تبليغاتX
محبان فاروق
نظری که میدهید باید با منطق باشد وگر نه بی ادبی در این وبلاگ جایی ندارد

تأیید مذهب اهل سنت از زبان علی(رض)

علامه اجتهانی ابوطاهر سلفی به روایت حضرت جعفر صادق(رض)از پدرش حضرت باقر(رض)و او از اجدادش از علی(رض)روایت می کند که شخصی به علی(رض)عرض کرد:

که ما درخطبه های شما بکثرت این دعا را می شنویم:

اللهم اصلحنا بما اصلحت به الخلفاء الراشدین المهدیین.من الخلفاء الراشدین؟ قال هم حبیبای ابوبکر(رض)وعمر(رض)اماما الهدی وشیخاالاسلام ورجلاقریش و المقتدی بهمابعد رسول الله(ص)من اقتدی بهما عصم و من اقتدی اثارهما هدی الصراط المستقیم و من تمسک بهما فهو من حزب الله.

«بار الها ما را اصلاح کن بدانچه خلفاء راشدین وهدایت یافته را بدان اصلاح کردی. این خلفای راشدین چه کسانی اند؟علی(رض)درپاسخ آنها فرمودند:آنها دوستان من ابوبکر(رض)وعمر(رض)اندکه امام هدایت،بزرگان اسلام،نخبگانقریش،رهبر و راهنمای مردم ÷س از نبی اکرم(ص)بودند.هرکه از آنان تبعیت کرد از گمراهی مصون ماند و هرکه ازآثا و خط ومشی آنان پیروی کرد،به جاده مستقیم هدایت یافت و کسی که بدانها چنگ زد، ازجمله حزب الله است.»

+ افزوده شده یکشنبه 1387/06/31ساعت 13:26 به همت ستایش  | 

روش ایجاد کردن توان و همت ترک گناه

توجه بفرمایید هم اینک این روش را الله تعالی در دل القا فرموده اند وان اینکه عموم مردم تصور میکنند که ما نمیتوانیم از گناهان دست بکشیم بطور مثال:نمی توانیم ریش نزنیم یا کوتاه نکنیم ،یا زنان تصور می کنند که ما از بستگان نزدیک که محرم نیستند ،از قبیل برادران شوهر یا پسران دایی و خاله ،پسر عمو و عمه ها و...نمی توانیم حجاب داشته باشیم و صورت بپوشانیم یا اصلا حجاب داشتن از ان ها مقدور نیست ،تماشای تلوزیون وسینما ،نگهداری عکس ،گوش دادن به موسیقی ،ترک این ها خیلی مشکل و ناممکن است ،نسخه ترک این همه اعتیاد ها این است که اول یک وقت خاصی را معین کنیم و حتما باید وقت تعیین بکنیم زیرا اگر وقت معین نباشد نفس وشیطان از این در وارد میشود و فریب می دهد الان زود است ،چند دقیقه بعد انجام بدهیم ،همین چند دقیقه بعد ،چند دقیقه بعد ،بعد هم گرفتاری های مهمتر باعث میشود که کار اصلی انجام نگیرد پس باید وقت خاصی را معین کنیم،پس از نماز فجر باشد به محض فراغت ،ازنماز صبح سه بار«لاحول ولاقوةالابالله »رابخوانیم که یا الله گناهانیکه از عادت جامعه قرار گرفته اند ما نمی توانیم از انها رهایی یابیم ما خودمان راناتوان فرض میکنیم ،محیط و جامعه را غالب می بینیم ،یا الله رهایی ازانها بدون دستگیری تو مقدور نیست ،خودت دستگیری کن ،پیش تو دارم التماس و زاری میکنم ،سه بار بگویید باز همان تصور که داروی تلخی است از گلو پایین نمیرود ،کی می تواند،روز اول که بعد از نماز صبح می خواهید برنامه رااغاز کنید نفس به شما خواهد گفت :شما که نمی خواهید و نمی توانید گناه را ترک کنید ،پس استفاده ازاین نسخه و دارو چه سودی دارد ؟اگرهمت کردیم ونشستیم که دعا بخوانیم یا الله !افراد خانواده ام را توفیق بده تا حجاب کامل و شرعی را رعایت کنند ،گناهانیکه در جامعه رواج یافته اند توفیق ترک ان ها را نصیب کن ،بلافاصله نفس خواهد گفت :چرا میخواهی خودت را گول بزنی ،تو که نمی خواهی گناهان را ترک بکنی پس این حرف هاچیست ،در ان لحظه به نفس چنین پاسخ بدهید که چه گناهان ترک شوند و چه نشوند من تصمیم گرفته ام این دعا را بخوانم ،گفتن چند کلمه چه ضرری دارد ؟الله تعالی توفیق عطا کند ،الله تعالی همت نصیب کند .

حضرت رسول اکرم (ص)فرموده اند «لاحول ولا قوة الا بالله »گنجی است از گنج های بهشت»تصور نکنید با یک بار گفتن به گنج بزرگی دست یافنتید ،به این سادگی به دست نمی اید ،اگر با یکبار گفتن این دعا گنج برسد ،پس کل دین تعطیل می شود ،این گنج به این سادگی گیر نمی اید ،این گنج زمانی گیر می اید که انرا به صورت نسخه دارو استفاده بکنید ،وقتی این نیت را دارید ،پس مقصود و مفهوم انرا بفهمید و ان را در ذهن مستحضر نموده و به عنوان نسخه به کار ببندیدو این با دو روش به صورت نسخعه در میاید یکی اینکه گناهانی که که شما همت ترک ان ها را ندارید ،عجز و ناتوانی خویش را به دربار مولای خویش مطرح نموده وبا التماس بگویید«لا حول ولا قوة الا بالله »یا الله گناهانیکه ترک شده اند و من از ان هادورمانده ام ثمره توفیق و یاری توست ،به گنج بهشت دست خواهید یافت. ان شاء الله

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده یکشنبه 1387/06/31ساعت 7:44 به همت حمید  | 

الا انَّ فیه علم ما یأتی والحدیث عن الماضی و دواءُ دائکم ونظم ما بینکم.

«متوجه باشید که در این قرآن امور آینده و اخبار گذشته و

 درمان بیماریها ی شما و نظام تمام امور

(دایر در حیات شما از اعتقادیان گرفته تا عبادات و معاملات)موجود است.»

 آقای صدوق یکی از علمای بزرگ و رده اول اهل تشیع«کلینی»

را کذاب و دروغگو معرفی می نماید.

برای دیدن این موضوع به ادامه ی مطلب بروید.


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده شنبه 1387/06/30ساعت 20:7 به همت ستایش  | 

یگانه داروی کیمیا اثر نجات از اضطراب

یگانه درمان همه نگرانی ها ،اضطراب ها و استرس ها ی جهان این است و بس که باید مالک و مولای خویش را راضی کرد :

یکی را روز و شب سرگرم فریاد وفغان دیدم

یکی را غرق غصه هم زمان دیدم

ندیدم ارمیده انکه زیر اسمان دیدم

فقط مجذوب را در غمکده من شادمان دیدم

رهیده از غم عالم فقط من عاشقان دیدم


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده سه شنبه 1387/06/26ساعت 7:24 به همت حمید  | 
 

 

                                        برای تماشای تصاویر کعبه به ادامه مطلب مراجعه نمایید


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده یکشنبه 1387/06/24ساعت 11:58 به همت حمید  | 

پس از شهادت حضرت عمر فاروق(رضی الله عنه)بر سر جانشینی حضرت عمر(رضی الله عنه)

وانتخاب جانشینی لایق اختلاف پدید آمد که بالاخره با نظر خواهی ثابت شد که

 حضرت عثمان(رضی الله عنه)این لیاقت را دارا بود.

ذوالنورين:صاحب دونور .چون دو دختر حضرت رسول خدا(ص) را

[يكي پس از ديگري را]به عقد خود درآورد.يابراي اينكه در يك شب و روز

 دوبار قرآن راختم ميكرد(زيرا حافظان و كاتبان قرآن بود)

يا براي اينكه بهشت براي او دوبار مي درخشد و نوراني مي شود.

[چون در برابر كمكهاي مالي فراوان او پيامبر(ص)دوبار وعده ي بهشت را به او داده است.]

اطلاعاتی در مورد حضرت عثمان(رضی الله عنه)

نام..........................عثمان

كنيه .......................اوعبدالله ، ابوعمر

لقب........................ذي النورين

تولد.........................سال ششم عام الفيل

نام همسران.............رقيه ، ام كلثوم ، فاخته ، ام عمرو ، فاطمه ، ام النبين ، رمله ، نائله

نام پدر ....................عفان

خلافت.....................سال 24هجري

مدت خلافت..............يازده سال و يازده ماه و هجده روز

سن........................81سال

قاتل........................شورشيان مصر و كوفه

وفات........................روز جمعه صبح عيدقربان سال 35 هجري

محل دفن..................مدينه منوره قبرستان بقيع

مشخصات ظاهري.......قد ايشان متوسط ، ورنگش سفيد مايل بزردي بود،

بررخسار مبارك علامت آبله وجود داشت ،سينه اش گشاده و ريشش گنجان بود موي برسر ميگذاشتند و

 در آخرعمر موهاي خود راخضاب زرد ميدادندو دندانها رابتار رشته طلا بسته بود

مشخصات رفتاري......در قريش پيش از اسلام هم داراي وجاهت بود،

خيلي غيور و بسيار مردي سخي بودو باصلابت ومهربان ودلسوز بود.

+ افزوده شده یکشنبه 1387/06/24ساعت 1:39 به همت ستایش  | 
 

برای مشاهده تصاور به ادامه مطلب مراجعه نمایید


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده شنبه 1387/06/23ساعت 18:54 به همت حمید  | 

 

بعد از حضرت ابوبكر صديق (ض) به شخصي باهيبت و شجاع و دليري همچون عمربن خطاب نياز بود.

     فاروق يعني جداكننده ي حق از باطل

اطلاعاتی درباره ی حضرت عمرفاروق(رضی الله عنه)

نام ............................................عمر

كنيه ..........................................ابوحفص

لقب ...........................................فاروق

تولد.............................................13سال پس از ميلاد پيامبر

نام همسران .................................زينب قريبه مليكه عاتكه ام كلثوم عاتكه

نام پدر.........................................خطاب

سن............................................63سال

ايمان آوردن ..................................درسال سوم بعثت درسن بيست وهفت سالگي

مدت خلافت .................................ده سال و شش ماه و پنج روز

قاتل ...........................................ابؤلؤلؤفيروزي برده ي مجوسي ايراني

وفات ...........................................يكم محرم سال 24هجري

محل دفن ....................................روضه ي نبويه حجره ي حضرت عايشه (رض)

هم جوار حضرت محمد(ص) و ابوبكر صديق(رض)

فرزندان دختر.................................حفصه

فرزندان پسر..................................عبدالله،عبيدالله ،عاصم،ابوشحمه يعني عبدالرحمن مجير

مشخصات ظاهري ........................رنگش سفيد ومايل به سرخي،اما بعلت قحط سالي وتناول غذاي

 نامناسب اثار سياهي در چهره ي انورش پديدار گشته بود،چهره اش كم گوشت بود.

 قدمباركش دراز طوريكه كه از همه بلندتر بودند. 

مشخصات باطني..........................بسيار بهادر و نيرومند بودند همانطور كه قبل از مسلمان شدن

 داراي شدت خاصي بودند بعداز مسلمان شدن هم همين طوري بودند وبا فتوحاتي كه در زمان خلافت خود

 انجام دادند توانستند مثالي براي خود در تاريخ جهان ثبت كنند.

 ما همه بايد قدردان ايشان باشيم چون توانستند

 با فتوحات خود جامعه ي اسلامي را گسترش بدهند

البته اگر كسي بفهمد؟

 

 

برای دیدن دلائل افضلیت حضرت عمر فاروق(رضی الله عنه)به ادامه ی مطلب بروید

برای برادران و خواهران اهل تشیع پیشنهاد میکنم حتما یک سری بزنند

ضرر نمی کنند

امیدوارم متقاعد شوند.


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده جمعه 1387/06/22ساعت 17:38 به همت ستایش  | 

  بعد از پیامبر:بهتر آن است که گفته شود بعد از انبیاء برترین کس ابوبکر صدیق است

 زیرا که ابوبکر برتر از انبیاء نیست.

صدیق:صیغه ی مبالغه در صدق است، یعنی بسیار راستگو

اطلاعاتی درباره ی حضرت ابوبكر صديق(رضي الله عنه)

نام .......................................عبدالله

كنيه.......................................ابوبكر

لقب.......................................صديق و عتيق

تولد......................................سال دوم عام الفيل

 نام همسران .........................قتيله ، ام رومان ، اسماء ، حبيبه

نام پدر..................................عثمان

كنيه پدر...............................ابوقحافه

 نام مادر..............................سلمي

كنيه مادر  ..........................ام الخير

خلافت .............................. سال يازده هجري

 مدت خلافت........................ دوسال و سه ماه و بيست روز

نام فرزندان پسر................... عبدالله ، عبدالرحمن ، محمد

نام فرزندان دختر...................اسماء ، عايشه ، ام كلثوم

وفات ................................ در شب سه شنبه 22جمادي الاخر سال 13 هجري

محل دفن............................. در كنار پيامبر و در حجره ي حضرت عايشه (رضي الله عنها)

مشخصات ظاهري  ............... رنگش سفيد، جسمش لاغر، رخسارهايش كم گوشت، پيشانيش بلند،

مويش سفيد بود. بمويهايشان رنگ خضاب و نيل ميزدند.

مشخصات رفتاري   ............... بي نهايت نرم دل و بي حد بردبار بودند ،

 در رفاقت آنحضرت (صلي الله عليه واله وسلم) از همه سابق و فائق بودند.

 نكته:ام كلثوم به وقت وفات ابوبكرصديق(رضي الله عنه) درشكم حبيبه بود.

برای دیدن دلائل افضلیت ایشان به ادامه ی مطلب بروید

برای برادران و خواهران اهل تشیع پیشنهاد میکنم حتما یک سری بزنند

ضرر نمی کنند

امیدوارم متقاعد شوند.


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده جمعه 1387/06/22ساعت 16:44 به همت ستایش  | 

 بلبل و بهار

آورده اند که در باغی بلبلی بر شاخ درختی آشیانه داشت .اتفاقاًموری ضعیف در زیر ان درخت وطن ساخته و از بهر چند روزه مقام و مسکنی پرداخته.بلبل شب و روز گرد گلستان در پرواز آمده وبربط نغمات دلفریب در ساز اورده ،مور به جمع نفخات لیل و نهار مشغول گشته،وهزار دستان در چمن باغ به آواز خویش غرّه شده،بلبل با گل رمزی میگفت و باد صبا در میان غمزی میکرد . چون این مور ضعیف نازگل ونیاز بلبل مشاهده میکرد ،به زبان حال می گفت از این قیل و قال چه گشاید کار در وقت دیگر پدید آید.


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده جمعه 1387/06/22ساعت 13:16 به همت حمید  | 

گلچینی از سخنان بزرگان ایرانی درباره ی خلفا و صحابه (رضی الله عنهم)

فردوسی

صحابان او جمله اخیر بودند                              همه هر یکی همچو اختر بودند

ولیکن از ایشان چهار آمدند                              که در دین حق پایدار آمدند

ابوبکر صدیق شیخ عتیق                                 که بود روز وشب مصطفی را رفیق

پس از وی عمر بد که قیصر به روم                      زسهمش نیارست خفتن به روم

سیم میر عثمان دین دار بود                             که شرم وحیا ز او پدیدار بود

چهارم علی ابن عم رسول                               سر شیرمردان جفت بتول

از آزار این چار ، دل را بتاب                               که آزارشان دوزخ آرد به تاب

 

 اگر می خواهید ادامه ی سخنان بزرگان را ببینید به ادامه ی مطلب بروید

 

 


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/21ساعت 13:45 به همت ستایش  | 

سخنان ارزنده ي حضرت عايشه (رضي الله عنها)

1- در دنيا دو چيز پسنديده است : سخن دلپذير و دل سخن پذير.


2- عبادت يک پيشه است و دکان آن خلوتگاه است و راس المال آن تقوي است و نفع آن بهشت است.


3- با وجود قدرت انتقام غضب را فرونشاندن افضل ترين جهاد است.


4- براي مومن خوابيدن زيبا نيست تا ماداميکه وصيت نامه اش را زير سر نگذارد.


5- موذن منادي رحمن است نغمه سرامنادي شيطان است.


6- به نرمي گفتگو کردن زن با مرد نامحرم داخل بدکاري است

و پوشيدن لباسهاي نازک در حکم برهنگي است.


7- خاموشي عبادت است بغير محنت ، هيبت است بغير سلطنت ، قلعه است بغير ديوار ،

 فتحيابي است بغير صلاح ، مخزن حکمتها و جواب جاهلان است.


8- تو در اين دنيا مسافر هستي به طرف دارآخرت ابتدا سفرتو مهد و انتها لحد است.


9- آن بنيادي که هيچوقت ويران نميشود عدل است آن تلخي که آخر کار شيرين است صبر است

 آن شيريني که انتهايش تلخ است شهوت است.


10- هر دري که به روي فقرا باز نميشود براي دکترها باز ميشود

11- برسه شخصي غضب خداوند است ¤¤¤ فقير متکبر ، پيرمردزاني ، عالم بدکار.


12- ده خصلت را خداوند براي ده اشخاص پسند نمي کند : بخل را از مالدار، تکبر را از فقير،

 طمع را از علما ، بي شرمي را از زنها ، حب دنيا را از پيرمرد ، سستي را از جوانها ،

 ظلم را از پادشاهان ، نامردي را از غازيها ، خودپسندي را از زاهدها ، رياکاري را از عابدها.


13- هشت چيز سير نميشود ¤¤¤ چشم از ديدن ، زمين از باران ، زن فاحشه از مرد ، عالم از علم،

 ساتل از سوال ، حريص از جمع آوري مال ، دريا از آب ، آتش از چوب.


14- از گوشه نشيني سه برکت حاصل ميشود : راحتي جسماني ، قوت روحاني ، حفاظت ايماني.


15- زبان توپرهيزگار مگردل تو بدکار ، در ظاهر مسلمان در باطن کافر ، بيرون بدنت موحد

مگر باطن مشرک ، زهد تو ظاهر دين تو ظاهر مگر باطن تو خراب است.


16- دولت معشوق بي وفا ، عمر حريف گريزپا ، اين را قيام نيست آن را دوام نيست.


17- خوش خلقي تجارت سودمند ، قناعت خزانه ، عدم گرفتاري دنيا آبرو ، توکل پناه و عقل

 کشتي نجات است.


18- فضا يک کتابخانه است که در آن الفاظ و اعمال هر شخص نوشته ميشود.


19- از تربيت فرزندان دستبردار نشويد از زدن چوب نخواهند مرد ليکن از عذاب جهنم نجات خواهد يافت...



+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/21ساعت 12:15 به همت ستایش  | 
شناسنامه ی حضرت عایشه(رضی الله عنها)

نام..................عایشه (رضی الله عنها)
کنیه.................ام المومنین
لقب.................حمیرا و صدیقه
تولد.................سال چهارم بعثت
نام همسر........پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم)
نام پدر.............خلیفه ی راشد رفیق نبوت حضرت ابوبکرصدیق (رضی الله عنه)
نام مادر............زینب
کنیه مادر...........ام رومان
سن ازدواج........هفت سالگی
طول عمر...........67سال
وفات ...............هفدهم رمضان سال 58 هجری
محل دفن..........مدینه منوره حجره حضرت عایشه(رضی الله عنها)

مراتب و اولیات خصوصی حضرت عایشه( رضی الله عنها)

1- از خاندان ایشان یعنی خاندان صدیقی چهار پشت مشرف به اسلام شده و

 به شرف صحابیت مشرف گردیده انداین خصوصیت را ازدواج دیگر نداشتند.

برای مشاهده دیگر خصوصیات بی بی حضرت عایشه به ادامه مطلب مراجعه کنید 


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده چهارشنبه 1387/06/20ساعت 18:54 به همت ستایش  | 

صراط مستقیم چیست؟

هر شخص مدعی است که او بر صراط مستقیم است و ریشه اصلی فتنه همین است که صراط مستقیم چگونه معین گردد،مصداق واقعی ان در خارج از ذهن چیست؟

لذا الله(ج)برای تعیین ان فرمودند:«صراط الذین انعمت علیهم»که راه مرا رسول من(ص) بیان خواهد فرمود و راه رسول را اصحاب کرام (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین)بیان خواهند کردو راه اصحاب را تابعین توضیح خواهند داد ،حتی نسل اندر نسل تا قیامت تعیین و تشریح این صراط مستقیم ادامه خواهد داشت .

حق تعالی(ج)صراط مستقیم را با« صراط الذین انعمت علیهم» تفسیر فرموده اند. با «صراطی» که راه من و راه راست است ،یا با «صراط القران»که راه قران راه درست است ،قران هر چه بگوید عمل بکنیدیا با «صراط رسولی »تفسیر نفرموده اند که انچه رسولم بگوید ان راه مستقیم وحق است چون ممکن بود ،شیطان با مکر وتلبیس مدعی شود که انچه من می گویم راه الله وراه قران و راه رسول است.

برای حفظ از فریب ،مکر ونیرنگ ابلیس فرمودند«صراط الذین انعمت علیهم »یعنی در هر قرنی و هر نسلی گروهی از اهل تقوا ،بصیرت،اخلاص وللهیت وجود خواهد داشت که الگوی عملی «صراط الذین انعمت علیهم»  تفسیر ان خواهد بود و ان گروه مصداق ان را تعیین می کنند حالا شما ار خودتان راه الله ؛،راه رسول ،وراه قران را یک چیز معرفی می کنید و اصحاب کرام که طبقه اول در این امت هستند چیزی دیگر را معرفی می کنند ،پس شما در بیماری جنون واختلال حواس گرفتارید و «صراط مستقیم»همان است که این بزرگواران تعیین و معرفی کرده اند ،حق تعالی در سوره فاتحه که ام القران و خلاصه قران است ارشاد فرموده است که اگر راه من وراه رسول من وراه قران را می خواهید مصداق و الگوی عملی ان را تعیین کنید و بدانید و از اصحاب کرام بپرسید و از ان ها راهنمایی بگیرید عمل بر راه ما بر اتباع ان ها مشروط و موقوف است در غیر این صورت در تاریکی های گمراهی گرفتار و از راه ما پرت خواهید بود.

 

                                            بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده چهارشنبه 1387/06/20ساعت 9:18 به همت حمید  | 

                                                         میان غیب وشهادت

خداوند(ج)درهرچیزخاصیتی جدایی ناپذیر نهاده است ،و مردم در ابادی زمین چاره ای ندارند جز آشنایی با ویژگی های هر عنصر و به کار گرفتن ان تا حد توان.

تمدن امروز در کشف بسیاری از خصوصیت های عالم ماده و استفاده از ان در بخش های مختلف،موفقیت چشم گیری داشته است ؛(و پی بردن به این خواص به مردم و به پیمانه تجربه ومعرفتشان موکول گردیده است.)

هر گاه حقایق به ثبوت رسیده صفات ممکنی را برای برخی اشیاءآشکار ساخته است ،انسان مسلمان باید به این حقایق احترام بگذاردوحق ندارد به اسم اسلام چیزی از ان کاسته یا بر ان بیفزاید وشرعا نمی تواند به نام توکل بر خدا به ان جاهل بماند،یا خصوصیاتی را از نزد خود به نام ارتباط با خدا بر ان اضافه کند ،چرا که توکل با قانون اسباب ومسببات ناسازگار نیست وکاری به نیروهای نهفته در عناصر مختلف ندارد،خداوند(ج)خود فرموده است:«پروردگار ما همان کسی است که به هر چیزافرینش سزاوار ان را بخشیده سپس هدایتش کرده است.»

آتش سوزنده است ونادیده گرفتن ان حماقتی است که هیچ دینی نگفته است .ایمان اقتضا دارد که انسان مسلمان به این حقیقت اعتراف کند به این لحاظ که این خاصیت ماده به ودیعت نهاده شده است .چرا که هیچ ذره ای در اسمان ها و زمین نمی توان یافت که وجود و حرکتش را از طبیعت خود گرفته باشد ،بلکه از سوی افریدگار یگانه به ان اعطا شده است.

ایا این ملاحضه واجب با تعطیل قوانین زندگی ربطی دارد؟مسلمانان که به نام توکل این نیروها و اسباب را می خواهند نادیده بگیرند این جهالت را از سوی خود مرتکب می شوند ودامن اسلام از ان بری وپاک است.

این عمل نه دلیل زیادت یقین بلکه دلیل نقصان علم است.

مثلا بت مشتی سنگ است که قابلیت دارد دربنای خانه یا هموار ساختن پیاده رو به کار رود،و جز این نباید خواص دیگری را بدان نسبت داد از ان گونه که بت پرستان به ان اعتقاد دارند.

گاوی که هندوان می پرستند برای استفاده از شیر و گوشت ان خوب است ،ولی تقدس بخشیدن به ان قابل قبول نیست.هم چنین است دیگر عناصری که خداوند(ج)آفریده است.

خواص هیچ یک از انها به حسب اعتقادی که بی خردان در ان باره دارند کاهش و فزونی نمی یابد بلکه در محدوده ای که قدرت برتر ترسیم نموده و علوم صحیح به ما معرفی داشته است ،ثابت خواهد ماند و دین الهی این حقایق را تصدیق و تاکید می کند.

کسی که مهره یا حلقه ای را بر خودش می اویزد ،بدین پندار که مرضی را رفع ،رزقی را فراهم یا اجلی را طولانی تر خواهد ساخت ،وی بی تردید انسان بت پرستی است که تفکر الوده و متعفنش با تفکر گاو پرستان و دیگر بت پرستان هم خوانی دارد. زیرا در زمان معالجه به مواردی دیگر نیاز است که توسط علوم صحیح نشان داده شده است.

از حضرت عبدالله ابن مسعود روایت شده است که بر گردن زنش چیزی را اویزان یافت ،به محض مشاهده ان را کشیده و از هم گسست،وگفت «خانوادۀ عبدالله بی نیاز از آنند که برای خدا بی دلیل شرک اورند.»

امام احمد از عمران بن حصین روایت کرده است که رسول خدا (ص)بر بازوی شخصی حلقه ای از فلز مشاهده کرد و فرمود:«وای بر تو این چیست گفت از واهنه (دفع سستی و کسالت)است. فرمود هان این جز بر سستی ات نمی افزاید،دورش بینداز چرا که اگر در حالی بمیری که این با تو باشد هرگز رستگار نمی شوی.»

برخی از مردم قران را حجابی برای خویش می سازند با این توهم که می تواند تجارتش را از ورشکستگی یا خودش را در رابطه با وظیفه اداری اش از خشم رؤسا در امان نگه دارد.این انحراف بزرگی است و اگر ساده لوحان ان را ایمان به خدا و تعظیم به ان بشمارند ،گرفتار واهمه شده اند.

پیوند مسلمان با قران عظیم این است که در ان بیندیشد و از ان فرمان ببرد.اگر تاجر یا کارمند باشد اولین شرط موفقیتش پیشبرد درست و بی عیب کار است که هیچ انحرافی در ان راه نیابد.چنانچه در این زمینه تقصیری رخ دهد نمی توان با مصحف به جبرانش پرداخت اگر چه ان مصحف کوچک باشد و یا بزرگ باشد.

در قران وسنت ادعیۀ ارزشمندی امده است تا انسان مسلمان در وقت هجوم مشکلات با ان ها به سوی خدا روی اورد؛این دعاها معانی واضح و الفاظ زیبایی دارد که انسان مسلمان همراه با حرارت و امید به خواندن ان ها می پردازد،و خداوند (ج)مشکلش را برطرف و رحمتش را بر وی فرود می اورد.

تنها چیزی که ما قبول داریم و موسس شریعت به ما اموخته است ،این دعاهاست و ان ها جزئی از اسباب و علل عادی نظام هستی است . زیرا که اگر شخصی ناتوان درخواست مناسبی از ذات توانا داشته باشد ،اجابتش نه خلاف مقررات است و نه نشانۀهرج و مرج ،بلکه کمکی است قابل ذکر که سزاوار شکر نیز می باشد.

 

 

+ افزوده شده دوشنبه 1387/06/18ساعت 12:44 به همت حمید  | 

چگونگی رشد محبت با الله و رابطۀ با او

علمای کرام می فرمایند :هنگام نماز خواندن پاسخی که از طرف حق تعالی در جواب هر جمله داده می شود ،اگر روی آن فکر کنند نتیجۀ لازمی آن این خواهد بود که رابطه اش با الله مستحکم تر می شود،محبت،انابت وتوجه الی الله ارتقا پیدا میکند،زمانیکه «الحمدلله رب العالمین»را میخوانید ،فکر کنید که حق تعالی با شنیدن این حمد من دارد ،پاسخ میدهد:«حمدنی عبدی»،روی این کلمه «عبدی»باید بشر به وجد بیاید،که حق تعالی مرا به خودش نسبت داده و بنده ام خطاب فرموده است،کجا ان ذات پاک و کجا این تودۀ خاک،نمازگذار باید خوش را فدای این خطاب بکند ،کجا ان مقام والای مختار کل وکجا این سراپا عجز وناتوانی،روی هر جمله بر پاسخ الله تعالی توجه کامل مبذول گردد که گویا خودم با همین گوش های سر دارم پاسخ ها را میشنوم ،چقدر باسعادتند نماز گزارانی که به این نعمت بزرگ رسیده اند ،که مجسمه ای از اخلاص«للهیت»وسراپا پیکره ای از عجز و فروتنی شده وبه دربار الله تعالی حاضر میشوند و از افراد درباری و مقرب قرار میگیرند،ودرجه های «حمدنی عبدی واثنی علی عبدی و...»به دست می اورند.

بعد از ان «ایاک نعبد و ایاک نستعین»(ما فقط تو را می پرستیم و فقط از تو کمک می خواهیم)،«ایاک نعبد»یک ادعاست که ما بعد از حمد و ثنا بر ان اعتراف می کنیم،که فقط تو را پرستش می کنیم و در عبادت تو کسی را شریک نمی کنیم،حکومت و سلطنت فقط از ان تو است،لذا ما فقط از قوانین و احکام تو اتباع می کنیم و درمقابل ان همه احکام دنیا را زیر پا له می کنیم ،موحد هستیم،به غیر از تو به کسی دیگر فکر نمی کنیم،فقط تو هستی و بس ،این ادعای عظیم الشأنی است اما در کنار ان با گفتن«ایاک نعبد و ایاک نستعین»اظهار عجز وناتوانی میکند،که ای الله در این ادعاکه فقط تو را اطاعت میکنیم،نه از کسی دیگر؛فقط از تو اطاعت میکنیم ،نه کسی دیگر ،فقط تو را می پرستم نه دیگری را ،وبرای استقامت و پختگی ،مقاومت وپایمندی در ان از تو کمک می خواهیم،اگر از تو یاری برسد ما میتوانیم در این قول وقرار ثابت بمانیم ،و الا نه.

از خودتان حساب بگیرید ،در این وضع ثابت ماندن خیلی مشکل است و این حرف تعبیر دوم از «لا اله الا الله »است ،تلفظ کردن جمله « لا اله الا الله» خیلی آسان است،از زبان هر مسلمان خود به خود و بی اختیار جاری می شود اما در قسمت برنامه عملی از خودتان حساب بگیرید امتحان بگیرید تا مشخص گردد چقدر نمره می گیرید ،ایا یک مسلمانی پیدا میشود که کلیه خواسته های این جمله را به جای اورده باشد؟یک طرف احکام الهی است برای مقابله با ان دو نیرو هجوم می اورد یکی بیرونی و دیگری درونی.

بیرونی مانند:بستگان،دوستان،عزیزان،دولتمردان،جامعه فاسد،دوستان و آشنایان.

درونی مانند:خواسته های غریزی،خواسته ها و وسوسه های شیطان.

در این موقع شما به دستور کدامیک عمل میکنید ،به دستور الله تعالی یا به دستور اشاره های یک مخلوق ناتوان ،در عروسی ها ومجالس احکام خداوندی مد نظر است یا خواسته بستگان و خویشاوندان ،در مراسم  ترحیم و ایصال ثواب به میت از حکم الله و رسول (ص)پیروی و اطاعت می کنید یا رضایت بستگان و دوستان مدنظر است ،مسلمان گفتن خیلی اسان است ،اما برنامه عملی این کلمه را اجرا کردن خیلی مشکل است :

اگر گویم مسلمانم بلرزم                                   که دانم مشکلات لا اله را

+ افزوده شده شنبه 1387/06/16ساعت 12:48 به همت حمید  | 

 

                         شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی

چو خواهی که یابی زهر بد رها                   ســرانــدر نـیاری بــدام بـلا

بـــوی در دو گـیتی زبد رستگار                     نــکو نـام بــاشی بر کردگـار

بــه گــــفتار پیغمبرت راه جوی                      دل از تیرگیها بدین آب شوی

تو رادیـن و دانش رهاند درست                     ره رستگاری ببایدت بجست

چه گفت آن خداوند تنزیل ووحی                    خــداوند امــر وخــداوند نـهی

که خورشید بعد از رسولان مه                      نتابید بر کـــس زبــوبکر به

عمـــر کــرد اسـلام را آشــکار                        بیاراست گیتی چو بـــاغ بهار

پس ازهردوآن بود عثمان گزین                      خداونـــد شــرم و خــداوند دیــن

چــهارم علـی بـود جـفت بـتول                      که او را به خوبی ستاید رسول

که من شهر علمم علیم دراست                   دراست این سخن گفت پیغمبرست

گواهی دهم کاین سخن رازاوست                  تو گویی دو گوشم بر آواز اوست

بدان باش کوگفت زو بر مگرد                          چو گفتار و رایت نیارد به درد

علی را چنین گفت و دیگر همین                     کزایشان قوی شدبهرگونه دین

نـبی آفـتاب و صحابان چو ماه                          بهم نسبتی یکدگر راست راه

حکیم این جهان را چو دریا نهاد                       برانگیخته موج از او تند باد

چـو هـفتاد کـشتی بر او ساخته                      همــه بـاد بـانـها برافـــراخـته

یکی پهن کشتی بسان عروس                       بیاراسته همچو چشم خروس

محــمد بـدو انـــدرون باعـــلی                          همان اهل بیت نبی و وصی

خــردمند از دور دریـا بــدید                               کـــــرانه نه پـــیدا و بـن ناپدید

بدانست کو موج خواهد زدن                            کس ازغرق بیرون نخواهد شدن

بدل گفت اگر با نبی و وصی                            شوم غرقه دارم دو یار وفی

همـانـا که باشد مرا دستگیر                            خـــداوند تـــاج ولــوا وسـریر

خداوند جوی و می وانگبین                              همان چشمه شیر و ماء معین

اگر چشم داری به دیگر سرای                           به نزد نبی و وصی گیر جای

گرت زین بد اید گناه من است                           چنین است ایین و راه من است

دلت گر به راه خطا مایل است                          ترا دشمن اندرجهان خوددل است

نباشد بجز اهرمن بد کنش                              که یزدان به آتش بسوزد تنش

نگر تا نداری به بازی جهان                               نه بر گردی از نیک بی همرهان

همان نیکیت باید آغاز کرد                               چو با نیک نامان بوی هم نبرد

نکویی به هرجا چو آید به کار                           نکویی گزین وزبدی شرم دار

ازین در سخن چند رانم همی                         هــمانا کــرانش نــدانم هــمی

سخن هرچه گویم همه گفته اند                       بر بــاغ دانــش همـه رفته اند

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir
+ افزوده شده شنبه 1387/06/16ساعت 10:39 به همت حمید  | 

 

                                              بعد ازاین گـوییم نعت مصطفی

                                              آنکه عالم یافت از نورش صفا

سید کونین وختم المرسلین                                                              آخــر امـــد بـود فـخر اولین

انکه امد نه فلک معراج او                                                                   انــبیاواولــیا مــحتاج او

شد وجودش رحمت للعالمین                                                             مسجد اوشدهمه روی زمین

صدهزاران رحمت جان آفرین                                                               بروی وبـرآل پـاک طـاهرین  

ان که شد یارش ابوبکروعمر                                                               ازسرانـگشت اوشـق شـدقـمر

ان یکی او را رفیق غار شد                                                                واندگـر لشکرکـش ابـرار شد

صاحبش بودند عثمان و علی                                                             بـهر ان گشتند در عـالم ولی

آن یکی کان حیا و حلم بود                                                                وان دگر باب مدینه علم بود

ان رسول حق که خیر النّاس بود                                                        عمّ پاکش حمزه وعباس بود

                                                هردم ازماصد درود وصد سلام

                                                بر رسول و آل و اصحابش تمام 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/14ساعت 19:14 به همت حمید  | 

 منظور اصلی از اعمال صالحه

اینجا این نکته را باید دقیق بفهمیم که منظور از اعمال صالحه چیست؟در این مورد عموم مردم در سوءتفاهم گرفتارند،هدف از اعمال صالحه این نیست که نماز نافله زیاد بخوانیم ،بلکه منظور این است که از گناه و نافرمانی الله دست بکشیم .

فرمان رسول اکرم (ص)است که «اتق المحارم تکن اعبد الناس»(پرهیز از گناه بالاترین عبادت است )،نوافل ،نماز تهجد،تسبیحات،اوراد،اذکار وتلاوت همه را انجام بدهیم اما فقط با اینها از عذاب خدا نمی توانیم رهایی یابیم،اما اگر از گناهان دوری داشتیم ،همیشه اظهار ندامت و توبه می کردیم،و فقط فرائض و واجبات شرعی را انجام می دادیم و نافله اصلاً نمی خواندیم،حتماً ویقیناًنجات خواهیم یافت؛ان شاءالله؛ پرهیز از گناه به منزله داروست وعبادت نافله به منزله غذای مقوی ،اگر به مریض دارو ندهیدو بیماری او را معالجه نکنید ،فقط غذای پر انرژی سودی ندارد بلکه ضرر هم دارد،به عبارتی دیگر ترک گناه به منزله استحکام ساختمان و مراعات دستورات فنی ومصالح ساختمانی خوب است،اما عبادت نافله به منزله رنگ و روغن ونقش ونگار خانه است،اگر بنای ساختمان از نظر مصالح ساختمانی و دستورات فنی ضعیف باشد،نقش ونگار چه دردی را دوا می کند؟توبه از گناه،شستشوی قلب و پاکسازی ان است ،وعبادت نافله واکسن زدن ان است،پارچه کثیف و اهن زنگ الود رنگ و روغن را نمی پذیرد،نه دوام خواهد داشت و نه زیبایی و درخشش؛تا زمانیکه چرک و زنگ زدوده نشود،رنگ زدن ان توهین وناقدری ان است،اول با توبه و استغفار زنگ های دل را بزداییم،انگاه انوار و تجلیات عبادت نافله را مشاهده بکنیم،حضرت مولانا در مثنوی می فرماید:

آیــنت دانـی چــرا غمـاز نــیست                                              زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست

رو تو زنگار از رخ اوپاک کن                                              بـعد از ایـن،ایـن نـور را ادراک کــن

نجات از جهنم بر ترک گناه موقوف است ،فرد هر مقدار هم عبادت نافله زیاد انجام داده باشد،تا زمانیکه از گناه دست نکشیده باشد،از جهنم نمی تواند نجات پیدا کند،حضرت رسول اکرم(ص)ارشاد می فرماید:

«روز قیامت گروههایی احضار می شوند که به اندازه کوههای بلند نیکی دارند آنگاه دستور داده می شود این ها را به جهنم بیندازید،اصحاب عرض کردند،ایا نماز گزاران را هم؟ حضر ت(ص)فرمودند،اری نماز می خواندند،روزه می گرفتند،پاسی از شب را عبادت می کردند،اما به محض اینکه فرصتی برای گناهی فراهم می شد، در ان میپریدند».(احیاءالعلوم ص 240ج 3)

ظاهر است که درمان همه نگرانی ها و اظطراب ها زمانی مقدور است که شما از هر نافرمانی  مالک خویش توبه کرده با او آشتی بکنید و او را راضی بگردانید،این مالک از ذکر و تسبیح وعبادت نافله ،صدقات نافله راضی نمی شود،این مالک اگر راضی بشود ،فقط در صورتی که نافرمانی ها را کنار بگذاریم ،پس از ادای حق خالق وحق مخلوق در کنار انجام فرایض و واجبات گناهان را یکسره کنار بگذاریم ،اگر به نوافل و تسبیحات خیلی پایبند است ،اما در انجام فرایض و واجبات کوتاهی دارد،یا هر سال برای حج میرود،به یتیم و نیازمندان کمک می کند،در ساخت وساز مساجد وحوزه ها بینهایت پول می دهد لیکن در کنار ان رشوه می گیرد،کم فروشی می کند،در کارها تقلب می کند،یا با روشهای دیگر حق مردم را غصب می کند،و در دل خویش مطمئن است که من پس از ایمان شرط اعمال صالحه را انجام داده ام ،در واقع خودش را فریب داده است،و در سوءتفاهم گرفتار است،نفس او را گول زده است ،در مورد چنین افرادی حق تعالی می فرمایند:

«کسانی انرژی و تلاششان در دنیا تلف شد،و گمان می کنندکه کار خوبی دارندمی کنند».عرفا و صوفیان قبل از تحلی بالفضایل به تخلی عن الرذایل خیلی تاکید و پافشاری دارند،ترک گناهان وانجام فرایض اساس اعمال صالحه است ،کسی که پایبند به این اصل باشد ،او چنان رابطه ای با حق تعالی پیدا خواهد کرد که خود به خود برای انجام نوافل و اذکار توفیق پیدا خواهد کرد،بدون ذکر محبوب او خودش ارام نمی گیرد،

عشق ومحبت الله در دل او ریشه می دواند ،بعد از توبه گناهان او بقول حضرت مجذوب(رح)به این وضع می رسد«هر ارزویی داشتم همه را از دل بیرو ن انداختم ،حالا که خلوت شده در دلم جای بگیر ».

ادای فرایض و ترک گناهان لازمه اش حصول توفیق عبادت نافله است،اینها لازم و ملزوم اند،نفس وشیطان فریب می دهند،که عبادت نافله را ادامه بده ،به ترک گناه نیازی نیست،پیران طریقت (ظاهری)و وعاظ نیز توصیه می کنند فلان ذکر و فلان نماز نفل را بخوانید،اعمال صالحه را انجام داده اید،نه دست کشیدن از حرام لازم است و نه نیازی به ترک گناه،هر کار دلت خواست بکن،به این نوافل و اوراد پایبند باش ،هم خالق راضی است هم خلق،شیخ هم راضی،رند خرابات هم راضی،دین هم باقی است در دنیا هم کسری به وجود نیاید،به علت همین جهل وناآگاهی است که خیلی از مردم صالح نما که به گمان خودشان نیکوکارند،در علوم جاهلیت گرفتارندو دست نمی کشند،در مجالس غم و جشن های سرور و شادی از بدعات دست نمی کشند ،کورکورانه از نیاکان خویش تقید می کنند،متاسفانه کسی نیست که این ها را آگاه کند.

به امید روزی که همه ی این افراد ایرادات کار خود رابدانندو برای اصلاح ان ها تلاش کنند.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/14ساعت 17:39 به همت حمید  | 

سلامی گرم خدمت تمام شما سروران که مارا شرمنده کردید و به این وبلاگ سر زدید

یکی از عزیزان نظری داده بودند (بدون ثبت ایمیل یا سایت خودشون )مبنی بر اینکه (اخه احمق از کی تا حالا عطار و فردوسی و فلان و فلان شدن سنی؟) البته یه سری چیز های دیگه هم گفته بودند که من شرمم میاد بگم.

از دست این عزیز ناراحت نمی شم چون ایشان به قدری عقده ای به باراومدند و تعصب بیجا دارند که طاقت شنیدن حق رو که واقعاً تلخ است رو نیاوردند و شخصیت خوشون رو با این حرف های رکیک به ما نمایاندند.

خوب دوست عزیز اگه واقعا فکر می کنید که عطار و فردوسی و... سنی نیستند خوب برید به کتب و اثاری که از این بزرگمردان به جا مانده نگاه بکنید و ببینید که چگونه شما  را انگونه که خواسته اند به بار اورده اند و خودتون از دنیا بیخبرید من هم سعی می کنم که اشعاری رو از این عزیزان برای اثبات مطلبم در وبلاگ جای بدم در ضمن مارا از نظرات خودتون بی بهره نگذارید

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/14ساعت 17:34 به همت حمید  | 

کریم السجایا ،جمیل الشیم                   نبی البرایا شفیع الامم

امام الرسل پیشوای سبیل                   امین خدا مهبط جبرئیل

امام الهدی صدر دیوان حشر               شفیع الوری خواجه بعث النشر

کریمی که چرخ و فلک طور اوست      همه نورها نور اوست

شفیع مطاع و نبی و کریم                  قسیم و جسیم و بسیم و سیم

یتیمی که نا کرده قران درست             کتب خانةچند ملت بشست

چو عزمش برآهیخت شمشیر بیم         بمعجز میان قمر زد دو نیم

چوصیتش در افواه دنیا فتاد                تزلزل درایوان کسری فتاد

بلا قامت لات بشکست خورد              با عزازدین اب عزی ببرد

نه از لات و عزی برآورد گرد            که تورات و انجیل منسوخ کرد

شبی برنشست از فلک برگذشت           به تمکین و جاه از ملک درگذشت

چنان گرم در تیه قربت براند               که در سدره جبرئیل از او باز ماند

بدو گفت سالار بیت الحرام                 که ای حامل وحی برتر خرام

چو در دوستی مخلصم یافتی                عنانم ز صحبت چرا تافتی

بگفتا فراتر مجالم نماند                      بماندم که نیروی بالم نماند

اگر یک سر موی برتر پرم                 فروغ تجلی بسوزد پرم

نماند به عصیان کسی در گرو              که دارد چنین سید پیشرو

چه نعت پسندیده گویم تو را                 علیک السلام ای نبی الوری

درود ملک بر روان تو باد                  براصحاب وبرپیروان تو باد

نخستنین ابوبکرپیر مرید                    عمر پنجه بر پیچ دیومرید

خردمند عثمان شب زنده دار                چهارم علی شاه دلدل سوار

خدایا به حق بنی فاطمه                      که برقول ایمان کنم خاتمه

اگر دعوتم رد کنی ور قبول                 من و دست و دامان ال رسول

چه کم گردد ای صدر فرخنده پی           زقدر رفیعت به درگاه وحی

که باشند مشتی گدایان خیل                  به مهمان دار سلامت طفیل

خدایا ثنا گفت وتجلیل کرد                   زمین بوس قدر تو جبرئیل کرد

بلند اسمان پیش قدرت خجل                 تو مخلوق و ادم هنوز اب و گل

تو اصل وجود امدی از نخست              دگر هر چه موجود نمود فرع توست

ندانم کدامین سخن گویمت                    که والا تری ز آنچه من گویمت

تو راعزّ لو لاک تمکین بس است           ثنای تو طاها ویاسین بس است

چه وصفت کند سعدی ناتمام                  علیک الصلوة ای نبی والسّلام

+ افزوده شده سه شنبه 1387/06/12ساعت 19:27 به همت حمید  | 

                               حوزه علمیه امام ابوحنیفه به شهادت رسید

حوزه ی علمیه امام ابو حنیفه حدود 7سال پیش به طور رسما به عنوان شعبه ای از دارالعلوم زاهدان قرار گرفته است  این مدرسه دینی با 600نفر طلبه دومین مدرسه دینی از نظر جمعیت است  که درسال جاری رتبه اول را از نظر کیفیت و ارتقاء درسی در بین مدارس استان  بوده که قبلا در خود لوتک قرار داشت اما  متاسفانه در سال گذشته به علت دعوای ارث فرزندان مرحوم مولا نا محمد گل (موسس حوزه) و حمایت بعضی ارگان ها از انان این مدرسه را مسلحانه تصرف و اساتید و طلاب را از مدرسه اخراج نمودند پس از این جریان بنا بر در خواست و تقاضای اهالی روستای عظیم اباد به انجا منتقل شد که پس از ان محل سکونت طلاب خانه های قدیمی  روستا که مردم ان ها را وقف مدرسه نموده و یا موقتا به صورت امانت به اختیار طلاب قرار داده اند  .

اما با تاسف در سحرگاه روز چهارشنبه 6شهریور 1387 نیرو های مسلح انتظامی به این مدرسه حمله کرده و با استفاده از لودر ها و ماشین الات سنگین حوز ه و حتی خانه های مردم را که به طلاب امانت داده بودند با خاک یکسان کردند و حدود 300نفر از طلاب این مدرسه را به مکان نا معلوم منتقل نمودند .

انجام این نوع اعمال واعمال دیگر هم چون اهانت به معتقدات اهل سنت در رسانه های تجمعی نظیر رادیو و تلوزیون و مجلات نه تنها ذره ای از ایمان دینی جامعه اهل سنت(که یک چهارم جامعه ایران را در کنار مذاهب و ادیان دیگر تشکیل می دهند ) نمی کاهد بلکه بر عزم و اراده مردم روز به روز افزوده می شود .

انجام این چنین اعمالی از سوی نظام ایران کم نیست بلکه به حدی رسیده است که طاق مردم به سرامده و دیگر نمی توانند تحمل کنند اخر کار امروز و دیروز واین عمل وان عمل نیست جامعه اهل سنت ایران دیگر از این کار ها به ستوه امده است .

توهین به مقدسات اهل سنت در فیلم های تاریخی نظیر فیلم حضرت علی و...

عدم اجازه دادن به اهل سنت برای ساختن حتی یک مسجد در پایتخت

دستگیری دو عالم اهل سنت کردستان به نام های شیخ حسن زراعی و ماموستا ایوب گنجی

اعدام دو تن از علمای اهل سنت ایرانشهر به نام های مولوی عبدالقدوس ملازهیو مولوی محمد یوسف سهرابی.

توهین در مستندات تلوزیونی حتی در ماه مبارک رمضان!

تبدیل کردن مسجدبه پارک در مشهد

دستگیری و درگیری در ریجاب

بازداشت مولوی عبدالعلی خیرشاهی در مشهد

تعطیلی مسجد اهل سنت کرج

پلمپ شدن مکتب قران خواهران اهل سنت در مشهد

پلمپ شدن مسجد و دار التحفیظ مسجد جامع النبی در تاجر اباد

دستگیری مولوی احمد نارویی

پلمپ مسجد در روستای فاضل اباد

و...  .

این است نمونه ای از هدایای جامعه اسلامی وسرزمین ام القری اسلامی ایران!

واقعا جای تشکر داردچون انجام چنین اعمالی برای ارتقای سطح امنیت لازم و ضروری است . شما هم با من موافقید مگه نه؟

انجام چنین اعمالی نه تنها ایمان اهل سنت را تضعیف نمی کند بلکه بر اراده قلبی ان ها افزوده می شود و باعث می شود تا در راه رسیدن به اهداف خوشون تلاش بیشتری کنند و در این راه در برخورد با چنین مسائلی که دیگر عادی شده است دلسرد و ناامسد نشوند و برای رسیدن به اهدافشون تلاش بیشتری کنند .

ای جوانان اهل سنت به پاخیزید و غیرت و همیت خود را با پیمودن مراتب عالی علوم به نمایش بگذارید و به گذشنه خود ببالید و در حال برای اینده ای بهتر تلاش کنید ،فرامش نکنید که جوانان گذشته اهل سنت چگو نه افتخار افریدند به بزرگمردانی چون عطار و فردوسی و سعدی و حافظ شیرازی و... بنگرید و باز هم بگوییدما میتوانیم.

 

+ افزوده شده دوشنبه 1387/06/11ساعت 13:58 به همت حمید  | 

سلامی گرم خدمت شما سروران گرامی من این اواخر خوابی در مورد مولانا خیرشاهی دیدم این خوابم من رو به این فکر انداخت تا اثار مولانا رو که بیشتر به صورت شفاهی و به صورت سخنرانی هستند رو به مکتوب در بیارم به هر حال این نخستین سخنرانی است که دارم به صورت مکتوب خدمت شما عرضه می کنم چون طول میکشه تا بتونم یک سخنرانی رو به مکتوب در بیارم به همین دلیل هر سخنرانی رو به چند قسمت تقسیم کردم تا بتونم پی در پی وبدون وقفه طولانی این مطالب رو در وبلاگ قرار بدم امیدوارم استفاده کافی رو ببرید در ضمن نظر هم یادتون نره راستی درمورد حدیث فکر کنم اشتباه کردم هرکس اصل حدیث رو میدونه برام بفرسته

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/07ساعت 20:19 به همت حمید  | 

 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irعمل کردن بر دین با نگه داشتن  اخگر در  دست  برابر  می شود و  فتنه های  بزرگ اشکار می گردند

حضرت انس(رض)روایت می کند رسول خدا (ص)ارشاد فرمودند که «بر مردم چنان زمانی خواهد امد که شخص صابر و ثابت قدم بر دین مانند کسی خواهد بود که اخگر اتشین را در دست خود نگه دارد ».

این حالت در این زمان نیز دیده می شود چرا که از هر طرف فضای بیدینی و بی حیایی و فحاشی قوت گرفته است و محیط فسق و فجور سرکشی و عصیان بر پا گشته است به طوری که متدین واقعی کمتر یا فت می شود و اگر شخصی بخواهد بر دین عمل کند هموطنان ،بزرگان و نزدیکان مانع خواهند شد،زن می گوید:از این حقوق ناچیز احتیاجات و ضروریات مان بر اورده نمی شود همه مردم رشوه میگیرند و تو پرهیزگار بزرگی شده ای ؟کسانی که هم سن وسال من هستند از ریش گذاشتن تو مرا مورد تمسخر قرار می دهند .

اری امروزه چنین است که اگر کسی در مسافرت باشد اگر بخواهد نماز بخواند ماشین برای او نگه داشته می شود،ولی اگر به کسی نقصان دنیوی برسد همه با او هم دردی می کنند ولی دینداری مترادف به نقصان به شمار می اید لذا اگر کسی می خواهد رضای الهی را در نظر گیردبه دنیا و اهل دنیا توجه ننماید و به مذمت و ملامت دیگران اعتنا نکند و برای حفاظت دین خود نقصانات دنیوی را تحمل نماید ان وقت است که دین در زندگی او راه می یابد خوشا به حال انان که تنها رضای الهی را می جویند این توفیق تنها در مجالس دینداران حاصل می اید و بس .و به قول شاعر :

شو همدم پروانه تا سوختن اموزی       

                                                                      با سوخته گان بنشین شاید که تو هم سوزی 

اگر بنا بر عذری از مجلس دینداران دور باشد لا اقل از مجلس بی دینان هم خود را دور نگه دارد چنان که نبی کریم (ص)ارشاد فرمودند :ان زمان نزدیک است که بهترین مال مسلمانان چند راس گوسفند می شود که انها را برداشته در بیابان و بالای قله کوه ها می رود به این صورت برای حفاظت دین خود از فتنه ها فرار می کند .

در حدیث دیگری امده است که رسول خدا(ص)ارشاد فرمودند:«به زودی فتنه ها اشکار خواهند شد ان وقت شخصی که نشسته باشد از شخصی که ایستاده باشد بهتر خواهد بود چراکه شخص نشسته نصبت به شخص ایستاده از فتنه ها دورتر می شود و شخص ایستاده از راه رونده بهتر خواهد بود و شخص رونده ازشخص دونده بهتر خواهد بود و شخصی که نگاه خود را بلند کرده و به فتنه ها نظر بیفکند فتنه ها او را می رباید بنابراین هرکس در ان وقت برای خود هر گونه جای خلاص و پناه می بیند باید ان جا پناه بگیرد ».

حضرت مغفل بن یسار (رض)روایت میکند که رسول خدا(ص)ارشاد فرمودند:«عبادت کردن در زمان قتل و فساد با هجرت کردن به سوی من برابر است ».

حضرت ابوثعلبه (رض) می فرمود که من ازرسول خدا (ص) مقصود این ایه «یا ایها الذین امنوا علیکم انفسکم لا یضرکم  من ضل اذ اهتدیتم »را پرسیدم ان حضرت ارشاد فرمودند«به کارهای نیک امر کنید وازبدی منع نمایید تا وقتی که حال مردم را این طور دیدید که ازبخل اطاعت می شود و بر خواهشات نفسانی عمل می شود و دنیا بر دین ترجیح داده میشود و هر صاحب رای ،رای خود را مقدم می دارد و اگر شما در حالی باشید که در بین مردم بمانید حتما به فتنه ها مبتلا می شوید پس دراین حال فکری برای خود بر دارید و عوام را ترک کنید چرا که ان زمان ،زمان صبر است ،پس کسی که بر دین خود صبر کند گویا اخگر اتشین را در دست گرفته است .»

بعد از ان ارشاد فرمودند :«کسی که در ان زمان بر دین عمل کند او را برابر عمل ان پنجاه نفر اجر می رسد که در غیر ان زمان و در ایام امن چنین اعمالی را انجام داده باشد صحابه (رض) عرض کردند :یا رسول الله (ص) ایا اجر پنجاه نفر از ان ها به او می رسد ؟ان حضرت (ص) عرض فرمود خیر پنجاه نفر عمل کننده از شما به او خواهد رسید.

                بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/07ساعت 12:48 به همت حمید  | 

.بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irمساجد اراسته شده ،محل گفت وگوی امور دنیوی می شوند.بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

حضرت انس (رض)می فرماید که رسول الله(ص) ارشاد فرمودند :«یکی از علامات قیامت این است که مردم مسجد بنا می کنند و به ان فخر می نمایند».

امروزه همین حالت است و به قول ابن عباس (رض)«لتزخرفنهاکما زخرفت الیهود والنصاری» هر اینه شما مساجد را مانند یهود و نصاری زینت می دهید.

چیز هایی که فکر انسان را منتشر ساخته و جمعیت خاطر ادمی را از بین می برند،مانند سنگ ها و لوستر ها و چراغ های گوناگون و فرش های فریبنده و پرده های گرانبها و دیگر اشیای پر زرق و برق و همه ی وسایل راحتی که درمساجد وجود دارند ،لذا این اشیا و اسباب گرانبها ی دنیوی اند که سبب بستن و قفل شدن مساجد شده اند و برای حفاظت و نگهداری ان ها احتیاج به خدمه و نگهبان شده است .

مساجد از این اشیای پر زرق وبرق دنیوی اباد و از نماز گزار خالی هستند و کسانی که نمازگزارند معمولا به گفت وگوی امور دنیوی مشغول می شوند،در مساجد نه نماز با خشوع است و نه حلقه تعلیم دیده می شود و نه از مشورت دینی خبری است و نه از ذکر وتلاوت نشانه ای،حال انکه مسجد در زمان رسول الله (ص) وحضرات خلفای راشدین (رض) مرکز مشورت وترقی دین و امور دینی بود.

در کنز العمال یک روایت امده است که :«هرگاه شما مساجد خود را ارایش دادید و قران ها را مزین ساختید پس بدانید که هلاکت شما نزدیک شده است.»

بیهقی در شعب الایمان روایت کرده است که رسول خدا(ص)فرمودند که:«روزگاری خواهد امد که چنان اشخاصی پیدا میشوند که تمام گفت و گوی دنیوی انها در مساجد خواهد بود ،لذا شما در مجلس ایشان ننشینید چرا که خداوند متعال به وجود ایشان نیازی نمی بیند».

                      بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده پنجشنبه 1387/06/07ساعت 8:17 به همت حمید  | 

 بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irفقط نام اسلام و الفاظ قرانی باقی می مانندوعلمای سوءو بدکار پیدا می شوند.بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

حضرت علی (رض)می فرماید که رسول خدا(ص)ارشاد فرمودند:«بزودی چنان زمانی بر مردم خواهد امد که فقط نام اسلام و رسم قران باقی می ماند و مساجد ایشان از لحاظ نقش و نگار و زرق وبرق اباد می شوند، لیکن به اعتبار عبادات واشارات به مردم ،ویران خواهند بود و علمای ایشان از همه ساکنان زیر اسمان بدتر خواهند بود بطوری که فتنه از علما بروز می کند و باز به خود ان ها باز می گردند.»

فقط نام اسلام باقی میماند یعنی تنها اعمال اسلامی در مردم باقی می ماند و حقیقت اعمال از بین خواهد رفت. چنانکه امروزه فقط نام روزه ،زکات،حج و غیره باقی مانده،حقیقت و روح ان ها به نحوی که از رسول خدا(ص)منقول است باقی نمانده است و می بینیم که میلیون ها مسلمان ظاهرا این عبادات را انجام می دهند ولی اعمالشان فاقد روح است،قران مجید را به طور عادت تلاوت می کنند ،الفاظ وخوش اوازی ان را رعایت می کنند ،اما انچه مقصود اصل است ،یعنی در معانی و مطالب قران کریم غور و تفکرکردن و از منهیات ان باز ماندن و اوامر الهی را به جا اوردن ،در تصور مسلمانان نمانده است.

انچه درباره علما ارشاد فرمودند که فتنه ها از علما ظاهر می شوند و باز به ایشان بر می گردند مقصود این است که حالات علمابه مرور زمان تغییر کرده ،راه رشد و هدایت را ترک می کنند که به موجب ان فساد بر پا می شود و علما با این فتنه ها و فساد ها درگیر خواهند بود و مقصود این هم می تواند باشد که علما با اهل دنیا وظالمان مدد و همکاری خواهند کرد و به غرض جمع اوری پول،موافق میل ان ها مسائل بیان میکنند سپس ان اهل دنیا برای ایشان وبال جان خواهند بود.

در روایتی از ابن ماجه امده است که رسول خدا (ص)ارشاد فرمودند «در اینده در امت من چنان اشخاصی یافت خواهند شد که فهم و فراست دینی حاصل می کنند،قران می خوانند سپس به طمع کسب مال ،نزد سرمایه داران می روند و به خیال خود ،دین خود را حفظ می کنند در حالی که هرگز چنین نخواهد بود.»

ان حضرت(ص)فرمودند «هرگز چنین نخواهد شد که کسی نزد سرمایه داران برود و دینش کامل بماند،همچنانکه از درخت قتاد به جز خار چیز دیگری حاصل نمی شود،همینطور از قرب و معاشرت با سرمایه داران بجز گناه چیز دیگری حاصل نخواهد شد.»

ان علما که نزد سرمایه داران می روند ،عموماً علمای سوء و بدکار هستند که به خاطر چند ریال نزد ان ها می روند و عزت و وقار خود را از دست می دهند.

حضرت عبدالله ابن مسعود(رض)می فرماید :اگر اهل علم ، علم خود رانگاه می داشتند و با کسانی که صلاحیت ان را دارند صرف می کردند،در دنیا سردار می شدند، لیکن ان ها به خاطر حصول دنیا ،علم خود را با اهل دنیا صرف کردند در نتیجه در نظر اهل دنیا ذلیل شدند،علمای امروز هم مانند عوام از فکر اخرت دور شده اند و این زندگی فانی را مقصد خود قرار داده اند و برای این که راهنمای سیاسی باشند و شهرت حاصل کنند و مال و زر جمع اوری نمایند سرگردان شده اند.

 در بین علمای زمان حاضر افراد کمی هستند که تبلیغ اسلام را می کنند حتی امروز بعضی از علما حالت شان چنان شده که در جلسات خود عقاید و اعمال گمراه کننده ای را انتشار داده وبه جای ارشادات نبوی مردم را به طرف نظام خود ساختۀ مخلوق دعوت می دهند.

                    بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ افزوده شده چهارشنبه 1387/06/06ساعت 20:30 به همت حمید  | 

سلام خدمت شما   ...  از اینکه به وبلاگ محبان فاروق که وبلاگی است متعلق به خودتون سر زدید ممنونم و از اینکه نظر داده بودید بیشتر ممنونم نظرتون حکایت از یک پیام می کرد پیام بحث و ارتباط از طریق چت نمیدونم که شما تا چه اندازه ای از وقتتون رو صرف چت می کنید اما اجازه بدید تا تجربه خودم رو در مورد چت خدمتتون عرض بکنم . من هم قبلا مثل خیلی از افراد و شاید حتی مثل خودتون ساعت ها وقتم رو صرف گشتن در اتاق های چت و چت کردن با افراد مختلف می کردم اما این اواخر وقتی سی دی های مولانا خیرشاهی را تماشا می کردم در بین یکی از صحبت هاش که در مورد انحرافات اخلاقی وجوانان بود متوجه سخنانی در مورد چت شدم که مولانا به حال ما جوانان چگونه گریه می کردند و می گفتند جوونا به فکر باشید همتون فردای قیامت مسوئلید به این که وقت گرانبهاتون رو جوونیتون رو با اینطور چیز های بیهوده تلف می کنید وقنی این صحبت ها رو از مولانا میشنیدم حالم دگرگون شد به خودم گفتم مولانا این صححبت ها رو بی خود و بی جا که نمیگه چرا من هم به فکر نبا شم و از این کارها دست نکشم به فکر انجام کار خیر هر چند کوچک نباشم این بود که دیگه چت کردن رو رها کردم و به فکر تأسیس یک وبلاگ افتادم و وبلاگ محبان فاروق رو به راه انداختم از شما و تمامی عزیزان میخواهم که دیگه به خودمون بیاییم به حال مسلمانان و اهل سنت در ایران بسوزیم به این که جوان های اهل سنت چگونه در اتش دوری از دین می سوزند و روز به روز این وضع بدتر می شود فرزندان اهل سنت به دلیل کم اگاهی از این مذهب دور می شوند .

جوانان اهل سنت به جای توجه به خود و جامعه اسلام رو به سوی رفتارهای غیر اخلاقی اورده اند رو به بی بند وباری اورده اند به فکر رابطه با جنس مخالف هستند به فکر مال اندوزی و ثروت اند و...

اما به عنوان یک مسلمان و به عنوان یک پیرو سنت  پیامبر وظیفه ما چیست؟ وقتی رسول الله (ص)از دنیا رفتند و جهان از وجود پیامبر برای همیشه بی بهره ماند پیامبرانی که از اغاز خلقت همواره برای هدایت بشر امده اند و و با سعی و تلاش و وجود مشقت های فراوان دست از دعوت و تبلیغ باز نمی داشتند حال چه کسی باید این بار سنگین را به دوش بکشدو در این راه مشقت تحمل کند ؟شاید چون ختم نبوت اعلام شده این به علت بی نیازی جامعه از دعوت به طرف الله است ؟یا به خاطر نزدیک شدن به قیامت باید بگذاریم تا جامعه به بی بند و باری کشیده شود وانواع فساد اجتماعی در جامعه رواج پیدا کند تا زمینه برای برپایی قیامت اماده شود؟یا به خودمون بگیم ما که وکیل و وصی مردم نیستسم؟

ادامه دارد...

+ افزوده شده سه شنبه 1387/06/05ساعت 7:21 به همت حمید  | 

سلام خدمت تمامی عزیزان از این به بعد می خواهم یک بخش به نام بحث دوستانه ایجاد کنم دوستانی که مایلند تا نظراتشون در وبلاگ  و این بخش قرار داده بشه می تونن نظراتشتون رو به طور خصوصی برام ارسال کنند یا به ادرسh_b2858@yahoo.com بفرستند

+ افزوده شده سه شنبه 1387/06/05ساعت 7:14 به همت حمید  | 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irاصول اهل سنت و جماعتبهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

اهل سنت و جماعت بر اساس اصولي ثابت و واضح و آشكار عمل مىكنند، آن هم در اعتقاد و اعمال و رفتار و اخلاق و اين اصول بزرگي است كه از كتاب خدا و سنت رسول الله e و آنچه سلف صالح از صحابه و تابعين و پيروان نيكو بر آن بودند تلقي كرده، فراگرفته اند، و اين اصول و قواعد در چند چيز ذيل خلاصه مىشود:

اصل و قاعده اول:

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

ايمان به خدا و فرشتگان و كتاب ها و پيامبران خدا و روز آخرت و ايمان به قضا و قدر، خير و شر آن.

1 ـ ايمان به خدا: تصديق به يگانگي خدا، يعني تصديق كردن توحيد سه گانه و اعتقاد داشتن و عمل كردن به آن، آنهم: توحيد ربوبيت، و توحيد الوهيت، و توحيد اسماء و صفات است .

توحيد ربوبيت: و آن عبارت است از توحيد افعال خداوند، يعنى: معتقد بودن به اين كه همه چيز هم چون آفريدن، و روزي دادن، و زنده كردن، و ميرانيدن از جانب خــداست، و ايـن كه او پروردگار و مالك همه چيز است.

و توحيد الوهيت: اين كه تنها خداي يگانه سزاوار تمام عباداتي است كه بنده آن را به شكل مشروع براي نزديك شدن به خدا انجام مىهد، هم چون: دعاء، و ترس، و اميد، و دوستي، و قرباني، و نذر، و ياري خواستن، و پناه گرفتن، فريادرسي و كمك، و نماز و روزه، و حج، و انفاق در راه خدا، و آنچه را مشروع نموده و به آن امر فرموده است، و براي خدا ديگري را شريك قرار نمىدهند، نه فرشته اي مقرب، و نه پيامبري فرستاده، و نه ولىاي از أولياء، و نه غير از اين ها.

توحيد اسماء و صفات: ثابت كردن نام ها و صفاتىكه خدا آن را به خود، و يا پيامبرش آن را به او ثابت نموده است، و پاك دانستن و منـزه داشتن خدا از هر عيب و نقصي كه خود را از آن منزه داشته، و يا پيامبرش او را از آن منزه دانسته باشد، و اين همه بدون هيچ گونه تمثيل، و تشبيه، و تحريف، و تعطيل، و تأويل، چنان كه خداوند مىفرمايد: )ليس كمثله شيء وهو السميع البصير(. [الشوري 11].

[مانند او چيزي نيست، و او شنواي بيناست].

چنان كه مىفرمايد: )ولله الأسماء الحسني فادعوه بها(. [الأعراف 180].

[و براي اوست بهترين نام ها (نام هاي نود و نه گانه كه در حديث آمده) خدا را با آن نام ها بناميد و به آن نام ها دعا كنيد، و مناسب با آن عمل كنيد].

2 ـ ايمان به فرشتگان خدا: يعني تصديق كردن به وجود آن ها، و اين كه خلقي از مخلوقات خدايند، و آنها را از نور آفريده است تا او را عبادت كنند، و فرمان او را در جهان هستي بجا آورند، چنان كه خداوند مىفرمايد: )بل عباد مكرمون لا يسبقونه بالقول وهم بأمرهم يعملون(. [الأنبياء 26 ـ 27].

[بلكه آنان همه بندگان گرامي خدا بودند، هميشه گفتار ايشان بعد از گفتار خداست، هميشه مطيع فرمان خداي خود هستند].

3 ـ ايمان به كتاب هاي خدا: يعني تصديق به آن، و به راهنمايي و نوري كه در آن است، و اين كه خداوند آن را براي هدايت بشريت بر پيامبران خود نازل فرموده، و عظيم ترين آن كتاب ها تورات و انجيل و قرآن است، و عظيم ترين اين سه كتاب، قرآن است، و آن معجزه اي بزرگ و عظيمي است، خداوند مىفرمايد: )قل لئن اجتمعت الإنس والجن علي أن يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيراً(. [الإسراء 88].

[بگو اي رسول خدا اگر انس و جن همه همدست شوند تا مانند اين قرآن بياورند، نتوانند، و اگر چه بعضي از ايشان پشتيبان بعضي ديگر و مددكار يكديگر شوند].

اهل سنت و جماعت ايمان دارند كه قرآن كلام خداست، و حروف و معاني آن مخلوق نيست، به خلاف آنچه جهميه و معتزله مىگويند كه: قرآن همه اش با حروف و معاني آن مخلوق است، و به خلاف آنچه كه اشاعره و پيروان آنها مىگويند كه: كلام خدا عبارت از معاني آن است، ولي حروف آن مخلوق است، و هر دو قول باطل است، خداوند مىفرمايد: )وإن أحد من المشركين استجارك فأجره حتي يسمع كلام الله(. [التوبة 6].

[و اگر يكي از مشركان به تو پناه آورد (تا از دين آگاه شود) او را پناه ده تا كلام خدا (قرآن) را بشنود].

و مىفرمايد: )يريدون أن يبدلوا كلام الله(. [الفتح 15]. [مىخواهند كلام خدا (قرآن) را تغيير دهند].

پس آن سخنان و كلام خداست، نه سخنان و كلام ديگري غير از خدا.

4 ـ ايمان به پيامبران خدا: يعني تصديق كردن تمامي پيامبران، آنان كه خداوند نام آنها را ذكر كرده، و آن كه نامشان ذكر نشده است، از اول تا آخر آنها، و آخرين و خاتم آنان، پيامبرمان محمد e مىباشد، ايمان به پيامبران ايمان مجمل و به طور خلاصه است، و ايمان به پيامبرمان محمد e داراي تفصيل است، و اعتقاد به اين كه خاتم پيامبران محمد e است، و بعد از او پيامبري نيست، و كسي كه اين اعتقاد را نداشته باشد كافر است، و ايمان به پيامبران هم چنان به معناي عدم افراط و زياده روي و بدون كم كاري در حق آنهاست، بر خلاف يهود و نصاري كه در بعضي از پيـامبـران زياده روي و افراط كرده اند تا اينكه آنها را فرزندان خدا دانسته اند، چنان كه مىفرمايد: )وقالت اليهود عزير ابن الله وقالت النصاري المسيح ابن الله(. [التوبة 30].

[يهوديان گفتند كه عزير پسر خداست، و نصاري گفتند عيساي مسيح پسر خداست].

و گروهي از متصوفين و فلاسفه (فيلسوف ها) در حق پيامبران كوتاهي كرده و آنان را تحقير نموده و امامان خود را بر آنها برتري دادند، و بت پرستان و كافران به تمامي پيامبران كافر شدند، و يهود به عيسي و محمد عليهما الصلاة والسلام كافر شدند، و نصاري به محمد e كافر شدند، و كسي كه به بعضي از پيامبران ايمان آورد، و به بعض ديگر كافر شود، او در حقيقت به تمامي پيامبران كافر است، خداوند مىفرمايد: )إنَّ الذين يكفرون بالله ورسله ويريدون أن يفرقوا بين الله ورسله ويقولون نؤمن ببعض ونكفر ببعض ويريدون أن يتخذوا بين ذلك سبيلاً أولئك هم الكافرون حقاً(. [النساء 150 ـ 151].

[مردمىكه به خدا و پيامبر او كفر مىآورند و مىخواهند بين خدا و پيغمبرانش جدايي اندازند و مىگويند ما به برخي از انبياء ايمان مىآوريم و به بعضي ايمان نمىآوريم، و مىخواهند كه ميان كفر و ايمان راهي اختيار كنند. در واقع اين ها كافر واقعي هستند].

و مىفرمـأيــد: )لا نفرق بين أحــد من رسله(. [البقرة 285].

[ما بين هيچ يك از پيغمبران فرق نمىگذاريم (بلكه به همه آنها ايمان مىآوريم)].

5 ـ ايمان به روز آخرت: يعني تصديق به آنچه بعد از مرگ خواهد بود، و خدا و رسولش از آن خبر داده است، مانند: عذاب قبر و خوشي آن، و بر خاستن از قبـرهـا، و حشـر، و حسـاب، و ترازوي اعمال، و گرفتن نامه ها با دست راست يا دست چپ، و پل صراط، و بهشت و دوزخ، و آمادگي براي آن ها با اعمال و كردار نيك، و ترك اعمال بد، و توبه از آنها.

و فرقه دهرىها (منكران خدا) و مشركين، به روز آخرت كافر شده اند، و يهود و نصاري به روز آخرت ايمان صحيح نياورده اند، گرچه به وقوع آن ايمان دارند، خداوند مىفرمايد: )وقالوا لن يدخل الجنة إلاَّ من كان هوداً أو نصاري(. [البقرة 111].

[و گفتند به بهشت نخواهد رفت مگر يهود، و نصارى].

و مىفرمايد: )وقالوا لن تمسنا النار إلاَّ أياماً معدودة(. [البقرة 80]. [و (يهوديان) گفتند كه هيچ وقت خدا ما را در آتش عذاب ندهد مگر روزهاي محدود و انگشت شمارى].

6 ـ ايمان به قضا و قدر: يعني به اين كه خداوند علم آن چه بوده و خواهد بود را مىداند، و در لوح محفوظ مقدر و سرنوشت كرده است، و آن چه از خير و شر، و كفر و ايمان، و طاعات و معصيت، جاري است خداوند آن را دانسته و خلق كرده و مقدر نموده است، و اين كه طاعت را دوست دارد، و معصيت را مكروه مىدارد و از آن نفرت دارد، و بندگان در اعمال و كردار خود، اعم از طاعت اختيار و قدرت و اراده دارند، ولي آن تابع ارادت و مشيت خداست، بر خلاف فرقه جبريه كه گويند بنده بر اعمال و كردارش مجبور است و هيچ اختياري ندارد، و بر خلاف فرقه قدريه كه مىگويند بنده اراده مستقل از اراده و مشيت خدا دارد، و اينكه اعمال و كردار خود را خلق مىكند بدون اين كه خدا اراده و مشيت آن عمل و كردار را داشته باشد، و خداوند هر دو فرقه و گروه را با آيه ذيل تكذيب نموده است و مىفرمايد: )وما تشاؤون إلاَّ أن يشاء الله(. [التكوير 29].

[و شما نمىخواهيد مگر آنچه پروردگار عالميان بخواهد].

و اراده و مشيئت خود را تابع اراده و مشيئت خدا قرار دهيد، پس براي بنده مشيئت ثابت كرد، و اين ردّ بر افراط كنندگان فرقه جبريه است، و آنرا تابع مشيئت خود دانست، و در آن ردّ بر طايفه قدريه است، و ايمان به قدر و سرنوشت بنده را صبر (وشكيبايي مىبخشد و از گناهان و عيب ها دورش مىنمايد، هم چنانكه آنان را به سوي انجام عمل و كردار تشويق نموده سوق مىدهد و سستي و ناتواني و ترس و كسالت را از او دور مىكند.

! ! ! !

اصل و قاعده دوم

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

از اصول و اساس اهل سنت و جماعت اين است كه ايمان: قول و عمل و تصديق است، با اطاعت زياد شده، و با گناه كم مىشود، و ممكن نيست كه ايمان قول و عمل بوده و تصديق نباشد، زيرا اين ايمان منافقين است، و ايمان بدون شناخت و دانستن بدون قول و عمل نيست، زيرا اين ايمان كافرين و منكرين است، خداوند مىفرمايد: )وجحدوا بها واستيقنتها أنفسهم ظلماً و علواً(. [النمل 14].

[و آن معجزات را انكار كردند در حاليكه دل هايشان يقين صدق آن را داشت، انكارشان از روي ظلم و تكبر و خود را بالا گرفتن از قبول حق بود] .

و مىفرمايد: )فإنَّهم لا يكذبونك ولكن الظالمين بآيات الله يجحدون(. [الأنعام 33].

[براي اين كه آن ها در دل خود راستگويي و امانت تو را مىدانند و بنابر آن تو را دروغگو نمىدانند ولكن آن ستمكاران نه تنها تو را، بلكه همه آيات خدا را انكار مىكنند].

و مىفرمايد: )وعاداً وثموداً وقد تبيّن لكم من مساكنهم وزين لهم الشيطان أعمالهم فصدهم عن السبيل وكانوا مستبصرين(. [العنكبوت 38].

[و قوم عاد و ثمود را كه منازل خراب و ويرانشان به چشم مىبينند آنها نيز با آن كه بينا و هوشيار بودند چون شيطان اعمال زشت و بدشان را در نظرشان نيكو جلوه داد و از راه حق آنها را باز داشت همه هلاك و نابود گرديدند].

ايمان فقط تصديق نيست، و يا اين كه قول و تصديق بدون انجام عمل نيست، زيرا اين ايمان فرقه مرجئه است، خداوند تعالي در بيشتر اوقات اعمال و كردار را ايمان مىنامد، چنان كه مىفرمايد: )إنَّما المؤمنون الذين إذا ذكر الله وجلت قلوبهم وإذا تليت عليهم آياته زادتهم إيماناً وعلي ربهم يتوكلون الذين يقيمون الصلاة ومما رزقناهم ينفقون أولئك هم المؤمنون حقاً(. [الأنفال 2 ـ 4]. [مؤمنان حقيقي كساني هستند كه هرگاه از خدا ذكر شود دلهاىشان از ترس بر خود بلرزد، و هرگاه آيات خدا بر ايشان خوانده شود ايمان و تصديقشان را بيفزايد و فقط بر خدا ايمان و توكل داشته باشند نه غير از او. آنها مردمي هستند كه نماز را بر پا مىدارند و از آنچه روزيشان نموديم و به ايشان داديم انفاق مىكنند، آنان مؤمنان بر حق و واقعي هستند].

و مىفرمايد: )وما كان الله ليضيع إيمانكم(. [البقرة 143]. [خداوند كردارشان كه نماز بود ضايع نمىگرداند].

يعني نمازهايتان را به سوي بيت المقدس، و نماز را ايمان ناميده است.

! ! ! !

اصل و قاعده سوم:

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

از قواعد اهل سنت و جماعت اين است كه هيچ كس از مسلمانان را كافر نمىدانند مگر اين كه مرتكب يكي از نواقض اسلام شود، اما اگر يكي از گناهان كبيره غير از شرك را انجام داد و دليلي بر كفر مرتكب آن نبود مانند ترك نماز از روي كسالت، او را با انجام اين گناه كبيره كافر نمىدانند، ليكن او را فاسق و ناقص الإيمان مىدانند، و اگر از آن گناه كبيره توبه نكرد زير مشيت خداست، اگر خواست او را مىبخشد، و اگر خواست او را عذاب مىدهد، ولي در دوزخ جاودان نمىشود، خداوند مىفرمايد: )إنَّ الله لا يغفر أن يشرك به ويغفر ما دون ذلك لمن يشاء(. [النساء 48].

[خداوند شرك ورزيدن به خود را نمىبخشد و غير از شرك گناهان ديگر را براي كسي كه بخواهد مىبخشد].

و مذهب اهل سنت مذهب وسط و در ميانه است بين مذهب خوارج كه مرتكب كبيره را اگر هم شرك نباشد، كافر مىدانند، و بين مذهب مراجعه كه او را مؤمن كامل الإيمان مىدانند، و مىگويند با وجود ايمان هيچ گناه اشكال ندارد، هم چنين با كفر هيچ طاعت و فرماني فايده ندارد.

! ! ! !

اصل و قاعده چهارم:

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

از قواعد اهل سنت و جماعت وجوب اطاعت از فرمانداران و حكام مسلمين است، تا هنگامي كه به معصيت خدا امر نكنند، و اگر به معصيت خدا امر كنند طاعت آنها واجب و جايز نيست، و فقط طاعت آنها در معروف غير از كفر خواهد بود، عمل به قول خداوند كه مىفرمايد: )يا أيها الذين آمنوا أطيعوا الله وأطيعوا الرسول وأولي الأمر منكم(. [النساء 59].

[اي مردمي كه ايمان آورديد به فرمان خدا باشيد، و فرمان پيغمبر خدا را اطاعت كنيد، و از فرمانروايانتان (تا آنجا) اطاعت كنيد (كه شما را به فرمانبري خدا و رسول امر مىكنند)].

 قول رسول الله: ((أوصيكم بتقوي الله والسمع والطاعة وإن تأمر عليكم عبد)). [أحمد، وأبوداود، الترمذي، وابن ماجه والدارمي].

شما را به تقوي و پرهيزگاري و شنيدن و اطاعت كردن سفارش مىكنم، اگر هم بر شما بنده سياه پوست امير و فرمانروا شود.

 اهل سنت و جماعت اعتقاد دارند كه معصيت از امير و فرمانرواي مسلمان معصيت از رسول اكرم e مىباشد چنان كه پيامبر e مىفرمايد: ((من يطع الأمير فقد أطاعني ومن عصي الأمير فقد عصاني)). [متفق عليه]. كسي كه از امير و فرمانروا اطاعت كند از من اطاعت كرده، و هر كس از او نافرماني نمايد از من نافرماني كرده است، و نماز پشت سرشان، و جهاد با آنان، و دعاكردن براىشان به نيكي و استقامت، و نصيحت كردن آنان را جايز و مشروع مىپندارند.

! ! ! !

اصل و قاعده پنجم:

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

از قواعد اهل سنت و جماعت خروج بر فرمانروا و حكام مسلمين اگر مخالفتي غير از كفر باشد حرام مىدانند، آن هم به خاطر فرمان رسول الله e كه از آنها در غير معصيت اطاعت شود تا زمانىكه از آنها كفر آشكار سر نزند، خلاف فرقه معتزله كه هنگامي كه حكام مسلمين مرتكب گناه كبيره شوند خروج را بر آنان واجب مىدانند، گرچه مرتكب كفر هم نشده باشند، و آن را امر به معروف و نهي از منكر مىدانند، در حالي كه اين عمل آنها از بزرگترين منكرات به شمار مىرود، چون خروج بر آنها سبب خطرهاي بزرگي مانند: بىنظمي و فساد و تفرقه و اختلاف، و تسلط يافتن دشمن خواهد بود.

! ! ! !

اصل و قاعده ششم:

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

از قواعد اهل سنت و جماعت حسن نيت و خلوص دل و زبان بر صحابه پيامبر e مىباشد، چنانكه خداوند هنگامي كه مهاجرين و انصار را ياد آور شد و آن ها را ستايش كرد، چنين توصيف فرمود: )والذين جاءوا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذين سبقونا بالإيمان ولا تجعل في قلوبنا غلاً للذين آمنوا ربنا إنَّك رؤوف رحيم(. [الحشر 10].

[و آنان كه بعد از مهاجر و انصار آمدند، (يعني تابعين و ساير مؤمنين تا روز قيامت، هميشه در دعا به درگاه خدا) عرض مىكنند پروردگارا بر ما و برادران دينىمان كه در ايمان پيش از ما شتافتند ببخش و در دل ما هيچ كينه و حسد بر مؤمنان قرار مده، پروردگارا تويي كه در حق بندگان بسيار با رحم و مهربانى].

و عمل به قول رسول الله  كه فرمودند: ((لا تسبوا أصحابي فوالذي نفسي بيده لو أنفق أحدكم مثل أحد ذهباً ما بلغ مد أحدهم ولا نصيفه)). [متفق عليه].

ياران مرا ناسزا نگوييد، و دشنام ندهيد، سوگند به ذاتي كه جانم در دست اوست اگر يكي از شما به اندازه كوه احد طلا انفاق (صدقه) نمايد، انفاق و بخشش او به مقدار انفاق و بخشش يك كف دست آنها و حتي نصف آن نمىرسد.

خلاف بر بدعت كنندگان و رافضه و خوارج كه صحابه را دشنام مىدهند و فضايل آنها را انكار مىكنند، و اهل سنت و جماعت خليفه را بعد از رسول الله e أبوبكر، سپس عمر، سپس عثمان، سپس علي y مىدانند، پس هر كس در خلافت يكي از آنها طعنه بزند، گمراه تر از الاغ خانواده اش مىباشد، چون با نص و اجماع كه خلافت آنها را تاييد كرده، مخالفت كرده است.

! ! ! !

اصل و قاعده هفتم:

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

از قواعد اهل سنت و جماعت محبت و دوست داشتن اهل بيت رسول الله e است، عمل به قول رسول اكرم e كه فرمودند: ((أذكركم الله في أهل بيتي)).

[مسلم وأحمد وغيره].

شما را در اهل بيت خود تذكر و يادآوري مىكنم، (يعني به آنها محبت كنيد، و به آنها احترام بگذاريد، و به آن ها بد و بيراه نگوييد).

و از اهل بيت رسول الله e همسران او، امهات المؤمنين رضي الله عنهن وأرضاهن مىباشند، چون خداوند هنگامي كه آنها را مخاطب قرار داد فرمود: )يا نساء النبي(. [الأحزاب 32].          [اي زنان پيغمبر].

آنها را نصيحت كرد و به آنها وعده اجر و پاداش بزرگ داده است،آنگاه فرمود: )إنَّما يريد الله ليذهب عنكم الرجـس أهـل البيـت ويطهركم تطهيـراً(. [الأحزاب 33].

خدا مىخواهد ناپاكي و هر عيب را از شما همسران اهل بيت نبوت دور بدارد و شما را كاملاً پاك و پاكيزه گرداند.

اهل بيت اصلي و حقيقي همانا نزديكان پيامبر خدا مىباشند، و مقصود در اينجا افراد صالح و نيك آنها، اما نزديكان غير صالح و نيك هيچ حقي در اهل بيت پيامبر خدا e ندارند، مانند عموي (كاكا) پيامبر خدا e أبىلهب، و امثال او، همان طوري كه خداوند مىفرمايد: )تبت يدا أبي لهب وتب(. [المسد 1].

[ابو لهب نابود شد و دو دستش قطع گرديد].

و به محض نزديك بودن و خويشاوندي با رسول اكرم e با عدم عمل و كردار نيك، صاحبش را هيچ نفعي از خدا نمىرساند، چنان كه رسول الله e مىفرمايد: ((يا معشر قريش اشتروا أنفسكم لا أغني عنكم من الله شيئاً، يا عباس عم رسول الله لا أغني عنك من الله شيئاً، يا صفية عمة رسول الله لا أغني عنك من الله شيئاً، يا فاطمة بنت محمد سليني من مالي ما شئت لا أغني عنك من الله شيئاً)). [متفق عليه].

اي معشر و جماعت قريش جان خود را از آتش جهنم بخريد و گردن خود را از آن آزاد نماييد، كه نمىتوانم از آنچه خدا از عذاب و ضرر برايتان خواسته شما را نجات دهم، اي عباس عموي رسول الله نمىتوانم در مقابل خدا از تو دفاع كنم، اي صفيه عمه رسول الله نمىتوانم در برابر خدا از تو دفاع كنم، اي فاطمه دختر پيامبر هر چه بخواهي از مال من طلب كن كه نمىتوانم در مقابل عذاب و ضررىكه خدا برايت خواسته از تو دفاع كنم.

و نزديكان نيكوكار و صالح رسول الله e بر ما حق مراعات و محبت و احترام دارند، و جايز نيست كه در آنها غلو و زياده روي كنيم، و چيزي از عبادت را به آنها اختصاص دهيم، يا اين كه معتقد باشيم كه به غير از خدا يكي از آنها نفع و ضرري به ما مىرساند، زيرا خداوند خطاب به پيامبرمىفرمايد: )قل إنّي لا أملك لكم ضراً ولا رشداً(. [الجن 21].

[بگو من مالك و قادر بر خير و شر شما نيستم].

و مىفرمايد: )قل لا أملك لنفسي نفعاً ولا ضراً إلاَّ ما شاء الله ولو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير وما مسني السوء(. [الأعراف 188].

[بگو من مالك نفع و ضرر خويش نيستم مگر آنچه خدا بر من خواسته باشد، و اگر من از غيب جز آن چه به وحي مىدانم آگاه بودم بر خير و نفع خود هميشه مىافزودم و هيچ گاه زيان و رنج نمىديدم].

اگر رسول الله e چنين باشد كه نتواند به خود نفع و ضرري برساند مگر با اجازه خدا، پس چگونه غير از او ديگري (مىتواند اين كار را بكند) پس آن عقيده را كه بعضي از مردم در باره كسانىكه به خويشان رسول الله e نسبت داده مىشود، دارند، عقيده باطل است.

! ! ! !

اصل و قاعده هشتم:

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

از قواعد اهل سنت و جماعت تصديق كرامات اولياء الله است، يعني آن چه خداوند با دست بعضي از آن ها از كارهاي خارق العادة انجام مىدهد، چنان كه قرآن و سنت بر آن دلالت كرده است.

و فرقه معتزله و جهميه وقوع كرامات اولياء را انكار كرده اند، و آن انكاري به امر واقع و معلوم است، ليكن بايد دانست كه بعضي از مردم در حال حاضر در موضوع كرامات گمراه شده و در آن غلو كرده اند، تا اينكه بعضي از جيزهائي به كرامات چسپانيده اند كه از كرامات به شمار نمىرود، مانند جادوگري و اعمال سحر و شيطاني و حقه بازي.

فرق بين كرامات و جادوگري اين است كه: كرامات از دست بندگان صالح و نيكوكار خدا بر مي خيزد.

و جادوگري از دست ساحران و كافران و ملحدان به قصد گمراهي خلق و خوردن و بالا كشيدن اموال آنهاست.

و سبب كرامات طاعت خداست.

و سبب جادوگري و سحر، كفر و گناهان مىباشد.

! ! !

اصل و قاعده نهم:

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

از قواعد اهل سنت و جماعت در استدلال دنباله روي و پيروي از آنچه قرآن و سنت رسول الله e به صورت ظاهري و باطني آورده اند، و پيروي از آنچه صحابه از مهاجرين و انصار بطور عموم، و از خلفاي راشدين به طور خصوص بر آن بودند، است، همان طوري كه رسول اكرم e مىفرمايد: ((عليكم بسنتي وسنة الخلفاء الراشدين)). [أبوداود والترمذي وأحمد وابن ماجه]. معناي آن قبلا گفته شده است. و بر كلام خدا و كلام رسول الله، كلام هيچ كس از بشر را جلو تر نمىدانند، به همين سبب اهل سنت و جماعت ناميده شده اند.

و بعد از گرفتن آنچه در قرآن و سنت باشد، آنچه علماي امت بر آن اجماع كرده اند مىگيرند، و اين قاعده سوم است كه بعد از قرآن و سنت بر آن اعتماد مىكنند، چنان كه خداوند مىفرمايد: )فإن تنازعتم في شيء فردوه إلي الله والرسول إن كنتم تؤمنون بالله واليوم الآخر ذلك خير وأحسن تأويلاً(. [النساء 59].

[اگر در باره چيزي با هم اختلاف نموديد (براي رفع اختلاف) (كتاب خدا: قرآن) و به (سنت) پيامبر مراجعه نماييد، اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، (اين مراجعه به كتاب خدا و سنت پيغمبر) براي شما بهتر و خوش عاقبت تر خواهد بود].

 اهل سنت و جماعت معتقد به عصمت هيچ كس غير از رسول الله e نيستند، و به راي و نظريه هيچ كس تعصب نمىورزند تا اين كه موافق با قرآن و سنت باشد، و معتقدند كه عالم مجتهد ممكن است خطا كندن و ممكن است درست بگويد، و به هيچ كس اجازه اجتهاد نمىدهند مگر كسي كه داراي شرايط اجتهادي باشد،كه نزد علماء معروف است، و در مسائل و گفته هايي كه در آن ترجيح به يكي از گفته ها ندارد، و نص مورد اجتهاد، احتمال دارد داراي چند معني باشد، اهل سنت انكار بر يكديگر نمىكنند.

و اختلاف در مسائل اجتهاد سبب دشمني با يكديگر و دوري از هم نمىگردد، چنان كه اهل بدعت تعصب دارند و چنين مىكنند، بلكه اهل سنت هم ديگر را دوست داشته و پشتيباني همديگر مىكنند، با وجود اختلاف در مسايل فرعي پشت سر هم نماز مىخوانند، خلاف بر اهل بدعت كه هر كس با آنها مخالفت كند او را دشمن و گمراه و كافر مىدانند.

! ! ! !

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irخاتمه

اهل سنت و جماعت با اين اصول و قواعدي كه گذشت صفات عظيمي كه كامل كننده عقيده مىباشد دارند كه آن عبارت است از:

1 ـ امر به معروف و نهي از منكر، در آن چه دين مبين آن را واجب كرده است، خداوند مىفرمايد: )كنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنكر وتؤمنون بالله(. [آل عمران 110].

[شما (مسلمانان حقيقي) بهترين امتي هستيد كه به جهان آمد، زيرا به خوبي وادار مىكنيد، و از بدي جلوگيري مىنماييد، و به خداي يكتا ايمان داريد].

و رسول اكرم e مىفرمايد: ((من رأي منكم منكراً فليغيره بيده، فإن لم يستطع فبلسانه، فإن لم يستطع فبقلبه وذلك أضعف الإيمان)). [مسلم وغيره].

كسي كه از شما منكر و زشت و ناپسندي را ديد آن را با دست خود تغيير دهد، و اگر نتوانست با زبان خود آن را تغيير دهد، و اگر با زبان هم نتوانست با قلب خود آنرا زشت و بد بداند و اين (مرحله) ضعيف ترين (مرحله) ايمان است.

گفتيم: آن چه دين مبين اسلام آن را واجب كرده، خلاف بر قول و گفتار فرقه معتزله كه امر به معروف و نهي از منكر را از دايره آنچه كه دين مبين واجب كرده خارج نموده اند و معتقدند كه امر به معروف و نهي از منكر عبارت است از: خارج شدن بر حكام و فرمانروايان مسلمان در صورتىكه مرتكب گناهي شوند، اگر كفر هم نباشد.

در حالي كه اهل سنت و جماعت معتقدند كه حكام را نصيحت كنند و بر آن ها انقلاب و خروج نكنند و آن هم براي وحدت كلمه و دوري از اختلاف و تفرقه.

شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله گويد: (شايد ديده نشده گروهي كه بر سلطان و حاكم خروج كرده باشند، مگر اينكه انقلاب آنها سبب فساد بيشتر از اصلاح ذات البين شده است. [مجموع الفتاوي 28/179 ـ 180].

2 ـ از صفات اهل سنت و جماعت محافظت بر شعائر اسلام مانند اداي نماز جمعه و جماعت است، خلاف بر نوآوران در دين و منافقين كه نماز جمعه و جماعت را بجا نمىآورند.

3 ـ و از صفات آن ها نصيحت هر مسلمان و كمك و ياري آنها در نيكوكاري است، عمل به سخن رسول الله e كه مىفرمايد: ((الدين النصيحة، قلنا لمن؟ قال: لله ولكتابه ولرسوله ولأئمة المسلمين وعامتهم)).

[مسلم وأحمد وأبوداود والنسائي].

اسلام دين نصيحت است كه به كردار و گفتار نيك نصيحت مىكند، ياران پرسيدند: نصيحت براي چه كسى؟ فرمود: براي خدا: (كه به او ايمان بياوريد)، و براي كتاب خدا: (كه آنرا بخوانيد و مورد عمل قرار دهيد)، و براي رسول خدا: (كه از او اطاعت كنيد)، و براي علماء و امراء و حكام مسلمين: (كه از آنها اطاعت كرده و آن ها را ياري دهيد، و بر آنها انقلاب و خروج نكنيد، مگر در حال كفر آشكار و واضح، در اين جاست كه در برابر معصيت خالق، اطاعت از مخلوق درست نيست)، و همچنين براي تمام مردم: (كه آنها را راهنمائي و به راه راست ياري دهيد).

و عمل بقول رسول الله e كه فرمودند: ((المؤمن للمؤمن كالبنيان يشد بعضه بعضاً)). [متفق عليه].

مؤمن با مؤمن ديگر مانند ساختماني است كه يك قسمت آن، قسمت ديگر را محكم نگه مىدارد.

4 ـ از صفات آنها استوار و محكم بودن در وقت آزمايش و بلا، آنهم با صبر و شكيبايي بر بلاها، و شكر و سپاس خدا هنگام ناز و نعمت، و رضا و خشنودي به قضا و سرنوشت است.

5 ـ و از صفات آنها اين كه بزرگي، و كرم، و جوانمردي، وكارهاي نيك، و طاعت پدر و مادر، و صله رحمي، و نيكي با همسايگان انجام مىدهند، و از كبر و غرور و خودپسندي، و ظلم و ستم، و تكبر بر مردم، دوري مىجويند، عمل به سخنان خداوند سبحانه: )واعبدوا الله ولا تشركوا به شيئاً وبالوالدين إحساناً وبذي القربي واليتامي والمساكين والجار ذي القربي والجار الجنب والصاحب بالجنب وابن السبيل وما ملكت أيمانكم إنَّ الله لا يحب من كان مختالاً فخوراً(. [النساء 36].

[خداي يگانه را بپرستيد و هيچ چيزي را شريك وي نگيريد و نسبت به پدر و مادر، و خويشان، و يتيمان، و فقيران، و همسايه نزديك، و همسايه دور، و دوست نزديك، و رهگذران، و بردگان، و پرستاران كه زيردست شمايند، در حق همه، نيكي و مهرباني كنيد، كه خدا مردم خودپسند متكبر را دوست نمىدارد].

 عمل به گفته رسول الله e كه مىفرمايد: ((أكمل المؤمنين إيماناً أحسنهم خلقاً)).

[أحمد والترمذي وأبوداود وغيرهم].

بهترين مؤمنان و كاملترين ايمان آنها، كسي است كه اخلاق او خوب و نيك باشد.

از خدا خواستاريم كه ما را با منت و كرم خود از آنان بدارد، و بعد از هدايت، قلب ما را به گمراهي و انحراف نكشاند.

وصلي الله وسلم علي نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين.

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

 

+ افزوده شده یکشنبه 1387/06/03ساعت 10:53 به همت حمید  | 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irنامهاي گروه رستگار و نجات يابنده و تعريف آنبهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

از آن جايىكه اين گروه، از گمراهي دور هستند، بايد نام ها و نشانه هاي آن را دانست تا اين كه به آن اقتداء و تأسي نمود، زيرا آن نام هاي بزرگ و عظيمي دارد كه توسط آن از ديگر گروه ها ويژگي خاصي به خود كسب نموده است، و از مهمترين اين نام ها و نشانه ها اين كه از گروه هاي رستگار، و گروه تأييد و پيروز شده اهل سنت و جماعت است، و معاني هر يكي از آن چنين است:

1 ـ گروه رستگار:

يعني رستگار از آتش جهنم، چنان كه پيامبر e وقتي گروه ها را ذكر نمودند اين گروه را استثنا كردند و فرمودند: ((كلها في النار إلاَّ واحدة)).

همه آنها در آتش جهنم اند مگر يكى، يعني آن يكي در آتش نيست.

2 ـ كساني كه به كتاب خدا و سنت رسول الله e و به آنچه كه پيشينيان از مهاجرين و أنصار بر آن بودند چنگ زنند.

چنان كه پيامبر e در باره آنها فرمودند: ((هم من كان علي مثل ما أنا عليه اليوم وأصحابي)).

آنها كسانىاند كه چنگ مىزنند به آنچه امروز من و ياران من بر آن هستيم.

3 ـ اين گروه از اهل سنت و جماعت هستند، كه به دو امتياز برتري دارند:

 الف ـ چنگ زدن به سنت پيامبر e تا آن كه اهل سنت شده اند، بر خلاف گروه هاي ديگر كه به اعتقاد خود و گفته هاي رهبرانشان تمسك مىورزند، بنابر اين به سنت رسول الله e نسبت داده نمىشوند، بلكه به بدعت و گمراهي خود مانند فرقه قدريه و فرقه مرجئه، يا به امامان خود مانند فرقه جهميه، يا به كارها و كردار زشت خود مانند رافضه و خوارج نسبت داده مىشوند.

ب ـ كساني كه اهل جماعت هستند به سبب اجتماع آنها بر حق و عدم پراكندگي و تفرق، بر خلاف گروه هاي ديگر كه بر حق يكپارچه نيستند، بلكه هوا و ميل خود را پيروي مىكنند و حقي در نزدشان وجود ندارد تا آنها را با هم يكپارچه سازد.

4 ـ كساني كه تا روز قيامت پيروز و كامياب هستند، زيرا دين خدا را ياري داده و خداوند اين گروه را ياري فرموده است، چنان كه مىفرمايد: )إن تنصروا الله ينصركم(. [محمد 7].

[شما اگر خـدا را ياري كنيد، خـدا نيز شما را (در همه جا و همه چيز) ياري كند].

به همين سبب رسول اكرم  فرمودند: ((لا يضرهم من خذلهم ولا من خالفهم حتي يأتي أمر الله تبارك وتعالي وهم علي ذلك)).

و عدم تأييد و عدم نصرت و ياري كسى، و مخالفت هيچ كس به آنها ضرر نمىرساند تا اين كه امر خدا يعني قيامت بر پا شود و آنان بر همان راه حق خود مىباشند

+ افزوده شده یکشنبه 1387/06/03ساعت 10:49 به همت حمید  | 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irتعريف گروه نجات يافته، اهل سنت و جماعتبهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

مسلمانان در عصر رسول اكرم e، امت يكتا بودند، چنان كه خداوند مىفرمايد: )إنَّ هذه أمتكم أمة واحدة وأنا ربكم فاعبدون(. [الأنبياء 92].

[اين حقيقت آشكار است كه امت شما يكتاست، (و داراي يك راه و يك عقيده، و يك آيين است) و من پروردگار يكتا و آفريننده شما هستم، پس تنها مرا پرستش كنيد].

يهود و منافقين چنان كوشش كردند تا بين مسلمانان در زمان پيامبر اكرم e تفرقه و اختلاف بيندازند، ولي نتوانستند، چنان كه خداوند از قول منافقين چنين مىفرمايد: )لا تنفقوا علي من عند رسول الله حتي ينفضوا(. [المنافقون 7].

[بر اصحاب و ياران رسول الله مال را انفاق نكنيد تا از دور او پراكنده شوند (و او را رها كنند)].

و خداوند در رد آنها چنين پاسخ داد: )ولله خزائن السـموات والأرض ولكن المنافقين لا يفقهون(. [المنافقون 7].

[گنج هاي آسمان ها و زمين نزد خداست، ليكن منافقان (اين را) نمىدانند (و آنرا درك نمىكنند)].

يهوديان كوشش كردند تا بين مسلمانان تفرقه و اختلاف بياندازند و آن ها را از دين اسلام باز دارند، چنان كه بارىتعالي مىفرمايد: )وقالت طائفة من أهل الكتاب آمنوا بالذي أنزل علي الذين آمنوا وجه النهار واكفروا آخره لعلهم يرجعون( . [آل عمران 72].

[و گروهي از اهل كتاب گفتند به دين و كتابي كه براي مسلمانان نازل شده اول روز (با نيرنگ) ايمان آوريد، و آخر روز كافر شويد، شايد (با اين حليه) آنها نيز از دين اسلام برگردند].

ولي اين دسيسه هاي آن ها به پيروزي نرسيد، زيرا خداوند آن ها را آشكار كرد و رسوا نمود، بار دوم به اين دسيسه ها دست زدند و آن چه بين انصار از جنگها و دشمنىها قبل از اسلام رخ داده بود براىشان بازگو مىكردند، و آنچه بين آن ها از شعرها گفته شده بود بازگو مىكردند، ولي خداوند دسيسه هاي آنها را آشكار نمود، چنان كه مىفرمايد: )يا أيها الذين آمنوا إن تطيعوا فريقاً من الذين أوتوا الكتاب يردوكم بعد إيمانكم كافرين و كيف تكفرون وأنتم تتلي عليكم آيات الله وفيكم رسوله ومن يعتصم بالله فقد هدي إلي صراط مستقيم . يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله حق تقاته ولا تموتن إلاَّ وأنتم مسلمون واعتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرقوا واذكروا نعمت الله عليكم إذ كنتم أعداء فألف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته إخواناً وكنتم علي شفا حفرة من النار فأنقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون . ولتكن منكم أمة يدعون إلي الخير ويأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر وأولئك هم المفلحون ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جاءهم البينات وأولئك لهم عذاب عظيم . يوم تبيض وجوه وتسود وجوه فأما الذين اسودت وجوههم أكفرتم بعد إيمانكم فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون(. [آل عمران 100 ـ 106].

[اي مؤمنان اگر پيروي و اطاعت گروهي از اهل كتاب نماييد شما را بعد از ايمان داري به كفر بر مىگردانند، و چگونه شما (مؤمنان) كافر خواهيد شد در حالي كه آيات خدا بر شما خوانده مىشود، و پيغمبر خدا در ميان شما است . و كسي كه به دين خدا چنگ زند به راستي به راه مستقيم هدايت يافته . اي مردمي كه ايمان آورده ايد از خدا آن چنان كه شايستهء ترسيدن از اوست بترسيد، و نبايد مرگ شما فرار سد مگر در حالي كه مسلمان باشيد . و همگي به ريسمان خداوندي كه همانا اسلام است چنگ زده و از يكديگر پراكنده مشويد، و نعمت هايي كه خدا به شما ارزاني فرمود به ياد آوريد، دشمنان همديگر بوديد، خدا ميان دل هايتان الفت و مهرباني انداخت و به لطف خداوند همه برادر (دينى) يكديگر شديد، و در پرتگاه (چاله اي از) آتش بوديد، خدا شما را نجات داد، (خداي توانا به بركت دين اسلام شما را همگي با هم برادر و همدست و دوستدار يكديگر گردانيد)، آن چنان كه ياد شد خدا آيات خود را براي شما روشن فرمود تا به راه راست برويد . و بايد از شما مسلمانان هميشه گروهي باشند كه به سوي خير و خوبي دعوت كنند و از بدي باز دارند و آنانىكه چنين كنند، (امر بمعروف نمايند و نهي از منكر كنند آنان) رستگاران هستند . و شما (مسلمانان) مانند مللي نباشيد كه راه تفرقه و اختلاف پيمودند پس از آن كه آيات و دلايل روشن از جانب خدا براي هدايت آنها آمد، و چنين گروهي گرفتار عذاب سخت خواهند بود . روزي كه كساني رو سفيد و كساني رو سياه گردند، آنهائىكه روىشان سياه شود (به آنان گفته مىشود) آيا بعد از ايمان آوردنتان كافر شديد! (نتيجه اش اين است كه در برابر كفر آوردنتان عذاب خداوندي بچشيد)].

و رسول اكرم e براي انصار موعظه گفت و آنها را از نعمت اسلام و اجتماع آنها بعد از تفرقه يادآوري نمود، در اين حال انصار با هم دست دادند و همديگر را به آغوش كشيدند . [تفسير ابن كثير 1/397، و كتاب أسباب النـزول للواحدي ص 149 ـ 150].

اينجا بود كه دسيسه هاي يهود بر هم خورد و مسلمانان امت يكپارچه باقي ماندند، و خداوند آنها را به اجتماع و هماهنگي بر حق امر فرمود و از اختلاف و تفرق باز داشتند، چنان كه مىفرمايـد: )ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا مـن بعـد ما جاءهم البينات(. [آل عمران 105].

[و مانند مردمي مباشيد كه از هم پراكنده شدند و اختلاف به ميان آوردند و تفرق و اختلافشان بعد از رسيدن نشانه هاي آشكار از خداي تعالي به ايشان بود].

و هم چنان مىفرمايد: )واعتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرقوا(. [آل عمران 103].

[و همگي به رشتـه (ديـن) خـدا چنگ بزنيـد، و به راه هاي متفرق پراكنده مشويد].

خداوند اجتماع و هماهنگي را در به جا آوردن عبادات در نماز و روزه و حج و طلب علم و دانش مشروع كرده است، و رسول اكرم e مسلمانان را به هماهنگي تشويق نمودند و از تفرقه و اختلاف بر حذر داشتند، و از چيزي خبر مىدادند كه به هماهنگي و اجتماع تشويق كرده و از تفرقه باز مىدارد.

و خبر دادند كه در اين امت اختلاف و پراكندگي به ميان خواهد آمد، چنان كه در امت هاي قبل از اسلام چنين بوده است، و فرمودند: ((فإنَّه من يعش منكم فسيري اختلافاً كثيراً فعليكم بسنتي وسنة الخلفاء الراشدين المهديين من بعدي)).

[أبوداود والترمذي وأحمد وابن ماجه].

(زيرا هر كس از شما عمري طولاني كند، اختلافات و تفرقه هاي بسياري خواهد ديد، پس بر شماست كه پيرو سنت من و سنت خلفاي راشدين هدايت شده كه بعد از من مىآيند باشيد.

و در حديث ديگر مىفرمايد: ((افترقت اليهود علي إحدي وسبعين فرقة وافترقت النصاري علي اثنين وسبعين فرقة وستفترق هذه الأمة علي ثلاث وسبعين فرقة كلها في النار إلاَّ واحدة، قلنا: من هي يا رسول الله؟ قال: من كان علي مثل ما أنا عليه اليوم وأصحابي)).

[الترمذي والحاكم والآجري في الشريعة وابن نصر المروزي في السنة ص 22 ـ 23، واللالكائي في شرح أصول اعتقاد أهل السنة والجماعة 1/145 ـ 147].

(يهود بر هفتاد يك فرقه و گروه تقسيم شدند، و نصاري بر هفتاد دو گروه، و اين امت (يعني مسلمانان) بر هفتاد سه گروه تقسيم خواهد شد، همه اين فرقه ها و گروه ها در آتش جهنم اند مگر يك گروه، (صحابه گويند): پرسيديم اي رسول خدا e اين گروه رستگار چه گروهي است؟ فرمود: آنچه كه من و ياران من امروز بر آن هستيم.

و در آخر عصر صحابه آنچه پيامبر e به آن خبر داده بودند واقع شد و امت پراكنده شدند، ولي اين تفرقه تأثير زيادي در كيان امت اسلام در قرون مفضله (قرنهايي كه پيامبر از آنها به عنوان قرون برتر نام بردند) نداشت، با سده هاي بهتر و بزرگوار كه رسول اكرم e درباره آن به خوبي ستوده اند و فرمودند: ((خيركم قرني ثم الذين يلونهم ثم الذين يلونهم)). [متفق عليه].

بهترين قرن ها مدت زماني كه من در آن هستم مىباشد، سپس قرني كه بعد از من مىآيد، سپس قرني بعد از قرن دوم مىآيد.

قرن: يعني يك دوره صد ساله.

راوي حديث گويد كه: نمىدانم بعد از قرني كه رسول اكرم e در آن بود، دو قرن ذكر كرد، يا سه قرن، و فضيلت اين قرن ها به سبب زيادي علماء هم چون محدثين و مفسرين و فقهاء كه شامل علماي تابعين و تابع تابعين و امام هاي چهارگانه و شاگردان آنها بود، و هم چنان نظر به وجود يك دولت قوي كه گروه هاي مخالف در آن با دلايل و حجت كيفر خود را مىديدند.

 بعد از تمام شدن قرن هاي مفضله (سده هاي گزيده) مسلمانان با اصحاب دين هاي مخالف اسلام مخلوط شدند، و كتب اديان كفر به عربي ترجمه شد، و پادشاهان مسلمانان بعضي از كافران و گمراهان را به خاندان خود خواندند و آنها را وزير و مستشار خود كردند، در اين جا بود كه اختلاف پيدا شد و گروه ها و گروهك ها و مذاهب باطل به ميان آمد، و از آن وقت تا حال حاضر اين سلسله جريان داشته، و تا آنگاه كه خدا بخواهد چنين خواهد بود.

ليكن به حمد خداوند متعال گروه رستگار اهل سنت و جماعت با چنگ زدن به اسلام درست و حقيقي پايدار مانده، و به آن عمل نموده، و ديگران را به آن دعوت مىنمايند، و وجود اين گروه مصداق حديث پيامبر خداست كه از بقاي آن و پايداري و استوار بودن آن، خبر داده است، و اين فضل خداوند راجع به بقاي اين دين و دليل حجت بر گمراهان و گروه عناد و ستيزه مىباشد.

اين گروه مبارك روشنگر روش صحابه بزرگوار با پيامبر خدا در گفته ها و كارها و اعتقاد مىباشد، چنان كه پيامبر e مىفرمايد: ((هم من كان علي مثل ما أنا عليه اليوم وأصحابي)). [در ص 18 گذشت].

آنها كسانىاند كه به آنچه امروز من و ياران من بر آن هستيم چنگ زده اند.

آنها باز ماندگان صالح و نيكوكار آن كسانىاند كه خداوند در باره آنها چنين فرموده است: )فلولا كان من القرون من قبلكم أولوا بقية ينهون عن الفساد في الأرض(. [هود 116].

[چرا كه در قرن ها و ملت هاي گذشته مردمي با عقل و ايمان وجود نداشت كه خلق را از فساد و اعمال زشت در زمين منع و نهي كنند].

 

+ افزوده شده یکشنبه 1387/06/03ساعت 10:47 به همت حمید  | 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir: اين چند كلمه مختصري در بيان عقيده اهل سنت و جماعت است و انگيزه نوشتن آن اين بود كه امت اسلامي در حالت پراكندگي و اختلاف بسيار زيادي قرار دارد، آن هم به سبب وجود بسياري از گروه هاي متعدد معاصر كه با هم اختلاف داشته، هر يكي از آنها به روش و طريقه خود دعوت كرده، و گروه خود را شايسته و والاتر مىداند، تا اين كه افراد نادان مسلمان گيج شده نمىداند كدام يك از اين گروه ها را پيروي كند، و به چه كسي اقتدا و تأسي نمايد، و كافري كه بخواهد مسلمان شود نمىداند اسلام حقيقي كه در باره آن خوانده و شنيده كدام است، آن اسلامي كه قرآن و سنت پيامبر e به سوي آن دعوت كرده، اسلامي كه زندگي صحابه گرامي نمايان گر آن بوده، و اهل قرون برتر آن را سيره خود قرار داده بودند، يا اينكه فقط نام اسلام را مىبينند، و بنا به گفته يكي از باخترشناسان (مستشرقين): اسلام پنهان و پوشيده است، يعني مسلماناني كه پيرو اسلام هستند، بيان كننده اسلام حقيقي نيستند .

 ما نمىگوئيم كه به طور كلي اسلام وجود ندارد، زيرا خداوند بقاء آنرا در دو چيز نهفته است: در بقاي قرآن، چنان كه مىفرمايد: )إنَّا نحن نزلنا الذكر وإنّا له لحافظون(. [الحجر 9].

[ما قرآن را بر تو نازل كرديم، و ما هم آن را محفوظ خواهيم داشت] .

و در بقاي گروهي از مسلمانان كه اسلام حقيقي را بيان مىكنند و آن را حفظ و نگهداري كرده از آن دفاع مىكنند، چنان كه خداوند مىفرمايد: )يا أيها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتي الله بقوم يحبهم ويحبونه أذلة علي المؤمنين أعزة علي الكافرين يجاهدون في سبيل الله ولا يخافون لومة لائم(. [المائدة 54].

[اي مردمىكه ايمان آورده ايد هر كس از شما از دين خويش برگردد، خدا گروهي را به ميان مىآورد كه ايشان را دوست مىدارد، و ايشان او را دوست مىدارند، نسبت به مؤمنان پر محبت، و بر كافران سختگيرتر و پر خشم اند، در راه خدا جهاد مىكنند، و از سرزنش و نكوهش و ملامت هيچ كسي باكي ندارند].

و مىفرمايد: )وإن تتولوا يستبدل قوماً غيركم ثم لا يكونوا أمثالكم(. [محمد 38].

 [و اگر پشت به فرمان او كنيد و راهنمايىهاي او را نپذيريد به جاي شما گروهي غير از شما مىآورد (كه فرموده خدا را تصديق كنند و بر راه او روند و به شريعت او عمل كنند و به آنچه خدا فرمود عمل نمايند و پيرو پيامبر باشند)، آنگاه آنان مانند شما نخواهند بود].

بلي آن جماعت و گروهي است كه رسول اكرم e از آنها خبر داده و مىفرمايد: ((لا تزال طائفة من أمتي علي الحق ظاهرين لا يضرهم من خذلهم ولا من خالفهم حتي يأتي أمر الله تبارك وتعالي وهم علي ذلك)). [متفق عليه].

((همواره گروهي از امت من بر حق ظاهر و آشكارند، و عدم تأييد و عدم نصرت و ياري كسى، و مخالفت هيچ كس به آنها ضرر نمىرساند تا اين كه امر خدا يعني قيامت بر پا شود و آنان بر همان راه حق خود مىباشند)).

و از اين جا بر ما واجب مىشود تا با اين گروه مبارك آشنا شويم، آن گروهي كه اسـلام صحيح را بيان مىكنند ـ خدايا ما را از آنها بگردان ـ و همانا شناختن آن واجب است براي كسىكه بخواهد با آن اسلام حقيقي و صحيح و پيروان حقيقي آنها آشنا شده، و به آنها اقتداء و تأسي كند و بر روش آنها برود و به آنها بپيوندد، و براي غير مسلمانان كه بخواهند به اسلام داخل شوند .

! ! ! !

+ افزوده شده شنبه 1387/06/02ساعت 20:33 به همت حمید  | 

                                                 ایمان روح زندگی است

ایمان در اولین قدم عبارت است از تصدیق به حقیقت بزرگتر و اعتراف به وجود برتر و پی بردن به منزلت شخصی انسان دربرابر پروردگاری توانا که ملکوت همه چیز در اختیار اوست ،وپناه دهنده است ،و برضد وی کسی پناه داده نمی شود .

سپس در کنار این،ایمان وظیفه ایی جدایی ناپذیر دارد،و ان عبارت است از نیرویی که انگیزۀعمل صالح است.نیرویی که انسان را در هر کاری که میکند وهر چه که فرو می گذارد و در تمامی شئون زندگی اش او را به سوی پروردگارش به پیش می راند .

همانگونه که معده افرازاتی دارد و هضم طعام و گزینش مواد مفید ان برای جسم ،به ان مربوط است ،به عین شکل عقیده الهی نیز خواصی همانند دارد که با ان اعمال عام عباداتی قابل قبول می شود و از ویژگی های خاص برخوردارش می سازدکه با ان به سوی خدا بالا می رود.

تهی شدن قلب از این عقیده به معنای سقوط اعمالی است که از انسان صادرمی شود ودر مرتبتی قرار میگیرد پائین تر ازان که سزاوار ثواب الهی باشد .ایمان به خدا شرط درسی عمل وقبول تلاش است :«یا قوم انما هذه الحیوة الدنیا متاع و ان الا خرة هی دارالقرار من عمل سیئةفلا یجزی الا مثلها و من عمل صالحاً من ذکرا و انثی و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنة یرزقون فیها بغیر حساب»(غافر:40)

«ای قوم من،همانا این زندگانی دنیا ،تهره ای اندک است،و اخرت سرای اقامت است هرکس کار ناپسندی مرتکب شود،جز به مانند ان جزا نیابد،وهرکس کاری شایسته انجام دهد،اعم از مرد یا زن،در صورتی که مؤمن باشد،اینان اند که وارد بهشت می شوند،و درانجا بی حساب روزی می یابند.»

اما باید در نظر داشت که صحنۀ زندگی _درتمام روز و قسمتی از شب_آکنده است از تلاش بشر،وایمان مجرد بران حکم نمی راند.بیشتر افراد در حالی به کار می پردازندکه از پروردگارشان غافل اندوبه خویشتن مشغول.

اسلام در زمینۀارزش دهی به کارها احکام قاطعی دارد،زیرا نیتی را که در ورای انها نهفته است اعتبارمی دهد،وبه همان لحا ظ انچه که صرفأ جهت رضای خدا شده باشدمی پذیرد،و انچه به هدفی دیگر باشد هرچند به ظاهر نیکو به نظرآیدمردودش می شمارد. اما مردم موازین دیگری برای داوری پرداخته اندکه اصل شرعی نداردو برهمان اساس کسانی را به نیکی و کسانی دیگر را به بدی متصف می گردانند.ومحل بحث این موازین و نقد ان ها اینجا نیست،زیرابرخی ازانها را علم اخلاق و برخی دیگر راطبیعت زندگی دنیا موردنقد و تحلیل قرار داده است. چنانکه ارز پولی در روزگار ما عبارت است از کاغذ هایی که مردم بر گرانقیمت نشان دادنشان اتفاق دارندو خود در اصل دارای هیچگونه ارزشی نیست،بسیاری از موازینی که در بالا بردن و پائین اوردن مردم به کار گرفته می شود ازهمین قبیل است.

امروزه تلاش هایی در جریان است که کنش های قومی و ملی درزمینه های سیاسی و اجتماعی و حتی از نظر روانی و تربیتی جانشین عقیده دینی گردد. و هر گاه این تلاش ها به قصد دور ساختن اسلام از جایگاه رهبری عمومی باشد،قوت بیشتری می گیرد.

راست است که علاقه و محبت به وطن غریزه ای انکارناپذیر و دفاع ازان واجبی حتمی است. اما نباید ان غریزه واین واجب ،شکلی را به خود بگیرد که رابطۀ شخص را با پروردگارش سست ساخته و وفاداریش را به پروردگارش کاهش دهد.

نمی دانم چرا عده ای اصرار دارند دل ها را از ایمان به خدا تهی سازند تاچیزی دیگر به عوض ان انباشته گردد که عبارت است از ایمان اوردن به قطعه ای از زمین خدا که او بر ان زندگی می کند.

+ افزوده شده شنبه 1387/06/02ساعت 13:34 به همت حمید  | 

اسلام اهداف انسانی بزرگی دارد که در اینجا می خواهیم به بعضی از انها اشاره نمائیم.آزاد ساختن عقل اساس ایمانی است که قابل احترام است و عقیده ای که قابل قبول است.در میان مردم اندکند انانی که عقل ازاد دارند ،عقلی که سنگینی موروثات غلط از تحرکش باز ندارد .


بقیه اش رو هم ببین
+ افزوده شده جمعه 1387/06/01ساعت 19:45 به همت حمید  | 
 
onLoad and onUnload Example