تأیید مذهب اهل سنت از زبان علی(رض)
علامه اجتهانی ابوطاهر سلفی به روایت حضرت جعفر صادق(رض)از پدرش حضرت باقر(رض)و او از اجدادش از علی(رض)روایت می کند که شخصی به علی(رض)عرض کرد:
که ما درخطبه های شما بکثرت این دعا را می شنویم:
اللهم اصلحنا بما اصلحت به الخلفاء الراشدین المهدیین.من الخلفاء الراشدین؟ قال هم حبیبای ابوبکر(رض)وعمر(رض)اماما الهدی وشیخاالاسلام ورجلاقریش و المقتدی بهمابعد رسول الله(ص)من اقتدی بهما عصم و من اقتدی اثارهما هدی الصراط المستقیم و من تمسک بهما فهو من حزب الله.
«بار الها ما را اصلاح کن بدانچه خلفاء راشدین وهدایت یافته را بدان اصلاح کردی. این خلفای راشدین چه کسانی اند؟علی(رض)درپاسخ آنها فرمودند:آنها دوستان من ابوبکر(رض)وعمر(رض)اندکه امام هدایت،بزرگان اسلام،نخبگانقریش،رهبر و راهنمای مردم ÷س از نبی اکرم(ص)بودند.هرکه از آنان تبعیت کرد از گمراهی مصون ماند و هرکه ازآثا و خط ومشی آنان پیروی کرد،به جاده مستقیم هدایت یافت و کسی که بدانها چنگ زد، ازجمله حزب الله است.»
روش ایجاد کردن توان و همت ترک گناه
توجه بفرمایید هم اینک این روش را الله تعالی در دل القا فرموده اند وان اینکه عموم مردم تصور میکنند که ما نمیتوانیم از گناهان دست بکشیم بطور مثال:نمی توانیم ریش نزنیم یا کوتاه نکنیم ،یا زنان تصور می کنند که ما از بستگان نزدیک که محرم نیستند ،از قبیل برادران شوهر یا پسران دایی و خاله ،پسر عمو و عمه ها و...نمی توانیم حجاب داشته باشیم و صورت بپوشانیم یا اصلا حجاب داشتن از ان ها مقدور نیست ،تماشای تلوزیون وسینما ،نگهداری عکس ،گوش دادن به موسیقی ،ترک این ها خیلی مشکل و ناممکن است ،نسخه ترک این همه اعتیاد ها این است که اول یک وقت خاصی را معین کنیم و حتما باید وقت تعیین بکنیم زیرا اگر وقت معین نباشد نفس وشیطان از این در وارد میشود و فریب می دهد الان زود است ،چند دقیقه بعد انجام بدهیم ،همین چند دقیقه بعد ،چند دقیقه بعد ،بعد هم گرفتاری های مهمتر باعث میشود که کار اصلی انجام نگیرد پس باید وقت خاصی را معین کنیم،پس از نماز فجر باشد به محض فراغت ،ازنماز صبح سه بار«لاحول ولاقوةالابالله »رابخوانیم که یا الله گناهانیکه از عادت جامعه قرار گرفته اند ما نمی توانیم از انها رهایی یابیم ما خودمان راناتوان فرض میکنیم ،محیط و جامعه را غالب می بینیم ،یا الله رهایی ازانها بدون دستگیری تو مقدور نیست ،خودت دستگیری کن ،پیش تو دارم التماس و زاری میکنم ،سه بار بگویید باز همان تصور که داروی تلخی است از گلو پایین نمیرود ،کی می تواند،روز اول که بعد از نماز صبح می خواهید برنامه رااغاز کنید نفس به شما خواهد گفت :شما که نمی خواهید و نمی توانید گناه را ترک کنید ،پس استفاده ازاین نسخه و دارو چه سودی دارد ؟اگرهمت کردیم ونشستیم که دعا بخوانیم یا الله !افراد خانواده ام را توفیق بده تا حجاب کامل و شرعی را رعایت کنند ،گناهانیکه در جامعه رواج یافته اند توفیق ترک ان ها را نصیب کن ،بلافاصله نفس خواهد گفت :چرا میخواهی خودت را گول بزنی ،تو که نمی خواهی گناهان را ترک بکنی پس این حرف هاچیست ،در ان لحظه به نفس چنین پاسخ بدهید که چه گناهان ترک شوند و چه نشوند من تصمیم گرفته ام این دعا را بخوانم ،گفتن چند کلمه چه ضرری دارد ؟الله تعالی توفیق عطا کند ،الله تعالی همت نصیب کند .
حضرت رسول اکرم (ص)فرموده اند «لاحول ولا قوة الا بالله »گنجی است از گنج های بهشت»تصور نکنید با یک بار گفتن به گنج بزرگی دست یافنتید ،به این سادگی به دست نمی اید ،اگر با یکبار گفتن این دعا گنج برسد ،پس کل دین تعطیل می شود ،این گنج به این سادگی گیر نمی اید ،این گنج زمانی گیر می اید که انرا به صورت نسخه دارو استفاده بکنید ،وقتی این نیت را دارید ،پس مقصود و مفهوم انرا بفهمید و ان را در ذهن مستحضر نموده و به عنوان نسخه به کار ببندیدو این با دو روش به صورت نسخعه در میاید یکی اینکه گناهانی که که شما همت ترک ان ها را ندارید ،عجز و ناتوانی خویش را به دربار مولای خویش مطرح نموده وبا التماس بگویید«لا حول ولا قوة الا بالله »یا الله گناهانیکه ترک شده اند و من از ان هادورمانده ام ثمره توفیق و یاری توست ،به گنج بهشت دست خواهید یافت. ان شاء الله
الا انَّ فیه علم ما یأتی والحدیث عن الماضی و دواءُ دائکم ونظم ما بینکم.
«متوجه باشید که در این قرآن امور آینده و اخبار گذشته و
درمان بیماریها ی شما و نظام تمام امور
(دایر در حیات شما از اعتقادیان گرفته تا عبادات و معاملات)موجود است.»
آقای صدوق یکی از علمای بزرگ و رده اول اهل تشیع«کلینی»
را کذاب و دروغگو معرفی می نماید.
برای دیدن این موضوع به ادامه ی مطلب بروید.
یگانه داروی کیمیا اثر نجات از اضطراب
یگانه درمان همه نگرانی ها ،اضطراب ها و استرس ها ی جهان این است و بس که باید مالک و مولای خویش را راضی کرد :
یکی را روز و شب سرگرم فریاد وفغان دیدم
یکی را غرق غصه هم زمان دیدم
ندیدم ارمیده انکه زیر اسمان دیدم
فقط مجذوب را در غمکده من شادمان دیدم
رهیده از غم عالم فقط من عاشقان دیدم
پس از شهادت حضرت عمر فاروق(رضی الله عنه)بر سر جانشینی حضرت عمر(رضی الله عنه)
وانتخاب جانشینی لایق اختلاف پدید آمد که بالاخره با نظر خواهی ثابت شد که
حضرت عثمان(رضی الله عنه)این لیاقت را دارا بود.
ذوالنورين:صاحب دونور .چون دو دختر حضرت رسول خدا(ص) را
[يكي پس از ديگري را]به عقد خود درآورد.يابراي اينكه در يك شب و روز
دوبار قرآن راختم ميكرد(زيرا حافظان و كاتبان قرآن بود)
يا براي اينكه بهشت براي او دوبار مي درخشد و نوراني مي شود.
[چون در برابر كمكهاي مالي فراوان او پيامبر(ص)دوبار وعده ي بهشت را به او داده است.]
اطلاعاتی در مورد حضرت عثمان(رضی الله عنه)
نام..........................عثمان
كنيه .......................اوعبدالله ، ابوعمر
لقب........................ذي النورين
تولد.........................سال ششم عام الفيل
نام همسران.............رقيه ، ام كلثوم ، فاخته ، ام عمرو ، فاطمه ، ام النبين ، رمله ، نائله
نام پدر ....................عفان
خلافت.....................سال 24هجري
مدت خلافت..............يازده سال و يازده ماه و هجده روز
سن........................81سال
قاتل........................شورشيان مصر و كوفه
وفات........................روز جمعه صبح عيدقربان سال 35 هجري
محل دفن..................مدينه منوره قبرستان بقيع
مشخصات ظاهري.......قد ايشان متوسط ، ورنگش سفيد مايل بزردي بود،
بررخسار مبارك علامت آبله وجود داشت ،سينه اش گشاده و ريشش گنجان بود موي برسر ميگذاشتند و
در آخرعمر موهاي خود راخضاب زرد ميدادندو دندانها رابتار رشته طلا بسته بود
مشخصات رفتاري......در قريش پيش از اسلام هم داراي وجاهت بود،
خيلي غيور و بسيار مردي سخي بودو باصلابت ومهربان ودلسوز بود.
برای مشاهده تصاور به ادامه مطلب مراجعه نمایید
بعد از حضرت ابوبكر صديق (ض) به شخصي باهيبت و شجاع و دليري همچون عمربن خطاب نياز بود.
فاروق يعني جداكننده ي حق از باطل
اطلاعاتی درباره ی حضرت عمرفاروق(رضی الله عنه)
نام ............................................عمر
كنيه ..........................................ابوحفص
لقب ...........................................فاروق
تولد.............................................13سال پس از ميلاد پيامبر
نام همسران .................................زينب قريبه مليكه عاتكه ام كلثوم عاتكه
نام پدر.........................................خطاب
سن............................................63سال
ايمان آوردن ..................................درسال سوم بعثت درسن بيست وهفت سالگي
مدت خلافت .................................ده سال و شش ماه و پنج روز
قاتل ...........................................ابؤلؤلؤفيروزي برده ي مجوسي ايراني
وفات ...........................................يكم محرم سال 24هجري
محل دفن ....................................روضه ي نبويه حجره ي حضرت عايشه (رض)
هم جوار حضرت محمد(ص) و ابوبكر صديق(رض)
فرزندان دختر.................................حفصه
فرزندان پسر..................................عبدالله،عبيدالله ،عاصم،ابوشحمه يعني عبدالرحمن مجير
مشخصات ظاهري ........................رنگش سفيد ومايل به سرخي،اما بعلت قحط سالي وتناول غذاي
نامناسب اثار سياهي در چهره ي انورش پديدار گشته بود،چهره اش كم گوشت بود.
قدمباركش دراز طوريكه كه از همه بلندتر بودند.
مشخصات باطني..........................بسيار بهادر و نيرومند بودند همانطور كه قبل از مسلمان شدن
داراي شدت خاصي بودند بعداز مسلمان شدن هم همين طوري بودند وبا فتوحاتي كه در زمان خلافت خود
انجام دادند توانستند مثالي براي خود در تاريخ جهان ثبت كنند.
ما همه بايد قدردان ايشان باشيم چون توانستند
با فتوحات خود جامعه ي اسلامي را گسترش بدهند
البته اگر كسي بفهمد؟
![]()
![]()
![]()
برای دیدن دلائل افضلیت حضرت عمر فاروق(رضی الله عنه)به ادامه ی مطلب بروید
برای برادران و خواهران اهل تشیع پیشنهاد میکنم حتما یک سری بزنند
ضرر نمی کنند
امیدوارم متقاعد شوند.
![]()
![]()
![]()
بعد از پیامبر:بهتر آن است که گفته شود بعد از انبیاء برترین کس ابوبکر صدیق است
زیرا که ابوبکر برتر از انبیاء نیست.
صدیق:صیغه ی مبالغه در صدق است، یعنی بسیار راستگو
اطلاعاتی درباره ی حضرت ابوبكر صديق(رضي الله عنه)
نام .......................................عبدالله
كنيه.......................................ابوبكر
لقب.......................................صديق و عتيق
تولد......................................سال دوم عام الفيل
نام همسران .........................قتيله ، ام رومان ، اسماء ، حبيبه
نام پدر..................................عثمان
كنيه پدر...............................ابوقحافه
نام مادر..............................سلمي
كنيه مادر ..........................ام الخير
خلافت .............................. سال يازده هجري
مدت خلافت........................ دوسال و سه ماه و بيست روز
نام فرزندان پسر................... عبدالله ، عبدالرحمن ، محمد
نام فرزندان دختر...................اسماء ، عايشه ، ام كلثوم
وفات ................................ در شب سه شنبه 22جمادي الاخر سال 13 هجري
محل دفن............................. در كنار پيامبر و در حجره ي حضرت عايشه (رضي الله عنها)
مشخصات ظاهري ............... رنگش سفيد، جسمش لاغر، رخسارهايش كم گوشت، پيشانيش بلند،
مويش سفيد بود. بمويهايشان رنگ خضاب و نيل ميزدند.
مشخصات رفتاري ............... بي نهايت نرم دل و بي حد بردبار بودند ،
در رفاقت آنحضرت (صلي الله عليه واله وسلم) از همه سابق و فائق بودند.
نكته:ام كلثوم به وقت وفات ابوبكرصديق(رضي الله عنه) درشكم حبيبه بود.
برای دیدن دلائل افضلیت ایشان به ادامه ی مطلب بروید
برای برادران و خواهران اهل تشیع پیشنهاد میکنم حتما یک سری بزنند
ضرر نمی کنند
امیدوارم متقاعد شوند.
![]()
![]()
![]()
بلبل و بهار
آورده اند که در باغی بلبلی بر شاخ درختی آشیانه داشت .اتفاقاًموری ضعیف در زیر ان درخت وطن ساخته و از بهر چند روزه مقام و مسکنی پرداخته.بلبل شب و روز گرد گلستان در پرواز آمده وبربط نغمات دلفریب در ساز اورده ،مور به جمع نفخات لیل و نهار مشغول گشته،وهزار دستان در چمن باغ به آواز خویش غرّه شده،بلبل با گل رمزی میگفت و باد صبا در میان غمزی میکرد . چون این مور ضعیف نازگل ونیاز بلبل مشاهده میکرد ،به زبان حال می گفت از این قیل و قال چه گشاید کار در وقت دیگر پدید آید.
گلچینی از سخنان بزرگان ایرانی درباره ی خلفا و صحابه (رضی الله عنهم)
فردوسی
صحابان او جمله اخیر بودند همه هر یکی همچو اختر بودند
ولیکن از ایشان چهار آمدند که در دین حق پایدار آمدند
ابوبکر صدیق شیخ عتیق که بود روز وشب مصطفی را رفیق
پس از وی عمر بد که قیصر به روم زسهمش نیارست خفتن به روم
سیم میر عثمان دین دار بود که شرم وحیا ز او پدیدار بود
چهارم علی ابن عم رسول سر شیرمردان جفت بتول
از آزار این چار ، دل را بتاب که آزارشان دوزخ آرد به تاب
اگر می خواهید ادامه ی سخنان بزرگان را ببینید به ادامه ی مطلب بروید
سخنان ارزنده ي حضرت عايشه (رضي الله عنها)
1- در دنيا دو چيز پسنديده است : سخن دلپذير و دل سخن پذير.
2- عبادت يک پيشه است و دکان آن خلوتگاه است و راس المال آن تقوي است و نفع آن بهشت است.
3- با وجود قدرت انتقام غضب را فرونشاندن افضل ترين جهاد است.
4- براي مومن خوابيدن زيبا نيست تا ماداميکه وصيت نامه اش را زير سر نگذارد.
5- موذن منادي رحمن است نغمه سرامنادي شيطان است.
6- به نرمي گفتگو کردن زن با مرد نامحرم داخل بدکاري است
و پوشيدن لباسهاي نازک در حکم برهنگي است.
7- خاموشي عبادت است بغير محنت ، هيبت است بغير سلطنت ، قلعه است بغير ديوار ،
فتحيابي است بغير صلاح ، مخزن حکمتها و جواب جاهلان است.
8- تو در اين دنيا مسافر هستي به طرف دارآخرت ابتدا سفرتو مهد و انتها لحد است.
9- آن بنيادي که هيچوقت ويران نميشود عدل است آن تلخي که آخر کار شيرين است صبر است
آن شيريني که انتهايش تلخ است شهوت است.
10- هر دري که به روي فقرا باز نميشود براي دکترها باز ميشود
11- برسه شخصي غضب خداوند است ¤¤¤ فقير متکبر ، پيرمردزاني ، عالم بدکار.
12- ده خصلت را خداوند براي ده اشخاص پسند نمي کند : بخل را از مالدار، تکبر را از فقير،
طمع را از علما ، بي شرمي را از زنها ، حب دنيا را از پيرمرد ، سستي را از جوانها ،
ظلم را از پادشاهان ، نامردي را از غازيها ، خودپسندي را از زاهدها ، رياکاري را از عابدها.
13- هشت چيز سير نميشود ¤¤¤ چشم از ديدن ، زمين از باران ، زن فاحشه از مرد ، عالم از علم،
ساتل از سوال ، حريص از جمع آوري مال ، دريا از آب ، آتش از چوب.
14- از گوشه نشيني سه برکت حاصل ميشود : راحتي جسماني ، قوت روحاني ، حفاظت ايماني.
15- زبان توپرهيزگار مگردل تو بدکار ، در ظاهر مسلمان در باطن کافر ، بيرون بدنت موحد
مگر باطن مشرک ، زهد تو ظاهر دين تو ظاهر مگر باطن تو خراب است.
16- دولت معشوق بي وفا ، عمر حريف گريزپا ، اين را قيام نيست آن را دوام نيست.
17- خوش خلقي تجارت سودمند ، قناعت خزانه ، عدم گرفتاري دنيا آبرو ، توکل پناه و عقل
کشتي نجات است.
18- فضا يک کتابخانه است که در آن الفاظ و اعمال هر شخص نوشته ميشود.
19- از تربيت فرزندان دستبردار نشويد از زدن چوب نخواهند مرد ليکن از عذاب جهنم نجات خواهد يافت...


مراتب و اولیات خصوصی حضرت عایشه( رضی الله عنها)
1- از خاندان ایشان یعنی خاندان صدیقی چهار پشت مشرف به اسلام شده و
به شرف صحابیت مشرف گردیده انداین خصوصیت را ازدواج دیگر نداشتند.
برای مشاهده دیگر خصوصیات بی بی حضرت عایشه به ادامه مطلب مراجعه کنید
صراط مستقیم چیست؟
هر شخص مدعی است که او بر صراط مستقیم است و ریشه اصلی فتنه همین است که صراط مستقیم چگونه معین گردد،مصداق واقعی ان در خارج از ذهن چیست؟
لذا الله(ج)برای تعیین ان فرمودند:«صراط الذین انعمت علیهم»که راه مرا رسول من(ص) بیان خواهد فرمود و راه رسول را اصحاب کرام (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین)بیان خواهند کردو راه اصحاب را تابعین توضیح خواهند داد ،حتی نسل اندر نسل تا قیامت تعیین و تشریح این صراط مستقیم ادامه خواهد داشت .
حق تعالی(ج)صراط مستقیم را با« صراط الذین انعمت علیهم» تفسیر فرموده اند. با «صراطی» که راه من و راه راست است ،یا با «صراط القران»که راه قران راه درست است ،قران هر چه بگوید عمل بکنیدیا با «صراط رسولی »تفسیر نفرموده اند که انچه رسولم بگوید ان راه مستقیم وحق است چون ممکن بود ،شیطان با مکر وتلبیس مدعی شود که انچه من می گویم راه الله وراه قران و راه رسول است.
برای حفظ از فریب ،مکر ونیرنگ ابلیس فرمودند«صراط الذین انعمت علیهم »یعنی در هر قرنی و هر نسلی گروهی از اهل تقوا ،بصیرت،اخلاص وللهیت وجود خواهد داشت که الگوی عملی «صراط الذین انعمت علیهم» تفسیر ان خواهد بود و ان گروه مصداق ان را تعیین می کنند حالا شما ار خودتان راه الله ؛،راه رسول ،وراه قران را یک چیز معرفی می کنید و اصحاب کرام که طبقه اول در این امت هستند چیزی دیگر را معرفی می کنند ،پس شما در بیماری جنون واختلال حواس گرفتارید و «صراط مستقیم»همان است که این بزرگواران تعیین و معرفی کرده اند ،حق تعالی در سوره فاتحه که ام القران و خلاصه قران است ارشاد فرموده است که اگر راه من وراه رسول من وراه قران را می خواهید مصداق و الگوی عملی ان را تعیین کنید و بدانید و از اصحاب کرام بپرسید و از ان ها راهنمایی بگیرید عمل بر راه ما بر اتباع ان ها مشروط و موقوف است در غیر این صورت در تاریکی های گمراهی گرفتار و از راه ما پرت خواهید بود.
میان غیب وشهادت
خداوند(ج)درهرچیزخاصیتی جدایی ناپذیر نهاده است ،و مردم در ابادی زمین چاره ای ندارند جز آشنایی با ویژگی های هر عنصر و به کار گرفتن ان تا حد توان.
تمدن امروز در کشف بسیاری از خصوصیت های عالم ماده و استفاده از ان در بخش های مختلف،موفقیت چشم گیری داشته است ؛(و پی بردن به این خواص به مردم و به پیمانه تجربه ومعرفتشان موکول گردیده است.)
هر گاه حقایق به ثبوت رسیده صفات ممکنی را برای برخی اشیاءآشکار ساخته است ،انسان مسلمان باید به این حقایق احترام بگذاردوحق ندارد به اسم اسلام چیزی از ان کاسته یا بر ان بیفزاید وشرعا نمی تواند به نام توکل بر خدا به ان جاهل بماند،یا خصوصیاتی را از نزد خود به نام ارتباط با خدا بر ان اضافه کند ،چرا که توکل با قانون اسباب ومسببات ناسازگار نیست وکاری به نیروهای نهفته در عناصر مختلف ندارد،خداوند(ج)خود فرموده است:«پروردگار ما همان کسی است که به هر چیزافرینش سزاوار ان را بخشیده سپس هدایتش کرده است.»
آتش سوزنده است ونادیده گرفتن ان حماقتی است که هیچ دینی نگفته است .ایمان اقتضا دارد که انسان مسلمان به این حقیقت اعتراف کند به این لحاظ که این خاصیت ماده به ودیعت نهاده شده است .چرا که هیچ ذره ای در اسمان ها و زمین نمی توان یافت که وجود و حرکتش را از طبیعت خود گرفته باشد ،بلکه از سوی افریدگار یگانه به ان اعطا شده است.
ایا این ملاحضه واجب با تعطیل قوانین زندگی ربطی دارد؟مسلمانان که به نام توکل این نیروها و اسباب را می خواهند نادیده بگیرند این جهالت را از سوی خود مرتکب می شوند ودامن اسلام از ان بری وپاک است.
این عمل نه دلیل زیادت یقین بلکه دلیل نقصان علم است.
مثلا بت مشتی سنگ است که قابلیت دارد دربنای خانه یا هموار ساختن پیاده رو به کار رود،و جز این نباید خواص دیگری را بدان نسبت داد از ان گونه که بت پرستان به ان اعتقاد دارند.
گاوی که هندوان می پرستند برای استفاده از شیر و گوشت ان خوب است ،ولی تقدس بخشیدن به ان قابل قبول نیست.هم چنین است دیگر عناصری که خداوند(ج)آفریده است.
خواص هیچ یک از انها به حسب اعتقادی که بی خردان در ان باره دارند کاهش و فزونی نمی یابد بلکه در محدوده ای که قدرت برتر ترسیم نموده و علوم صحیح به ما معرفی داشته است ،ثابت خواهد ماند و دین الهی این حقایق را تصدیق و تاکید می کند.
کسی که مهره یا حلقه ای را بر خودش می اویزد ،بدین پندار که مرضی را رفع ،رزقی را فراهم یا اجلی را طولانی تر خواهد ساخت ،وی بی تردید انسان بت پرستی است که تفکر الوده و متعفنش با تفکر گاو پرستان و دیگر بت پرستان هم خوانی دارد. زیرا در زمان معالجه به مواردی دیگر نیاز است که توسط علوم صحیح نشان داده شده است.
از حضرت عبدالله ابن مسعود روایت شده است که بر گردن زنش چیزی را اویزان یافت ،به محض مشاهده ان را کشیده و از هم گسست،وگفت «خانوادۀ عبدالله بی نیاز از آنند که برای خدا بی دلیل شرک اورند.»
امام احمد از عمران بن حصین روایت کرده است که رسول خدا (ص)بر بازوی شخصی حلقه ای از فلز مشاهده کرد و فرمود:«وای بر تو این چیست گفت از واهنه (دفع سستی و کسالت)است. فرمود هان این جز بر سستی ات نمی افزاید،دورش بینداز چرا که اگر در حالی بمیری که این با تو باشد هرگز رستگار نمی شوی.»
برخی از مردم قران را حجابی برای خویش می سازند با این توهم که می تواند تجارتش را از ورشکستگی یا خودش را در رابطه با وظیفه اداری اش از خشم رؤسا در امان نگه دارد.این انحراف بزرگی است و اگر ساده لوحان ان را ایمان به خدا و تعظیم به ان بشمارند ،گرفتار واهمه شده اند.
پیوند مسلمان با قران عظیم این است که در ان بیندیشد و از ان فرمان ببرد.اگر تاجر یا کارمند باشد اولین شرط موفقیتش پیشبرد درست و بی عیب کار است که هیچ انحرافی در ان راه نیابد.چنانچه در این زمینه تقصیری رخ دهد نمی توان با مصحف به جبرانش پرداخت اگر چه ان مصحف کوچک باشد و یا بزرگ باشد.
در قران وسنت ادعیۀ ارزشمندی امده است تا انسان مسلمان در وقت هجوم مشکلات با ان ها به سوی خدا روی اورد؛این دعاها معانی واضح و الفاظ زیبایی دارد که انسان مسلمان همراه با حرارت و امید به خواندن ان ها می پردازد،و خداوند (ج)مشکلش را برطرف و رحمتش را بر وی فرود می اورد.
تنها چیزی که ما قبول داریم و موسس شریعت به ما اموخته است ،این دعاهاست و ان ها جزئی از اسباب و علل عادی نظام هستی است . زیرا که اگر شخصی ناتوان درخواست مناسبی از ذات توانا داشته باشد ،اجابتش نه خلاف مقررات است و نه نشانۀهرج و مرج ،بلکه کمکی است قابل ذکر که سزاوار شکر نیز می باشد.

چگونگی رشد محبت با الله و رابطۀ با او
علمای کرام می فرمایند :هنگام نماز خواندن پاسخی که از طرف حق تعالی در جواب هر جمله داده می شود ،اگر روی آن فکر کنند نتیجۀ لازمی آن این خواهد بود که رابطه اش با الله مستحکم تر می شود،محبت،انابت وتوجه الی الله ارتقا پیدا میکند،زمانیکه «الحمدلله رب العالمین»را میخوانید ،فکر کنید که حق تعالی با شنیدن این حمد من دارد ،پاسخ میدهد:«حمدنی عبدی»،روی این کلمه «عبدی»باید بشر به وجد بیاید،که حق تعالی مرا به خودش نسبت داده و بنده ام خطاب فرموده است،کجا ان ذات پاک و کجا این تودۀ خاک،نمازگذار باید خوش را فدای این خطاب بکند ،کجا ان مقام والای مختار کل وکجا این سراپا عجز وناتوانی،روی هر جمله بر پاسخ الله تعالی توجه کامل مبذول گردد که گویا خودم با همین گوش های سر دارم پاسخ ها را میشنوم ،چقدر باسعادتند نماز گزارانی که به این نعمت بزرگ رسیده اند ،که مجسمه ای از اخلاص«للهیت»وسراپا پیکره ای از عجز و فروتنی شده وبه دربار الله تعالی حاضر میشوند و از افراد درباری و مقرب قرار میگیرند،ودرجه های «حمدنی عبدی واثنی علی عبدی و...»به دست می اورند.
بعد از ان «ایاک نعبد و ایاک نستعین»(ما فقط تو را می پرستیم و فقط از تو کمک می خواهیم)،«ایاک نعبد»یک ادعاست که ما بعد از حمد و ثنا بر ان اعتراف می کنیم،که فقط تو را پرستش می کنیم و در عبادت تو کسی را شریک نمی کنیم،حکومت و سلطنت فقط از ان تو است،لذا ما فقط از قوانین و احکام تو اتباع می کنیم و درمقابل ان همه احکام دنیا را زیر پا له می کنیم ،موحد هستیم،به غیر از تو به کسی دیگر فکر نمی کنیم،فقط تو هستی و بس ،این ادعای عظیم الشأنی است اما در کنار ان با گفتن«ایاک نعبد و ایاک نستعین»اظهار عجز وناتوانی میکند،که ای الله در این ادعاکه فقط تو را اطاعت میکنیم،نه از کسی دیگر؛فقط از تو اطاعت میکنیم ،نه کسی دیگر ،فقط تو را می پرستم نه دیگری را ،وبرای استقامت و پختگی ،مقاومت وپایمندی در ان از تو کمک می خواهیم،اگر از تو یاری برسد ما میتوانیم در این قول وقرار ثابت بمانیم ،و الا نه.
از خودتان حساب بگیرید ،در این وضع ثابت ماندن خیلی مشکل است و این حرف تعبیر دوم از «لا اله الا الله »است ،تلفظ کردن جمله « لا اله الا الله» خیلی آسان است،از زبان هر مسلمان خود به خود و بی اختیار جاری می شود اما در قسمت برنامه عملی از خودتان حساب بگیرید امتحان بگیرید تا مشخص گردد چقدر نمره می گیرید ،ایا یک مسلمانی پیدا میشود که کلیه خواسته های این جمله را به جای اورده باشد؟یک طرف احکام الهی است برای مقابله با ان دو نیرو هجوم می اورد یکی بیرونی و دیگری درونی.
بیرونی مانند:بستگان،دوستان،عزیزان،دولتمردان،جامعه فاسد،دوستان و آشنایان.
درونی مانند:خواسته های غریزی،خواسته ها و وسوسه های شیطان.
در این موقع شما به دستور کدامیک عمل میکنید ،به دستور الله تعالی یا به دستور اشاره های یک مخلوق ناتوان ،در عروسی ها ومجالس احکام خداوندی مد نظر است یا خواسته بستگان و خویشاوندان ،در مراسم ترحیم و ایصال ثواب به میت از حکم الله و رسول (ص)پیروی و اطاعت می کنید یا رضایت بستگان و دوستان مدنظر است ،مسلمان گفتن خیلی اسان است ،اما برنامه عملی این کلمه را اجرا کردن خیلی مشکل است :
اگر گویم مسلمانم بلرزم که دانم مشکلات لا اله را
شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی
چو خواهی که یابی زهر بد رها ســرانــدر نـیاری بــدام بـلا
بـــوی در دو گـیتی زبد رستگار نــکو نـام بــاشی بر کردگـار
بــه گــــفتار پیغمبرت راه جوی دل از تیرگیها بدین آب شوی
تو رادیـن و دانش رهاند درست ره رستگاری ببایدت بجست
چه گفت آن خداوند تنزیل ووحی خــداوند امــر وخــداوند نـهی
که خورشید بعد از رسولان مه نتابید بر کـــس زبــوبکر به
عمـــر کــرد اسـلام را آشــکار بیاراست گیتی چو بـــاغ بهار
پس ازهردوآن بود عثمان گزین خداونـــد شــرم و خــداوند دیــن
چــهارم علـی بـود جـفت بـتول که او را به خوبی ستاید رسول
که من شهر علمم علیم دراست دراست این سخن گفت پیغمبرست
گواهی دهم کاین سخن رازاوست تو گویی دو گوشم بر آواز اوست
بدان باش کوگفت زو بر مگرد چو گفتار و رایت نیارد به درد
علی را چنین گفت و دیگر همین کزایشان قوی شدبهرگونه دین
نـبی آفـتاب و صحابان چو ماه بهم نسبتی یکدگر راست راه
حکیم این جهان را چو دریا نهاد برانگیخته موج از او تند باد
چـو هـفتاد کـشتی بر او ساخته همــه بـاد بـانـها برافـــراخـته
یکی پهن کشتی بسان عروس بیاراسته همچو چشم خروس
محــمد بـدو انـــدرون باعـــلی همان اهل بیت نبی و وصی
خــردمند از دور دریـا بــدید کـــــرانه نه پـــیدا و بـن ناپدید
بدانست کو موج خواهد زدن کس ازغرق بیرون نخواهد شدن
بدل گفت اگر با نبی و وصی شوم غرقه دارم دو یار وفی
همـانـا که باشد مرا دستگیر خـــداوند تـــاج ولــوا وسـریر
خداوند جوی و می وانگبین همان چشمه شیر و ماء معین
اگر چشم داری به دیگر سرای به نزد نبی و وصی گیر جای
گرت زین بد اید گناه من است چنین است ایین و راه من است
دلت گر به راه خطا مایل است ترا دشمن اندرجهان خوددل است
نباشد بجز اهرمن بد کنش که یزدان به آتش بسوزد تنش
نگر تا نداری به بازی جهان نه بر گردی از نیک بی همرهان
همان نیکیت باید آغاز کرد چو با نیک نامان بوی هم نبرد
نکویی به هرجا چو آید به کار نکویی گزین وزبدی شرم دار
ازین در سخن چند رانم همی هــمانا کــرانش نــدانم هــمی
سخن هرچه گویم همه گفته اند بر بــاغ دانــش همـه رفته اند

بعد ازاین گـوییم نعت مصطفی
آنکه عالم یافت از نورش صفا
سید کونین وختم المرسلین آخــر امـــد بـود فـخر اولین
انکه امد نه فلک معراج او انــبیاواولــیا مــحتاج او
شد وجودش رحمت للعالمین مسجد اوشدهمه روی زمین
صدهزاران رحمت جان آفرین بروی وبـرآل پـاک طـاهرین
ان که شد یارش ابوبکروعمر ازسرانـگشت اوشـق شـدقـمر
ان یکی او را رفیق غار شد واندگـر لشکرکـش ابـرار شد
صاحبش بودند عثمان و علی بـهر ان گشتند در عـالم ولی
آن یکی کان حیا و حلم بود وان دگر باب مدینه علم بود
ان رسول حق که خیر النّاس بود عمّ پاکش حمزه وعباس بود
هردم ازماصد درود وصد سلام
بر رسول و آل و اصحابش تمام
منظور اصلی از اعمال صالحه
اینجا این نکته را باید دقیق بفهمیم که منظور از اعمال صالحه چیست؟در این مورد عموم مردم در سوءتفاهم گرفتارند،هدف از اعمال صالحه این نیست که نماز نافله زیاد بخوانیم ،بلکه منظور این است که از گناه و نافرمانی الله دست بکشیم .
فرمان رسول اکرم (ص)است که «اتق المحارم تکن اعبد الناس»(پرهیز از گناه بالاترین عبادت است )،نوافل ،نماز تهجد،تسبیحات،اوراد،اذکار وتلاوت همه را انجام بدهیم اما فقط با اینها از عذاب خدا نمی توانیم رهایی یابیم،اما اگر از گناهان دوری داشتیم ،همیشه اظهار ندامت و توبه می کردیم،و فقط فرائض و واجبات شرعی را انجام می دادیم و نافله اصلاً نمی خواندیم،حتماً ویقیناًنجات خواهیم یافت؛ان شاءالله؛ پرهیز از گناه به منزله داروست وعبادت نافله به منزله غذای مقوی ،اگر به مریض دارو ندهیدو بیماری او را معالجه نکنید ،فقط غذای پر انرژی سودی ندارد بلکه ضرر هم دارد،به عبارتی دیگر ترک گناه به منزله استحکام ساختمان و مراعات دستورات فنی ومصالح ساختمانی خوب است،اما عبادت نافله به منزله رنگ و روغن ونقش ونگار خانه است،اگر بنای ساختمان از نظر مصالح ساختمانی و دستورات فنی ضعیف باشد،نقش ونگار چه دردی را دوا می کند؟توبه از گناه،شستشوی قلب و پاکسازی ان است ،وعبادت نافله واکسن زدن ان است،پارچه کثیف و اهن زنگ الود رنگ و روغن را نمی پذیرد،نه دوام خواهد داشت و نه زیبایی و درخشش؛تا زمانیکه چرک و زنگ زدوده نشود،رنگ زدن ان توهین وناقدری ان است،اول با توبه و استغفار زنگ های دل را بزداییم،انگاه انوار و تجلیات عبادت نافله را مشاهده بکنیم،حضرت مولانا در مثنوی می فرماید:
آیــنت دانـی چــرا غمـاز نــیست زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست
رو تو زنگار از رخ اوپاک کن بـعد از ایـن،ایـن نـور را ادراک کــن
نجات از جهنم بر ترک گناه موقوف است ،فرد هر مقدار هم عبادت نافله زیاد انجام داده باشد،تا زمانیکه از گناه دست نکشیده باشد،از جهنم نمی تواند نجات پیدا کند،حضرت رسول اکرم(ص)ارشاد می فرماید:
«روز قیامت گروههایی احضار می شوند که به اندازه کوههای بلند نیکی دارند آنگاه دستور داده می شود این ها را به جهنم بیندازید،اصحاب عرض کردند،ایا نماز گزاران را هم؟ حضر ت(ص)فرمودند،اری نماز می خواندند،روزه می گرفتند،پاسی از شب را عبادت می کردند،اما به محض اینکه فرصتی برای گناهی فراهم می شد، در ان میپریدند».(احیاءالعلوم ص 240ج 3)
ظاهر است که درمان همه نگرانی ها و اظطراب ها زمانی مقدور است که شما از هر نافرمانی مالک خویش توبه کرده با او آشتی بکنید و او را راضی بگردانید،این مالک از ذکر و تسبیح وعبادت نافله ،صدقات نافله راضی نمی شود،این مالک اگر راضی بشود ،فقط در صورتی که نافرمانی ها را کنار بگذاریم ،پس از ادای حق خالق وحق مخلوق در کنار انجام فرایض و واجبات گناهان را یکسره کنار بگذاریم ،اگر به نوافل و تسبیحات خیلی پایبند است ،اما در انجام فرایض و واجبات کوتاهی دارد،یا هر سال برای حج میرود،به یتیم و نیازمندان کمک می کند،در ساخت وساز مساجد وحوزه ها بینهایت پول می دهد لیکن در کنار ان رشوه می گیرد،کم فروشی می کند،در کارها تقلب می کند،یا با روشهای دیگر حق مردم را غصب می کند،و در دل خویش مطمئن است که من پس از ایمان شرط اعمال صالحه را انجام داده ام ،در واقع خودش را فریب داده است،و در سوءتفاهم گرفتار است،نفس او را گول زده است ،در مورد چنین افرادی حق تعالی می فرمایند:
«کسانی انرژی و تلاششان در دنیا تلف شد،و گمان می کنندکه کار خوبی دارندمی کنند».عرفا و صوفیان قبل از تحلی بالفضایل به تخلی عن الرذایل خیلی تاکید و پافشاری دارند،ترک گناهان وانجام فرایض اساس اعمال صالحه است ،کسی که پایبند به این اصل باشد ،او چنان رابطه ای با حق تعالی پیدا خواهد کرد که خود به خود برای انجام نوافل و اذکار توفیق پیدا خواهد کرد،بدون ذکر محبوب او خودش ارام نمی گیرد،
عشق ومحبت الله در دل او ریشه می دواند ،بعد از توبه گناهان او بقول حضرت مجذوب(رح)به این وضع می رسد«هر ارزویی داشتم همه را از دل بیرو ن انداختم ،حالا که خلوت شده در دلم جای بگیر ».
ادای فرایض و ترک گناهان لازمه اش حصول توفیق عبادت نافله است،اینها لازم و ملزوم اند،نفس وشیطان فریب می دهند،که عبادت نافله را ادامه بده ،به ترک گناه نیازی نیست،پیران طریقت (ظاهری)و وعاظ نیز توصیه می کنند فلان ذکر و فلان نماز نفل را بخوانید،اعمال صالحه را انجام داده اید،نه دست کشیدن از حرام لازم است و نه نیازی به ترک گناه،هر کار دلت خواست بکن،به این نوافل و اوراد پایبند باش ،هم خالق راضی است هم خلق،شیخ هم راضی،رند خرابات هم راضی،دین هم باقی است در دنیا هم کسری به وجود نیاید،به علت همین جهل وناآگاهی است که خیلی از مردم صالح نما که به گمان خودشان نیکوکارند،در علوم جاهلیت گرفتارندو دست نمی کشند،در مجالس غم و جشن های سرور و شادی از بدعات دست نمی کشند ،کورکورانه از نیاکان خویش تقید می کنند،متاسفانه کسی نیست که این ها را آگاه کند.
به امید روزی که همه ی این افراد ایرادات کار خود رابدانندو برای اصلاح ان ها تلاش کنند.
سلامی گرم خدمت تمام شما سروران که مارا شرمنده کردید و به این وبلاگ سر زدید
یکی از عزیزان نظری داده بودند (بدون ثبت ایمیل یا سایت خودشون )مبنی بر اینکه (اخه احمق از کی تا حالا عطار و فردوسی و فلان و فلان شدن سنی؟) البته یه سری چیز های دیگه هم گفته بودند که من شرمم میاد بگم.
از دست این عزیز ناراحت نمی شم چون ایشان به قدری عقده ای به باراومدند و تعصب بیجا دارند که طاقت شنیدن حق رو که واقعاً تلخ است رو نیاوردند و شخصیت خوشون رو با این حرف های رکیک به ما نمایاندند.
خوب دوست عزیز اگه واقعا فکر می کنید که عطار و فردوسی و... سنی نیستند خوب برید به کتب و اثاری که از این بزرگمردان به جا مانده نگاه بکنید و ببینید که چگونه شما را انگونه که خواسته اند به بار اورده اند و خودتون از دنیا بیخبرید من هم سعی می کنم که اشعاری رو از این عزیزان برای اثبات مطلبم در وبلاگ جای بدم در ضمن مارا از نظرات خودتون بی بهره نگذارید
کریم السجایا ،جمیل الشیم نبی البرایا شفیع الامم
امام الرسل پیشوای سبیل امین خدا مهبط جبرئیل
امام الهدی صدر دیوان حشر شفیع الوری خواجه بعث النشر
کریمی که چرخ و فلک طور اوست همه نورها نور اوست
شفیع مطاع و نبی و کریم قسیم و جسیم و بسیم و سیم
یتیمی که نا کرده قران درست کتب خانةچند ملت بشست
چو عزمش برآهیخت شمشیر بیم بمعجز میان قمر زد دو نیم
چوصیتش در افواه دنیا فتاد تزلزل درایوان کسری فتاد
بلا قامت لات بشکست خورد با عزازدین اب عزی ببرد
نه از لات و عزی برآورد گرد که تورات و انجیل منسوخ کرد
شبی برنشست از فلک برگذشت به تمکین و جاه از ملک درگذشت
چنان گرم در تیه قربت براند که در سدره جبرئیل از او باز ماند
بدو گفت سالار بیت الحرام که ای حامل وحی برتر خرام
چو در دوستی مخلصم یافتی عنانم ز صحبت چرا تافتی
بگفتا فراتر مجالم نماند بماندم که نیروی بالم نماند
اگر یک سر موی برتر پرم فروغ تجلی بسوزد پرم
نماند به عصیان کسی در گرو که دارد چنین سید پیشرو
چه نعت پسندیده گویم تو را علیک السلام ای نبی الوری
درود ملک بر روان تو باد براصحاب وبرپیروان تو باد
نخستنین ابوبکرپیر مرید عمر پنجه بر پیچ دیومرید
خردمند عثمان شب زنده دار چهارم علی شاه دلدل سوار
خدایا به حق بنی فاطمه که برقول ایمان کنم خاتمه
اگر دعوتم رد کنی ور قبول من و دست و دامان ال رسول
چه کم گردد ای صدر فرخنده پی زقدر رفیعت به درگاه وحی
که باشند مشتی گدایان خیل به مهمان دار سلامت طفیل
خدایا ثنا گفت وتجلیل کرد زمین بوس قدر تو جبرئیل کرد
بلند اسمان پیش قدرت خجل تو مخلوق و ادم هنوز اب و گل
تو اصل وجود امدی از نخست دگر هر چه موجود نمود فرع توست
ندانم کدامین سخن گویمت که والا تری ز آنچه من گویمت
تو راعزّ لو لاک تمکین بس است ثنای تو طاها ویاسین بس است
چه وصفت کند سعدی ناتمام علیک الصلوة ای نبی والسّلام
حوزه علمیه امام ابوحنیفه به شهادت رسید
حوزه ی علمیه امام ابو حنیفه حدود 7سال پیش به طور رسما به عنوان شعبه ای از دارالعلوم زاهدان قرار گرفته است این مدرسه دینی با 600نفر طلبه دومین مدرسه دینی از نظر جمعیت است که درسال جاری رتبه اول را از نظر کیفیت و ارتقاء درسی در بین مدارس استان بوده که قبلا در خود لوتک قرار داشت اما متاسفانه در سال گذشته به علت دعوای ارث فرزندان مرحوم مولا نا محمد گل (موسس حوزه) و حمایت بعضی ارگان ها از انان این مدرسه را مسلحانه تصرف و اساتید و طلاب را از مدرسه اخراج نمودند پس از این جریان بنا بر در خواست و تقاضای اهالی روستای عظیم اباد به انجا منتقل شد که پس از ان محل سکونت طلاب خانه های قدیمی روستا که مردم ان ها را وقف مدرسه نموده و یا موقتا به صورت امانت به اختیار طلاب قرار داده اند .
اما با تاسف در سحرگاه روز چهارشنبه 6شهریور 1387 نیرو های مسلح انتظامی به این مدرسه حمله کرده و با استفاده از لودر ها و ماشین الات سنگین حوز ه و حتی خانه های مردم را که به طلاب امانت داده بودند با خاک یکسان کردند و حدود 300نفر از طلاب این مدرسه را به مکان نا معلوم منتقل نمودند .
انجام این نوع اعمال واعمال دیگر هم چون اهانت به معتقدات اهل سنت در رسانه های تجمعی نظیر رادیو و تلوزیون و مجلات نه تنها ذره ای از ایمان دینی جامعه اهل سنت(که یک چهارم جامعه ایران را در کنار مذاهب و ادیان دیگر تشکیل می دهند ) نمی کاهد بلکه بر عزم و اراده مردم روز به روز افزوده می شود .
انجام این چنین اعمالی از سوی نظام ایران کم نیست بلکه به حدی رسیده است که طاق مردم به سرامده و دیگر نمی توانند تحمل کنند اخر کار امروز و دیروز واین عمل وان عمل نیست جامعه اهل سنت ایران دیگر از این کار ها به ستوه امده است .
توهین به مقدسات اهل سنت در فیلم های تاریخی نظیر فیلم حضرت علی و...
عدم اجازه دادن به اهل سنت برای ساختن حتی یک مسجد در پایتخت
دستگیری دو عالم اهل سنت کردستان به نام های شیخ حسن زراعی و ماموستا ایوب گنجی
اعدام دو تن از علمای اهل سنت ایرانشهر به نام های مولوی عبدالقدوس ملازهیو مولوی محمد یوسف سهرابی.
توهین در مستندات تلوزیونی حتی در ماه مبارک رمضان!
تبدیل کردن مسجدبه پارک در مشهد
دستگیری و درگیری در ریجاب
بازداشت مولوی عبدالعلی خیرشاهی در مشهد
تعطیلی مسجد اهل سنت کرج
پلمپ شدن مکتب قران خواهران اهل سنت در مشهد
پلمپ شدن مسجد و دار التحفیظ مسجد جامع النبی در تاجر اباد
دستگیری مولوی احمد نارویی
پلمپ مسجد در روستای فاضل اباد
و... .
این است نمونه ای از هدایای جامعه اسلامی وسرزمین ام القری اسلامی ایران!
واقعا جای تشکر داردچون انجام چنین اعمالی برای ارتقای سطح امنیت لازم و ضروری است . شما هم با من موافقید مگه نه؟
انجام چنین اعمالی نه تنها ایمان اهل سنت را تضعیف نمی کند بلکه بر اراده قلبی ان ها افزوده می شود و باعث می شود تا در راه رسیدن به اهداف خوشون تلاش بیشتری کنند و در این راه در برخورد با چنین مسائلی که دیگر عادی شده است دلسرد و ناامسد نشوند و برای رسیدن به اهدافشون تلاش بیشتری کنند .
ای جوانان اهل سنت به پاخیزید و غیرت و همیت خود را با پیمودن مراتب عالی علوم به نمایش بگذارید و به گذشنه خود ببالید و در حال برای اینده ای بهتر تلاش کنید ،فرامش نکنید که جوانان گذشته اهل سنت چگو نه افتخار افریدند به بزرگمردانی چون عطار و فردوسی و سعدی و حافظ شیرازی و... بنگرید و باز هم بگوییدما میتوانیم.
سلامی گرم خدمت شما سروران گرامی من این اواخر خوابی در مورد مولانا خیرشاهی دیدم این خوابم من رو به این فکر انداخت تا اثار مولانا رو که بیشتر به صورت شفاهی و به صورت سخنرانی هستند رو به مکتوب در بیارم به هر حال این نخستین سخنرانی است که دارم به صورت مکتوب خدمت شما عرضه می کنم چون طول میکشه تا بتونم یک سخنرانی رو به مکتوب در بیارم به همین دلیل هر سخنرانی رو به چند قسمت تقسیم کردم تا بتونم پی در پی وبدون وقفه طولانی این مطالب رو در وبلاگ قرار بدم امیدوارم استفاده کافی رو ببرید در ضمن نظر هم یادتون نره راستی درمورد حدیث فکر کنم اشتباه کردم هرکس اصل حدیث رو میدونه برام بفرسته
عمل کردن بر دین با نگه داشتن اخگر در دست برابر می شود و فتنه های بزرگ اشکار می گردند
حضرت انس(رض)روایت می کند رسول خدا (ص)ارشاد فرمودند که «بر مردم چنان زمانی خواهد امد که شخص صابر و ثابت قدم بر دین مانند کسی خواهد بود که اخگر اتشین را در دست خود نگه دارد ».
این حالت در این زمان نیز دیده می شود چرا که از هر طرف فضای بیدینی و بی حیایی و فحاشی قوت گرفته است و محیط فسق و فجور سرکشی و عصیان بر پا گشته است به طوری که متدین واقعی کمتر یا فت می شود و اگر شخصی بخواهد بر دین عمل کند هموطنان ،بزرگان و نزدیکان مانع خواهند شد،زن می گوید:از این حقوق ناچیز احتیاجات و ضروریات مان بر اورده نمی شود همه مردم رشوه میگیرند و تو پرهیزگار بزرگی شده ای ؟کسانی که هم سن وسال من هستند از ریش گذاشتن تو مرا مورد تمسخر قرار می دهند .
اری امروزه چنین است که اگر کسی در مسافرت باشد اگر بخواهد نماز بخواند ماشین برای او نگه داشته می شود،ولی اگر به کسی نقصان دنیوی برسد همه با او هم دردی می کنند ولی دینداری مترادف به نقصان به شمار می اید لذا اگر کسی می خواهد رضای الهی را در نظر گیردبه دنیا و اهل دنیا توجه ننماید و به مذمت و ملامت دیگران اعتنا نکند و برای حفاظت دین خود نقصانات دنیوی را تحمل نماید ان وقت است که دین در زندگی او راه می یابد خوشا به حال انان که تنها رضای الهی را می جویند این توفیق تنها در مجالس دینداران حاصل می اید و بس .و به قول شاعر :
شو همدم پروانه تا سوختن اموزی
با سوخته گان بنشین شاید که تو هم سوزی
اگر بنا بر عذری از مجلس دینداران دور باشد لا اقل از مجلس بی دینان هم خود را دور نگه دارد چنان که نبی کریم (ص)ارشاد فرمودند :ان زمان نزدیک است که بهترین مال مسلمانان چند راس گوسفند می شود که انها را برداشته در بیابان و بالای قله کوه ها می رود به این صورت برای حفاظت دین خود از فتنه ها فرار می کند .
در حدیث دیگری امده است که رسول خدا(ص)ارشاد فرمودند:«به زودی فتنه ها اشکار خواهند شد ان وقت شخصی که نشسته باشد از شخصی که ایستاده باشد بهتر خواهد بود چراکه شخص نشسته نصبت به شخص ایستاده از فتنه ها دورتر می شود و شخص ایستاده از راه رونده بهتر خواهد بود و شخص رونده ازشخص دونده بهتر خواهد بود و شخصی که نگاه خود را بلند کرده و به فتنه ها نظر بیفکند فتنه ها او را می رباید بنابراین هرکس در ان وقت برای خود هر گونه جای خلاص و پناه می بیند باید ان جا پناه بگیرد ».
حضرت مغفل بن یسار (رض)روایت میکند که رسول خدا(ص)ارشاد فرمودند:«عبادت کردن در زمان قتل و فساد با هجرت کردن به سوی من برابر است ».
حضرت ابوثعلبه (رض) می فرمود که من ازرسول خدا (ص) مقصود این ایه «یا ایها الذین امنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذ اهتدیتم »را پرسیدم ان حضرت ارشاد فرمودند«به کارهای نیک امر کنید وازبدی منع نمایید تا وقتی که حال مردم را این طور دیدید که ازبخل اطاعت می شود و بر خواهشات نفسانی عمل می شود و دنیا بر دین ترجیح داده میشود و هر صاحب رای ،رای خود را مقدم می دارد و اگر شما در حالی باشید که در بین مردم بمانید حتما به فتنه ها مبتلا می شوید پس دراین حال فکری برای خود بر دارید و عوام را ترک کنید چرا که ان زمان ،زمان صبر است ،پس کسی که بر دین خود صبر کند گویا اخگر اتشین را در دست گرفته است .»
بعد از ان ارشاد فرمودند :«کسی که در ان زمان بر دین عمل کند او را برابر عمل ان پنجاه نفر اجر می رسد که در غیر ان زمان و در ایام امن چنین اعمالی را انجام داده باشد صحابه (رض) عرض کردند :یا رسول الله (ص) ایا اجر پنجاه نفر از ان ها به او می رسد ؟ان حضرت (ص) عرض فرمود خیر پنجاه نفر عمل کننده از شما به او خواهد رسید.
.
مساجد اراسته شده ،محل گفت وگوی امور دنیوی می شوند.
حضرت انس (رض)می فرماید که رسول الله(ص) ارشاد فرمودند :«یکی از علامات قیامت این است که مردم مسجد بنا می کنند و به ان فخر می نمایند».
امروزه همین حالت است و به قول ابن عباس (رض)«لتزخرفنهاکما زخرفت الیهود والنصاری» هر اینه شما مساجد را مانند یهود و نصاری زینت می دهید.
چیز هایی که فکر انسان را منتشر ساخته و جمعیت خاطر ادمی را از بین می برند،مانند سنگ ها و لوستر ها و چراغ های گوناگون و فرش های فریبنده و پرده های گرانبها و دیگر اشیای پر زرق و برق و همه ی وسایل راحتی که درمساجد وجود دارند ،لذا این اشیا و اسباب گرانبها ی دنیوی اند که سبب بستن و قفل شدن مساجد شده اند و برای حفاظت و نگهداری ان ها احتیاج به خدمه و نگهبان شده است .
مساجد از این اشیای پر زرق وبرق دنیوی اباد و از نماز گزار خالی هستند و کسانی که نمازگزارند معمولا به گفت وگوی امور دنیوی مشغول می شوند،در مساجد نه نماز با خشوع است و نه حلقه تعلیم دیده می شود و نه از مشورت دینی خبری است و نه از ذکر وتلاوت نشانه ای،حال انکه مسجد در زمان رسول الله (ص) وحضرات خلفای راشدین (رض) مرکز مشورت وترقی دین و امور دینی بود.
در کنز العمال یک روایت امده است که :«هرگاه شما مساجد خود را ارایش دادید و قران ها را مزین ساختید پس بدانید که هلاکت شما نزدیک شده است.»
بیهقی در شعب الایمان روایت کرده است که رسول خدا(ص)فرمودند که:«روزگاری خواهد امد که چنان اشخاصی پیدا میشوند که تمام گفت و گوی دنیوی انها در مساجد خواهد بود ،لذا شما در مجلس ایشان ننشینید چرا که خداوند متعال به وجود ایشان نیازی نمی بیند».
فقط نام اسلام و الفاظ قرانی باقی می مانندوعلمای سوءو بدکار پیدا می شوند.
حضرت علی (رض)می فرماید که رسول خدا(ص)ارشاد فرمودند:«بزودی چنان زمانی بر مردم خواهد امد که فقط نام اسلام و رسم قران باقی می ماند و مساجد ایشان از لحاظ نقش و نگار و زرق وبرق اباد می شوند، لیکن به اعتبار عبادات واشارات به مردم ،ویران خواهند بود و علمای ایشان از همه ساکنان زیر اسمان بدتر خواهند بود بطوری که فتنه از علما بروز می کند و باز به خود ان ها باز می گردند.»
فقط نام اسلام باقی میماند یعنی تنها اعمال اسلامی در مردم باقی می ماند و حقیقت اعمال از بین خواهد رفت. چنانکه امروزه فقط نام روزه ،زکات،حج و غیره باقی مانده،حقیقت و روح ان ها به نحوی که از رسول خدا(ص)منقول است باقی نمانده است و می بینیم که میلیون ها مسلمان ظاهرا این عبادات را انجام می دهند ولی اعمالشان فاقد روح است،قران مجید را به طور عادت تلاوت می کنند ،الفاظ وخوش اوازی ان را رعایت می کنند ،اما انچه مقصود اصل است ،یعنی در معانی و مطالب قران کریم غور و تفکرکردن و از منهیات ان باز ماندن و اوامر الهی را به جا اوردن ،در تصور مسلمانان نمانده است.
انچه درباره علما ارشاد فرمودند که فتنه ها از علما ظاهر می شوند و باز به ایشان بر می گردند مقصود این است که حالات علمابه مرور زمان تغییر کرده ،راه رشد و هدایت را ترک می کنند که به موجب ان فساد بر پا می شود و علما با این فتنه ها و فساد ها درگیر خواهند بود و مقصود این هم می تواند باشد که علما با اهل دنیا وظالمان مدد و همکاری خواهند کرد و به غرض جمع اوری پول،موافق میل ان ها مسائل بیان میکنند سپس ان اهل دنیا برای ایشان وبال جان خواهند بود.
در روایتی از ابن ماجه امده است که رسول خدا (ص)ارشاد فرمودند «در اینده در امت من چنان اشخاصی یافت خواهند شد که فهم و فراست دینی حاصل می کنند،قران می خوانند سپس به طمع کسب مال ،نزد سرمایه داران می روند و به خیال خود ،دین خود را حفظ می کنند در حالی که هرگز چنین نخواهد بود.»
ان حضرت(ص)فرمودند «هرگز چنین نخواهد شد که کسی نزد سرمایه داران برود و دینش کامل بماند،همچنانکه از درخت قتاد به جز خار چیز دیگری حاصل نمی شود،همینطور از قرب و معاشرت با سرمایه داران بجز گناه چیز دیگری حاصل نخواهد شد.»
ان علما که نزد سرمایه داران می روند ،عموماً علمای سوء و بدکار هستند که به خاطر چند ریال نزد ان ها می روند و عزت و وقار خود را از دست می دهند.
حضرت عبدالله ابن مسعود(رض)می فرماید :اگر اهل علم ، علم خود رانگاه می داشتند و با کسانی که صلاحیت ان را دارند صرف می کردند،در دنیا سردار می شدند، لیکن ان ها به خاطر حصول دنیا ،علم خود را با اهل دنیا صرف کردند در نتیجه در نظر اهل دنیا ذلیل شدند،علمای امروز هم مانند عوام از فکر اخرت دور شده اند و این زندگی فانی را مقصد خود قرار داده اند و برای این که راهنمای سیاسی باشند و شهرت حاصل کنند و مال و زر جمع اوری نمایند سرگردان شده اند.
در بین علمای زمان حاضر افراد کمی هستند که تبلیغ اسلام را می کنند حتی امروز بعضی از علما حالت شان چنان شده که در جلسات خود عقاید و اعمال گمراه کننده ای را انتشار داده وبه جای ارشادات نبوی مردم را به طرف نظام خود ساختۀ مخلوق دعوت می دهند.
سلام خدمت شما ... از اینکه به وبلاگ محبان فاروق که وبلاگی است متعلق به خودتون سر زدید ممنونم و از اینکه نظر داده بودید بیشتر ممنونم نظرتون حکایت از یک پیام می کرد پیام بحث و ارتباط از طریق چت نمیدونم که شما تا چه اندازه ای از وقتتون رو صرف چت می کنید اما اجازه بدید تا تجربه خودم رو در مورد چت خدمتتون عرض بکنم . من هم قبلا مثل خیلی از افراد و شاید حتی مثل خودتون ساعت ها وقتم رو صرف گشتن در اتاق های چت و چت کردن با افراد مختلف می کردم اما این اواخر وقتی سی دی های مولانا خیرشاهی را تماشا می کردم در بین یکی از صحبت هاش که در مورد انحرافات اخلاقی وجوانان بود متوجه سخنانی در مورد چت شدم که مولانا به حال ما جوانان چگونه گریه می کردند و می گفتند جوونا به فکر باشید همتون فردای قیامت مسوئلید به این که وقت گرانبهاتون رو جوونیتون رو با اینطور چیز های بیهوده تلف می کنید وقنی این صحبت ها رو از مولانا میشنیدم حالم دگرگون شد به خودم گفتم مولانا این صححبت ها رو بی خود و بی جا که نمیگه چرا من هم به فکر نبا شم و از این کارها دست نکشم به فکر انجام کار خیر هر چند کوچک نباشم این بود که دیگه چت کردن رو رها کردم و به فکر تأسیس یک وبلاگ افتادم و وبلاگ محبان فاروق رو به راه انداختم از شما و تمامی عزیزان میخواهم که دیگه به خودمون بیاییم به حال مسلمانان و اهل سنت در ایران بسوزیم به این که جوان های اهل سنت چگونه در اتش دوری از دین می سوزند و روز به روز این وضع بدتر می شود فرزندان اهل سنت به دلیل کم اگاهی از این مذهب دور می شوند .
جوانان اهل سنت به جای توجه به خود و جامعه اسلام رو به سوی رفتارهای غیر اخلاقی اورده اند رو به بی بند وباری اورده اند به فکر رابطه با جنس مخالف هستند به فکر مال اندوزی و ثروت اند و...
اما به عنوان یک مسلمان و به عنوان یک پیرو سنت پیامبر وظیفه ما چیست؟ وقتی رسول الله (ص)از دنیا رفتند و جهان از وجود پیامبر برای همیشه بی بهره ماند پیامبرانی که از اغاز خلقت همواره برای هدایت بشر امده اند و و با سعی و تلاش و وجود مشقت های فراوان دست از دعوت و تبلیغ باز نمی داشتند حال چه کسی باید این بار سنگین را به دوش بکشدو در این راه مشقت تحمل کند ؟شاید چون ختم نبوت اعلام شده این به علت بی نیازی جامعه از دعوت به طرف الله است ؟یا به خاطر نزدیک شدن به قیامت باید بگذاریم تا جامعه به بی بند و باری کشیده شود وانواع فساد اجتماعی در جامعه رواج پیدا کند تا زمینه برای برپایی قیامت اماده شود؟یا به خودمون بگیم ما که وکیل و وصی مردم نیستسم؟
ادامه دارد...
سلام خدمت تمامی عزیزان از این به بعد می خواهم یک بخش به نام بحث دوستانه ایجاد کنم دوستانی که مایلند تا نظراتشون در وبلاگ و این بخش قرار داده بشه می تونن نظراتشتون رو به طور خصوصی برام ارسال کنند یا به ادرسh_b2858@yahoo.com بفرستند
اهل سنت و جماعت بر اساس اصولي ثابت و واضح و آشكار عمل مىكنند، آن هم در اعتقاد و اعمال و رفتار و اخلاق و اين اصول بزرگي است كه از كتاب خدا و سنت رسول الله e و آنچه سلف صالح از صحابه و تابعين و پيروان نيكو بر آن بودند تلقي كرده، فراگرفته اند، و اين اصول و قواعد در چند چيز ذيل خلاصه مىشود:
اصل و قاعده اول:
ايمان به خدا و فرشتگان و كتاب ها و پيامبران خدا و روز آخرت و ايمان به قضا و قدر، خير و شر آن.
[بگو اي رسول خدا اگر انس و جن همه همدست شوند تا مانند اين قرآن بياورند، نتوانند، و اگر چه بعضي از ايشان پشتيبان بعضي ديگر و مددكار يكديگر شوند].
[و گفتند به بهشت نخواهد رفت مگر يهود، و نصارى].
! ! ! !
[و آن معجزات را انكار كردند در حاليكه دل هايشان يقين صدق آن را داشت، انكارشان از روي ظلم و تكبر و خود را بالا گرفتن از قبول حق بود] .
و مىفرمايد: )فإنَّهم لا يكذبونك ولكن الظالمين بآيات الله يجحدون(. [الأنعام 33].
[براي اين كه آن ها در دل خود راستگويي و امانت تو را مىدانند و بنابر آن تو را دروغگو نمىدانند ولكن آن ستمكاران نه تنها تو را، بلكه همه آيات خدا را انكار مىكنند].
! ! ! !
! ! ! !
! ! ! !
! ! ! !
! ! ! !
! ! ! !
از قواعد اهل سنت و جماعت تصديق كرامات اولياء الله است، يعني آن چه خداوند با دست بعضي از آن ها از كارهاي خارق العادة انجام مىدهد، چنان كه قرآن و سنت بر آن دلالت كرده است.
و فرقه معتزله و جهميه وقوع كرامات اولياء را انكار كرده اند، و آن انكاري به امر واقع و معلوم است، ليكن بايد دانست كه بعضي از مردم در حال حاضر در موضوع كرامات گمراه شده و در آن غلو كرده اند، تا اينكه بعضي از جيزهائي به كرامات چسپانيده اند كه از كرامات به شمار نمىرود، مانند جادوگري و اعمال سحر و شيطاني و حقه بازي.
فرق بين كرامات و جادوگري اين است كه: كرامات از دست بندگان صالح و نيكوكار خدا بر مي خيزد.
و جادوگري از دست ساحران و كافران و ملحدان به قصد گمراهي خلق و خوردن و بالا كشيدن اموال آنهاست.
و سبب كرامات طاعت خداست.
و سبب جادوگري و سحر، كفر و گناهان مىباشد.
! ! !
و اختلاف در مسائل اجتهاد سبب دشمني با يكديگر و دوري از هم نمىگردد، چنان كه اهل بدعت تعصب دارند و چنين مىكنند، بلكه اهل سنت هم ديگر را دوست داشته و پشتيباني همديگر مىكنند، با وجود اختلاف در مسايل فرعي پشت سر هم نماز مىخوانند، خلاف بر اهل بدعت كه هر كس با آنها مخالفت كند او را دشمن و گمراه و كافر مىدانند.
! ! ! !
خاتمهمؤمن با مؤمن ديگر مانند ساختماني است كه يك قسمت آن، قسمت ديگر را محكم نگه مىدارد.
4 ـ از صفات آنها استوار و محكم بودن در وقت آزمايش و بلا، آنهم با صبر و شكيبايي بر بلاها، و شكر و سپاس خدا هنگام ناز و نعمت، و رضا و خشنودي به قضا و سرنوشت است.
5 ـ و از صفات آنها اين كه بزرگي، و كرم، و جوانمردي، وكارهاي نيك، و طاعت پدر و مادر، و صله رحمي، و نيكي با همسايگان انجام مىدهند، و از كبر و غرور و خودپسندي، و ظلم و ستم، و تكبر بر مردم، دوري مىجويند، عمل به سخنان خداوند سبحانه: )واعبدوا الله ولا تشركوا به شيئاً وبالوالدين إحساناً وبذي القربي واليتامي والمساكين والجار ذي القربي والجار الجنب والصاحب بالجنب وابن السبيل وما ملكت أيمانكم إنَّ الله لا يحب من كان مختالاً فخوراً(. [النساء 36].

نامهاي گروه رستگار و نجات يابنده و تعريف آن
4 ـ كساني كه تا روز قيامت پيروز و كامياب هستند، زيرا دين خدا را ياري داده و خداوند اين گروه را ياري فرموده است، چنان كه مىفرمايد: )إن تنصروا الله ينصركم(. [محمد 7].
[شما اگر خـدا را ياري كنيد، خـدا نيز شما را (در همه جا و همه چيز) ياري كند].
به همين سبب رسول اكرم فرمودند: ((لا يضرهم من خذلهم ولا من خالفهم حتي يأتي أمر الله تبارك وتعالي وهم علي ذلك)).
و عدم تأييد و عدم نصرت و ياري كسى، و مخالفت هيچ كس به آنها ضرر نمىرساند تا اين كه امر خدا يعني قيامت بر پا شود و آنان بر همان راه حق خود مىباشند
تعريف گروه نجات يافته، اهل سنت و جماعت
خداوند اجتماع و هماهنگي را در به جا آوردن عبادات در نماز و روزه و حج و طلب علم و دانش مشروع كرده است، و رسول اكرم e مسلمانان را به هماهنگي تشويق نمودند و از تفرقه و اختلاف بر حذر داشتند، و از چيزي خبر مىدادند كه به هماهنگي و اجتماع تشويق كرده و از تفرقه باز مىدارد.
بعد از تمام شدن قرن هاي مفضله (سده هاي گزيده) مسلمانان با اصحاب دين هاي مخالف اسلام مخلوط شدند، و كتب اديان كفر به عربي ترجمه شد، و پادشاهان مسلمانان بعضي از كافران و گمراهان را به خاندان خود خواندند و آنها را وزير و مستشار خود كردند، در اين جا بود كه اختلاف پيدا شد و گروه ها و گروهك ها و مذاهب باطل به ميان آمد، و از آن وقت تا حال حاضر اين سلسله جريان داشته، و تا آنگاه كه خدا بخواهد چنين خواهد بود.
ليكن به حمد خداوند متعال گروه رستگار اهل سنت و جماعت با چنگ زدن به اسلام درست و حقيقي پايدار مانده، و به آن عمل نموده، و ديگران را به آن دعوت مىنمايند، و وجود اين گروه مصداق حديث پيامبر خداست كه از بقاي آن و پايداري و استوار بودن آن، خبر داده است، و اين فضل خداوند راجع به بقاي اين دين و دليل حجت بر گمراهان و گروه عناد و ستيزه مىباشد.
اين گروه مبارك روشنگر روش صحابه بزرگوار با پيامبر خدا در گفته ها و كارها و اعتقاد مىباشد، چنان كه پيامبر e مىفرمايد: ((هم من كان علي مثل ما أنا عليه اليوم وأصحابي)). [در ص 18 گذشت].
آنها كسانىاند كه به آنچه امروز من و ياران من بر آن هستيم چنگ زده اند.
آنها باز ماندگان صالح و نيكوكار آن كسانىاند كه خداوند در باره آنها چنين فرموده است: )فلولا كان من القرون من قبلكم أولوا بقية ينهون عن الفساد في الأرض(. [هود 116].
[چرا كه در قرن ها و ملت هاي گذشته مردمي با عقل و ايمان وجود نداشت كه خلق را از فساد و اعمال زشت در زمين منع و نهي كنند].
: اين چند كلمه مختصري در بيان عقيده اهل سنت و جماعت است و انگيزه نوشتن آن اين بود كه امت اسلامي در حالت پراكندگي و اختلاف بسيار زيادي قرار دارد، آن هم به سبب وجود بسياري از گروه هاي متعدد معاصر كه با هم اختلاف داشته، هر يكي از آنها به روش و طريقه خود دعوت كرده، و گروه خود را شايسته و والاتر مىداند، تا اين كه افراد نادان مسلمان گيج شده نمىداند كدام يك از اين گروه ها را پيروي كند، و به چه كسي اقتدا و تأسي نمايد، و كافري كه بخواهد مسلمان شود نمىداند اسلام حقيقي كه در باره آن خوانده و شنيده كدام است، آن اسلامي كه قرآن و سنت پيامبر e به سوي آن دعوت كرده، اسلامي كه زندگي صحابه گرامي نمايان گر آن بوده، و اهل قرون برتر آن را سيره خود قرار داده بودند، يا اينكه فقط نام اسلام را مىبينند، و بنا به گفته يكي از باخترشناسان (مستشرقين): اسلام پنهان و پوشيده است، يعني مسلماناني كه پيرو اسلام هستند، بيان كننده اسلام حقيقي نيستند .! ! ! !
ایمان روح زندگی است
ایمان در اولین قدم عبارت است از تصدیق به حقیقت بزرگتر و اعتراف به وجود برتر و پی بردن به منزلت شخصی انسان دربرابر پروردگاری توانا که ملکوت همه چیز در اختیار اوست ،وپناه دهنده است ،و برضد وی کسی پناه داده نمی شود .
سپس در کنار این،ایمان وظیفه ایی جدایی ناپذیر دارد،و ان عبارت است از نیرویی که انگیزۀعمل صالح است.نیرویی که انسان را در هر کاری که میکند وهر چه که فرو می گذارد و در تمامی شئون زندگی اش او را به سوی پروردگارش به پیش می راند .
همانگونه که معده افرازاتی دارد و هضم طعام و گزینش مواد مفید ان برای جسم ،به ان مربوط است ،به عین شکل عقیده الهی نیز خواصی همانند دارد که با ان اعمال عام عباداتی قابل قبول می شود و از ویژگی های خاص برخوردارش می سازدکه با ان به سوی خدا بالا می رود.
تهی شدن قلب از این عقیده به معنای سقوط اعمالی است که از انسان صادرمی شود ودر مرتبتی قرار میگیرد پائین تر ازان که سزاوار ثواب الهی باشد .ایمان به خدا شرط درسی عمل وقبول تلاش است :«یا قوم انما هذه الحیوة الدنیا متاع و ان الا خرة هی دارالقرار من عمل سیئةفلا یجزی الا مثلها و من عمل صالحاً من ذکرا و انثی و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنة یرزقون فیها بغیر حساب»(غافر:40)
«ای قوم من،همانا این زندگانی دنیا ،تهره ای اندک است،و اخرت سرای اقامت است هرکس کار ناپسندی مرتکب شود،جز به مانند ان جزا نیابد،وهرکس کاری شایسته انجام دهد،اعم از مرد یا زن،در صورتی که مؤمن باشد،اینان اند که وارد بهشت می شوند،و درانجا بی حساب روزی می یابند.»
اما باید در نظر داشت که صحنۀ زندگی _درتمام روز و قسمتی از شب_آکنده است از تلاش بشر،وایمان مجرد بران حکم نمی راند.بیشتر افراد در حالی به کار می پردازندکه از پروردگارشان غافل اندوبه خویشتن مشغول.
اسلام در زمینۀارزش دهی به کارها احکام قاطعی دارد،زیرا نیتی را که در ورای انها نهفته است اعتبارمی دهد،وبه همان لحا ظ انچه که صرفأ جهت رضای خدا شده باشدمی پذیرد،و انچه به هدفی دیگر باشد هرچند به ظاهر نیکو به نظرآیدمردودش می شمارد. اما مردم موازین دیگری برای داوری پرداخته اندکه اصل شرعی نداردو برهمان اساس کسانی را به نیکی و کسانی دیگر را به بدی متصف می گردانند.ومحل بحث این موازین و نقد ان ها اینجا نیست،زیرابرخی ازانها را علم اخلاق و برخی دیگر راطبیعت زندگی دنیا موردنقد و تحلیل قرار داده است. چنانکه ارز پولی در روزگار ما عبارت است از کاغذ هایی که مردم بر گرانقیمت نشان دادنشان اتفاق دارندو خود در اصل دارای هیچگونه ارزشی نیست،بسیاری از موازینی که در بالا بردن و پائین اوردن مردم به کار گرفته می شود ازهمین قبیل است.
امروزه تلاش هایی در جریان است که کنش های قومی و ملی درزمینه های سیاسی و اجتماعی و حتی از نظر روانی و تربیتی جانشین عقیده دینی گردد. و هر گاه این تلاش ها به قصد دور ساختن اسلام از جایگاه رهبری عمومی باشد،قوت بیشتری می گیرد.
راست است که علاقه و محبت به وطن غریزه ای انکارناپذیر و دفاع ازان واجبی حتمی است. اما نباید ان غریزه واین واجب ،شکلی را به خود بگیرد که رابطۀ شخص را با پروردگارش سست ساخته و وفاداریش را به پروردگارش کاهش دهد.
نمی دانم چرا عده ای اصرار دارند دل ها را از ایمان به خدا تهی سازند تاچیزی دیگر به عوض ان انباشته گردد که عبارت است از ایمان اوردن به قطعه ای از زمین خدا که او بر ان زندگی می کند.
اسلام اهداف انسانی بزرگی دارد که در اینجا می خواهیم به بعضی از انها اشاره نمائیم.آزاد ساختن عقل اساس ایمانی است که قابل احترام است و عقیده ای که قابل قبول است.در میان مردم اندکند انانی که عقل ازاد دارند ،عقلی که سنگینی موروثات غلط از تحرکش باز ندارد .