فرا خوانده بود ،و به ان ها گوشزد کرده بود که عدم بازگشت انها نتایج وخیمی را دامنگیرشان خواهد ساخت. همچنین طبق دستور حضرت ابوبکر (رض) که در این نامه امده بود هرگاه مسلمانان اذان می گفتند و حاضران نیز در پاسخ انان به گفتن اذان می پرداختند، با انان کاری نداشتند ،در غیر این صورت از انان می پرسیدند بر چه دینی هستید اگر امتناع میکردند با انها می جنگیدند. به این ترتیب با سرکوبی اهل رده شبه جزیره عربستان به امنیت و ارامش رسید و از هر گونه فساد سیاسی پاک شد.

بنیان قدرتی در ان مستحکم شد که در عرض چند سال دو ابر قدرتی که در طغیان اهل رده و رساندن تجهیزات جنگی بر علیه مدینه کوچکترین تردیدی به خود راه نداده بودند اینک نه تنها به ارزوی خود نرسیده بلکه باید بزودی بهای این تجاوزات خود را پرداخت می کردند.

                      اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

                              اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده شنبه 1387/08/11ساعت 18:45 به همت حمید  | 

حضرت ابوبکر صدیق(رض) واعزام سپاه اسامه

بعد از وفات رسول خدا (ص)تنها مثلث مکه و مدینه و طائف به اسلام وفادار ماند و بعقیه شبه جزیره عربستان را ارتداد فرا گرفت ،در همان حال حضرت ابوبکر (رض)سپاه اسامه را طبق دستور ان حضرت به سوی روم روان کرد که بسیاری از صحابه مخالفت کردند. انان از خلیفه خواستند که برای جلوگیری از حمله مرتدان به مدینه سپاه را روانه نکند .حضرت ابوبکر (رض)گفت که بخدایی که جان ابوبکر به فرمان اوست اگر بیم ان باشد که درندگان مرا بربایند ،گروه اسامه را چنان که پیامبر (ص)فرموده است روان می کنم و اگر در دهکده ها کسی جز من نماند انرا می فرستم.

دستورات حضرت صدیق (رض) به سپاه اسامه

موقع خداحافظی با سپاه ،حضرت ابوبکر (رض)در میان سپاهیان ایستاد وچنین گفت:ای مردم ده سفارش میکنم ان ها را به یاد داشته باشید ،خیانت نکنید،ظلم نکنید،مثله نکنید،بچه های کوچک و مردان مسن و زنان را نکشید، گوسفند و گاو و شتر را جز برای خوردن نکشید. عن قریب شما از کنار اقوامی می گذرید که خود را وقف صومعه ها نموده اند و از امور دیگران فارغ نموده اند ،کاری به انان و انچه برای ان خود را وقف کرده اند نداشته باشید،عن قریب شما به قومی خواهید رسید که برای شما ظرف های پر از خوراکیهای رنگارنگ می اوند اگر چیزی از ان خوردید نام خدا را بر ان ذکر کنیدبا اقوامی روبرو می شوید که وسط سرهایشان را تراشیده و اطراف ان را مانند دستار باقی گذاشته اند ، انان را با ضربت خفیف شمشیر بتر سانید، با نام خدا کارها را شروع کنید ،خداوند شما را از نیزه و طاعون حفظ کند.

سپس به اسامه گفت : انچه را که رسول خدا دستور داد انجام بده. اول به قضاعه بعد آبل برو. در هیچیک از اوامر رسول خدا(ص) شتاب مکن و اگر صلاح بدانی با نبردن عمر به من کمک کنی این کار را بکن،اسامه اجازه داد.که عمر سپاه را ترک کند وباحضرت ابوبکر (رض) باز گردد.

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/08/09ساعت 16:52 به همت حمید  | 
 

با سلام خدمت تمامی عزیزانی که به ما منت میگذارند وبه وبلاگ محبان فاروق سر میزنند

امیدوارم همگی شما در در صحت و سلامتی کامل به سر ببرید با توجه به اینکه این اواخر کلیپ های صوتی و تصویری در وبلاگ برای استفاده شما عزیزان قرار می دهیم به فکر این افتادم که وبلاگ تازه ای رو ویژه کلیپ های صوتی و تصویری قرار دهم اما این امر بستگی به علاقه شما عزیزان نسبت به این کلیپ ها دارد .

لذا از شما درخواست دارم تا با نظرات محترم خود ما را در ایجاد یا عدم ایجاد این وبلاگ یاری نمایید

جزاکم الله

                                                                                         با تشکر :حمید

+ افزوده شده سه شنبه 1387/08/07ساعت 19:0 به همت حمید  | 

ویژگی های ایمان حضرت عمر(رض)

1.تسلیم در برابر حقیقت از ویژگی های حضرت عمر (رض)است.او با خواندن ایاتی از کلام خدا و پی بردن به اینکه این کلام نمی تواند منشأ بشری داشته باشد و قطعأ از طرف قادر متعال نازل شده است ،بدون هرگونه تردید و تشویش خاطر با همان شمشیری که برای کشتن پیامبر خدا(ص)رهسپار شده بود ،به حضور ان حضرت رفته ومسلمان می شود.

2.حضرت عمر(رض)با ایمان خود خط بطلان بر نظریه جاهلانه منکران خدا که می گویند بشر بخاطر ترس و جهالت و طمع برای خود خدا ساخته است ،کشید زیرا ایمان او نه از روی ترس و نه از روی ترس و نه از روی جهالت و پیروی کورکورانه و طمع بود بلکه هم چنان که ملاحظه شد او با کمال قدرت وتحققی که قبلا به عمل اورده بود مسلمان شد.

3.سیاست و دور اندیشی حضرت عمر(رض)بخوبی در داستان او منعکس است چرا که او برای بر انداختن هر فتنه ای بدنبال ریشه ان میرفت ،چنانچه به قول خودش پیامبر خدا(ص)را منشأ فتنه در قریش می دانست ،لذا تصمیم می گیرد  تا با کشتن او وحدت و یگانگی را به انان بازگرداند.

4.ایمان حضرت عمر (رض)باعث شد اوضاع به نفع مسلمانان تغییر یابد و بسیاری از اهل مکه مسلمان شوند. بقول عبدالله بن مسعود که می گوید از ان روزی که حضرت عمر (رض)مسلمان شدبرای همیشه توانا شدیم و اسلامش برای ما فتح و گشایش بود.اسلام حضرت عمر (رض)این چنین عظمتی داشت که رسول خدا(ص)ارزوی مسلمان شدن او را دارد.

+ افزوده شده سه شنبه 1387/08/07ساعت 18:53 به همت حمید  | 
دانلود کلیپ تصویری شیخ ضیایی(رح)

باموضوع:شهید

حجم:۲۸۵.ک.ب

http://www.uplod.ir/download.php?file=369934    

+ افزوده شده سه شنبه 1387/08/07ساعت 18:51 به همت حمید  | 
 

دانلود کلیپ مولانا احمد نارویی با موضوع استغفار

باپسوند:

3gp   مخصوص موبایل

حجم:۲۸۵.ک.ب

                 http://www.uplod.ir/download.php?file=72480

+ افزوده شده دوشنبه 1387/08/06ساعت 8:33 به همت حمید  | 

موقعت منحصر به فرد حضرت ابوبکر صدیق(رض)در وفات پیامبر (ص)

ابوبکر (رض)بعد از ادای نماز صبح که امام جماعت بود و پیامبر (ص)به ایشان اقتدا نمودند.چون حال رسول خدا خوب بود به خانه اش در سنح باز می گردد.به محض شایع شدن وفات پیامبر (ص)کسی به دنبال حضرت ابوبکر (رض)رفته او را از ان فاجعه با خبر میکند ُحضرت ابوبکر (رض)به خانه بانو مادر عایشه (رض)باز گشته جنازه رسول اکرم (ص)را در حالی که پوشانده شده بود زیارت میکند.

حجاب از روی چهره مبارکش بر میدارد صورت مبارکش را بوسیده می گوید جانم به فدایت چقدر خوشبو هستی .سپس به میان مردم می رود و ایه ۱۴۴از سوره ال عمران را تلاوت میکند ُانگاه میفرماید:

ای مردم کسانی که محمد را پرستش می کردند بدانند که او مرده است و کسانیکه خدا را می پرستیدند بدانند که خداوند همیشه زنده است و نمی میرد.

قدرت روحی حضرت صدیق بزرگوار در ان حساسترین زمان باعث فشرده شدن صفوف مسلمانان شدُاگر نه خدا می داند که ضعف و زبونی که داشت دامن مسلمانان را می گرفت چه نتایج وخیمی ییار می اورد.

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir                  بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده دوشنبه 1387/08/06ساعت 8:21 به همت حمید  | 
 

 دانلود کلپ صوتی حضرت عمر از مولانا نعمت الله(رح)

 با حجم :۴۴۷.ک.ب

              http://www.uplod.ir/download.php?file=393952

+ افزوده شده جمعه 1387/08/03ساعت 16:47 به همت حمید  | 

          

                                                                                                شرایط توبه                                                            

همه انسانها زمانی که از مادر زاده می‌شوند با فطرتی پاک قدم به این دنیا می‌گذارند به گونه‌ای که اگر این انسان در محیطی سالم ‌چه از نظر عقیدتی یا اخلاقی پرورش یابد انسان وارسته‌ای خواهد شد اما همین انسان در طول زندگیش به خاطر ناسالم بودن محیط خانواده یا اجتماع و جمع دوستانش یا به خاطر تعالیم غلط و یا به خاطر برآوردن نیازهایش که می‌خواهد یک شبه ره صد ساله را بپیماید به دلیل نداشتن پشتوانه اعتقادی سالم، راه خطا را در پیش می‌گیرد، اما وقتیکه متوجه سیاهکاریهایش می‌گردد تصمیم به برگشت از راههای رفته غلطش می‌گیرد که این همان آغاز تولد وی می‌باشد که به اصطلاح توبه معروف است اما توبه شرائطی درارد که پشیمانی نقطه آغازین آن می‌باشد و اگر توبه با این شرایط همراه نباش نه تنها توبه نکرده‌ایم بلکه این عمل ما در حد یک احساسات است و بس که در این نوشتار به بیان شرائطش می‌پردازیم.

معنای توبه

توبه همچنین که در مقدمه یادآور شدیم به معنی بازگشت است و در اصطلاح یعنی اینکه بنده گناهکار به خاطر پیشیمانی از کارهای خلاف انجام داده‌اش، به سوی خدا توبه نموده و راه اطاعت خدا را در پیش بگیرد،در ایه 17 سوره نساء می خوانیم که «خداوند توبه کسانی را میپذیرد که از روی نادانی بدی کنندوبه زودی توبه نمایند انانندکه خداوند توبه انان را می پذیرد»وعلاوه بر این ایه در ایات متعدد قران کریم ،انسان گناهکار را دعوت به توبه می نماید و می فرماید که از رحمت خداوند نا امید نشوید.

زمان توبه

انسان گنارهکار باید در اولین موقعیتی که متوجه گناه خود شد توبه کند و تصمیم بگیرد که دیگر گناهی از او سر نزند و علاوه بر پشیمانی از گناهش و تصمیم بر عدم تکرار دوباره آن، سعی در جبران گناهش را نیز بکند و در توبه کردن خود سستی نکرده و آن را به امروز یا فردا نیاندازد چرا که انسان نسبت به زمان مرگش اطلاعی ندارد و ممکن است در اثر سستی برای تویه، مرگش فرا برسد و او بدون توبه و گناهکار بمیرد.  
آثار گناه در دل

البته لازم به توضیح است که خوداری از بدیها و گناهان خیلی بهتر از بدست آوردن کمالات است و در حدیثی آمده که اگر عمل صالح انجام نمی‌دهید پس گناه نکنید، زیرا کسی که بنا می‌کند و خراب نمی‌کند بنایش بالا می‌رود هر چند کم باشد و کسی که بنا می‌کند و خراب می‌کن بنایی ندارد. چون گناه اثرات زیانباری در دل انسان می‌گذارد که به همین راحتی نمی‌‌توان از این اثرات جان سالم به در برد و انسان زمانیکه تصمیم به توبه میگیرد به زحمات زیاد می افتد از جمله اینکه فهم صحیح عقلی را از بین میبرد در حدیث است که قلب هر انسانی نقطه سفیدی است که چون گناهی انجام می‌دهد نقطه سیاهی در آن نقش می‌بندد، در صورتی که انسان به گناهش ادامه دهد سفیدی از بین رفته و سیاهی همه جای آن را فرا می‌گیرد و همچنین یادمان باشد که هیچ چیزی مانند گناه دل را خراب نمی‌کند و دومین اثرش این است که باعث قساوت قلب در انسان می شود.

توبه مفید

پس برای اینکه ما خود را از گناه پاک کنیم باید ابتدا سعی کنیم دیگر گناه نکنیم چرا که گناه نکردن خیلی اسانتر از توبه کردن می باشد ،دوم اینکه فورا از گناهی که مرتکب شده ایم زود توبه کنیم چون اگر بازگشتی از گناه نکنیم به تدریج در روح ما رسوخ کرده به طوری که با تکرار برای چندمین بار،دیگر احساس پشیمانی به ما دست نمی دهدبه این خاطر است که بیشتر فریاد جهنمیان نیز به خاطر به تاخیر انداختن توبه می باشد سوم اینکه از اصرار ومداومت بر گناه دوری کنیم چرا که بزرگترین گناه در پیش خدا گناهی است که شخص بر آن مداومت و اصرار ورزد فلذا در آیه سوم سوره ال عمران می‌خوانیم « پرهیزگاران کسانی هستند که چون مرتکب عملی رشت می‌شوند یا به خود ستم کنند خدا را یاد کرده از گناهان خویش استغفار می‌کنند و جز خدا آمرزنده گناهان کیست؟». و از روی علم و آگاهی اصرار بر اعمال زشت خود نمی ورزند. و با در نظر گرفتن اینکه گناه در پیشگاه خداوند متعال صورت می‌گیرد، هر چند هم کوچک باشد باز گناه خیلی بزرگی است فلذا ما باید از گناهانی که کوچک و ناچیز به حساب می‌آیند نیز دوری کنیم چرا که با توجه به مطالب یاد شده در حدیثی می‌خوانیم که به کوچکی گناه نگاه نکنید بلکه به بخشش خداوندی بنگرید که نسبت به او گستاخی کرده‌اید.

امام علی علیه السلام، در مورد توبه مفید و واقعی، شش شرط را بیان نموده‌اند که باید فرد توبه کننده این موارد را رعایت کند تا امیدی به بخشش از طرف خدا را داشته باشد که به ترتیب زیر است:

1.پشیمانی نسبت به اعمال گذشته

2. تصمیم نسبت به ترک اعمال گذشته

3. تصمیم به ترک گناه برای همیشه

یعنی تصمیم جدی برای ترک گناه را داشته باشد و اگر احیانا ناخواسته از روی شهوت گناهی کرد زود توبه کند اما اگر با وجود توبه، باز گناه را تکرار کرد چنین توبه‌ای پذیرفته نیست بلکه به بازی گرفتن خود و خداوند متعال است، شاعر رد این زمینه گفته:

سبحه بر کف، ذکر بر لب، دل پر از شوق گناه

معصیت را خنده می آید ز استغففار

4. ادای حقوقی از مردم ضایع شده

چرا که توبه هر چند باعث پاک شدن انسان از گناهان است اما هیچ وقت حقوق ضایع شده دیگران را برطرف نمی‌کند بر این اساس یا باید حقوق مردم را به آنها برگرداند و یا حداقل از آنها رضایت طلبید.

5.به جا آوردن و اجباتی که از او فوت شده. مانند روزه قضا، خمس و زکات اگر برایش واجب بوده و چشاندن سختی عبادت به جسم خود در برابر لذت گناهان

6. اندوه پشیمانی از گناهان به حدی که گوشتهای حرام را ذوب کند البته این آثار گناه از وی پاک می‌گردد و چه بسا طبق آیه 70سوره فرقان، خداوند گناهان وی را تبدیل به ثواب و نیکی نماید. که می‌فرماید « مگر کسانی که توبه کنند و عمل صالح انجام دهد پس چنین کسانی را خداوند گناهانشان را به نیکی تبدیبل می کند.

                    

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/08/02ساعت 15:5 به همت حمید  | 
 

دانلود اهنگ سامی یوسف با نام الله الله

با حجم :۳۷۰.ک.ب

با پسوند :

MP3

 

http://www.uplod.ir/download.php?file=239868

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/08/02ساعت 15:0 به همت حمید  | 
                                        توبه

امنيت و آرامش، مصونيّت نفس از رذايل، حفظ انديشه از افكار آلوده ، رسيدن به حسنات اخلاقى ، طى مراتب كمال ، همچنين ساختن شخصيت انسان براى انسانيت ، بدست آوردن كمالات معنوى و محقق شدن به حقايق الهيه واتصال به منبع فيص و رسيدن به مقام قرب الهى و ورود به دايره ى محبت الهى و پيدا كردن فضائل انسانى و رسيدن به سعادت اخروى، همه امورى است كه براى انسان حاصل نمى شود مگر به ترك گناه.

 

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir                      بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده سه شنبه 1387/07/30ساعت 20:58 به همت حمید  | 
 

دانلود کلیپ موبایل

باحجم:۱۹۹ ک.ب

http://www.uplod.ir/download.php?file=975799

+ افزوده شده سه شنبه 1387/07/30ساعت 18:6 به همت حمید  | 

حضرت عمر بن خطاب قبل از اسلام

حضرت عمر (رض)در سن 23 سالگی ازدواج کرد و اولین فرزندش حفصه همسر پیامبر اسلام است ،که حضرت عمر (رض)بخضطر خوشحالی بیش از حد از تولد ان دختر برخلاف رسم جاهلیت عرب از نام او کنیه ی ابو حفص را برای خود ساخت.حضرت عمر (رض)جزو 17نفر باسواد مکه و باسوادترین انها بود در زمان جاهلیت فرماندهی نیروهای قریش و هم چنین سمت سفارت امور خارجه به عهده حضرت عمر(رض)بود حضرت عمر (رض)علاوه بر سواد و معلومات جامعه شناسی وهنر شمشیر زنی و سوار کاری و تیر اندازی سالها پست سفارت قریش و داوری اختلافات مهم قبایل را اداره کرده بود .حضرت عمر(رض)از اغاز جوانی مانند بقیه افراد خانواده ثروتمندش به تجارت اشتغال داشت و برای انجام امور تجاری خود چندین بار به عراق و شام و شهر قدس در فلسطین سفر کرد.طبعاً این مسافرت ها و مذاکراتش با سران و والیان عراق و شام و اشنایی با تمدن دو امپراطوری ایران و روم در تعقل و طرز تفکرش و معاشرتش با مردم اثر گذاشته حسن بصیرت و تدبیری پیدا کرده بود که عموم مردم شیفته اخلاق و مجذوب شخصیتش شده بودند .برخورد حضرت عمر(رض)با پیامبر اسلام قبل از ایمان او بسیار مودبانه بود .می گوید شبی در کعبه پیامبر (ص)دا در نمازش دیدم ارزو می کردم  به او نزدیک شوم تا ببینم چه می گوید ولی ترسیدم اگر مرا ببیند دچار وحشت شود ،لذا طوری خود را در زیر پرده کعبه مخفی کردم که مرا نبیند و به حرف های او گوش دادم.

اسلام اوردن حضرت عمر

حضرت عمر (رض)زمانی مسلمان شد که مسلمین به حبشه مهاجرت میکردند .روزیکه پیغمبر با قریب چهل تن از یاران خود در دارالارقم بود ،حضرت عمر (رض)با شمشیر حمایل کرده از خانه خود بیرون امد تا نزد وی برود در این موقع نعیم بن عبد الله به وی رسید و از مقصودش پرسید ،گفت میروم نزد محمد که میان قریش تفرقه انداخته و دین انرا معیوب داشته است تا وی را بکشم .نعیم که مسلمان شده بود و اسلام خود را پنهان می داشت گفت مگر تصور می کنی که پس از قتل محمدفرزندان عبدالمناف میگذارند که تو بر روی زمین باشی .

چرا نزد اهل خانواده خود نمی روی بجای این که محمد رابکشی بکار ان ها بپردازی ،پرسید مقصود کیست ؟گفت پسر عمویت سعید بن زید و خواهرت فاطمه که مسلمان شده اند. حضرت عمر (رض)بخانه ان ها بگشت و در حالی که خباب بن الارت نزد ان ها بود و برایشان قران می خواند چون ورود حضرت عمر را دانستند خباب را در گوشه ای پنهان کردند و فاطمه قران را برداشت و در زیر لباس خود پنهان کرد .

حضرت عمر (رض)که قرائت خباب را شنیده بود پرسید که این صدا از کجا بود ؟و چون انکار کردند ،گفت دانسته ام که شما با محمد (ص)بیعت کرده اید و از من پنهان میدارید ،وبه حضرت سعید بن زید حمله کرد وچون فاطمه برخواست که وی را از ضرب شوهرش باز دارد ،ضربتی از حضرت عمر بسرش رسید و بشکست پس روی به حضرت عمر (رض) کرده گفت بخدا که ما مسلمان شده ایم و به خدا و رسولش ایمان اورده ایم هر چه دلت می خواهد بکن .حضرت عمر (رض) که خون در سر وروی خواهرش دید پشیمان شد و گفت این صحیفه را که با هم می خواندید به من بدهید تا ببینم محمد چه گفته است .

فاطمه گفت :کسی غیر از پاکان حق ندارد به قران دست ببزند و ترا نجاست کفر فرا گرفته است .حضرت عمر (رض)برخاست و غسل کرد و قران را گرفت و سوره (طه) را از اول تا اخر ایه 6 خواند چون خودش شاعر و عالم وکلام شناس بود حسن کلام را ستایش کرد .خباب که ستایش حضرت عمر (رض)را شنید از محلی که پنهان شده بود بیرون امد و گفت ای عمر بن خطاب یا ابوالحکم بن هشام تایید کن و امیدوارم که خداوند تورا برای اجابت دعوت رسولش برگزیده باشد .حضرت عمر (رض)گفت مرا نزد محمد راهنمایی کنید تا اسلام بیاورم .بایکدیگر برخاسته و بخانه ای که پیامبر (ص)در ان بود امدند و در زدند .

یکی از یاران پیغمبر (ص)برخاست و از درز در نگاه کرده حضرت عمر را دید که با شمشیر حمایل کرده جلو در ایستاده است :بازگشت و انچه را دیده بود به حضرت محمد (ص)حکایت کرد .حضرت حمزه که حاضر بود گفت اجازه فرمایید که وارد شود اگر قصد خوبی داشته باشد وی را گرامی میداریم و اگر در خیال ازار ما باشد .وی را با همان شمشیرش خواهیم کشت پیغمبر (ص) اجازه دخول فرمود و خود بجانب حضرت عمر (رض)رفت ولباس وی را به سختی گرفته گفت :چه باعث شده است که اینجا امده ای ،تاوقتی که خشم خدا بر تو نازل نشود از رفتار خود دست نخواهی کشید ؟

حضرت عمر (رض)گفت یا رسول الله امده ام تا به خدا و رسول وی ایمان بیاورم .پیغمبر (ص)با صدای بلند تکبیر گفت بطوری که یاران وی در خانه شنیدند که حضرت عمر اسلام اورد.

 

+ افزوده شده سه شنبه 1387/07/30ساعت 16:44 به همت حمید  | 

ماهیت انتخاب کنندگان خلیفه در کلام الهی

«ان الذین امنوا و هاجروا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله و الذین اوو و نصروا اولئک بعضهم اولیاء بعض»

«بیگمان کسانی که ایمان اورده اند و مهاجرت کرده اند و یا جان ومال خود  در راه خدا جهاد نموده اند (ولقب مجاهدین را دریافت کرده اند) و کسانیکه ان ها را در منزل خنود پناه داده اند و یاری نموده اند (و از سوی خدا ورسولشلقب انصار را دریافت کرده اند )برخی از انان یاران برخی دیگرند.»

«والذین امنوا و جاهدوا فی سبیل الله و الذین اوو و نصروا اولئک هم المومنون حقا لهم مغفرة ورزق کریم»

«بیگمان کسانی که ایمان اورده اند ومهاجرت کرده اند و در راه خدا جهاد نموده اند و هم چنین کسانی که پناه داده اند ویاری کرده اند (هر دو گروه)انان حقیقتا مومن و با ایمان اند و(شایسته واژه مهاجر و انصار اند و تار وپود اسلامند)برای انان امرزش (گناهان از سوی یزدان منان)و روزی شایسته (در بهشت جاویدان )است»

«الذین امنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عند الله و اولئک هم الفائزون*یبشرهم ربهم برحمة منه و ربضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم*خالدین فیها ابدا ان الله عنده اجر عظیم »

«کسانی که ایمان اورده اند و در راه خدا با جان و مال خود جها دنموده اند،دارای منزلت والاتر و بزرگتری در پیشگاه خدایند،و انان رستگاران و به مقصود رسندگان (سعادتمند دنیا و اخرت)می باشند.*پروردگارشان انا را به رحمت خود خوشنودی و بهشتی مژده می دهد که در ان نعمت های جاو دانه دارند.*همواره در بهشت ماندگار می مانند . بیگمان در پیشگاه خدا پاداش بزرگی موجود است*

«لکن الرسول و الذین امنوا معه جاهدوا باموالهم و انفسهم و اولئک لهم الخیرات و اولئک هم المفلحون»

«ولی پیغمبر و مومنانی که با او هستند ،با مال و جان خود به جهاد می پردازند، خوبی ها و نیکی ها از ان ایشان است،وانان بیگمان رستگارانند. خداوند برای انان باغ های (بهشت)را اماده کرده است که جویبار ها در ان روان است و جاودانه در ان می مانند .این است پیروزی بزرگ و رستگاری سترگ».

«محمدرسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم تراهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوههم من اثر السجود ذلک مثلهم فی التوراة ومثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطاه فازره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار وعد الله الذین امنوا و عملوا الصالحات منهم مغفرة و اجرا عظیما»

«محمد فرستاده خداست وکسانیکه با او هستند در برابر کافران تند و سرسخت ونسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند اسشان را در حال رکوع و سجده می بینی ،انان همواره فضل خدای را می جویند و رضای او را می طلبند .نشانه ایشان بر اثر سجود در پیشانیهای ایشان نمایان است .که همانند کشتزاری هستند که جوانه های خود را بیرون زده و ان ها را نیرو داده و سخت نموده اند و بر ساقه های خویش راست ایستاده باشد،بگونه ای که بزرگان را به شگفت می اورد ،تا کافران را به سبب ان خشمگین کند،خداوند به کسانی از ایشان (کافران)که ایمان بیاورند و کارهای شایسته بکنند امرزش و پاداش بزرگی را وعده می دهد.»

بله این ها هستند کسانیکه اولین خلیفه امت اسلامی را انتخاب کردند.ایا از روزی که دنیا بوجود امده است تا روز قیامت همانند ان ها به وجود خواهند امد؟

راستی اگر انتخاب ان ها که خداوند از ان ها راضی است و ان ها را مسلمان واقعی معرفی می کند ،اشتباه باشد پس چه کسانی با کدامین شرایط مستحق انتخاب کردن خواهند بود .در این میان وظیفه ما تنها پیروی مخلصانه و دامه دادن راه انها است زیرا خداوند می فرماید:

«والسابقون الاولون من المهاجرین والانصار والذین اتبعوهم باحسان رضی الله عنهم و رضوا عنه واعد لهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا ذلک الفوز العظیم »

«پیشگامان نخستین مهاجران و انصار وکسانی که به نیکی روش ان ها را در پیش گرفتند و راه ایشان را بخوبی پیمودند(ومی پیمایند)خداوند از انان خوشنود است و ایشان از خدا خوشنودند و خداوند برای ان ها بهشت را اماده ساخته است که در زیر (درختان و کاخ های ان رود خانه ها جاری است و جاودانه در ان جا می مانند این است پیروزی بزرگ و رستگاری سترگ.»

بله خداوند از انان راضی و انا از خدا راضیند.

سبحان الله چه عبارت عجیبی پروردگار در شان مهاجرین وانصار به کاربرده است.عبارتی که براستی ذهن ادمی و قلم از توصیف ان عاجز می ماند.

+ افزوده شده دوشنبه 1387/07/29ساعت 21:28 به همت حمید  | 
 

 

دانلود سرود در نعت مصطفی

باحجم:۳۴۵ ک.ب

http://www.uplod.ir/download.php?file=99121                              

+ افزوده شده دوشنبه 1387/07/29ساعت 20:42 به همت حمید  | 
سلام علیکم

از هم اکنون وبلاگ محبان فاروق ۲تاسیس شد

دوستان و سروران گرامی چنانچه در بروز رسانی این وبلاگ مشکلی ایجاد شود مطالب خودمون رو تو وبلاگ محبان فاروق ۲با ادرس زیر به پیشگاه شما عرضه خواهیم نمود

www.3573.persianblog.ir

+ افزوده شده دوشنبه 1387/07/29ساعت 20:34 به همت حمید  | 
 

دانلود دعا با حجم:

242KB

 

       http://www.uplod.ir/download.php?file=985687

+ افزوده شده سه شنبه 1387/07/23ساعت 18:2 به همت حمید  | 

خدمات حضرت ابوبکر صدیق در حیات پیامبر (ص)

حضرت ابوبکر دارای درخشانترین کارنامه در حیات رسول خدا(ص)است و این امر او را بزرگترین شخصیت اسلام بعد از نبی اکرم (ص)می گرداند.بزرگترین خدمات ان والا مقام به ترتیب زیر می باشند

                                           


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده سه شنبه 1387/07/23ساعت 11:40 به همت حمید  | 

حضرت ابوبکر صدیق(رض)در دوران جاهلیت

در دوران جاهلیت قبیله تیم عهده دار جمع اوری مالیات و غرامت بود که ان را برای مستحقین جمع اوری می کردند از قبیل شتر و اموال دیگر ،این غرامت مشهور به باشتاق بود و به عنوان امانت در دست همین قبیله بود تا اگر حادثه ای پیش بیاید که موجب غرامت باشد از ان محل پرداخت گردد وحضرت ابوبکر صدیق(رض)عهده دار این سمت بود. ان حضرت هیچ گاه مشروبات الکلی مصرف نکرد وهمچنین به علت عالم بودن اکثر بزرگان قریش درباره مسائل مهم با او مشورت می کردند و به رایش عمل مینمودند . در زمان جاهلیت حضرت ابوبکر جزو حنیف ها ،یعنی کسانی که به وحدانیت خداوند ایمان داشتند و از بت پرستی بدور بودند به شمار می رفت.

اسلام اوردن حضرت ابوبکر صدیق (رض)

اقدام حضرت ابوبکر نه تنها در اسلام شگفت انگیز است ،بلکه آشکار کردن ان بسی شگفت انگیز تر است،زیرا او تاجر بود ومعمولا تاجر با انچه مخالف عقاید و اراء عامه باشد بخاطر منفعت شخصی آنرا رد می کنند ،ولی صدیق در این کار به قدری خود را والا ساخته که حق را فقط بخاطر حقیقت بزرگ  می دارد وبا توجه به حق به بالا تر از منافع زندگی مادی نایل می شود. در دعوت به حق وتایید ان چیزی می یابد که مقام و متاع دنیوی را هر چند بزرگ باشد در نظر او حقیر می سازد،این حالت مصداق حضرت ابوبکر بود،از روزی که به محمد (ص)ایمان اورد تا وفات ان حضرت و وفات خود او ،خدا می داند که حضرت رسول اکرم در اولین دعوت خود با ایمان اوردن یکی از شریفترین مردان قریشی چه حالی پیدا می کند و چه قدر دلگرم امر خطیر نبوت میشود .

ایمانیکه حتی شخص پیامبر نیز از ان تعجب میکند :هر کسی را که به اسلام دعوت کردم تامل کرد مگر ابوبکر .

به اتفاق مورخین در بین مردان حضرت ابوبکر (رض)در بین زنان حضت خدیجه (رض)و دربین کودکان علی و در بین بردگان زید بی حارثه پسر خوانده پیامبر(ص)اولین اشخاصی بودند که بدین اسلام و دعوت محمدی ایمان اوردند

+ افزوده شده جمعه 1387/07/19ساعت 6:36 به همت حمید  | 

 

 

 گرد همایی حدود یک صد نفر از علمای بر جسته اهل سنت سیستان و بلوچستان در دارالعلوم زاهدان


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده پنجشنبه 1387/07/18ساعت 19:9 به همت حمید  | 
 

 

 

                            http://www.uplod.ir/download.php?file=196137

 

دانلودفایل اسماء الحسنی باحجم:

163kb

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/07/18ساعت 7:23 به همت حمید  | 
                                    

 

 

          دانلود دعا:                          http://www.uplod.ir/download.php?file=898895    

+ افزوده شده دوشنبه 1387/07/15ساعت 18:24 به همت حمید  | 

 

 

جناب مولانا عبدالحمید در روز عید سعید فطر سخنانی ایراد فرمودند که باید به گوش تمامی مردم ایران و خصوصا سران کشوری برسد تا در مورد موضع گیری جناب مولانا در مورد ظلم هایی که در حق اهل سنت انجام می شود اگاهی یابند که جناب مولانا از این جریانات غافل نبوده و سکوت نکرده اند بلکه با درایت و دور اندیشی خود صبر را پیشه کرده اند


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده یکشنبه 1387/07/14ساعت 10:59 به همت حمید  | 
خیلی جالب عقاید اهل تشیع در باب انار خوردن

مطمئنم اگه شما هم این رو بخونید نظرمن رو خواهید داشت

نظر یادتون نره

انار بخورید،وارد بهشت شوید

از حضرت موسي ابن جعفر(ع)مروري است كه هر كه يك انار در روز جمعه ناشتا بخورد تا چهل روز دلش را نوراني گرداند و اگر دو انار بخورد تا هشتاد روز و اگر سه
انار بخورد تا صدو بيست روز وسوسه شيطان را از او دور گرداند و هركه وسوسه شيطان از او دور گردد معصيت خدا نكند و هركه معصيت خدا نكند داخل بهشت شود!

 

مفاتيح الجناح (در اعمال روز جمعه)ص36

+ افزوده شده شنبه 1387/07/13ساعت 11:51 به همت حمید  | 

کردم گناه بی عدد دانم که بد کردم چه  بد

                                                                                     این است وردم ای احد استغفر الله العظیم

چندان که کردم توبه ها ثابت نگشتم بروفا

                                                                                      زین فعل بد ای پادشاه استغفر الله العظیم

درحب دنیاروزوشب سرگشته ام اندرطلب

                                                                                       یا رب مکن برمن غضب استغفرالله العظیم

پوشیده دارم درنهان حسرت به مال مردمان

                                                                                       ای پادشاه مهربان استغفر الله العظیم

کاهل تنم از یـاد حق سـاکت زبـانم از نطق

                                                                                        زین غم سیاهم شد ورق استغفرالله العظیم

دردل هوای معصیت هرلحظه باچندین صفت

                                                                                         غافل ندارد معرفت استغفرالله العظیم

چشمم زبهر مال وزر دارد به هرجانب نظر

                                                                                          تا در کجا یابم مگر استغفر الله العظیم

گوشم به پند مصطفی نگرفت بند این بیحیا

                                                                                          برخود کردم من جفا استغفرالله العظیم

دستم به سوی معصیت هردم شتابان درغلط

                                                                                          هستم از این غم در سقط استغفر الله العظیم 

پایم به کار دنیوی باشد عجب چابک قوی

                                                                                          شل شد به راه معنوی استغفر الله العظیم

از خوردن پرهمچو خرکاهل بخفتم تا سحر

                                                                                           از روز محشر بی خبر استغفرالله العظیم

یارب گناهان کرده ام با قول شیطان کرده ام

                                                                                           این لحظه ارمان کرده ام استغفرالله العظیم

شاها به حق مصطفی هم چهار یار باصفا

                                                                                          ما را مگردان بی نوا استغفر الله العظیم

داری که تا جان در بدن ناحق زبان اندر دهن

                                                                                           هر دم بگو مسکین من استغفرالله العظیم

 

+ افزوده شده جمعه 1387/07/12ساعت 19:21 به همت حمید  | 

حضرت ابوهریره (رض)می فرماید که رسول خدا(ص) ارشاد فرمودند که دو گروه از دوزخیان پیدا خواهند شدکه من انها را ندیده ام (چرا که هنوز پیدا نشده اند )بعد از ان ،ان را تشریح کرده فرمودند که یک گروه اینطور پیدا خواهند شد که مانند دم گاو،شلاق و تازیانه درازی در دست گرفته که مردمان را می زنند و صبح و شام در غضب و لعنت نارضایتی خدا گردش می کنند.

دوم چنان زنانی پیدا می شوند که با پوشیدن لباس،برهنه خواهند بود ومردان را به طرف خود مایل می کنند و خودشان به طرف مردان مایل می شوندو سرهایشان مانند کوهان شتر خواهد بود؛ان ها نه در جنت داخل می شوند و نه بوی جنت به ان ها می رسد،حال انکه بوی جنت از مسافت دور به مشام خواهد رسید.


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده پنجشنبه 1387/07/11ساعت 15:19 به همت حمید  | 
 

 

بر آمدن عید و برون رفتن روزه

ساقی بدهم باده بر باغ و به سبزه

 

 

عید فطر مبارک وایام به کامتان


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده چهارشنبه 1387/07/10ساعت 7:16 به همت حمید  | 

بعضی روایات ضعیف است که فرزند پانزدهمی هم به حضرت علی و حضرت فاطمه نسبت داده اند به اسم محسن که در شکم حضرت فاطمه مرده و مرده به دنیا امده دراثر ضربتی که حضرت عمر به شکم حضرت فاطمه وارد کرده وحضرت فاطمه سقط جنین کرده و جنین در شکم فوت کرده و مرده به دنیا امده و موجب شهادت حضرت فاطمه شده.


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده سه شنبه 1387/07/02ساعت 22:8 به همت حمید  | 

روش ایجاد کردن توان و همت ترک گناه

توجه بفرمایید هم اینک این روش را الله تعالی در دل القا فرموده اند وان اینکه عموم مردم تصور میکنند که ما نمیتوانیم از گناهان دست بکشیم بطور مثال:نمی توانیم ریش نزنیم یا کوتاه نکنیم ،یا زنان تصور می کنند که ما از بستگان نزدیک که محرم نیستند ،از قبیل برادران شوهر یا پسران دایی و خاله ،پسر عمو و عمه ها و...نمی توانیم حجاب داشته باشیم و صورت بپوشانیم یا اصلا حجاب داشتن از ان ها مقدور نیست ،تماشای تلوزیون وسینما ،نگهداری عکس ،گوش دادن به موسیقی ،ترک این ها خیلی مشکل و ناممکن است ،نسخه ترک این همه اعتیاد ها این است که اول یک وقت خاصی را معین کنیم و حتما باید وقت تعیین بکنیم زیرا اگر وقت معین نباشد نفس وشیطان از این در وارد میشود و فریب می دهد الان زود است ،چند دقیقه بعد انجام بدهیم ،همین چند دقیقه بعد ،چند دقیقه بعد ،بعد هم گرفتاری های مهمتر باعث میشود که کار اصلی انجام نگیرد پس باید وقت خاصی را معین کنیم،پس از نماز فجر باشد به محض فراغت ،ازنماز صبح سه بار«لاحول ولاقوةالابالله »رابخوانیم که یا الله گناهانیکه از عادت جامعه قرار گرفته اند ما نمی توانیم از انها رهایی یابیم ما خودمان راناتوان فرض میکنیم ،محیط و جامعه را غالب می بینیم ،یا الله رهایی ازانها بدون دستگیری تو مقدور نیست ،خودت دستگیری کن ،پیش تو دارم التماس و زاری میکنم ،سه بار بگویید باز همان تصور که داروی تلخی است از گلو پایین نمیرود ،کی می تواند،روز اول که بعد از نماز صبح می خواهید برنامه رااغاز کنید نفس به شما خواهد گفت :شما که نمی خواهید و نمی توانید گناه را ترک کنید ،پس استفاده ازاین نسخه و دارو چه سودی دارد ؟اگرهمت کردیم ونشستیم که دعا بخوانیم یا الله !افراد خانواده ام را توفیق بده تا حجاب کامل و شرعی را رعایت کنند ،گناهانیکه در جامعه رواج یافته اند توفیق ترک ان ها را نصیب کن ،بلافاصله نفس خواهد گفت :چرا میخواهی خودت را گول بزنی ،تو که نمی خواهی گناهان را ترک بکنی پس این حرف هاچیست ،در ان لحظه به نفس چنین پاسخ بدهید که چه گناهان ترک شوند و چه نشوند من تصمیم گرفته ام این دعا را بخوانم ،گفتن چند کلمه چه ضرری دارد ؟الله تعالی توفیق عطا کند ،الله تعالی همت نصیب کند .

حضرت رسول اکرم (ص)فرموده اند «لاحول ولا قوة الا بالله »گنجی است از گنج های بهشت»تصور نکنید با یک بار گفتن به گنج بزرگی دست یافنتید ،به این سادگی به دست نمی اید ،اگر با یکبار گفتن این دعا گنج برسد ،پس کل دین تعطیل می شود ،این گنج به این سادگی گیر نمی اید ،این گنج زمانی گیر می اید که انرا به صورت نسخه دارو استفاده بکنید ،وقتی این نیت را دارید ،پس مقصود و مفهوم انرا بفهمید و ان را در ذهن مستحضر نموده و به عنوان نسخه به کار ببندیدو این با دو روش به صورت نسخعه در میاید یکی اینکه گناهانی که که شما همت ترک ان ها را ندارید ،عجز و ناتوانی خویش را به دربار مولای خویش مطرح نموده وبا التماس بگویید«لا حول ولا قوة الا بالله »یا الله گناهانیکه ترک شده اند و من از ان هادورمانده ام ثمره توفیق و یاری توست ،به گنج بهشت دست خواهید یافت. ان شاء الله

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده یکشنبه 1387/06/31ساعت 7:44 به همت حمید  | 

یگانه داروی کیمیا اثر نجات از اضطراب

یگانه درمان همه نگرانی ها ،اضطراب ها و استرس ها ی جهان این است و بس که باید مالک و مولای خویش را راضی کرد :

یکی را روز و شب سرگرم فریاد وفغان دیدم

یکی را غرق غصه هم زمان دیدم

ندیدم ارمیده انکه زیر اسمان دیدم

فقط مجذوب را در غمکده من شادمان دیدم

رهیده از غم عالم فقط من عاشقان دیدم


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده سه شنبه 1387/06/26ساعت 7:24 به همت حمید  | 
 

 

                                        برای تماشای تصاویر کعبه به ادامه مطلب مراجعه نمایید


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده یکشنبه 1387/06/24ساعت 11:58 به همت حمید  | 
 

برای مشاهده تصاور به ادامه مطلب مراجعه نمایید


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده شنبه 1387/06/23ساعت 18:54 به همت حمید  | 

 بلبل و بهار

آورده اند که در باغی بلبلی بر شاخ درختی آشیانه داشت .اتفاقاًموری ضعیف در زیر ان درخت وطن ساخته و از بهر چند روزه مقام و مسکنی پرداخته.بلبل شب و روز گرد گلستان در پرواز آمده وبربط نغمات دلفریب در ساز اورده ،مور به جمع نفخات لیل و نهار مشغول گشته،وهزار دستان در چمن باغ به آواز خویش غرّه شده،بلبل با گل رمزی میگفت و باد صبا در میان غمزی میکرد . چون این مور ضعیف نازگل ونیاز بلبل مشاهده میکرد ،به زبان حال می گفت از این قیل و قال چه گشاید کار در وقت دیگر پدید آید.


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده جمعه 1387/06/22ساعت 13:16 به همت حمید  | 

صراط مستقیم چیست؟

هر شخص مدعی است که او بر صراط مستقیم است و ریشه اصلی فتنه همین است که صراط مستقیم چگونه معین گردد،مصداق واقعی ان در خارج از ذهن چیست؟

لذا الله(ج)برای تعیین ان فرمودند:«صراط الذین انعمت علیهم»که راه مرا رسول من(ص) بیان خواهد فرمود و راه رسول را اصحاب کرام (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین)بیان خواهند کردو راه اصحاب را تابعین توضیح خواهند داد ،حتی نسل اندر نسل تا قیامت تعیین و تشریح این صراط مستقیم ادامه خواهد داشت .

حق تعالی(ج)صراط مستقیم را با« صراط الذین انعمت علیهم» تفسیر فرموده اند. با «صراطی» که راه من و راه راست است ،یا با «صراط القران»که راه قران راه درست است ،قران هر چه بگوید عمل بکنیدیا با «صراط رسولی »تفسیر نفرموده اند که انچه رسولم بگوید ان راه مستقیم وحق است چون ممکن بود ،شیطان با مکر وتلبیس مدعی شود که انچه من می گویم راه الله وراه قران و راه رسول است.

برای حفظ از فریب ،مکر ونیرنگ ابلیس فرمودند«صراط الذین انعمت علیهم »یعنی در هر قرنی و هر نسلی گروهی از اهل تقوا ،بصیرت،اخلاص وللهیت وجود خواهد داشت که الگوی عملی «صراط الذین انعمت علیهم»  تفسیر ان خواهد بود و ان گروه مصداق ان را تعیین می کنند حالا شما ار خودتان راه الله ؛،راه رسول ،وراه قران را یک چیز معرفی می کنید و اصحاب کرام که طبقه اول در این امت هستند چیزی دیگر را معرفی می کنند ،پس شما در بیماری جنون واختلال حواس گرفتارید و «صراط مستقیم»همان است که این بزرگواران تعیین و معرفی کرده اند ،حق تعالی در سوره فاتحه که ام القران و خلاصه قران است ارشاد فرموده است که اگر راه من وراه رسول من وراه قران را می خواهید مصداق و الگوی عملی ان را تعیین کنید و بدانید و از اصحاب کرام بپرسید و از ان ها راهنمایی بگیرید عمل بر راه ما بر اتباع ان ها مشروط و موقوف است در غیر این صورت در تاریکی های گمراهی گرفتار و از راه ما پرت خواهید بود.

 

                                            بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده چهارشنبه 1387/06/20ساعت 9:18 به همت حمید  | 

                                                         میان غیب وشهادت

خداوند(ج)درهرچیزخاصیتی جدایی ناپذیر نهاده است ،و مردم در ابادی زمین چاره ای ندارند جز آشنایی با ویژگی های هر عنصر و به کار گرفتن ان تا حد توان.

تمدن امروز در کشف بسیاری از خصوصیت های عالم ماده و استفاده از ان در بخش های مختلف،موفقیت چشم گیری داشته است ؛(و پی بردن به این خواص به مردم و به پیمانه تجربه ومعرفتشان موکول گردیده است.)

هر گاه حقایق به ثبوت رسیده صفات ممکنی را برای برخی اشیاءآشکار ساخته است ،انسان مسلمان باید به این حقایق احترام بگذاردوحق ندارد به اسم اسلام چیزی از ان کاسته یا بر ان بیفزاید وشرعا نمی تواند به نام توکل بر خدا به ان جاهل بماند،یا خصوصیاتی را از نزد خود به نام ارتباط با خدا بر ان اضافه کند ،چرا که توکل با قانون اسباب ومسببات ناسازگار نیست وکاری به نیروهای نهفته در عناصر مختلف ندارد،خداوند(ج)خود فرموده است:«پروردگار ما همان کسی است که به هر چیزافرینش سزاوار ان را بخشیده سپس هدایتش کرده است.»

آتش سوزنده است ونادیده گرفتن ان حماقتی است که هیچ دینی نگفته است .ایمان اقتضا دارد که انسان مسلمان به این حقیقت اعتراف کند به این لحاظ که این خاصیت ماده به ودیعت نهاده شده است .چرا که هیچ ذره ای در اسمان ها و زمین نمی توان یافت که وجود و حرکتش را از طبیعت خود گرفته باشد ،بلکه از سوی افریدگار یگانه به ان اعطا شده است.

ایا این ملاحضه واجب با تعطیل قوانین زندگی ربطی دارد؟مسلمانان که به نام توکل این نیروها و اسباب را می خواهند نادیده بگیرند این جهالت را از سوی خود مرتکب می شوند ودامن اسلام از ان بری وپاک است.

این عمل نه دلیل زیادت یقین بلکه دلیل نقصان علم است.

مثلا بت مشتی سنگ است که قابلیت دارد دربنای خانه یا هموار ساختن پیاده رو به کار رود،و جز این نباید خواص دیگری را بدان نسبت داد از ان گونه که بت پرستان به ان اعتقاد دارند.

گاوی که هندوان می پرستند برای استفاده از شیر و گوشت ان خوب است ،ولی تقدس بخشیدن به ان قابل قبول نیست.هم چنین است دیگر عناصری که خداوند(ج)آفریده است.

خواص هیچ یک از انها به حسب اعتقادی که بی خردان در ان باره دارند کاهش و فزونی نمی یابد بلکه در محدوده ای که قدرت برتر ترسیم نموده و علوم صحیح به ما معرفی داشته است ،ثابت خواهد ماند و دین الهی این حقایق را تصدیق و تاکید می کند.

کسی که مهره یا حلقه ای را بر خودش می اویزد ،بدین پندار که مرضی را رفع ،رزقی را فراهم یا اجلی را طولانی تر خواهد ساخت ،وی بی تردید انسان بت پرستی است که تفکر الوده و متعفنش با تفکر گاو پرستان و دیگر بت پرستان هم خوانی دارد. زیرا در زمان معالجه به مواردی دیگر نیاز است که توسط علوم صحیح نشان داده شده است.

از حضرت عبدالله ابن مسعود روایت شده است که بر گردن زنش چیزی را اویزان یافت ،به محض مشاهده ان را کشیده و از هم گسست،وگفت «خانوادۀ عبدالله بی نیاز از آنند که برای خدا بی دلیل شرک اورند.»

امام احمد از عمران بن حصین روایت کرده است که رسول خدا (ص)بر بازوی شخصی حلقه ای از فلز مشاهده کرد و فرمود:«وای بر تو این چیست گفت از واهنه (دفع سستی و کسالت)است. فرمود هان این جز بر سستی ات نمی افزاید،دورش بینداز چرا که اگر در حالی بمیری که این با تو باشد هرگز رستگار نمی شوی.»

برخی از مردم قران را حجابی برای خویش می سازند با این توهم که می تواند تجارتش را از ورشکستگی یا خودش را در رابطه با وظیفه اداری اش از خشم رؤسا در امان نگه دارد.این انحراف بزرگی است و اگر ساده لوحان ان را ایمان به خدا و تعظیم به ان بشمارند ،گرفتار واهمه شده اند.

پیوند مسلمان با قران عظیم این است که در ان بیندیشد و از ان فرمان ببرد.اگر تاجر یا کارمند باشد اولین شرط موفقیتش پیشبرد درست و بی عیب کار است که هیچ انحرافی در ان راه نیابد.چنانچه در این زمینه تقصیری رخ دهد نمی توان با مصحف به جبرانش پرداخت اگر چه ان مصحف کوچک باشد و یا بزرگ باشد.

در قران وسنت ادعیۀ ارزشمندی امده است تا انسان مسلمان در وقت هجوم مشکلات با ان ها به سوی خدا روی اورد؛این دعاها معانی واضح و الفاظ زیبایی دارد که انسان مسلمان همراه با حرارت و امید به خواندن ان ها می پردازد،و خداوند (ج)مشکلش را برطرف و رحمتش را بر وی فرود می اورد.

تنها چیزی که ما قبول داریم و موسس شریعت به ما اموخته است ،این دعاهاست و ان ها جزئی از اسباب و علل عادی نظام هستی است . زیرا که اگر شخصی ناتوان درخواست مناسبی از ذات توانا داشته باشد ،اجابتش نه خلاف مقررات است و نه نشانۀهرج و مرج ،بلکه کمکی است قابل ذکر که سزاوار شکر نیز می باشد.

 

 

+ افزوده شده دوشنبه 1387/06/18ساعت 12:44 به همت حمید  | 

چگونگی رشد محبت با الله و رابطۀ با او

علمای کرام می فرمایند :هنگام نماز خواندن پاسخی که از طرف حق تعالی در جواب هر جمله داده می شود ،اگر روی آن فکر کنند نتیجۀ لازمی آن این خواهد بود که رابطه اش با الله مستحکم تر می شود،محبت،انابت وتوجه الی الله ارتقا پیدا میکند،زمانیکه «الحمدلله رب العالمین»را میخوانید ،فکر کنید که حق تعالی با شنیدن این حمد من دارد ،پاسخ میدهد:«حمدنی عبدی»،روی این کلمه «عبدی»باید بشر به وجد بیاید،که حق تعالی مرا به خودش نسبت داده و بنده ام خطاب فرموده است،کجا ان ذات پاک و کجا این تودۀ خاک،نمازگذار باید خوش را فدای این خطاب بکند ،کجا ان مقام والای مختار کل وکجا این سراپا عجز وناتوانی،روی هر جمله بر پاسخ الله تعالی توجه کامل مبذول گردد که گویا خودم با همین گوش های سر دارم پاسخ ها را میشنوم ،چقدر باسعادتند نماز گزارانی که به این نعمت بزرگ رسیده اند ،که مجسمه ای از اخلاص«للهیت»وسراپا پیکره ای از عجز و فروتنی شده وبه دربار الله تعالی حاضر میشوند و از افراد درباری و مقرب قرار میگیرند،ودرجه های «حمدنی عبدی واثنی علی عبدی و...»به دست می اورند.

بعد از ان «ایاک نعبد و ایاک نستعین»(ما فقط تو را می پرستیم و فقط از تو کمک می خواهیم)،«ایاک نعبد»یک ادعاست که ما بعد از حمد و ثنا بر ان اعتراف می کنیم،که فقط تو را پرستش می کنیم و در عبادت تو کسی را شریک نمی کنیم،حکومت و سلطنت فقط از ان تو است،لذا ما فقط از قوانین و احکام تو اتباع می کنیم و درمقابل ان همه احکام دنیا را زیر پا له می کنیم ،موحد هستیم،به غیر از تو به کسی دیگر فکر نمی کنیم،فقط تو هستی و بس ،این ادعای عظیم الشأنی است اما در کنار ان با گفتن«ایاک نعبد و ایاک نستعین»اظهار عجز وناتوانی میکند،که ای الله در این ادعاکه فقط تو را اطاعت میکنیم،نه از کسی دیگر؛فقط از تو اطاعت میکنیم ،نه کسی دیگر ،فقط تو را می پرستم نه دیگری را ،وبرای استقامت و پختگی ،مقاومت وپایمندی در ان از تو کمک می خواهیم،اگر از تو یاری برسد ما میتوانیم در این قول وقرار ثابت بمانیم ،و الا نه.

از خودتان حساب بگیرید ،در این وضع ثابت ماندن خیلی مشکل است و این حرف تعبیر دوم از «لا اله الا الله »است ،تلفظ کردن جمله « لا اله الا الله» خیلی آسان است،از زبان هر مسلمان خود به خود و بی اختیار جاری می شود اما در قسمت برنامه عملی از خودتان حساب بگیرید امتحان بگیرید تا مشخص گردد چقدر نمره می گیرید ،ایا یک مسلمانی پیدا میشود که کلیه خواسته های این جمله را به جای اورده باشد؟یک طرف احکام الهی است برای مقابله با ان دو نیرو هجوم می اورد یکی بیرونی و دیگری درونی.

بیرونی مانند:بستگان،دوستان،عزیزان،دولتمردان،جامعه فاسد،دوستان و آشنایان.

درونی مانند:خواسته های غریزی،خواسته ها و وسوسه های شیطان.

در این موقع شما به دستور کدامیک عمل میکنید ،به دستور الله تعالی یا به دستور اشاره های یک مخلوق ناتوان ،در عروسی ها ومجالس احکام خداوندی مد نظر است یا خواسته بستگان و خویشاوندان ،در مراسم  ترحیم و ایصال ثواب به میت از حکم الله و رسول (ص)پیروی و اطاعت می کنید یا رضایت بستگان و دوستان مدنظر است ،مسلمان گفتن خیلی اسان است ،اما برنامه عملی این کلمه را اجرا کردن خیلی مشکل است :

اگر گویم مسلمانم بلرزم                                   که دانم مشکلات لا اله را

+ افزوده شده شنبه 1387/06/16ساعت 12:48 به همت حمید  | 

 

                         شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی

چو خواهی که یابی زهر بد رها                   ســرانــدر نـیاری بــدام بـلا

بـــوی در دو گـیتی زبد رستگار                     نــکو نـام بــاشی بر کردگـار

بــه گــــفتار پیغمبرت راه جوی                      دل از تیرگیها بدین آب شوی

تو رادیـن و دانش رهاند درست                     ره رستگاری ببایدت بجست

چه گفت آن خداوند تنزیل ووحی                    خــداوند امــر وخــداوند نـهی

که خورشید بعد از رسولان مه                      نتابید بر کـــس زبــوبکر به

عمـــر کــرد اسـلام را آشــکار                        بیاراست گیتی چو بـــاغ بهار

پس ازهردوآن بود عثمان گزین                      خداونـــد شــرم و خــداوند دیــن

چــهارم علـی بـود جـفت بـتول                      که او را به خوبی ستاید رسول

که من شهر علمم علیم دراست                   دراست این سخن گفت پیغمبرست

گواهی دهم کاین سخن رازاوست                  تو گویی دو گوشم بر آواز اوست

بدان باش کوگفت زو بر مگرد                          چو گفتار و رایت نیارد به درد

علی را چنین گفت و دیگر همین                     کزایشان قوی شدبهرگونه دین

نـبی آفـتاب و صحابان چو ماه                          بهم نسبتی یکدگر راست راه

حکیم این جهان را چو دریا نهاد                       برانگیخته موج از او تند باد

چـو هـفتاد کـشتی بر او ساخته                      همــه بـاد بـانـها برافـــراخـته

یکی پهن کشتی بسان عروس                       بیاراسته همچو چشم خروس

محــمد بـدو انـــدرون باعـــلی                          همان اهل بیت نبی و وصی

خــردمند از دور دریـا بــدید                               کـــــرانه نه پـــیدا و بـن ناپدید

بدانست کو موج خواهد زدن                            کس ازغرق بیرون نخواهد شدن

بدل گفت اگر با نبی و وصی                            شوم غرقه دارم دو یار وفی

همـانـا که باشد مرا دستگیر                            خـــداوند تـــاج ولــوا وسـریر

خداوند جوی و می وانگبین                              همان چشمه شیر و ماء معین

اگر چشم داری به دیگر سرای                           به نزد نبی و وصی گیر جای

گرت زین بد اید گناه من است                           چنین است ایین و راه من است

دلت گر به راه خطا مایل است                          ترا دشمن اندرجهان خوددل است

نباشد بجز اهرمن بد کنش                              که یزدان به آتش بسوزد تنش

نگر تا نداری به بازی جهان                               نه بر گردی از نیک بی همرهان

همان نیکیت باید آغاز کرد                               چو با نیک نامان بوی هم نبرد

نکویی به هرجا چو آید به کار                           نکویی گزین وزبدی شرم دار

ازین در سخن چند رانم همی                         هــمانا کــرانش نــدانم هــمی

سخن هرچه گویم همه گفته اند                       بر بــاغ دانــش همـه رفته اند

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir
+ افزوده شده شنبه 1387/06/16ساعت 10:39 به همت حمید  | 

 

                                              بعد ازاین گـوییم نعت مصطفی

                                              آنکه عالم یافت از نورش صفا

سید کونین وختم المرسلین                                                              آخــر امـــد بـود فـخر اولین

انکه امد نه فلک معراج او                                                                   انــبیاواولــیا مــحتاج او

شد وجودش رحمت للعالمین                                                             مسجد اوشدهمه روی زمین

صدهزاران رحمت جان آفرین                                                               بروی وبـرآل پـاک طـاهرین  

ان که شد یارش ابوبکروعمر                                                               ازسرانـگشت اوشـق شـدقـمر

ان یکی او را رفیق غار شد                                                                واندگـر لشکرکـش ابـرار شد

صاحبش بودند عثمان و علی                                                             بـهر ان گشتند در عـالم ولی

آن یکی کان حیا و حلم بود                                                                وان دگر باب مدینه علم بود

ان رسول حق که خیر النّاس بود                                                        عمّ پاکش حمزه وعباس بود

                                                هردم ازماصد درود وصد سلام

                                                بر رسول و آل و اصحابش تمام 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/14ساعت 19:14 به همت حمید  | 

 منظور اصلی از اعمال صالحه

اینجا این نکته را باید دقیق بفهمیم که منظور از اعمال صالحه چیست؟در این مورد عموم مردم در سوءتفاهم گرفتارند،هدف از اعمال صالحه این نیست که نماز نافله زیاد بخوانیم ،بلکه منظور این است که از گناه و نافرمانی الله دست بکشیم .

فرمان رسول اکرم (ص)است که «اتق المحارم تکن اعبد الناس»(پرهیز از گناه بالاترین عبادت است )،نوافل ،نماز تهجد،تسبیحات،اوراد،اذکار وتلاوت همه را انجام بدهیم اما فقط با اینها از عذاب خدا نمی توانیم رهایی یابیم،اما اگر از گناهان دوری داشتیم ،همیشه اظهار ندامت و توبه می کردیم،و فقط فرائض و واجبات شرعی را انجام می دادیم و نافله اصلاً نمی خواندیم،حتماً ویقیناًنجات خواهیم یافت؛ان شاءالله؛ پرهیز از گناه به منزله داروست وعبادت نافله به منزله غذای مقوی ،اگر به مریض دارو ندهیدو بیماری او را معالجه نکنید ،فقط غذای پر انرژی سودی ندارد بلکه ضرر هم دارد،به عبارتی دیگر ترک گناه به منزله استحکام ساختمان و مراعات دستورات فنی ومصالح ساختمانی خوب است،اما عبادت نافله به منزله رنگ و روغن ونقش ونگار خانه است،اگر بنای ساختمان از نظر مصالح ساختمانی و دستورات فنی ضعیف باشد،نقش ونگار چه دردی را دوا می کند؟توبه از گناه،شستشوی قلب و پاکسازی ان است ،وعبادت نافله واکسن زدن ان است،پارچه کثیف و اهن زنگ الود رنگ و روغن را نمی پذیرد،نه دوام خواهد داشت و نه زیبایی و درخشش؛تا زمانیکه چرک و زنگ زدوده نشود،رنگ زدن ان توهین وناقدری ان است،اول با توبه و استغفار زنگ های دل را بزداییم،انگاه انوار و تجلیات عبادت نافله را مشاهده بکنیم،حضرت مولانا در مثنوی می فرماید:

آیــنت دانـی چــرا غمـاز نــیست                                              زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست

رو تو زنگار از رخ اوپاک کن                                              بـعد از ایـن،ایـن نـور را ادراک کــن

نجات از جهنم بر ترک گناه موقوف است ،فرد هر مقدار هم عبادت نافله زیاد انجام داده باشد،تا زمانیکه از گناه دست نکشیده باشد،از جهنم نمی تواند نجات پیدا کند،حضرت رسول اکرم(ص)ارشاد می فرماید:

«روز قیامت گروههایی احضار می شوند که به اندازه کوههای بلند نیکی دارند آنگاه دستور داده می شود این ها را به جهنم بیندازید،اصحاب عرض کردند،ایا نماز گزاران را هم؟ حضر ت(ص)فرمودند،اری نماز می خواندند،روزه می گرفتند،پاسی از شب را عبادت می کردند،اما به محض اینکه فرصتی برای گناهی فراهم می شد، در ان میپریدند».(احیاءالعلوم ص 240ج 3)

ظاهر است که درمان همه نگرانی ها و اظطراب ها زمانی مقدور است که شما از هر نافرمانی  مالک خویش توبه کرده با او آشتی بکنید و او را راضی بگردانید،این مالک از ذکر و تسبیح وعبادت نافله ،صدقات نافله راضی نمی شود،این مالک اگر راضی بشود ،فقط در صورتی که نافرمانی ها را کنار بگذاریم ،پس از ادای حق خالق وحق مخلوق در کنار انجام فرایض و واجبات گناهان را یکسره کنار بگذاریم ،اگر به نوافل و تسبیحات خیلی پایبند است ،اما در انجام فرایض و واجبات کوتاهی دارد،یا هر سال برای حج میرود،به یتیم و نیازمندان کمک می کند،در ساخت وساز مساجد وحوزه ها بینهایت پول می دهد لیکن در کنار ان رشوه می گیرد،کم فروشی می کند،در کارها تقلب می کند،یا با روشهای دیگر حق مردم را غصب می کند،و در دل خویش مطمئن است که من پس از ایمان شرط اعمال صالحه را انجام داده ام ،در واقع خودش را فریب داده است،و در سوءتفاهم گرفتار است،نفس او را گول زده است ،در مورد چنین افرادی حق تعالی می فرمایند:

«کسانی انرژی و تلاششان در دنیا تلف شد،و گمان می کنندکه کار خوبی دارندمی کنند».عرفا و صوفیان قبل از تحلی بالفضایل به تخلی عن الرذایل خیلی تاکید و پافشاری دارند،ترک گناهان وانجام فرایض اساس اعمال صالحه است ،کسی که پایبند به این اصل باشد ،او چنان رابطه ای با حق تعالی پیدا خواهد کرد که خود به خود برای انجام نوافل و اذکار توفیق پیدا خواهد کرد،بدون ذکر محبوب او خودش ارام نمی گیرد،

عشق ومحبت الله در دل او ریشه می دواند ،بعد از توبه گناهان او بقول حضرت مجذوب(رح)به این وضع می رسد«هر ارزویی داشتم همه را از دل بیرو ن انداختم ،حالا که خلوت شده در دلم جای بگیر ».

ادای فرایض و ترک گناهان لازمه اش حصول توفیق عبادت نافله است،اینها لازم و ملزوم اند،نفس وشیطان فریب می دهند،که عبادت نافله را ادامه بده ،به ترک گناه نیازی نیست،پیران طریقت (ظاهری)و وعاظ نیز توصیه می کنند فلان ذکر و فلان نماز نفل را بخوانید،اعمال صالحه را انجام داده اید،نه دست کشیدن از حرام لازم است و نه نیازی به ترک گناه،هر کار دلت خواست بکن،به این نوافل و اوراد پایبند باش ،هم خالق راضی است هم خلق،شیخ هم راضی،رند خرابات هم راضی،دین هم باقی است در دنیا هم کسری به وجود نیاید،به علت همین جهل وناآگاهی است که خیلی از مردم صالح نما که به گمان خودشان نیکوکارند،در علوم جاهلیت گرفتارندو دست نمی کشند،در مجالس غم و جشن های سرور و شادی از بدعات دست نمی کشند ،کورکورانه از نیاکان خویش تقید می کنند،متاسفانه کسی نیست که این ها را آگاه کند.

به امید روزی که همه ی این افراد ایرادات کار خود رابدانندو برای اصلاح ان ها تلاش کنند.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/14ساعت 17:39 به همت حمید  | 

سلامی گرم خدمت تمام شما سروران که مارا شرمنده کردید و به این وبلاگ سر زدید

یکی از عزیزان نظری داده بودند (بدون ثبت ایمیل یا سایت خودشون )مبنی بر اینکه (اخه احمق از کی تا حالا عطار و فردوسی و فلان و فلان شدن سنی؟) البته یه سری چیز های دیگه هم گفته بودند که من شرمم میاد بگم.

از دست این عزیز ناراحت نمی شم چون ایشان به قدری عقده ای به باراومدند و تعصب بیجا دارند که طاقت شنیدن حق رو که واقعاً تلخ است رو نیاوردند و شخصیت خوشون رو با این حرف های رکیک به ما نمایاندند.

خوب دوست عزیز اگه واقعا فکر می کنید که عطار و فردوسی و... سنی نیستند خوب برید به کتب و اثاری که از این بزرگمردان به جا مانده نگاه بکنید و ببینید که چگونه شما  را انگونه که خواسته اند به بار اورده اند و خودتون از دنیا بیخبرید من هم سعی می کنم که اشعاری رو از این عزیزان برای اثبات مطلبم در وبلاگ جای بدم در ضمن مارا از نظرات خودتون بی بهره نگذارید

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/14ساعت 17:34 به همت حمید  | 

کریم السجایا ،جمیل الشیم                   نبی البرایا شفیع الامم

امام الرسل پیشوای سبیل                   امین خدا مهبط جبرئیل

امام الهدی صدر دیوان حشر               شفیع الوری خواجه بعث النشر

کریمی که چرخ و فلک طور اوست      همه نورها نور اوست

شفیع مطاع و نبی و کریم                  قسیم و جسیم و بسیم و سیم

یتیمی که نا کرده قران درست             کتب خانةچند ملت بشست

چو عزمش برآهیخت شمشیر بیم         بمعجز میان قمر زد دو نیم

چوصیتش در افواه دنیا فتاد                تزلزل درایوان کسری فتاد

بلا قامت لات بشکست خورد              با عزازدین اب عزی ببرد

نه از لات و عزی برآورد گرد            که تورات و انجیل منسوخ کرد

شبی برنشست از فلک برگذشت           به تمکین و جاه از ملک درگذشت

چنان گرم در تیه قربت براند               که در سدره جبرئیل از او باز ماند

بدو گفت سالار بیت الحرام                 که ای حامل وحی برتر خرام

چو در دوستی مخلصم یافتی                عنانم ز صحبت چرا تافتی

بگفتا فراتر مجالم نماند                      بماندم که نیروی بالم نماند

اگر یک سر موی برتر پرم                 فروغ تجلی بسوزد پرم

نماند به عصیان کسی در گرو              که دارد چنین سید پیشرو

چه نعت پسندیده گویم تو را                 علیک السلام ای نبی الوری

درود ملک بر روان تو باد                  براصحاب وبرپیروان تو باد

نخستنین ابوبکرپیر مرید                    عمر پنجه بر پیچ دیومرید

خردمند عثمان شب زنده دار                چهارم علی شاه دلدل سوار

خدایا به حق بنی فاطمه                      که برقول ایمان کنم خاتمه

اگر دعوتم رد کنی ور قبول                 من و دست و دامان ال رسول

چه کم گردد ای صدر فرخنده پی           زقدر رفیعت به درگاه وحی

که باشند مشتی گدایان خیل                  به مهمان دار سلامت طفیل

خدایا ثنا گفت وتجلیل کرد                   زمین بوس قدر تو جبرئیل کرد

بلند اسمان پیش قدرت خجل                 تو مخلوق و ادم هنوز اب و گل

تو اصل وجود امدی از نخست              دگر هر چه موجود نمود فرع توست

ندانم کدامین سخن گویمت                    که والا تری ز آنچه من گویمت

تو راعزّ لو لاک تمکین بس است           ثنای تو طاها ویاسین بس است

چه وصفت کند سعدی ناتمام                  علیک الصلوة ای نبی والسّلام

+ افزوده شده سه شنبه 1387/06/12ساعت 19:27 به همت حمید  | 

                               حوزه علمیه امام ابوحنیفه به شهادت رسید

حوزه ی علمیه امام ابو حنیفه حدود 7سال پیش به طور رسما به عنوان شعبه ای از دارالعلوم زاهدان قرار گرفته است  این مدرسه دینی با 600نفر طلبه دومین مدرسه دینی از نظر جمعیت است  که درسال جاری رتبه اول را از نظر کیفیت و ارتقاء درسی در بین مدارس استان  بوده که قبلا در خود لوتک قرار داشت اما  متاسفانه در سال گذشته به علت دعوای ارث فرزندان مرحوم مولا نا محمد گل (موسس حوزه) و حمایت بعضی ارگان ها از انان این مدرسه را مسلحانه تصرف و اساتید و طلاب را از مدرسه اخراج نمودند پس از این جریان بنا بر در خواست و تقاضای اهالی روستای عظیم اباد به انجا منتقل شد که پس از ان محل سکونت طلاب خانه های قدیمی  روستا که مردم ان ها را وقف مدرسه نموده و یا موقتا به صورت امانت به اختیار طلاب قرار داده اند  .

اما با تاسف در سحرگاه روز چهارشنبه 6شهریور 1387 نیرو های مسلح انتظامی به این مدرسه حمله کرده و با استفاده از لودر ها و ماشین الات سنگین حوز ه و حتی خانه های مردم را که به طلاب امانت داده بودند با خاک یکسان کردند و حدود 300نفر از طلاب این مدرسه را به مکان نا معلوم منتقل نمودند .

انجام این نوع اعمال واعمال دیگر هم چون اهانت به معتقدات اهل سنت در رسانه های تجمعی نظیر رادیو و تلوزیون و مجلات نه تنها ذره ای از ایمان دینی جامعه اهل سنت(که یک چهارم جامعه ایران را در کنار مذاهب و ادیان دیگر تشکیل می دهند ) نمی کاهد بلکه بر عزم و اراده مردم روز به روز افزوده می شود .

انجام این چنین اعمالی از سوی نظام ایران کم نیست بلکه به حدی رسیده است که طاق مردم به سرامده و دیگر نمی توانند تحمل کنند اخر کار امروز و دیروز واین عمل وان عمل نیست جامعه اهل سنت ایران دیگر از این کار ها به ستوه امده است .

توهین به مقدسات اهل سنت در فیلم های تاریخی نظیر فیلم حضرت علی و...

عدم اجازه دادن به اهل سنت برای ساختن حتی یک مسجد در پایتخت

دستگیری دو عالم اهل سنت کردستان به نام های شیخ حسن زراعی و ماموستا ایوب گنجی

اعدام دو تن از علمای اهل سنت ایرانشهر به نام های مولوی عبدالقدوس ملازهیو مولوی محمد یوسف سهرابی.

توهین در مستندات تلوزیونی حتی در ماه مبارک رمضان!

تبدیل کردن مسجدبه پارک در مشهد

دستگیری و درگیری در ریجاب

بازداشت مولوی عبدالعلی خیرشاهی در مشهد

تعطیلی مسجد اهل سنت کرج

پلمپ شدن مکتب قران خواهران اهل سنت در مشهد

پلمپ شدن مسجد و دار التحفیظ مسجد جامع النبی در تاجر اباد

دستگیری مولوی احمد نارویی

پلمپ مسجد در روستای فاضل اباد

و...  .

این است نمونه ای از هدایای جامعه اسلامی وسرزمین ام القری اسلامی ایران!

واقعا جای تشکر داردچون انجام چنین اعمالی برای ارتقای سطح امنیت لازم و ضروری است . شما هم با من موافقید مگه نه؟

انجام چنین اعمالی نه تنها ایمان اهل سنت را تضعیف نمی کند بلکه بر اراده قلبی ان ها افزوده می شود و باعث می شود تا در راه رسیدن به اهداف خوشون تلاش بیشتری کنند و در این راه در برخورد با چنین مسائلی که دیگر عادی شده است دلسرد و ناامسد نشوند و برای رسیدن به اهدافشون تلاش بیشتری کنند .

ای جوانان اهل سنت به پاخیزید و غیرت و همیت خود را با پیمودن مراتب عالی علوم به نمایش بگذارید و به گذشنه خود ببالید و در حال برای اینده ای بهتر تلاش کنید ،فرامش نکنید که جوانان گذشته اهل سنت چگو نه افتخار افریدند به بزرگمردانی چون عطار و فردوسی و سعدی و حافظ شیرازی و... بنگرید و باز هم بگوییدما میتوانیم.

 

+ افزوده شده دوشنبه 1387/06/11ساعت 13:58 به همت حمید  | 

سلامی گرم خدمت شما سروران گرامی من این اواخر خوابی در مورد مولانا خیرشاهی دیدم این خوابم من رو به این فکر انداخت تا اثار مولانا رو که بیشتر به صورت شفاهی و به صورت سخنرانی هستند رو به مکتوب در بیارم به هر حال این نخستین سخنرانی است که دارم به صورت مکتوب خدمت شما عرضه می کنم چون طول میکشه تا بتونم یک سخنرانی رو به مکتوب در بیارم به همین دلیل هر سخنرانی رو به چند قسمت تقسیم کردم تا بتونم پی در پی وبدون وقفه طولانی این مطالب رو در وبلاگ قرار بدم امیدوارم استفاده کافی رو ببرید در ضمن نظر هم یادتون نره راستی درمورد حدیث فکر کنم اشتباه کردم هرکس اصل حدیث رو میدونه برام بفرسته

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/07ساعت 20:19 به همت حمید  | 

 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irعمل کردن بر دین با نگه داشتن  اخگر در  دست  برابر  می شود و  فتنه های  بزرگ اشکار می گردند

حضرت انس(رض)روایت می کند رسول خدا (ص)ارشاد فرمودند که «بر مردم چنان زمانی خواهد امد که شخص صابر و ثابت قدم بر دین مانند کسی خواهد بود که اخگر اتشین را در دست خود نگه دارد ».

این حالت در این زمان نیز دیده می شود چرا که از هر طرف فضای بیدینی و بی حیایی و فحاشی قوت گرفته است و محیط فسق و فجور سرکشی و عصیان بر پا گشته است به طوری که متدین واقعی کمتر یا فت می شود و اگر شخصی بخواهد بر دین عمل کند هموطنان ،بزرگان و نزدیکان مانع خواهند شد،زن می گوید:از این حقوق ناچیز احتیاجات و ضروریات مان بر اورده نمی شود همه مردم رشوه میگیرند و تو پرهیزگار بزرگی شده ای ؟کسانی که هم سن وسال من هستند از ریش گذاشتن تو مرا مورد تمسخر قرار می دهند .

اری امروزه چنین است که اگر کسی در مسافرت باشد اگر بخواهد نماز بخواند ماشین برای او نگه داشته می شود،ولی اگر به کسی نقصان دنیوی برسد همه با او هم دردی می کنند ولی دینداری مترادف به نقصان به شمار می اید لذا اگر کسی می خواهد رضای الهی را در نظر گیردبه دنیا و اهل دنیا توجه ننماید و به مذمت و ملامت دیگران اعتنا نکند و برای حفاظت دین خود نقصانات دنیوی را تحمل نماید ان وقت است که دین در زندگی او راه می یابد خوشا به حال انان که تنها رضای الهی را می جویند این توفیق تنها در مجالس دینداران حاصل می اید و بس .و به قول شاعر :

شو همدم پروانه تا سوختن اموزی       

                                                                      با سوخته گان بنشین شاید که تو هم سوزی 

اگر بنا بر عذری از مجلس دینداران دور باشد لا اقل از مجلس بی دینان هم خود را دور نگه دارد چنان که نبی کریم (ص)ارشاد فرمودند :ان زمان نزدیک است که بهترین مال مسلمانان چند راس گوسفند می شود که انها را برداشته در بیابان و بالای قله کوه ها می رود به این صورت برای حفاظت دین خود از فتنه ها فرار می کند .

در حدیث دیگری امده است که رسول خدا(ص)ارشاد فرمودند:«به زودی فتنه ها اشکار خواهند شد ان وقت شخصی که نشسته باشد از شخصی که ایستاده باشد بهتر خواهد بود چراکه شخص نشسته نصبت به شخص ایستاده از فتنه ها دورتر می شود و شخص ایستاده از راه رونده بهتر خواهد بود و شخص رونده ازشخص دونده بهتر خواهد بود و شخصی که نگاه خود را بلند کرده و به فتنه ها نظر بیفکند فتنه ها او را می رباید بنابراین هرکس در ان وقت برای خود هر گونه جای خلاص و پناه می بیند باید ان جا پناه بگیرد ».

حضرت مغفل بن یسار (رض)روایت میکند که رسول خدا(ص)ارشاد فرمودند:«عبادت کردن در زمان قتل و فساد با هجرت کردن به سوی من برابر است ».

حضرت ابوثعلبه (رض) می فرمود که من ازرسول خدا (ص) مقصود این ایه «یا ایها الذین امنوا علیکم انفسکم لا یضرکم  من ضل اذ اهتدیتم »را پرسیدم ان حضرت ارشاد فرمودند«به کارهای نیک امر کنید وازبدی منع نمایید تا وقتی که حال مردم را این طور دیدید که ازبخل اطاعت می شود و بر خواهشات نفسانی عمل می شود و دنیا بر دین ترجیح داده میشود و هر صاحب رای ،رای خود را مقدم می دارد و اگر شما در حالی باشید که در بین مردم بمانید حتما به فتنه ها مبتلا می شوید پس دراین حال فکری برای خود بر دارید و عوام را ترک کنید چرا که ان زمان ،زمان صبر است ،پس کسی که بر دین خود صبر کند گویا اخگر اتشین را در دست گرفته است .»

بعد از ان ارشاد فرمودند :«کسی که در ان زمان بر دین عمل کند او را برابر عمل ان پنجاه نفر اجر می رسد که در غیر ان زمان و در ایام امن چنین اعمالی را انجام داده باشد صحابه (رض) عرض کردند :یا رسول الله (ص) ایا اجر پنجاه نفر از ان ها به او می رسد ؟ان حضرت (ص) عرض فرمود خیر پنجاه نفر عمل کننده از شما به او خواهد رسید.

                بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/07ساعت 12:48 به همت حمید  | 

.بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irمساجد اراسته شده ،محل گفت وگوی امور دنیوی می شوند.بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

حضرت انس (رض)می فرماید که رسول الله(ص) ارشاد فرمودند :«یکی از علامات قیامت این است که مردم مسجد بنا می کنند و به ان فخر می نمایند».

امروزه همین حالت است و به قول ابن عباس (رض)«لتزخرفنهاکما زخرفت الیهود والنصاری» هر اینه شما مساجد را مانند یهود و نصاری زینت می دهید.

چیز هایی که فکر انسان را منتشر ساخته و جمعیت خاطر ادمی را از بین می برند،مانند سنگ ها و لوستر ها و چراغ های گوناگون و فرش های فریبنده و پرده های گرانبها و دیگر اشیای پر زرق و برق و همه ی وسایل راحتی که درمساجد وجود دارند ،لذا این اشیا و اسباب گرانبها ی دنیوی اند که سبب بستن و قفل شدن مساجد شده اند و برای حفاظت و نگهداری ان ها احتیاج به خدمه و نگهبان شده است .

مساجد از این اشیای پر زرق وبرق دنیوی اباد و از نماز گزار خالی هستند و کسانی که نمازگزارند معمولا به گفت وگوی امور دنیوی مشغول می شوند،در مساجد نه نماز با خشوع است و نه حلقه تعلیم دیده می شود و نه از مشورت دینی خبری است و نه از ذکر وتلاوت نشانه ای،حال انکه مسجد در زمان رسول الله (ص) وحضرات خلفای راشدین (رض) مرکز مشورت وترقی دین و امور دینی بود.

در کنز العمال یک روایت امده است که :«هرگاه شما مساجد خود را ارایش دادید و قران ها را مزین ساختید پس بدانید که هلاکت شما نزدیک شده است.»

بیهقی در شعب الایمان روایت کرده است که رسول خدا(ص)فرمودند که:«روزگاری خواهد امد که چنان اشخاصی پیدا میشوند که تمام گفت و گوی دنیوی انها در مساجد خواهد بود ،لذا شما در مجلس ایشان ننشینید چرا که خداوند متعال به وجود ایشان نیازی نمی بیند».

                      بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/07ساعت 8:17 به همت حمید  | 

 بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irفقط نام اسلام و الفاظ قرانی باقی می مانندوعلمای سوءو بدکار پیدا می شوند.بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

حضرت علی (رض)می فرماید که رسول خدا(ص)ارشاد فرمودند:«بزودی چنان زمانی بر مردم خواهد امد که فقط نام اسلام و رسم قران باقی می ماند و مساجد ایشان از لحاظ نقش و نگار و زرق وبرق اباد می شوند، لیکن به اعتبار عبادات واشارات به مردم ،ویران خواهند بود و علمای ایشان از همه ساکنان زیر اسمان بدتر خواهند بود بطوری که فتنه از علما بروز می کند و باز به خود ان ها باز می گردند.»

فقط نام اسلام باقی میماند یعنی تنها اعمال اسلامی در مردم باقی می ماند و حقیقت اعمال از بین خواهد رفت. چنانکه امروزه فقط نام روزه ،زکات،حج و غیره باقی مانده،حقیقت و روح ان ها به نحوی که از رسول خدا(ص)منقول است باقی نمانده است و می بینیم که میلیون ها مسلمان ظاهرا این عبادات را انجام می دهند ولی اعمالشان فاقد روح است،قران مجید را به طور عادت تلاوت می کنند ،الفاظ وخوش اوازی ان را رعایت می کنند ،اما انچه مقصود اصل است ،یعنی در معانی و مطالب قران کریم غور و تفکرکردن و از منهیات ان باز ماندن و اوامر الهی را به جا اوردن ،در تصور مسلمانان نمانده است.

انچه درباره علما ارشاد فرمودند که فتنه ها از علما ظاهر می شوند و باز به ایشان بر می گردند مقصود این است که حالات علمابه مرور زمان تغییر کرده ،راه رشد و هدایت را ترک می کنند که به موجب ان فساد بر پا می شود و علما با این فتنه ها و فساد ها درگیر خواهند بود و مقصود این هم می تواند باشد که علما با اهل دنیا وظالمان مدد و همکاری خواهند کرد و به غرض جمع اوری پول،موافق میل ان ها مسائل بیان میکنند سپس ان اهل دنیا برای ایشان وبال جان خواهند بود.

در روایتی از ابن ماجه امده است که رسول خدا (ص)ارشاد فرمودند «در اینده در امت من چنان اشخاصی یافت خواهند شد که فهم و فراست دینی حاصل می کنند،قران می خوانند سپس به طمع کسب مال ،نزد سرمایه داران می روند و به خیال خود ،دین خود را حفظ می کنند در حالی که هرگز چنین نخواهد بود.»

ان حضرت(ص)فرمودند «هرگز چنین نخواهد شد که کسی نزد سرمایه داران برود و دینش کامل بماند،همچنانکه از درخت قتاد به جز خار چیز دیگری حاصل نمی شود،همینطور از قرب و معاشرت با سرمایه داران بجز گناه چیز دیگری حاصل نخواهد شد.»

ان علما که نزد سرمایه داران می روند ،عموماً علمای سوء و بدکار هستند که به خاطر چند ریال نزد ان ها می روند و عزت و وقار خود را از دست می دهند.

حضرت عبدالله ابن مسعود(رض)می فرماید :اگر اهل علم ، علم خود رانگاه می داشتند و با کسانی که صلاحیت ان را دارند صرف می کردند،در دنیا سردار می شدند، لیکن ان ها به خاطر حصول دنیا ،علم خود را با اهل دنیا صرف کردند در نتیجه در نظر اهل دنیا ذلیل شدند،علمای امروز هم مانند عوام از فکر اخرت دور شده اند و این زندگی فانی را مقصد خود قرار داده اند و برای این که راهنمای سیاسی باشند و شهرت حاصل کنند و مال و زر جمع اوری نمایند سرگردان شده اند.

 در بین علمای زمان حاضر افراد کمی هستند که تبلیغ اسلام را می کنند حتی امروز بعضی از علما حالت شان چنان شده که در جلسات خود عقاید و اعمال گمراه کننده ای را انتشار داده وبه جای ارشادات نبوی مردم را به طرف نظام خود ساختۀ مخلوق دعوت می دهند.

                    بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده چهارشنبه 1387/06/06ساعت 20:30 به همت حمید  | 
 
onLoad and onUnload Example