
به راستي كه كِبْر مرض خطرناک و فراگیری است که کمتر کسی از شر آن سالم باقی می ماند... در واقع بسیاری از کسانی که به این درد خبیث گرفتار آمده اند خود بی خبرند...و بسیاری، از کبر تفسیر و زعم غلطی دارند و فقط آن را در اینکه انسان لباس فاخر و زیبا بپوشد، مرکب راحت سوار شود و غذای آن چنانی استفاده کند محصور کرده اند...و بعضی کبر را فقط خاص به اشخاص حاکم و طواغیت می دانند...یا آن را تنها در افراد ثروتمند می بینند...و چه بسا خود آنان نیز متکبر باشند و ندانند....و عده ای دیگر خود را وادار به زندگی سخت،خشن و امساک نفس از ملذات دنیوی می کنند و در برابر مساکین تواضع دارند اما در حقیقت آنها خود امامانی از ائمه کبر و متکبران اند...بنابراین ضروری بود که به این موضوع مهم بپردازیم و در آن به بعضی از مسائل، فروع و احکامی که به کبر ربط دارند پاسخ بگوییم.
کبر چیست و دارای چه معنایی است...و چه اثری بر دین و اخلاق شخص می گذارد...و آیا ممکن است که دامن داعیان دین و طلاب علم شرعی را نیز بگیرد...و آیا کبر در عده ای خاص از مترفهان و خوش گذران محصور است یا اینکه همه اقشار – و حتی عوام و فقیران- به آن دچار می شوند....گذشته از این، چگونه و چه زمانی انسان متکبر می شود و چه زمانی کبر ندارد...؟؟
نخستین حادثه مهمی که بعد از وفات رسول الله (ص) برای حضرت صدیق اکبر(رض) اتفاق افتاد.
روزیکه رسول الله (ص) وفات یافته به ملأ اعلا شتافت وقوع این فاجعه عظیم بحدی بر مسلمین شدید بوده آنها را دگرگون ساخت که گویی صاعقه ایی از آسمان بر سر انها فرود امده انها را در وضع غیر عادی و در حالی شبیه بذهول و از خود بی خبری قرار داد تا انجا که حتی از ایات قران که همیشه تلاوت میکردند غافل شدند که میفرماید انبیاءالله بشرند و انها هم مانند سائر افراد بشر حیات و موت دارند و مخصوصا قران بان حضرت خطاب کرده میفرماید( انک میت و انهم میتون ) یعنی همانا توای محمد(ص)خواهی مرد و انها نیز خواهند مرد و ایه دیگر قران باز در این باره میفرماید ( و ما محمد الا رسول الله قد خلت من قبله الرسل ) بعنی نیست محمد(ص)جز رسولی که پیش از او هم رسولانی بدنیا امده اند و از دنیا رفته اند .
اصحاب گرامی رسول الله (ص) قبلا از این دو آیه و ابات دیگر قران اطلاع داشته و همیشه تلاوت می کردند ولی اینک در وضعی قرار گرفتند که نمی توانستند موت انحضرت را تحمل کنند . و از خود سوال میکرند ایا براستی محمد(ص)وفات یافته است اگر درست باشد پس چه میشود و چه باید کرد اینده مسلمین چه خواهد شد ؟ حتی سیدنا عمر (رض) که بقوت قلب و قدرت روحی شهرت تاریخی دارد وفات انحضرت را باور نداشت و قبضه شمشیر برهنه را بدست گرفته مردم را در مسجد میگفت مبادا از کسی بشنوم که بگوید محمد(ص)وفات یافته! حضرت عثمان (رض) داماد پیغمبر در گوشه ای از مسجد نشسته بود و گریه میکرد. خلاصه وضعی پیش امده بود که مردم صحابه بزرگ رسول الله (ص) پریشان شده بودن و کسی نبود که انها را به حقیقت حادثه واقف و آگاه ساخته انها را براه رشد و صواب راهنمایی نموده تا زا این وضع برون ایند جز حضرت صدیق اکبر(رض) . بلی حضرت صدیق اکبر(رض) از وقوع این مصیبت جانگداز ابتدا به مسجد وارد میشود و چون میبیند مردم اشفته وار در هم ریخته سر از پا نمیشناسند و در وضع غیر عادی قرار گرفته اند انها را بحال خود گذاشته از مسجد خارج و فورا بخانه رسول الله (ص) که متصل به مسجد بود داخل میشود و پوشاک را از چهره مقدس رسول الله (ص) کمی به کنار میزند و دهان بر چهره مبارک رسول الله (ص) گذارده انرا میبوسد و می بوید و گریه کنان میگوید فداک امی و ابی یا رسول الله (ص) ما اطیبک حیا و میتا یعنی پدر و مادرم فدایت باد ای رسول الله (ص) چه پاکیزه و چه خوشبویی چه در حیاتت و چه در مماتت.
سپس چهره مبارکش را مجدداَ می پوشاند و به مسجد آمده بر روی منبر رسول الله نشسته مردم را به آرامش و نشستن و شنیدن خطبه دعوت نموده پس از ذکر مقدمه خطبه میگوید همانا در آن هنگام که محمد(ص)زنده بود خدا در قران خبر داد که او خواهد مرد و چنین نیز فرمود همانا تو خواهی مرد و آنها نیز خواهند مرد و نیز فرمود نیست محمد(ص)جز رسولی که پیش از او رسولانی بدنیا آمده اند و از دنیا رفته اند ایا پس هر گاه او هم مانند آنها بمیرد یا کشته شود شما بعقب برگشته به دین باطل خود باز میگردید ؟ اگاه باشد هر کس بعقب خود برگردد هیچ زیانی به خدا نمی رساند و خدا به برد باران زود پاداش میدهد همانا خدای عز و جل به محمد(ص)عمر داد و او را در این جهان باقی گذاشت تا آنگاه که دین خدا را بپا داشت و اوامر خدا و رسالتی که خدا باو تفویض فرموده بود بمردم تبلیغ فرمود و با دشمنان دین خدا به جنگ و جهاد پرداخت اکنون خدا او را پس از انجام این تکلیف و پس از این موفقیت به نزد خود فرا خواند و شما را بر این راه و روشن روشن بجای گذاشت آگاه باشید هر کس محمد(ص)را می پرستید پس بداند که محمد(ص)وفات یافت و هر کس خدا را می پرستد بداند که خدا زنده و هرگز نخواهد مرد. پس بیایید دین خود را بخوبی نگهدارید و بر خدای خود توکل و اعتماد کنید زیرا گرچه محمد(ص)وفات یافته دین خدا بر جا است و کلام خدا باقی است و خدا یاری دهنده دین خود و تقویت کننده دین مداران می باشد و همانا کتاب خدا در بین شما است و این کتاب روشنایی و شفا دهنده است و خدا محمد(ص)را با همین کتاب راهنمایی فرمود و در این کتاب بیان شده است آنچه را که خدا حلال فرموده و آنچه را که حرام دانسته است .
این بود مختصری که صدیق اکبر (رض) در مسجد رسول الله (ص) و بر منبر رسول الله مناسبت وفات رسول الله خواند و چنانکه ملاحظه میشود با این خطبه بمردم حیران و سرگدان تذکر داد و تحقق وفات یافت رسول الله (ص) را به انها اعلام نمود و مردم را متوجه ساخت که گر چه رسول الله (ص) وفات یافته ولی دین خدا و کتاب خدا باقی است و به انها فهماند که مفبود حقیقی خدا است نه محمد. پس اگز محمد از دنیا رفته خدا همیشه باقی است و نخواهد مرد پس باید او را پرستید و اوامرش را اطاعت کرد و نیز به آنها تذکر داد که رسول الله(ص) از طرف خدا رسالتی داشت و انجام داده بپایان رسانید و دین خدا را بطور کمال تبلیغ فرمود و کتاب خدا را بنحو کامل در بین آنها و در دست آنها بجای گذاشت و پس از اینکه رسالتش را اداء و وظیفه اش را انجام داد بسوی پروردگارش شتافت هم چنین آنها را به بقاء دین خدا و دوام کتاب خدا و حسن آینده مسلمین نوید داده مطمئن ساخت و دشمنان اسلام را تهدید به شمشیر نموده انها را از هر گونه سوء قصدی بر حذر داشت و مردم فهمیدند که براستی رسول خدا(ص) وفات یافته است و همه مردم آیه ((وما محمد الا رسول الله ...)) را که صدیق اکبر (رض) در خطبه خواند و انها در این حالت دردناک و غم انگیز از آن غفلت کرده بودند با صدایی بین آهسته و بلند تلاوت نمودند. و همه آنها به خود آمدند که گرچه رسول خدا از میان آنها رفته ولی کتاب خدا که راهنمای او بود و او امت را با تعالیم همین کتاب ارشاد و رهبری میفرمود کماکان در بین مسلمین بجای گذاشته باقی و احکام خدا از حلال و حرام در این کتاب بیان شده پس دیگر از این بابت سرگردان و گمراه نخواهند شد. حقاَ خطبه صدیق اکبر (رض) مانند باران رحمتی بود که در حین طوفان خطرناکی بر مسلمین بارید و این طوفان وحشتناک را فرو نشاند و به آنها استرواح خاطر و آرامش قلبی بخشد.
بله اینچنین است اثرات و جواذب روحی رجال عظیم جهان که امتی را مجذوب کلمات عمیق پر ارج خود مینمایند و راه آینده را برای ملت حیران و سرگردان روشن مینمایند و آنها را از خطریکه در کنار آن قرار گرفته اند رهانیده نجات میدهند.
براستی اگر متانت و قدرت روحی صدیق اکبر (رض) در این هنگام بکار نمی افتاد معلوم نبود اثرات افکار آشفته مردم سرگردان و بلا تکلیف بکجا میرسد . و وضع ناهموارشان که دشمنان در داخل مدینه و اطراف آن در انتظار چنین فرصتی بودند تا به نفع خود بهره بگیرند چه میشد، خدا به صدیق اکبر (رض) بهترین پاداش دهد .

بیداری اسلامی در فراز و فرود حرکت خود، با مصائب و مشکلات فراوانی روبه رو بوده خواهد بود و چاره ای جز رویارویی و تفوق – باذن الله- بر این مشکلات نیست
مصائب و مشاکل ماندگاری یک حرکت نوپا اما پویا را تضمین می کند و هم چنین مجرایی خواهد بود که خبائث و طیبات را از همدیگر تمییز خواهد داد.
بر کسی پوشیده نیست که بیداری اسلامی اهل سنت ایران -به طورعموم- و مناطق کردنشین را به طور خصوص دربرگرفته و علی رغم تلاش های نامبارک دشمنان دین، این حرکت پیوسته بر قدمهای عزم و استوارش قله های سعادت را فتح می کند.
اما بایستی بپذیریم هم چنان ناملایمات بر تن این نهال می مالد، اگر چه این طبیعی است و از ملزومات یک حرکت بشمار می رود.
باور من بر این است، قسمتی از موانع بیداری اسلامی به آفات و آسیب هایی برمی گردد که خود ما باعث و بانی اش هستیم.
در حال حاضر مجموعه ای از آفات دعوت، گریبانگیر بیداری اسلامی است که در صورت عدم چاره جویی مطمئنا به مدت چندین دهه پس رفت خواهیم داشت.
یکی از آفات کشنده دعوت، بی شک فتوی بدون علم است، چون خطراتی که در این مسئله وجود دارد در امور دیگر نیست.
استاد می گوید: منظور از " الیوم اکملت لکم دینکم و ...." و قسمت بعد از این کلمه در کتب شیعه و حتی در بیشتر از 12 کتاب سنی نیز روز غدیر خم است.
1- تفسیر الدر المنثور ، جلد 2 ، ص 12
2- تفسیر ابن کثیر جلد2، ص 14
3- کتاب "التذکره ابن جوزی الحنفی" ص 18
4- حافظ ابونعیم در کتاب" ما نزل من القران فی علی"
دانشجو پاسخ می گوید: نخست ادعای استاد را در دو تفسیر "الدر المنثور" و " ابن کثیر" بررسی خواهم کرد.
در کتاب الدر المنثور علی رغم مملوء بودنش از احادیث ضعیف و موضوعه در ذیل این آیه و در تفسیر " الیوم" با اسانید متعدد اشاره به ظهر عرفه روز جمعه کرده است و در پایان این گونه آورده است:

استاد می گوید: محدث بزرگ اهل سنت – جلال الدین سیوطی- از رسول خدا نقل نموده است : گامهای فرد در روز قیامت حرکت نمی کند تا اینکه از چها چیز از او پرسش نشود : از عمرش که آن را در چه راهی مصرف کرده ، از بدنش که آن را در چه راهی به زحمت انداخته ، و از مالش که ان را چگونه خرج و از کجا کسب کرده و از محبت ما اهل بیت( احیاء المیت – سیوطی/115)شما که اهل بیت را زنان پیامبر می دانید مگر زنان پیامبر مثل عایشه چه خوبی در حق شما کرده است که باید محبت او را در دل داشته باشید . شما فرزندانتان را جزو خانه تان به حساب نمیآورید؟ که اهل بیت خانه( بیت) را فقط همسرانتان می دانید پس فرزندان چه می شوند؟ اصلا چرا در صلوات هایتان می گویید " آل محمد" چون آل یعنی خاندان اعم از همسر و فرزند و ..نمی خواهید که بگویید اینجا هم هم منظور زنان پیامبر هستند؟
دانشجو پاسخ می دهد: سبحانک الله هذا بهتان عظیم. این بهتان بزرگی است...کجا و چه کسی بیان داشته که منظور از آل پیامبر فقط همسران اوست این قضاوت و حکم یک جانبه نتیجه عدم درک سخنان مقابل و پافشاری بر فکر و مرام خود است...

استاد می گوید: پیامبر فرمودند: {من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلية}: كسي كه بميرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است( بخاری در صحیح5/13) به نظر شما امام عصر حاضر شما کیست که انقدر شناختن او اهمیت دارد؟
دانشجو جواب می دهد: حدیثی با این الفاظ در کتب معتبر اهل سنت وجود ندارد و به این شکل حدیث موضوع است و اصلی ندارد.{ السلسلة الضعيفه جزء 5 ص 87}
من تعجب می کنم چگونه استاد آن را از صحیح بخاری می داند در حالی که لفظ احادیث وارده در صحیح بخاری به گونه ای دیگر است :
عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ مَنْ كَرِهَ مِنْ أَمِيرِهِ شَيْئًا فَلْيَصْبِرْ فَإِنَّهُ مَنْ خَرَجَ مِنْ السُّلْطَانِ شِبْرًا مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً:
هر کس نسبت به ( موردی) از امیرش ناخوش بود صبر کند چون هر کس به اندازه وجبی از ( اطاعت) سلطان خارج شود همانند مرگ جاهلیت مرده است.

استاد " تاریخ اسلامی " رو به دانشجوی اهل سنت میگوید:
بزرگترین محدث اهل سنت – بخاری - از قول رسول اکرم (ص) نقل کرده است که درباره قیامت فرمودند: گروههایی ازامت اسلام در قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شده، ملائکه مانع آمدن آنها می شوند، من می گویم : خدایا اصحابم( از رسیدن به من مانع شده اند) پاسخ گفته می شود : تو نمی دانی پس از مرگ تو آنها چه کرده اند، پس مانع آنها و نجات انها می کردند.
سوال : دقیقا بعد از فوت پیامبر چه اتفاقی افتاد؟پس رمز این نجات چیست؟ ( از نظر شما)
پاسخ دانشجو: استناد شیعه به این حدیث آغاز یک دسیسه برای تقویت نقطه نظر خودش در مورد صحابه کرام – رضی الله عنهم- می باشد کسانی که خداوند از آنان راضی بوده و آنان نیز از خداوند راضی اند( رضی الله عنهم و رضوا عنه)
شیعه بر اساس روایات جعلی که در کتب معتبرشان آمده اعتقاد به ارتداد صحابه بعد از فوت پیامبر دارند و مجموع مومنان را در اقلیتی معدود که از شمار انگشتان دست تجاوز نمی کنند منحصر می کنند؟!
توحيد به سه نوع، تقسيم می شود كه عبارت است از:
اول: توحيد ربوبيت: ايمان آوردن به الله كه خالق و آفريننده همه موجودات است و تنها او مدبر و متصرف در همه چيز و هر كارى است، حال آنكه هيچ شريكى براى او وجود ندارد.
دوم: توحيد الوهيت: ايمان آوردن به الله بدين معنا كه وى تنها معبود بر حق است و هيچ شريكى ندارد، و اين همان مفهوم و معناى (لا إله إلاَّ الله) است، يعنى هيچ معبودى بر حق غير از خداوند يكتا نيست و وجود ندارد، و ديگر اينكه اخلاص داشتن در تمام عبادتها مانند: نماز، روزه، ووو… براى خداوند يكتا واجب است و نبايد هيچ نوع از انواع عبادت را براى غير خدا انجام داد، زيرا اين عمل نادرست و ناجايز است.
سوم: توحيد در اسماء و صفات خداوند يكتا: اين بدان معناست كه بايد به هر آنچه كه در ارتباط با اسماء و صفات الله در قرآن كريم و احاديث صحيح آمده است ايمان آورد، و آنها را براى او چنان اثبات كنيم كه توصيفش لايق به ذات وى ـ عز وجل ـ باشد، بدون آنكه در اين توصيف و اثبات، تحريفى [1]، يا تعطيلى [2] ، يا بيان چگونگى [3] ، و يا تشبيهى [4] راه يابد. همانگونه كه خداوند سبحان در سوره اخلاص میفرمايد: ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد﴾.
«(اى پيامبر ما به مردم) بگو: او همان الله است كه يكتا و بى همتا و همانند است، الله از همه موجودات بى نياز میباشد بگونهای كه تمامى موجودات هستى به او نيازمند هستند، او فرزندى نزاده، و خودش هم زاييده نشده است (منحصر فرد و يكتا می باشد) و هيچ كس و هيچ چيز همتا و هماورد و همانند او نيست».
و در آيه 11، سوره شورى خداوند خويش را اين چنين معرفى میكند: ﴿لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ﴾.
«هيچ چيزى همانند خداوند يكتا نيست، حال آنكه ـ به كردار، رفتار و نيات، بندگان ـ بسيار شنوا و بنيا است».
گروهى از دانشمندان و علماء توحيد را به دو دسته تقسيم كردهاند بدينصورت كه توحيد در اسماء و صفات را در توحيد ربوبيت ادغام كرده و هر دو را يكى دانستهاند. و اين امر مشكلى را پديد نمیآورد زيرا هر قسم كاملاً واضح و روشن میباشد.
انواع شرك:
1 ـ شرك اكبر.
2 ـ شرك اصغر.
3 ـ شرك مخفى و پنهانى.
یکی از دوستان پزشکم تعریف می کرد که او به بالین مریضی در اتاق بستری رفته بود...می گفت: مریض پیرمردی بود که سن و سالی زیادی داشت...روی تخت سفیدی دراز کشیده بود و همه صورتش از نور میدرخشید..دوستم می گفت: پرونده اش را خواندم : دیدم که بر روی او عمل جراجی قلب صورت گرفته است، به او نوعی بیماری کم خونی دست داده بود، طوری که به قسمتهایی از مغزش خون نمی رسید.
او در بیهوشی کامل به سر می برد و دستگاههای مخصوص به او متصل بودند...و بر روی دهانش دستگاه تنفس مصنوعی گذاشته شده بود که در هر دقیقه نه(9) نفس می زد.
یکی از فرزندانش همراه او بود...از او سوالاتی کردم و او به من جواب که پدرش چندین و چند سال در یکی از مساجد موذن بوده است...
به پیرمرد نگاه می کردم ...دستش را گرفتم ..چشمش را بالا زدم ..با او حرف زدم ولی او چیزی احساس نمی کرد ...وضعش واقعا وخیم بود ...پسرش به او نزدیک شد و در گوشش با او حرف می زد...می گفت: پدر..مادر خوب است برادران همه خوبند..دایی از سفر برگشته ...
پسر هم چنان با او حرف می زد و حال او هیچ تغییری نمی کرد....پیرمرد حرکتی نداشت و دستگاه هم چنان 9 نفس در یک دقیقه را نشان می داد.